قدرت نمایی پوتین در شطرنج سیاسی سوریه

توافق مسکو - واشنگتن مقطعی است

۰۲ مهر ۱۳۹۲ | ۱۴:۵۸ کد : ۱۹۲۱۶۵۶ آمریکا آسیا و آفریقا گفتگو خاورمیانه
دکتر ماکان عیدی پور، تحلیلگر مسائل بین الملل در گفتگو با دیپلماسی ایرانی تاکید می کند که امریکا و روسیه صرفا بر سر عدم حمله به سوریه در موقعیت فعلی به توافق رسیده اند اما اختلاف های ریشه ای همچنان میان این دوپابرجاست
توافق مسکو - واشنگتن مقطعی است

دیپلماسی ایرانی: مسکو واشنگتن کلاف سردرگم سوریه را پیچیده تر می کنند. روزی صحبت از توافق به میان می آید و روز دیگر صحبت از توافقنامه به سود دیگری می شود. اما در این میان بشار اسد عزم خود را جزم کرده است تا خود را از این مهلکه نجات دهد. او تاکید کرده  که به برنامه نابودی تسلیحات شیمیایی کشورش پایبند است ولی هشدار داد که این کار ممکن است تا یک سال طول بکشد و یک میلیارد دلار هزینه بردارد چرا که این کار از نظر فنی، عملیاتی پیچیده است. وی همچنین گفته است: اگر دولت آمریکا آماده است هزینه این کار را بدهد و مسئولیت انتقال مواد سمی به ایالات متحده را می پذیرد، حاضریم این سلاح ها را تحویل آمریکا دهیم. رئیس جمهور سوریه  براینکه به اجرای برنامه منهدم کردن تسلیحات شیمیایی این کشور کاملا متعهد است تاکید کرده اما بار دیگر اعلام کرد سوریه مسئول حملات شیمیایی 21 اوت نیست. رئیس جمهور روسیه نیز درباره طرح مشترک آمریکا و روسیه برای شناسایی و امحای زرادخانه های سلاح های شیمیایی سوریه گفته است تمامی علائم حاکی از آن است که دولت دمشق در این امر جدی است، پوتین بر این باور است که تهدید به زور نوش دارویی برای حل مسائل بین المللی نیست. او از دخالت های پیشین غرب در خارومیانه انتقاد کرده و تاکید کرده ساده بینی است اگر فکر کنیم کشورهای منطقه می توانند تحت حاکمیت غرب زندگی کنند. کش و قوس ها میان دو ابرقدرت همچنان ادامه دارد تا در نهایت نتیجه آن عاید کشوری شود که مدت دو سال است در آتش درگیری ها می سوزد. با دکتر ماکان عیدی پور، تحلیلگر مسائل بین الملل در خصوص مسائل مورد اختلاف امریکا و روسیه و نقش ترکیه و کشورهای حامی حمله نظامی در مساله سوریه به گفتگو نشستیم.

پس از آنکه به نظر می رسید روسیه و امریکا در خصوص خلع سلاح شیمیایی به توافق رسیده اند، باز هم این دو قدرت نتوانستند به نتیجه ای دست پیدا کرده و  یکدیگر را متهم می کنند و حتی روسیه صحبت از این کرده است که امریکا توافق نامه را به سود خود تنظیم کرده است. چه وجه مشترکی این دو را در سوریه به هم نزدیک و چه مسائلی همچنان مورد اختلاف است؟

توافق امریکا و روسیه در عدم حمله امریکا در شرایط فعلی بوده است، بدین معنا که موضوع اصلی این بوده که در این مقطع اتفاقی نیفتد و یا حمله ای صورت نگیرد و در ازای آن روسیه همکاری کند که سوریه مساله خلع سلاح را بپذیرد. اما اینکه کدام گزینه خلع سلاح را بپذیرد و جزئیات آن هنوز مشخص نشده و مورد توافق دو کشور نیست. بنابراین در حال حاضر مشکل این است که آیا این سلاح ها باید تحت نظارت روسیه قرار گیرد یا به شکل فیزیکی سلاح ها در پایگاه روسیه نگهداری شود؟ آیا باید تسلیحات را در اختیار آمریکا قرار داد؟ راه سوم هم این است که سلاح ها به روسیه داده شود اما تحت نظارت امریکا باشد و امریکا در این روند حضور فیزیکی داشته باشد.

در حال حاضر حول این محورها و مسائل اختلاف نظر وجود دارد. امریکایی ها در بحث عراق نیز همین سناریو را پیاده کردند که عراق را از همه نظر خلع سلاح کردند و چنین روندی پیاده شد، چرا که امریکایی ها بیشتر علاقه دارند که یک کشور را از همه نظر خلع سلاح کنند.موضوع اصلی آن است جنگی که بنا بود اتفاق بیفتد و آن سناریو نظامی مخرب رخ نداد، اما صورت مساله پاک نشده است و  همچنان درگیری در داخل سوریه ادامه دارد به دلیل آنکه هنوز منشا و علت اصلی این اعتراض ها در سوریه پاسخی پیدا نکرده است.

آیا در خصوص میزان خلع سلاح سوریه هم میان واشنگتن و مسکو اختلاف هایی وجود دارد؟

خیر دو کشور بر سر مسائل تکنیکی بحث هایی دارند. زمانی که در دیپلماسی توافقی صورت می گیرد اگر بدانند که بر عوامل بیرونی آن مناقشه تاثیر آنی خواهد داشت، این توافق را اعلام می کنند. بدین معنا زمانی که روسیه و امریکا در خصوص سوریه بحث می کنند به دلیل آنکه می دانند کشورها و گروه های بسیاری به طورمستقیم یا با واسطه در این مناقشه درگیر هستند و تمامی این گروه های بیرونی در این درگیری تاثیرگذارند توافق صورت گرفته را حتی در مراحل ابتدایی نیز اعلام می کنند که این مساله بر تمامی عوامل بیرونی تاثیر گذارد و دینامیک مناقشه را از حالت بحرانی درآورد. بنابراین اعلام هر توافقی بدان معنا نیست که دو کشور بر سر تمامی مسائل توافق کرده اند.

به نظر شما با توجه به آنچه که رخ داده جبهه ای تشکیل شده از کشورهای ترکیه، عربستان، امارات و فرانسه که موافق حمله نظامی به سوریه هستند  و در مقابل کشور امریکا و انگلیس و روسیه در جبهه مخالف حمله قرار دارند و در حال حاضر به خلع سلاح هسته ای اکتفا کرده اند؟

کشورهایی که به عنوان مخالفان سوریه نام بردید درست است که بر طبل جنگ می کوبند اما خلع سلاح شیمیایی این کشور بسیار به نفع آنهاست، چرا که دولت سوریه را به شدت تضعیف می کند و یکی از برگ های برنده دولت بشار اسد را در مقابل همسایگان آن خواهد گرفت، چرا که در هر صورت سلاح شیمیایی بازدارندگی محدودی ایجاد می کند،  حتی برخی از تئورسین ها بر این باورند که سلاح شیمیایی می تواند به اندازه سلاح هسته ای  بازدارندگی داشته باشد. بنابراین این کشورها از خلع سلاح ناخشنود نیستند اما این مساله وجود دارد که کمتر در دنیا پیش می آید که کشورهای همسایه یک کشور تا این میزان شفاف موضع خود را در خصوص دولتی که هنوز بر مسند قدرت است اعلام کنند و اقدام فیزیکی و نظامی اتفاق نیفتد. بنابراین برای کشورهای ترکیه، عربستان بسیار دشوار خواهد بود که با دولت بشار اسد همزیستی داشته باشند به دلیل آنکه این کشورها شمشیر را از رو بستند و موضع خود را به طور شفاف بیان کردند و حتی اعلام کردند حاضرند هر اقدام نظامی علیه بشار اسد انجام دهند، بنابراین در حال حاضر اگر مجبور باشند با فرمولی همچنان در جوار سوریه زندگی کنند بسیار سخت خواهد بود. ظاهرا فرمولی که امریکایی ها در سوریه به دنبال آن هستند همانند فرمولی است که برای صدام حسین پیاده کردند یعنی ابتدا خلع سلاح و نهایتا یک دوره کاملا تضعیف و تقسیم کشور که حتی ممکن است منطقه پرواز ممنوع هم وجود داشته باشد و پس از آنکه این کشور به اندازه کافی تضعیف شد و تمامی  گزینه ها را بررسی کردند شاید به فکر آن باشند که حمله نظامی را در آن زمان عملی کنند. صدام حسین پس از جنگ خلیج فارس بازیگری در عرصه بین المللی نبود و  توانی نداشت و  به نظر می رسد امریکا قصد دارد که سوریه را نیز به این سمت سوق دهد.  

ترکیه باردیگر یکی از هلیوکوپترهای سوری را ساقط کرد به این بهانه که بر فراز ترکیه حرکت کرده است.چرا ترکیه همچنان بر ضرورت حمله نظامی تاکید دارد؟

تنها این مساله نیست بلکه بحث اتفاقاتی است که درگذشته افتاده همانند حمله خمپاره ای که در یکی از مناطق مرزی ترکیه صورت گرفته بود. باید بر این نکته تاکید کرد که ترکیه در حال حاضر در داخل کشور دچار مشکلاتی است و  هیچ چیز به اندازه جنگ خارجی به اردوغان کمک نمی کند. اردوغان باید شرایطی را ایجاد کند که نشان دهد در سیاست خارجی خود موفق بوده  و بخشی از انتقادات را منحرف کند. در درون ترکیه برای مخالفت با اردوغان عزم جدی وجود دارد البته هنوز نمی توان گفت که این مخالفت اکثریت را در بر می گیرد که در راستای همان نقشه هایی است که اسرائیلی ها برای ترکیه کشیده اند و به طور حتم نیروهایی را بسیج خواهند کرد. در همین راستا شاهد هستیم پ.ک.ک از موضع انفعالی خود خارج شده و مسائل قومی در کشور ترکیه مطرح می شود که بسیاری انتظار آن را نداشتند، در ترکیه تعداد زیادی از شیعیان زندگی می کنند که این میزان را تا 15 میلیون نفر هم برآورد کرده اند و در کنار آنها علوی ها و عرب زبان ها نیز حضور دارند. در نتیجه ترکیه به این سمت پیش می رود و  طبیعی است زمانی که درون خانه تا این میزان آشفتگی وجود دارد به دنبال مساله انحرافی خارجی خواهند بود همانند درگیری با سوریه، چرا که می دانند این درگیری هزینه کمتری دارد، محدود است و قطعا موفقیت آمیز خواهد بود و از این پس همسایگی با رژیم سوریه ای که می داند اردوغان دشمن قسم خورده آن است همزیستی بسیار سخت است. زمانی که شمشیر کشیده می شود اگر ضربه زده نشود بسیار سخت است که این شمشیر بار دیگر به نیام برگردد. اتفاقی که در حال حاضر در حال رخ دادن است یعنی به سوریه نشان داده اند که دوست و دشمنش کدام دولت ها هستند و دیگر دوستی کردن با کشوری که دشمن است دشوار خواهد بود. اگر در گذشته ایران دوست سوریه بوده دیگر ایران را تنها همپیمان خود در منطقه می داند، اگر در گذشته حوزه نفوذ روسیه بوده شاید از این پس تحت الحمایه این کشور قرار گیرد.این هلیکوپتر ارزش خاصی ندارد و حرکت سمبلیکی بوده و درست است که ترک ها پس از آن اعلام کردند این هلیکوپتر بر اساس پروتکل های بین المللی سقوط کرده است و نقض حریم هوایی این کشور شده، اما ترک ها به دنبال کوچک ترین بهانه بودند تا پاسخ دهند.

از داوود اوغلو برای نشست پاریس دعوت شده است و اعلام کرده اند که بناست در این نشست توافقاتی صورت گیرد و طرح مناسبی برای پایان دادن به بحران سوریه مطرح شود و  از ترکیه خواسته اند که در این طرح مشکل ایجاد کند. چه نگاهی نسبت به ترکیه وجود دارد که از آن چنین درخواستی کرده اند؟

در اینجا دو مساله وجود دارد:آنها متوجه شده اند که دولت ترکیه برای مخالفت با سوریه بیش از سایرین تلاش کرده و علنی تر از دیگران وارد میدان شده است. از سوی دیگر در طرحی که بناست به مناقشه ها پایان دهد موضوع آوارگان سوریه وجود دارد، یعنی آوارگان و معارضان سوری که در ترکیه و سایر کشورها حضور دارند باید تحت کنترل ترکیه باشند. اگر آنها قصد داشته باشند از خاک ترکیه به سوریه حمله کنند و یا از مرزهای ترکیه به هر نحوی برای  شکستن این آتش بس احتمالی استفاده شود بسیار پراهمیت است. بدین معنا که می تواند تمامی توافقات را بهم زند. بنابراین قطعا این کشورها نیاز به همکاری کامل ترکیه دارند، چرا که به مرز ترکیه نیاز دارند و این کشور اگر بخواهد همچنان می تواند به شکل سری گروه های معارض سوری را تجهیز کند و به آنها پناه دهد . این موضوع مساله سوریه را برای غربی ها بسیار پیچیده تر می کند.

پیام موفقیت روسیه در شطرنج سوریه حتی اگر مقطعی باشد چیست؟

به نظر می رسد بزرگ ترین دستاوردی که  غربی ها از مساله سوریه داشتند این بود که حدود جاه طلبی های روسیه را سنجیده اند، یعنی غربی ها متوجه شدند که روسیه به هیچ وجه تمایل ندارد که  صرفا یک قدرت نفتی  و هسته ای بزرگ در دنیا باشد بلکه به دنبال جایگاه ابرقدرت گونه خود در دوران شوروی است. روسیه نشان داد که تمام توان خود را به کار خواهد گرفت تا از معادلات خاورمیانه خارج نشود به دلیل آنکه روسیه ابتدا سوریه را در منطقه داشته و در درجه دوم ایران را داشته است. سوریه را که کاملا تحت نفوذ خود داشته و ایران را نیز به طور مقطعی جزو همپیمانان خود می دانسته است. حرکت ایران به سمت هسته ای شدن نگرانی را برای روسیه ایجاد می کند که ایران هسته ای می تواند در سیاست های خود استقلال داشته باشد و ایران هسته ای گزینه خوبی است برای همکاری با غرب و روابط مسلامت آمیز با آنها که اگر این اتفاق بیفتد دیگر جایی برای روسیه در منطقه نخواهد بود. بدین معنا که اگر میان ایران و امریکا مذاکراتی صورت گیرد و هر چند در سطح ابتدایی توافقاتی شود و با وضعیت ملتهب اقتصادی ایران تحریم ها قدری آرام تر شود روسیه تا حد زیادی محلی از اعراب نخواهد داشت. بنابراین به نظر می رسد در حال حاضر روسیه سوریه را سنگر آخر خود در منطقه می داند و قصد دارد تا آن را از دست ندهد و می داند که بدون سوریه نمی تواند برنامه های خود را در خصوص ترکیه، عراق و سرزمین های اشغالی عملی کند. این روند از نظر تاریخ روابط بین الملل دنیا را وارد فاز جدیدی کرد و  می توان گفت دیگر جهان تک قطبی با آن مفهوم وجود ندارد و حداقل این است که شاهد روسیه و  چین فعال تری را هستیم البته چین برای این مداخلات و ایفای نقشی محدودیت هایی را دارد که روسیه ندارد به دلیل آنکه روسیه کشور تولید کننده کالای مصرفی نیست و در بازار جهانی به جز نفت  منافع دیگری ندارد بنابراین نشان داد که روسیه به پیش می رود و دیگر روسیه دهه نود نیست که یوگسلاوی را از دست آن درآورد و یا در چچن گرفتارش کرد بلکه روسیه در دو حرکت نظامی اخیر خود یکی در گرجستان و دیگری در بحث سوریه نشان داد که منابع بیشتری از گذشته دارد و مصمم است که محدود به مرزهای جغرافیایی خود نباشد. این مساله مهمی است عزم یک ابرقدرت برای محدود نبودن، آنچه که چین هنوز به آن نرسیده است، این کشور پایگاه نظامی خارج از مرزهای خود ندارد اما روسیه نشان داده که فراتر از مرزهایش عمل می کند.

تحریریه دیپلماسی ایرانی/14


انتشار اولیه: جمعه 29 شهریور 1392/ باز انتشار: سه شنبه 2 مهر 1392

کلید واژه ها: روسیهترکیهامریکاسوریه


نظر شما :