نگاه استفان والت به شطرنج بازی سیاسی روسیه

ولادیمیر پوتین همه را شگفت زده کرد

۲۸ خرداد ۱۳۹۳ | ۱۵:۵۳ کد : ۱۹۳۴۲۲۱ اروپا یادداشت
رئیس جمهور روسیه در این بحران چیزی را نادیده نگرفت، فقط می دانست چه زمانی سود به جیب بزند و از موقعیت استفاده کند.او محتاطانه اما بیرحمانه و بی اندازه حرفه ای بازی کرد
ولادیمیر پوتین همه را شگفت زده کرد
User Image

نویسنده : استفان والت

استفان مارتين والت (متولد 2 جولاي 1955) در امريكا و استاد روابط بين الملل دانشگاه هاروارد است. وي چندين كتاب ...

مطالب بیشتر

دیپلماسی ایرانی: چه کسی برنده نبرد اوکراین است؟ با وجود علائم تداوم مشکلات در ولایت های شرقی اوکراین، اخیرا برخی از افراد بسیار برجسته تفسیر کاملا خوشبینانه ای از وقایع رخ داده ارائه داده اند. اولین پیش بینی از جانب باراک اوباما بود که در سخنرانی هفته گذشته خود در جشن فارغ التحصیلی آکادمی نظامی وست پونت اشاره کرد که واکنش غرب به بحران اوکراین، نمونه ای گویا از دیپلماسی چند جانبه موفقیت آمیز بود. او گفت: تجهیز افکار عمومی جهان و نهادهای بین المللی به عنوان وزنه تعادل تبلیغات روسیه، نیروهای روسیه در مرز و شبه نظامیان مسلح عمل کرد. او هشدار داد که این وضع هنوز به پایان نرسیده اما این تلاش ها فرصتی برای مردم اوکراین است تا آینده خود را رقم بزنند.

دومین ارزیابی خوشبینانه از جانب مقاله نویس نیویورک تایمز، توماس فریدمن در تاریخ 27 مه بود که اعلام کرد ولادیمیر پوتین، رهبر روسیه، با شگفتی همه چیز را اشتباه برداشت کرده است. به گفته فریدمن تسخیر کریمه توسط پوتین اقتصاد روسیه را تضعیف کرده است و منجر به معامله مقرون به صرفه گاز برای چین، احیاء ناتو و پایان وابستگی اروپا به گاز روسیه و آغاز بحث در مورد افزایش هزینه های دفاعی در اروپا شده است. یا به تعبیر وی کشوری که امروز پوتین تهدید می کند روسیه است.

حقیقتی در این ارزیابی خوش بینانه وجود دارد، به این مفهوم که روسیه هزینه اقدامات اخیر خود را پرداخت کرده است و اوباما و فریدمن نیز به حق به ما یادآوری کردند که روسیه تهدید ژئوپولتیک بزرگی که برخی جنگ طلبان از زمان تسخیر کریمه سعی بر نشان دادن آن داشتند، نیست. اما آنچه اوباما و فریدمن درنیافتند انگیزه واقعی - و کاملا طبیعی- پشت رفتار پوتین است.

کار سختی نیست: پوتین حاضر به پرداخت هزینه قابل توجهی بود چرا که منافع حیاتی روسیه در خطر بود. در کل من شرط می بندم پوتین این موضوع را یک پیروزی کامل می بیند.

تنها آنچه را که پوتین در چند ماه گذشته به دست آورده را در نظر بگیرید. اول، ایده تعویق گسترش ناتو به شرق برای مدتی طولانی و حتی برای همیشه. روسیه از اواسط دهه 1990 -که شروع گسترش ناتو به شرق بود- مخالف این ایده بود اما در موقعیتی قرار نداشت که بتواند اقدامی در این رابطه انجام دهد. جنگ کوتاه 2008 روسیه و گرجستان اولین اقدام پوتین برای ایجاد خط قرمز بود و البته در وی تمایل قابل توجهی برای ورود پیدا کردن به درگیری های جزئی به منظور گسترش نفوذ روسیه ایجاد کرد. این بار پوتین کاملا روشن کرد که هرگونه تلاش در آینده عضویت اوکراین در ناتو و حتی عضویت در اتحادیه اروپا با مخالفت شدید روسیه مواجه خواهد شد و احتمالا منجر به تجزیه این کشور می شود.

دوم، اعاده کنترل روسیه بر کریمه، اقدامی که مورد پسند ساکنان کریمه و نیز بسیاری از روس ها بود. تسخیر کریمه مستلزم هزینه های کوتاه مدت ( از جمله تحریم های نسبتا خفیف اقتصادی) بود، همچنین محکم تر کردن کنترل روسیه و پایگاه های نیروی دریایی این کشور در سواستپول خواهد شد و به روسیه اجازه خواهد داد تا ذخایر نفت و گاز دریای سیاه که هزاران میلیارد دلار ارزش دارد را مطالبه کند. ایالات متحده و اروپا می توانند از گسترش این منابع  با افزایش فشار تحریم جلوگیری کنند اما احتمال می رود که آن ها زمانی که وضع در اوکراین آرام تر شود تحریم ها را کاهش دهند و اگر روسیه در نهایت تصمیم به بهره برداری از این حوزه بگیرد، آیا ایالات متحده ناوگان 6 را برای متوقف کردن آن خواهد فرستاد؟

سوم، پوتین به رهبران اوکراین یادآور شد که راه های زیادی برای وی وجود دارد تا زندگی را برای آن ها دشوار کند. مهم نیست که تمایلات آن ها چه می تواند باشد، بنابراین به نفع آن هاست تا حداقل روابط دوستانه با مسکو را حفظ کنند و رئیس جمهور جدید اوکراین، پترو پروشنکوف، پیام را دریافت کرد. همان طور که پروشنکوف قبل از انتخابات به للی وی موث در واشنگتن پست گفت: بدون مذاکره مستقیم با روسیه، ایجاد امنیت غیرممکن خواهد بود. از زمان شروع ریاست جمهوری وی، او مشخص کرد که قصد دارد روابط اقتصادی اوکراین را به اروپا گسترش دهد- نکته ای مهم و امید دهنده برای اصلاح اقتصاد خراب این کشور- اما او همچنین در نظر دارد تا روابط  با روسیه را هم بهبود بخشد.

چهارم، داستان جانبخشی ناتو فریدمن، تفکراتی واهی و پوچ در بهترین حالت و داستانی تخیلی در بدترین حالت است. این پیمان چند هواپیمای جنگی در شرق جهت اطمینان اعضای ناتو در منطقه بالتیک مستقر کرد و اوباما تائید کلامی معمول و وثیقه 1 میلیارد دلاری در اقدامات دفاعی متفرقه را در طول سفر خود -در این هفته به لهستان- متعهد شد. اما به نظر می رسد لهستانی ها آنچنان خاطر جمع نیستند و خواستار حمایت بیشتر از جانب ایالات متحده هستند، به نظر می رسد خواستار یک پایگاه بزرگ نظامی ناتو در خاک خود هستند. این بحران همچنین به ناظران یادآور می شود که گسترش ناتو هرگز طبق محاسبات جدی منافع و توانایی نبوده است: آمریکا و متحدانش اساسا فرض می کنند ماده 5 تعهد دفاع از اعضای جدید ناتو هرگز محترم شمرده نشده است. من تصور نمی کنم که روسیه کوچکترین قصدی برای گسترش مرزهای خود را داشته باشد، اما تردید ها در مورد درایت گسترش ناتو هیچ گاه بیشتر از این نبوده است.

فریدمن همچنین می گوید اروپایی ها در حال حاضر در مورد افزایش هزینه های دفاعی بحث و گفتگو می کنند، به شکلی که گویی این بحث ها پوتین را نگران می کند.  در حقیقت اعضای اروپایی ناتو سال ها در مورد توانایی دفاعی بهبود یافته صحبت می کنند، اما سطح حقیقی هزینه ها پیوسته کاهش یاقته است.

در پایان، به نظر می رسد فریدمن تصور می کند که روسیه قرارداد جدید 30 ساله، 400 میلیارد دلاری با چین را ناگزیر امضا کرده و این قراردادی زیان بخش است. خیر، این چنین نیست:  طبق قیمت گزارش شده ای که چین با پرداخت آن موافقت کرده به اندازه کمی با قیمت مشتریان اروپایی خود تفاوت دارد، اما بیشتر از دو برابر قیمتی است که مشتریان کشورهای مستقل مشترک المنافع حاضر به پرداخت آن بودند می باشد و هنوز هم گاز پروم سود منظمی خواهد داشت. از همه مهم تر این قرارداد روابط چین و روسیه را تقویت و مشتریان دائمی گاز پروم تنوع می بخشد و چنین چیزی اجازه چانه زنی بیشتر در جای دیگر را امکان پذیر می کند. تحریم های غرب ممکن است پوتین را تا حدودی به قطع این قرارداد مایل کرده باشد اما این قرارداد همچنان پیروزی کامل برای اوست.

به طور خلاصه: حرکت های پوتین تنها زمانی شکست دیده می شود که تصور کنید هدف او تجزیه کامل اوکراین و خلق مجدد اتحاد جماهیر شوروی بوده است. در مقابل اگر فکر می کنید که هدف اصلی وی حفظ اوکراین از پیوستن به قلمرو نفوذ در اروپا به رهبری آمریکا بوده، در آن صورت مدیریت بحران وی ماهرانه، بی رحمانه و موفقیت آمیز بوده است. پذیرش ضمنی انتخابات اخیر اوکراین از جانب پوتین و اقدامات دیگر وی برای تشنج زدایی و محدود کردن بحران نمونه های از عقب نشینی وی در برابر فشارهای هماهنگ شده غرب نیست. در عوض او بحران و هیجان را کم تر می کند چرا که مهم ترین چیزها و هرآنچه که معقولانه انتظار داشت را بدست آورده است. پوتین چیزی را نادیده نگرفت، فقط می دانست چه زمانی سود به جیب بزند و از موقعیت استفاده کند.

منبع : فارن پالیسی / ترجمه : مهناز امین فروغی


انتشار اولیه: پنجشنبه 22 خرداد 1393/ باز انتشار: چهارشنبه 29 خرداد 1393

کلید واژه ها: اوکراینروسیهاستفان والت


نظر شما :