آیا روسیه اعراب را به نفع اسرائیل خلع سلاح می‌کند؟

۲۴ شهریور ۱۳۹۲ | ۲۰:۴۶ کد : ۱۹۲۱۴۳۹ سرخط اخبار

توافق روسیه و آمریکا بر سر تسلیحات و ذخایر شیمیایی سوریه، رویداد مهمی است که باید تأثیر آن به دقت مورد شود.

به گزارش «تابناک»، در چند هفته اخیر و پس از انتشار خبر استفاده از گازهای شیمیایی در سوریه، موضع اعلامی غرب در قبال سوریه، دچار تغییرات بسیاری شد و سرانجام در سایه توافق کری و لاوروف در مورد چهارچوبی برای از بین بردن تسلیحات شیمیایی سوریه، سایه حمله و تجاوز به سوریه قدری کم رنگ تر شده است.

بنا بر این گزارش، خط قرمز اعلامی اوباما رئیس جمهور آمریکا، مبنی بر قابل تحمل نبودن استفاده از سلاح شیمیایی در سوریه شکسته شد و بدون این که عامل قطعی استفاده از این تسلیحات در سوریه تعیین شود، غرب خود را برای حمله و تجاوز غیرقانونی به این کشور آماده می کند؛ احتمالی که هرگز منتفی نخواهد شد.

این گزارش می افزاید: هرچند توافق بین آمریکا و روسیه بر سر تسلیحات شیمیایی، فعلا مداخله خارجی را از سوریه دور می کند، روند در پیش گفته شده از سوی غرب، می تواند راه را بر کاهش توان بازدارندگی سوریه و تجاوز در آینده به سوریه باز کند. تجربه سال ها فشار غرب بر عراق و خلع سلاح تدریجی این کشور پیش از حمله به آن در سال ۲۰۰۳، نمونه ای است که پیش روی تحلیلگران روابط و سیاست بین الملل است. در فاصله بیش از ده ساله حمله صدام به کویت تا حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، آمریکا همواره تسلیحات عراق و نیز با بمباران های تدریجی، توان نظامی این کشور را از بین برد.

دکتر علی خرم، نماینده پیشین ایران در سازمان ملل، این موضوع را امروز در یادداشتی در روزنامه بهار بررسی کرده است: غرب و به ویژه آمریکا هیچ ابایی نداشته که نیات خود را درباره نظم دادن به جهان در قالب ایجاد حلقه محاصره اطراف روسیه و چین بگویند. این نیات از یک سو در دهه ۱۹۹۰ پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و نابودی نظام دوقطبی شکل گرفت و از سوی دیگر در سال ۲۰۰۰ با قوت گرفتن سریع اقتصاد چین و تبدیل این کشور به رقیب واقعی برای آمریکا الزام پیدا کرد.

بنا بر این گزارش، در دو دهه گذشته آمریکا تلاش کرد، قدم به قدم شرایط را برای این محاصره فراهم سازد که از جمله سامان دادن به خطوط سیاسی در خاور دور و خاورمیانه است، به گونه ای که کشورهای این مناطق نه تنها مانعی در راه این استراتژی جدید نباشند، بلکه خود تسریع کننده و تسری دهنده غرب و ناتو به سوی مرزهای جنوبی روسیه و چین باشند.

اما جنگ سرد دوران دوقطبی هیچ گاه متوقف نشد، بلکه به موازات سست و ضعیف شدن روسیه نسبت به دوران شوروی، آمریکا و غرب با ابزار ناتو جدی تر، امیدوار تر و تهاجمی تر شده، تلاش کردند کشورهای جهان را به گرد خود به عنوان تنها قطب جهان جمع کنند.

این که آمریکا و غرب از یک طرف و روسیه و چین از طرف دیگر چگونه به هم می نگرند و چه استراتژی آشکار و پنهانی در قبال یکدیگر دارند، موضوع قدرت های بزرگ است ولی آنچه به خاورمیانه مربوط می شود (منطقه ای که انبوهی از تنوع های فرهنگی، مذهبی، تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی است)، این است که اگر کشورهای مستقل نخواهند در این بلوک بندی سرباز پیاده غرب باشند، چه راهی در پیش گیرند؟

عربستان که انتخاب خود را از ابتدا، بازی کردن در زمین غرب قرار داده ملاحظه می شود چگونه با پشتیبانی آمریکا در بحرین رسما نیرو پیاده می کند و به سرکوب مردم این کشور می پردازد و هیچ گونه واکنشی در غرب صورت نمی گیرد و سپس در چهارچوب ساماندهی خاورمیانه مورد نظر آمریکا، عربستان به تقویت تظاهرات و جنگ داخلی در مصر و سرنگونی دولت اخوان المسلمین می پردازد و باز هم واکنشی صورت نمی گیرد.

داستان سرباز پیاده بودن برای آمریکا به همین جا خاتمه نمی پذیرد، بلکه عربستان با صرف بودجه کلانی به بی ثباتی عراق و سپس سوریه می پردازد و برای سرنگونی دولت سوریه به ارسال پول و سلاح برای معارضین و به ویژه نیروهای القاعده اقدام می کند.

عربستان آمریکا را تشویق می کند که به خونخواهی به کارگیری سلاح شیمیایی ـ که منشأ آن به استناد روسیه، معارضین سوریه بوده ـ به این کشور حمله نظامی کند، ولی در پایان سناریو، بخت با عربستان، ترکیه و قطر و آقای اوباما یاری نمی کند. رئیس جمهوری آمریکا در داخل کشورش با جبهه ای متحد از مردم مخالف حمله به سوریه روبه رو می شود و در خارج هم متحدان کمی از او حمایت می کنند، زیرا همگی می دانند این یک صحنه نه چندان واقعی است که حمله به سوریه نه توجیه انسانی دارد که به خونخواهی ۱۴۰۰ تن ده ها هزار کشته شوند و نه توجیه حقوقی قانونی دارد که از دایره اجماع شورای امنیت بتوان عدول کرد.

البته به کارگیری سلاح شیمیایی در هر کجا توسط هرکسی و به هر دلیل، قویا محکوم است و باید مورد تعقیب بین المللی قرار گیرد ولی به کارگیری زور در این مقطع نه برای اهداف انسانی بلکه برای اهداف خاص سیاسی آمریکاست.

هدف نخست، اعمال نظم مورد نظر آمریکا در جهان از طریق استثنا بر قاعده شدن اجماع در شورای امنیت است که ویژه تنها ابرقدرت جهان یعنی آمریکا باشد.

هدف دوم از میان بردن حکومت سوریه است که در نگاه آمریکا یک هم پیمان روسیه است.

هدف سوم، تقویت برتری اسرائیل در منطقه از طریق تضعیف سوریه است.

هدف چهارم برآورده کردن سیاست منطقه ای عربستان در سوریه است که هزینه این جنگ را می پردازد، مبنی بر تضعیف علوی ها و شیعیان و جایگزین کردن آن با حکومت سلفی ها و وهابی ها.

و هدف پنجم آن گونه که اعلام کرده اند، نشان دادن الگو به ایران درباره پرونده هسته ای است.

آنچه در این میان مفهوم نیست این که آیا روسیه و چین استراتژی محاصره ای خود را به خوبی درک و برنامه ریزی کرده اند؟ اگر چنین بود، انتظار می رفت حضور آنان در صحنه سوریه پررنگ تر باشد؛ مثلا فرستادن موشک های اس ۳۰۰ روسیه به سوریه مدت ها قبل بدون «لیت و لعل» باید صورت می گرفت که آمریکا و اسرائیل به این آسانی حاکمیت و تمامیت ارزی سوریه را با حمله هوایی و موشکی مورد نقض قرار ندهند.

ضمن استقبال از زدوده شدن سایه شوم جنگ و استقبال از پیوستن سوریه به کنوانسیون منع سلاح های شیمیایی، اکنون که به پیشنهاد روسیه قرار شده سلاح های شیمیایی سوریه تحت نظارت سازمان ملل متحد قرار گیرد، آیا روسیه فکری برای توازن قوا در خاورمیانه کرده است که به فشار بیشتر غرب بر کشورهای مستقل نینجامد؟

کشورهای عربی همسایه اسرائیل نظیر سوریه و مصر تنها عامل بازدارنده ای که در قبال اسرائیل برای حفظ امنیت ملی خود داشتند سلاح شیمیایی بود، بنابراین تاکنون به کنوانسیون مربوطه نپیوسته اند. اگر سوریه که هدف اول اسرائیل و آمریکاست بازدارندگی خود را از دست دهد، جایگزین آن چه خواهد بود؟

مذاکرات صلح اسرائیل با اعراب یکجانبه در اختیار آمریکاست و سوریه و چین نقشی در آن ندارند؛بنابراین، لابی اسرائیل توانسته در نیم قرن گذشته این صلح را یک طرفه بر اعراب تحمیل کند. اگر روسیه بنا بر آنچه اعلام کرده منافع اساسی در سوریه به عنوان دروازه اصلی جنوب شرقی مدیترانه دارد، برای حفظ این دروازه، مستقل از بشار اسد، چه فرمول و راهکاری دارد؟

با توجه به این که اسرائیل دارای مخازن بزرگی از سلاح های هسته ای، شیمیایی و میکروبی است، آیا وقت آن نرسیده که روسیه و چین خاورمیانه عاری از سلاح های کشتار جمعی را جدی پیگیری کنند و مذاکرات بین المللی را به سمت و سویی ببرند که اسرائیل را هم وادار کنند در زرادخانه های خود در زمینه های هسته ای، شیمیایی و میکروبی را روی بازرسان و ناظران بین المللی باز کنند؟

گفتنی است، در صورتی صلح پایدار در خاورمیانه برقرار خواهد شد که قوانین و فرمول های جهانی بدون تبعیض روی کشورهای منطقه پیاده شود، وگرنه ساختن و تراشیدن ابرقدرت منطقه ای برای خاورمیانه، نتیجه ای جز بی ثباتی و افراطی گری به بار نخواهد آورد. خوشبختانه کشور ما نخستین پیشنهاددهنده خاورمیانه عاری از سلاح های هسته ای در سال ۱۳۵۲ بوده و ضمن استفاده از انرژی صلاح آمیز هسته ای به هر دو کنوانسیون شیمیایی و میکروبی پیوسته و در عمل، خود را جزو این طرح می داند.

کلید واژه ها: روسیهاسرائیلخاورمیانهچینروسیه و چینعربستانعراقسوریه


( ۱ )

نظر شما :