امیر قطر با شمشیری دولبه بازی می کند

از رقص با تندروها تا شب نشینی با اسرائیلی ها

۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ | ۱۵:۵۹ کد : ۱۹۱۶۱۷۸ گفتگو خاورمیانه
علی جنتی، سفیر سابق ایران در کویت و تحلیل گر مسائل منطقه در گفتگو با دیپلماسی ایرانی به تحلیل موشکافانه سیاست های دوحه در سوریه و فلسطین پرداخته و از نفاقی می گوید که امیر این کشور سرلوحه دستگاه دیپلماسی خود قرار داده است
از رقص با تندروها تا شب نشینی با اسرائیلی ها

دیپلماسی ایرانی: بحران در سوریه نه تنها گروه های مخالف بشار اسد در این کشور را چندپاره کرده که به ایجاد انشقاق جدی میان مخالفان خارجی بشار اسد هم منتهی شده است. اگر در نخستین ماه های آغاز ناآرامی در سوریه، مخالفان عربی - غربی بشار اسد دست در دست ترکیه یکصدا خروج وی از حاکمیت را فریاد می کردند امروز با گسترده تر شدن هویت مخالفان بشار از سلفی ها تا جبهه النصره و گروه های نزدیک به اخوان دیگر از اتحاد اعراب در سوریه خبری نیست. ترکیه و قطر که تنها به رفتن بشار اسد از سوریه فکر می کنند چندان به فردای این وداع نمی اندیشند. این واقعیت که جانشین یا جانشین های بشار اسد چه کسانی خواهند بود و چه مرام و مسلک سیاسی و نظامی را در پیش خواهند گرفت چندان مورد دغدغه آنکارا و دوحه نیست. دو کشوری که یکی زمین خود را برای انتقال سلاح در اخیتار مخالفان بشار قرار می دهد و دیگری سرمایه مورد نیاز برای این مخالفت را پرداخت می کند. در این میان کشورهایی چون عربستان و اردن که از نام اخوان المسلمین وحشت دارند تلاش مضاعفی را دست در دست امریکا برای مهار حضور این گروه در سوریه پس از بشار آغاز کرده اند. اختلاف های میان قطر و عربستان به اندازه ای رسیده که برخی منابع خبری از اخراج قطر از پرونده سوریه و واگذاری آن به آل سعود خبر می دهند. اما شیطنت قطری ها در منطقه تنها به سوریه محدود نمی شود. درست در روزهایی که جهان چشم به حوادث دمشق دوخته و حمله اسرائیل به این کشور در راس اخبار بین المللی قرار داشت قطری ها از طرح زمین در برابر زمین برای پایان دادن به مناقشه ای نیم قرنی میان فلسطین و اسرائیل سخن گفتند. طرحی که چنان خیانت آشکاری به فلسطین بود که از همان بدو تولد مورد انتقاد شدید جریان حماس و البته تشکیلات خودگردان فلسطین قرار گرفت. استراتژی دوحه در در سوریه ، موارد اختلاف آن با عربستان و وجوه تشابه سیاست آن با ترکیه ، دلایل نزدیکی بیش از اندازه قطر به رژیم صهیونیستی و ریشه های فعالیت این کشور در پرونده مناقشه صلح فلسطین و اسرائیل را با  علی جنتی، سفیر سابق ایران در  کویت و تحلیلگر مسائل خاورمیانه در میان گذاشتیم:

امریکایی ها از وانهادن پرونده سوریه به قطر ، ترکیه و جریان اخوان در دو سال گذشته به ستوه آمده و طرح ریاض را بر طرح دوحه مقدم دانسته اند. جزئیات طرح قطر برای سوریه  چه بود؟

طرحی که قطر در سوریه دنبال می کند سرنگونی رژیم بشار اسد با انگیزه های مختلفی است که از دیرزمان در منطقه داشته است. اصولا قطر کشور کوچکی در منطقه خلیج فارس است که بلندپروازی های زیادی از جمله قصد تعمیق نفوذ خود در منطقه را دارد.  این کشور وارد بحران سوریه شده و حتی سعی می کند تا به این بحران دامن بزند که از ابتدای این بحران یعنی از دو سال پیش انگشت دخالت قطر را در مساله سوریه شاهد هستیم.

1.  نخستین طرح قطر در سوریه حمایت از اخوان المسلیمن سوریه  است . جریانی که  جزء تندترین جریان ها نسب به اخوان ترکیه و مصر بوده و به معنای دیگر رادیکال ترند. بنابراین از ابتدا تلاش قطر بر حمایت از اخوان سوریه متمرکز بود  که در تناقضی آشکار همزمان از جریان های مسلحانه بسیار تندرو و وابسته به القاعده همانند جبهه النصره نیز حمایت کرده است.

2. تلاش دیگر قطر طرح واگذاری کرسی سوریه در سازمان ملل به معارضان بود که به دلیل مخالفتی که امریکا و برخی کشورهای عربی با آن داشتند، مورد پذیرش قرار نگرفت.  

3. قطر همچنین طرح دخالت نظامی کشورهای عربی در سوریه را در اتحادیه عرب مطرح کرده تا اعراب را وادار به دخالت نظامی کند، اما کشورهای عضو اتحادیه عرب از اینکه مستقیما نیروهای خود را وارد سوریه کنند، حذر کردند.

4. از دیگر تلاش های دوحه می توان به تلاش برای صدور قطعنامه علیه سوریه در شورای امنیت با مطرح کردن ادعاهایی همچون استفاده از سلاح های شیمیایی و دمیدن در برخی ادعاهای غیرمستدل مخالفان مسلح بشار اشاره کرد.

پس موارد اختلاف میان استراتژی های دوحه و ریاض در دمشق چه بود؟

عربستان در حال حاضر با وجود آنکه حمایت های نظامی ود را از جریان معارضه ادامه می دهد اما بیشتر به دنبال راهکار سیاسی برای پایان دادن به بحران در سوریه است.  همانطور که می دانید عربستان بیشتر از جریان های سکولار و سلفی هایی که وابسته به القاعده نیستند حمایت می کند که این حمایت ها نیز از طریق اردن صورت می گیرد. یعنی سلاح هایی که برای معارضین سوری فرستاده می شود  از طریق اردن منتقل  و بیشتر در مناطق جنوبی سوریه همانند درعا مورد استفاده قرار می گیرد. این در حالی است که ترکیه و قطر بیشتر به معارضین در شمال سوریه یعنی حلب و حمص کمک می کنند.

مهم ترین اختلاف هایی که میان قطر و عربستان رخ داده در خصوص  ریاست دولت انتقالی است. سعودی ها بیشتر به دنبال ریاست  معاذ الخطیب بر دولت انتقالی هستند اما قطری ها در همکاری که با ترکیه داشتند نهایتا غسان هیتو را که فردی نزدیک به اخوانی هاست، انتخاب کردند. این امر باعث دلخوری آل سعود در ریاض شد.  در نتیجه عربستان تلاش کرده تا میان اخوانی های سوریه از طریق دستگاه های اطلاعاتی خود نفوذ کند .تلاش برای جذب برخی از اخوانی های سوریه در راستای همین سیاست جد عربستان بود که همین مساله نیز سبب عصبانیت قطری ها شد. بنابراین هردوکشور عمدتا به دنبال این هستند تا پس از بشار اسد بتوانند قدرت را در اختیار خود گیرند، بدین معنا که عربستان طرفداران خاص خود را در سوریه دارد و قطر و ترکیه نیز حامیان خود را دارند. در نتیجه شاهد تعمیق اختلاف ها میان دو طرف هستیم.  در این میان حفظ همبستگی با ترکیه در یک جبهه از اصلی ترین سیاست های قطر است اما عربستان راهی متفاوت از این دو کشور را در پیش گرفته است. مصری ها نیز در مساله سوریه  بسیار منفعل هستند، حال آنکه ارتباطات اخوانی آنها ایجاب می کند تا مشارکت بیشتری با اخوانی ها داشته باشند. محمد مرسی و وابستگان وی به دلیل ارتباطاتی که از گذشته با اخوان سوریه داشتند و مشکلاتی که امروزه در داخل مصر وجود دارد موفق نشدند تا حمایت جدی از اخوان سوریه کنند.

مهم ترین اختلافاتی که میان قطر و عربستان رخ داده در خصوص  ریاست دولت انتقالی است که سعودی ها بیشتر به دنبال این هدف بودند تا معاذ الخطیب ریاست دولت انتقالی را  برعهده بگیرد، اما قطری ها در تلاشی که با ترکیه داشتند نهایتا غسان هیتو را که فردی نزدیک به اخوانی هاست، انتخاب کردند

سیاست اسرائیل و آمریکا در قبال سوریه را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا واشنگتن و تل آویو برای دمشق بدون بشار اسد مهیا هستند؟

امریکایی ها معتقدند تا جایی که امکان پذیر است رژیم بشار اسد را یا از طریق سیاسی یا از طریق معارضین معترض و لیبرال و یا کمک به ارتش آزاد ساقط کنند. تا به امروز هم امریکایی ها  نه موافق دخالت به شکل مستقیم در این برحان بودند و نه به تجهیز جریان های تندرو و رادیکال کمکی کردند. واشنگتن  به شدت نگران رشد و تقویت جریان های وابسته به القاعده و سلفی های تندرو است. همانطور که می دانید این گروه های تندرو سلفی اخیرا فعالیت هایی را علیه اسرائیل در جولان انجام داده  و خمپاره هایی را به سمت اراضی اسرائیل پرتاب کردند. در نتیجه امریکایی ها به شدت نگران وضعیت سوریه پس از بشار اسد هستند، چراکه آنها بر این باورند که اگر بنا باشد پس از بشاراسد جریان های القاعده ای به قدرت برسند، تهدید بیشتری متوجه امریکا خواهد بود تا دولت کنونی بشاراسد.

حتی باید گفت این تهدید برای اسرائیل هم جدی تر خواهد بود چرا  که در طول 50 سال گذشته به هیچ وجه در مرزهای رژیم صهیونیستی با سوریه مشکلی وجود نداشته است.  این منطقه همیشه جزو مرزهای امن بوده است، اما در طول مدتی که سلفی ها در آنجا  تقویت شدند و در بلندی های جولان استقرار پیدا کردند مرزهای اسرائیل هم ناامن شده است. بنابراین آنها نیز با تقویت این نوع جریان های مسلحانه به شدت مخالف هستند . این در حالی است که این مساله برای قطر چندان حایز اهمیت نیست و دوحه تنها به ساقط کردن دولت بشار اسد می اندیشد.

با توجه به این نکته اخیرا امریکایی ها سعی کردند به مسکو نزدیک شده و بیشتر به دنبال راه حل سیاسی هستند. در آینده نزدیک پیش بینی می شود که در  15 خرداد اجلاس ژنو 2 میان امریکا، روسیه و چند کشور دیگری که ذی نفوذ هستند برگزار شود. البته اختلافاتی هم  در خصوص هویت کشورهایی که به این اجلاس دعوت خواهند شد از جمله جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. با اینهمه آمریکایی ها این  اصل  را پذیرفته اند که بحران سوریه باید از طریق راه حل سیاسی حل شود و را ه حل نظامی به جایی نمی رسد و تا به امروز هم به ویرانی کامل سوریه انجامیده است.

روزنامه وال استریت ژورنال از شکایت نمایندگان عربستان، امارات و اردن به  آمریکا از قطر پرده برداشته و دلیل این شکایت خود را نگرانی از تقویت جریان های رادیکال در غرب آسیا توسط دوحه عنوان کرده اند. پایه و اساس این اتهام چیست و چرا اعراب متحد امریکا به ناگهان روی از دوحه برگردانده اند؟ 

با توجه به آنچه عنوان شد طبیعی است که آنها به شدت نگران دخالت های  مستقیمی که  قطر با همراهی ترکیه در سوریه انجام می دهد، باشند. یکی از مشکلات اردن با دوحه این بود که که قطر تلاش می کرد تا کرسی سوریه را در اتحادیه عرب به معارضین واگذار کند.  اردن به منظور ممانعت از این امر  با امریکایی ها و  رهبران کشورهای عربی تماس گرفت تا قطر را از این امر بازدارند. هرچند در نهایت قطر موفق شد تا این کار را  انجام داده و  کرسی سوریه را به معارضین  واگذار کردند. تفاوت دیدگاه میان کشورهایی که به سیاست های  امریکا در سوریه  نزدیک تر هستند با قطر سبب شده تا به طور طبیعی متحدان واشنگتن با دوحه به اختلاف بخورند.

اساس اتهاماتی که عربستان، امارات و اردن در خصوص قطر مطرح می کنند این است که این کشور برای بر هم زدن آرامش حکومت ها تلاش می کند، همانطور که درتونس، لیبی و مصر در تمام طول دورانی که اوضاع این کشورها بحرانی بود قطری ها از معارضین حمایت می کردند. در تونس از اخوانی ها، در لیبی از معارضین قذافی، در مصر نیز از معارضین میدان تحریر، در یمن نیز قطری ها در بهم زدن اوضاع دخالت داشتند ( عربستان سعی کرد مشکلات آنها را حل و فصل کند). این مساله یکی از مهم ترین اختلاف های اساسی میان کشورهای عربی و قطر است چرا که   آنها از انتقال ناآرامی به کشورهای خود و  وضعیت خویش واهمه دارند. عربستان می داند  که تلاش  قطر برای تحریک  معارضین رژیم های حاکم  سبب شده تا مسائل و مشکلاتی را نیز برای کشورهایی همانند عربستان و بحرین ایجاد شود.

اخیرا شاهد حضور نخست وزیر قطر در واشنگتن و حمایت دوحه از طرح جنجالی زمین در برابر زمین برای پایان دادن به مناقشه صلح در فلسطین بودیم. این طرح با مخالفت جدی حماس و گروه های فلسطینی روبه رو شده است. در این فضا چرا دوحه باید منادی چنین طرح جنجالی باشد؟ آیا شاهد تغییر موضع دوحه در قابل مساله غزه و فلسطین هستیم؟ رابطه دوحه وتلاویو به چه دورانی بازمی گردد؟

قطر دولت منافقی است که  دوگانه عمل می کند، بدین معنا که اگر رابطه بسیار نزدیکی با اسرائیل دارد از سوی دیگر سعی می کند با دشمنان اسرائیل به ویژه جریانان هایی که مسلح هستند و نه با محمود عباس که جریانی لیبرال و صلح طلب است، ارتباط خوبی برقرار کرده و در نتیجه خود را به حماس هم نزدیک می کند. سفری که امیرقطر به غزه داشت و حمایت هایی را  که در آن سفر از حماس انجام داد نشان دهنده نقش دوگانه ای است که قطر بر عهده داشته و ریشه های این روابط نیز به سال های دور بازمی گردد. در  سال  1994 وزیرخارجه رژیم  اسرائیل با وزیرامور خارجه قطر در لندن ملاقات داشتند که از همان سال پیشنهاد طرح انتقال گاز قطر از طریق اسرائیل به اروپا داده شده و دو طرف به توافق هم دست یافتند.. در سال 1995 نیز شیخ حمد بن خلیفه به کمک اسرائیلی ها و امریکایی ها علیه پدر خود که در آن تاریخ خارج از کشور بود دست به کودتای بدون خونریزی زد.  بلافاصله در سال 1996 دفتر تجاری اسرائیل در قطر افتتاح شد و نماینده اسرائیل در قطر بعدها  ابراز کرد که دولت قطر پستچی بسیار خوبی برای ما هست و پیام های ما را برای کشورهای عربی ارسال می کند . به عبارت دیگر، قطر  دلال خوبی برای اسرائیل است که کشورهای عربی را ترغیب به داشتن رابطه با رژیم صهیونیستی می کند از جمله کشور مغرب، عمان و برخی از کشورهای دیگری که به نوعی رابطه بین المللی با اسرائیل دارند.

همچنین در سال های جریان داشتن  انتفاضه در فلسطین،  روابط قطر با اسرائیل  تا حدی حالت نیمه پنهان به خود گرفت. با اینهمه قطری ها  مجددا از سال 2005 روابط خود را با رژیم اسرائیل تقویت کردند. همانطور که می دانید در جریان برگزاری اجلاس کنفرانس اسلامی قطر علیرغم تمام فشارهایی که ایران و برخی کشورهای دیگر همانند سوریه بر قطر وارد کردند تا دفتر اسرائیل را در کشورش تعطیل کند، این کار را نکرد. در طول این مدت نیز رابطه  سران قطر به ویژه امیر قطر و نخست وزیرش با اسرائیل همواره ادامه داشته و حتی این رابطه تا حدی است  که رهبران و افراد شماره یک حاکمیت در زمان بیماری برای مداوا به تل آویو منتقل می شوند.

مثال دیگر، در جریان ترور محمود المبحوح فرمانده نظامی فلسطینی ها در دبی بود که این فرد توسط اسرائیلی ها ترور شد. قطر نقش بسیار موثری در عدم پیگیری این پرونده داشت. در آن زمان  امارات متحده  به شدت پیگیر ریشه های این مساله بوده و حتی عناصر اسرائیلی و پاسپورت آنها را شناسایی کرده بود. با اینهمه  نخست وزیر قطر شخصا به امارات سفر کرد و به عنوان واسطه میان امارات و اسرائیلی ها از ابوظبی خواست تا رسیدگی به این پرونده را پااین داده و آن را مختومه اعلام کند.بنابراین قطر کاملا رفتار منافقانه ای دارد و قابل تعجب نیست که طرح جدید زمین در مقابل زمین را برای  ایجاد صلح داده که حتی با مخالفت خود حماس هم روبرو شده است.

تحریریه دیپلماسی ایرانی/14

انتشار اولیه: شنبه 24 اردیبهشت 1392/ باز انتشار: یکشنبه 29 اردیبهشت 1392

کلید واژه ها: قطرسوریهاسرائیلعربستانامریکاترکیهعلي جنتي


نظر شما :