معادله‌ای که قدرت‌های عربی غایب اصلی آن هستند

تفاهم ایران و ترکیه در منطقه

۰۳ فروردین ۱۳۹۲ | ۱۵:۲۶ کد : ۱۹۱۴۰۴۳ ترجمه برگزیده خاورمیانه
آینده خاورمیانه در سایه کم‌رنگ شدن نفوذ امریکا در منطقه از آن ایرانی است که تلاش دارد از متحدان خود در منطقه، عموما شیعیان، حمایت کند و ترکیه‌ای است که بیش از همه درصدد حمایت از جریان‌های تامین کننده منافعش است.
تفاهم ایران و ترکیه در منطقه

دیپلماسی ایرانی: منطقه عربی در حالتی از یاس و ناامیدی و همچنین تفکک و جدایی از یکدیگر از قبل انقلاب های عربی به سر می برد. امروزه شاهدیم که آن چه در حال از بین رفتن است قبل از هر چیز امنیت عربی است، مقوله ای که از همه طرف در حال استحاله رفتن است و بدین ترتیب باید بپذیریم که فصلی جدید برای جهان عرب در حال آغاز شدن است. ملت عربی که تا چندی پیش از دیکتاتوری های صدام حسین و امثال او شکایت داشتند اکنون دیگر آنها را در راس امور خود نمی بینند و از این بابت حداقل به آرزویشان رسیده اند که سایه چنین دیکتاتورهایی را بالای سرشان ندارند.

دیکتاتوری صدام حسین از طریق لفافه ملی ای که در درون خود تمایلات طایفه ای و عشیره ای و مذهبی به روشنی نمایان بود بر عراق استیلا داشت. حکومت تمامیت خواهی که اکثریت شیعه را به شدت سرکوب می کرد و اقلیت سنی را در راس همه امور کشور قرار داده بود، اما زمانی که این کشور با دخالت امریکایی ها نابود شد، شاید بساط دیکتاتوری از این کشور رخت بر بست اما آغاز توطئه ای جدید علیه منطقه بود که نه فقط عراق بلکه جهان عرب و همچنین همه کشورهای خاورمیانه غیرعربی را نیز شامل می شد. از این جا بود که ایران نیز درصدد نجات منافع خود از این توطئه شوم امریکایی بر آمد. توطئه ای که با برافروختن جنگ در کشوری که بلندترین مرز را با آن دارد، تلاش داشت حتی آن کشور را نیز درگیر مسائل عراق کند. از این جا بود که نفوذ ایران در عراق آغاز شد. ایرانی ها از برگه های برنده خود در میان کردها، شیعیان و با قدرتی به مراتب کمتر سنی ها در عراق استفاده کردند و پس از مدت کوتاهی و در سایه اشغال عراق توسط بزرگ ترین دشمن ایران در جهان توانستند جای پای محکمی برای خود در این کشور باز کنند تا بدین ترتیب توطئه های امریکایی را از خود دور سازند.

در این میان کردها تلاش تازه ای را آغاز کردند. قومی که پس از عراق بیشترین اختلاف را با ترک ها داشتند، ترجیح دادند که دوستی با ایران را حفظ کنند و در سایه این دوستی به حل اختلافات خود با ترک ها بپردازند. به این ترتیب یک هم خوانی سیاسی و به دنبال آن هم پیمانی سیاسی میان شیعیان و کردها برای تعامل با یکدیگر و با توافق قدرت های بزرگ منطقه ای یعنی ایران و ترکیه و سپس امریکا برای تشکیل حکومتی جدید در عراق شکل گرفت.

با عقب نشینی امریکایی ها از عراق ایران توانست به سرعت خلاء نبود آن را پر کند، مساله ای که بر خشم ترکیه افزود و امریکا را واداشت که معادله جدید عراق را به ناچار بپذیرد.

ترکیه از این که اتحادیه اروپا عضویتش را در این اتحادیه نپذیرفته به شدت سرخورده است، ترکیه می داند اروپایی ها هنوز خاطره استیلای آن بر شرق اروپا را فراموش نکرده اند و همچنین این کشور را بزرگترین کشور اسلامی مورد تهدید خود می دانند. برای همین برای جبران این سرخوردگی به دنبال نفوذ در منطقه خاورمیانه بر آمده است. این مساله سبب شده تا رقابتی تنگاتنگ میان ایران و ترکیه برای نفوذ در خاورمیانه عربی آغاز شود. البته رقابتی حساب شده، به دور از احساسات و در چارچوب اصول منطقی.

با آغاز بهار عربی هم ایران و هم ترکیه درصدد بر آمدند تا از این تحول عظیم سیاسی و اجتماعی نهایت بهره را ببرند. و شاید بتوان گفت در سایه تنش های عربی بر سر نفوذ امریکا و اسرائیل در منطقه به سبب حمایتشان از رژیم های دیکتاتوری به ویژه آن دسته از رهبرانی که از قبل بهار عربی سقوط کردند، ایران و ترکیه توانستند موفقیتی عظیم در همراه ساختن جریان های عربی با خود به دست آورند. مصر، تونس و لیبی به محلی جدید برای رقابت این دو قدرت بزرگ منطقه ای تبدیل شدند. در مصر و تونس تفاهمی میان ایران و ترکیه به وجود آمد اما در لیبی ترکیه با همراه شدن با غربی ها در حمله به این کشور تا اندازه ای وجهه خود را از دست داد در حالی که ایران با حفظ چهره بی طرفی خود توانست حتی رهبران تازه کار لیبایی را با خود همراه کند. آنها نیز تا آن جا که توانستند به ایران و متحدانش از جمله عراق در مهار تروریسم و تهدیدهای منطقه ای کمک کردند. اما نقطه تلاقی ایران و ترکیه سوریه بود. ترکیه با رویای روی کار آمدن اخوانی ها در سوریه از در حمایت از مخالفان اسد در آمد و در این رابطه هزینه های هنگفتی داد در حالی که ایران در کنار اسد ایستاد و اجازه نداد بشار حتی یک لحظه احساس شکست کند. در این جا نیز سوریه یک گام از ایران عقب افتاده است. اکنون ترک ها به صراحت از سوی امریکایی ها مورد مواخذه قرار گرفته اند که با کدام مجوز به جریان های اسلامی تندرو سلاح می دهند و از آنها حمایت می کنند. به همین دلیل در حالی که ترک ها برای حمایت خود از جریان های مخالف تحت فشار قرار گرفته اند ایرانی ها با فراغ بال از اسد حمایت می کنند و این مساله سبب شده است تا ایران دست برتر را در سوریه داشته باشد.

این در حالی است که نفوذ دیگر قدرت های منطقه ای به ویژه عربستان روز به روز کاهش می یابد و با درگیر شدن با مسائل داخلی شان از جایگاه منطقه ای خود دور می شوند. این مساله در سایه نبود مصر قدرتمند تاریخی سبب شده است تا ایران و ترکیه به قدرت های بلامنازع خاورمیانه تبدیل شوند و کنترل آن را به راحتی در دست بگیرند. برای همین به سادگی می توان گفت، آینده خاورمیانه در سایه کم رنگ شدن نفوذ امریکا در منطقه از آن ایرانی است که تلاش دارد از متحدان خود در منطقه، عموما شیعیان، حمایت کند و ترکیه ای است که بیش از همه درصدد حمایت از جریان های تامین کننده منافعش است. منافعی که ترکیه تلاش می کند با گره بستن آن به مسائل اقتصادی و بازرگانی تعریفی مالی برای آن بیابد. در این رابطه ایران و ترکیه با یکدیگر به تفاهم خواهند رسید در حالی که قدرت های عربی هیچ جایی در این معادله در حال ظهور نخواهند داشت.

منبع: گلوبال عرب نتورک

انتشار اولیه: یکشنبه 27 اسفند 1391 / باز انتشار : شنبه 3 فروردین 1392

کلید واژه ها: ترکیهعراقخاورمیانهامریکاسوریه


نظر شما :