منافع ملی و ضرورت روی کار آمدن دولتی قوی

غرب برای مذاکره با ایران تا انتخابات صبر می کند

۰۳ بهمن ۱۳۹۱ | ۱۴:۰۷ کد : ۱۹۱۱۵۳۵ گفتگو خاورمیانه
دکتر سید محمد صدر، معاون پیشین وزارت خارجه و تحلیل گر مسائل بین المللی در گفتگو با دیپلماسی ایرانی با اشاره به بحث مذاکره با آمریکا معتقد است اگر دولت آینده دولتی قوی باشد می تواند از موضع قدرت و عزت، چه با امریکا و چه با کشورهای دیگر مذاکره کند و منافع کشور را تامین کند.
غرب برای مذاکره با ایران تا انتخابات صبر می کند

دیپلماسی ایرانی: دولت نهم و دهم با رویکرد نفی سیاست خارجی دولت های پیش از خود کار خود را آغاز کرد و با سیاست خارجی تهاجمی شکل جدیدی از بازی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی را رقم زد. حال که این دولت در ماههای پایانی خود به سر می برد از ایده های اولیه خود فاصله گرفته و سخن از مذاکره با آمریکا به میان می آورد ولی آیا آمریکا با این دولت مذاکره می کند؟ این سوالی است که با دکتر سید محمد صدر، معاون پیشین وزارت خارجه و تحلیل گر مسائل بین المللی در میان گذاشته ایم که در زیر متن این مصاحبه را می خوانید:

همواره گفته می شود که یکی از عناصر مهم در سیاست خارجی، تحرک و پویایی سیاست خارجی است. به نظر شما تا چه اندازه سیاست خارجی ما در حال حاضر از این تحرک و پویایی برخوردار است؟

به نظر من سیاست خارجی دولت آقای احمدی نژاد همواره نسبت به تحولات عقب بوده است و از تحرک و پویایی کافی برای همگامی با تحولات برخوردار نبوده است. یکی از مثالهای این خمودگی و حرکت با تاخیر طولانی، بحران سوریه است. مثلا شاهد بودیم که در هفته های گذشته ایران طرح شش ماده ای برای حل بحران سوریه ارائه داد. در حالی که این طرح باید حداقل یک سال پیش مطرح می شد و دیدیم که ارائه این طرح در حال حاضر هیچ تاثیری نداشت؛ چرا که کارایی این طرح در حال حاضر زیر سوال است. در مورد مسائل دیگر هم همین طور است. وقتی سیاست خارجی عقب باشد، مواضع با تاخیر صورت می گیرند و تاثیری ندارند. فراموش نکنیم که سیاست خارجی عمل درست در موقع درست است. این که عملی درست با تاخیری چند ماهه و گاهی چند ساله صورت بگیرد نافی سیاست خارجی پویا است.

این کندی و عدم تحرک به وزارت خارجه مربوط می شود؟

من فکر می کنم این ضعف سیاست خارجی دولت آقای احمدی نژاد است و به طور دقیق و مشخص به وزارت خارجه برنمی­گردد. بالاخره در وزارت خارجه کارشناسان مسلط و فهیمی هستند که به موقع نظر می دهند اما متاسفانه حرف این کارشناسان چندان شنیده نمی شود و بی حاصل می ماند.

نهادهای دیگری هم به غیر از دولت و وزارت خارجه در سیاست گذاری تاثیرگذار هستند، مثلا مجلس؟

نه. به نظر من مجلس هم در سیاست خارجی فعال نیست.  در حالی که مجلس باید خیلی بیش از این پیگیر مسائل سیاست خارجی باشد. به هر حال بخش عمده ای از مشکلات ما امروز به اشتباهات سیاست خارجی بازمی گردد. مجلس، بر طبق قانون اساسی و بر اساس سوگندی که نمایندگان خورده اند موظف است که بر این سیاست ها نظارت کند و مانع از رفتارها و سیاست های اشتباهی شود که نتیجه آن سیاست ها بر زندگی مردم تاثیر می گذارد و به قول معروف دود آن به چشم مردم می رود.  

ولی تجربه موارد قبلی دخالت مجلس نشان می دهد که آقای احمدی نژاد چندان به مجلس اجازه حضور و اظهار نطر در سیاست خارجی را نمی دهد؟

این که آقای احمدی نژاد به مجلس راه می دهد یا نمی دهد، یک مسئله است و این که مجلس به طور کلی سیاست خارجی را رها کند مسئله دیگری است. مثلا می بینیم که مجلس در حال حاضر در مسائل اقتصاد فعال است. این که حرف مجلس به جایی می رسد یا خیر، بحث دیگری است. اما بالاخره فعال است و مدام در این حوزه اظهار نظر می شود یا طرح تصویب می شود و ...  اما در مسئله سیاست خارجی که در اهمیت چیزی کمتر از مسائل اقتصادی ندارد، دیده می شود که مجلس فعال نیست.

یکی از آسیب های سیاست خارجی ناهماهنگی در سیاست خارجی است. از زمان به قدرت رسیدن آقای احمدی ن‍ژد تصور این بود که به دلیل همسویی ایشان با دیگر نهادهای حاکمیت هماهنگی در سیاست خارجی بیشتر شود. آیا اکنون به نظر نمی رسد که ناهماهنگی بیشتر از دولت های پیشین شده است؟

بله، حتما بیشتر از گذشته است. یک نمونه ملموس آن قضیه ترکیه است. ترکیه یک همسایه مهم ایران است. اما می بینیم که در داخل ایران، برخی از مقامات خصوصا مقامات نظامی مواضعی می گیرند که صحیح نیست و در تناقض با مواضع دیگری است که از سوی نهادهای حاکمیتی اتخاذ می شود. اما چنین سخنانی بیان می شود. طرف خارجی ما نیز این موضع را دریافت می کند و نسبت به آن عکس العمل نشان می دهد. در حالی که ضرورتی ندارد که یک مقام نظامی تا این اندازه در مورد سیاست خارجی اظهار نظر کند. این وزارت خارجه، رئیس جمهور و رهبری هستند که باید در مورد سیاست خارجی صحبت کنند. اما متاسفانه امروز از مبادی مختلف اظهار نظرهایی می شود که هر یک تاثیر خود را می گذارند و نوعی ناهماهنگی در سیاست خارجی به ذهن متبادر می شود.

نهاد هماهنگ کننده این مجموعه کیست؟

یکی از نهادهای هماهنگ کننده شورای عالی امنیت ملی است که متاسفانه مدیریتی در این اظهار نظرها انجام نمی دهد.

یکی از نمونه های این ناهماهنگی بحث مذاکره با آمریکاست. تقریبا هر روز مقامی در این مورد اظهار نظر می کند که در بیشتر مواقع با نظرات دیگران هماهنگ نیست. بالاخره مذاکره با آمریکا صورت می گیرد یا خیر؟

مسئله ایران و آمریکا کاملا با پرونده هسته ای ایران گره خورده است. امریکا هم که می گوید می خواهیم مذاکره کنیم، بلافاصله می گوید از طریق 1+5. یعنی تا وقتی مذاکرات هسته ای پیشرفتی نداشته باشد آن مذاکرات هم پا نخواهد گرفت. یعنی مجموعه تاثیرگذار در سیاست خارجی در ابتدا باید موضع خود را در این زمینه روشن کنند. مذاکرات اخیر ایران و آ‍ژانس می تواند زمینه ای برای پیشرفت در مذاکرات ایران با 1+5 نیز باشد.

یعنی ایران باید به مذاکرات با 1+5 جدی نگاه کند؟

بله. ایران باید سالها پیش به طور جدی این مذاکرات را پیش می برد و به نتیجه می رساند. از همان موقع که آقای احمدی نژاد می گفت که پرونده ایران به شورای امنیت نمی­رود و بعد که رفت گفت قطعنامه تحریم علیه ایران صادر نمی­شود، بعد که صادر شد گفت که قطعنامه شورای امنیت ورق پاره­ای بیش نیست و بعد که چندین قطعنامه صادر شد، گفت که آن قدر قطعنامه صادر کنید تا قطعنامه دانتان پاره شود، گفته می شد که راه حلی جز مذاکره وجود ندارد و باید به صورت جدی مذاکره کرد و بالاخره به نتیجه رسید. این که این مسئله به نوعی بن بست دچار شده و هر دوره مذاکرات بی نتیجه برگزار می شود، کار را به این جا رسانده است. الان هم راه حل مذاکره با آژانس و با 1+5 و دنبال کردن منافع کشور در این چارچوب است. چرا هرچه که زمان بگذرد فرصت­های بیشتری از دست می­رود.

آیا ممکن است در چند ماه مانده تا انتخابات آقای احمدی نژاد تحولی در این مسئله ایجاد کند و مذاکرات را پیش ببرد؟

خیر، من معتقدم که دولت آقای احمدی­نژاد با توجه به این که مشروعیت بین­المللی ندارد و دولتی منزوی از منظر سیاست خارجی است، بعید است که بتواند در این زمینه کار جدی انجام دهد. چه بسا که باراک اوباما و دیگر مقامات غربی منتظر انتخابات ریاست جمهوری در ایران باشند تا ببینند که نتیجه انتخابات چه می شود و مواضع رئیس جمهور بعدی چیست، تا بعد به صورت جدی با او وارد مذاکره شوند.

اما به هر حال مواضع آقای احمدی نژاد نسبت به ابتدای ریاست جمهوری اش تغییرات زیادی داشته و هم از تاثیرگذاری تحریم ها سخن می گوید و هم آمادگی ایران برای مذاکره با آمریکا را مطرح کرده. ممکن است دولت بعد مواضع تندتری داشته باشد و فضای کنونی هم دیگر نباشد؟

ببینید  مذاکره با فردی که آن حرف های تند را زده و با مطرح کردن بحث هلوکاست و محو اسرائیل و آمریکا از نقشه و ... از خودش شخصیت جنجالی و غیرقابل پبش­بینی به دنیا معرفی کرده ، چندان در دستور کار غرب نیست.  به نظر من اساسا ایشان استراتژی مشخصی در سیاست خارجی نداشت و اگر هم داشت یک استراتژی زیگزاگی و سینوسی بوده و استراتژی سینوسی همیشه بی نتیجه است. باید در استراتژی خط مشخصی تعیین شود و بر اساس آن قدم به قدم گام برداشته شود. در هر گام هم خود فرد و عامل تصمیم گیر باید بداند کجا قرار دارد، از کجا شروع کرده و می خواهد به کجا برود و هم طرف مقابل متوجه شود که برنامه مشخصی در دستور کار دارد و بر اساس آن تصمیم بگیرد. در واقع کشورها باید رفتارهای پیش بینی پذیر از خود سر دهند که کشورهای دیگر بتوانند بر آن مواضع و رفتارها حساب کنند.  متأسفانه نتیجه این سیاست­های جنجالی و تندروانه و افراطی، همیشه تفریط خواهد بود. کسی که می­خواست مدیریت جهانی کند و همه دنیا را اصلاح کند و اسرائیل و آمریکا را از نقشه جهان محو کند حالا به جایی رسیده که به آمریکا برای مذاکره و برقراری رابطه التماس می­کند. در حالی که کارشناسان معتقدند هیچ­گاه نباید از موضع ضعف با آمریکا وارد مذاکره شویم. اگر هم قرار است مذاکره ای بین ایران و آمریکا صورت گیرد باید از موضع قدرت و عزت باشد تا مذاکرات پیش رود. البته موضع از سر قدرت و عزت را دولتی می­تواند بگیرد که هم پایگاه اجتماعی قوی داشته باشد و هم مشروعیت بین المللی. که متاسفانه در شرایط فعلی چنین شرایطی وجود ندارد.

اگر بخواهید تجویزی برای سیاست خارجی ایران داشته باشید؟

من فکر می­کنم که الان که در پایان کار دولت قرار داریم، دولتی که با آن اوصاف به دنیا شناسانده شده، نمی تواند تغییری در این شرایط ایجاد کند. باید دولتی قوی سر کار بیاید که از دل یک انتخابات سالم، رقابتی و منصفانه بیرون شکل گرفته باشد و واقعا نماینده اکثریت مردم ایران باشد. این دولت است که می تواند از موضع قدرت و عزت، چه با امریکا و چه با کشورهای دیگر مذاکره کند و منافع کشور را تامین کند. دولتی می تواند در شرایط فعلی دنیا مشروعیت بین­المللی داشته باشد که مشروعیت و مقبولیت داخلی داشته باشد؛ در غیر این صورت خصوصا در شرایطی که ایران قرار دارد، جدی گرفته نخواهد شد. اگر این گونه نشود، برای حل قضایا راهی جز این که امتیازات بزرگی به طرف خارجی بدهد، ندارد. همیشه دولت هایی به طرف خارجی امتیاز می دهند که پایگاه داخلی ندارند.

تهیه کننده: تحریریه دیپلماسی ایرانی/16

انتشار اولیه: شنبه 30 دی 1391 / باز انتشار: سه شنبه 3 بهمن 1391

کلید واژه ها: سیاست خارجیآمریکااحمدی نژادمحمد صدر


نظر شما :