نگاهی به تاثیر شکاف ها بر بحران انسانی در فلسطین

غزه، قربانی اختلاف ها در جهان اسلام شد

۱۸ مرداد ۱۳۹۳ | ۱۴:۰۹ کد : ۱۹۳۶۵۸۰ گفتگو خاورمیانه
محمدعلی سبحانی سفیر سابق ایران در لبنان و کارشناس خاورمیانه در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی تاکید می کند که اسرائیل از اختلافات کشورهای منطقه ای با یکدیگر سو استفاده کرده و دست به حملات گسترده به غزه زده است.
غزه، قربانی اختلاف ها در جهان اسلام شد

دیپلماسی ایرانی: مصر، عربستان، ایران، ترکیه ، قطر و تونس هر کدام به زعم خود در راستای توقف جنگ در غزه و ایجاد آتش بس عادلانه، طرح هایی را اجرا کردند. اما نقطه اشتراک همه این طرح ها غایب بودن یک کشور در طرح کشور دیگر است. به نظر می رسد که این بار بحران در غزه به علت عدم همبستگی که میان کشورهای اسلامی وجود دارد هر روز عمیق تر از دیروز می شود. زنجیره انقلاب های رخ داده در کشورهای اسلامی از تونس تا مصر و از لیبی تا بحرین به نوعی بلوک بندی میان کشورهای اسلامی منتهی شده است. اگرچه تمامی کشورهای منطقه و جهان اسلام معتقدند مساله فلسطین، مساله جهان اسلام است اما این مساله از ظرفیت کافی برای ایجاد وحدت میان کشورهای اسلامی برخوردار نبوده و هر کشوری تنها به منظور توجیه افکار عمومی یا توجه به مساله انسانی، اقداماتی را انجام داده است. از این رو کارشناسان بر این عقیده اند، باز بودن دست اسرائیل در حملات و عدم اقدامات موثر برای جلوگیری از ادامه جنگ، متاثر از عدم هماهنگی کشورهای منطقه، اختلافات موجود و عدم وجود یک ابتکار موثر است که نظام بین الملل را وارد به فشار آوردن به اسرائیل کند.  چرا جهان اسلام این بار در برابر بحران غزه گرفتار چنین چندگرایی است؟ تاثیر این عدم انسجام بر تحولات غزه چه خواهد بود ؟ پرسش هایی از این دست را با محمدعلی سبحانی سفیر سابق ایران در لبنان و کارشناس مسائل منطقه در میان گذاشتیم :

رویدادهای غزه منجر شد، هر کشوری با زعم خود اقدامی را در راستای توقف حملات اسرائیل انجام دهد. ترکیه و قطر اقدام به برگزاری نشست در پاریس کردند اما مصر غایب بود. ایران نیز تماس هایی با سران کشورهای اسلامی داشت که عربستان غایب این تماس ها بود. همچنین مصر نیز نشست قاهره را برگزار کرد که باز ترکیه و قطر غایب آن بودند. با وجود همه اقدامات اما علت عدم هماهنگی کشورهای اسلامی چیست؟

مساله تنها عدم هماهنگی نیست، بلکه هیچ ابتکار موثری نیز در منطقه وجود ندارد. همه این اقدام ها، تلاش هایی است که کشورها به منظور نشان دادن حس مسئولیت انسانی یا توجیه عملکرد خود در چارچوب افکار عمومی داخلی خودشان انجام می دهند تا متهم به بدنامی و تنها گذاشتن مردم غزه نشوند.در حالی که همه کشورها می توانند با ایجاد فرصتی از حملات اسرائیل جلوگیری کرده و موجب توافق در آتش بس شوند اما بدون ابتکار عمل کردند. با آنکه غزه در جغرافیای مصر قرار داشته و مساله غزه به شدت با مسایل مصر و اسرائیل در هم تنیده است، اگر مصر محکم تر عمل می کرد، امکان بروز چنین اتفاق هایی کمتر بود. یعنی مصر می توانست مانع شکل گیری چنین حملاتی از سوی اسرائیل شود و اثرات و آسیب های جنگ برای مردم فلسطین کاهش یابد. اما مصر به دلیل تحولات داخلی در شرایطی قرار دارد که بدون ابتکار و کم کارتر در مسایل فلسطین ظاهر می شود. از سوی دیگر اتحادیه عرب نیز از هم پاشیده است. حوادث چند سال اخیر در جهان عرب موجب شده، حتی امکان برگزاری یک نشست توسط اتحادیه عرب وجود نداشته باشد. در گذشته اگر کمتر تحرکی از سوی اسرائیل صورت می گرفت، اتحادیه عرب اقدام به برگزاری نشست کرده و از طریق سازمان ملل و شورای امنیت ، مساله فلسطین را پیگیری می کرد. سازمان کنفرانس اسلامی نیز با توجه به اهمیت و جایگاهش و وجود دو کشور عربستان و ایران نتوانسته ابتکاری داشته باشد. اختلافات میان ایران و عربستان متاثر از حوادث سوریه وعراق که به مساله مذهب دامن زده، انقدر زیاد بوده، که امکان تشکیل یک اجلاس موثر را از بین برده است. به همین دلیل ابتکارهای صورت گرفته، ناقص است. هرچند که تلاش های صورت گرفته را نمی توان بی اثر دانست، اما متاسفانه تاثیر زیاد و تعیین کننده ای ندارد. در حال حاضر فشاری از منطقه بر اسرائیل به منظور ایجاد فضای آرام و آتش بس عادلانه برای فلسطینی ها وجود ندارد.  تنها تاثیر ابتکارات بین المللی ایجاد فضایی علیه اسرائیل در افکار عمومی است. پس دلیل عدم هماهنگی بروز اختلافات در میان کشورهای منطقه است. البته تلاش هایی توسط ایران صورت گرفته که کمیته ای مربوط به فلسطین در دبیرخانه اجلاس غیرمتعهدها صورت گیرد که اگر موفق شود، می تواند صدایی را بلند کند.

با توجه به اینکه مساله فلسطین مساله جهان اسلام است آیا مساله جهان اسلام توانایی و ظرفیت ایجاد هماهنگی بین کشورهای منطقه و اسلامی را دارد که این کشورها بتوانند با هم هماهئگی را داشته باشند؟

باید واقع گرا بود. گفته شده در سوریه بیش از 160 هزار نفر کشته شده اند. این تعداد را که صهیونیست ها نکشتند، بلکه خود مسلمانان یکدیگر را در قالب دولت یا گروه های تروریستی به اسلام مسلمانان یا اسلام کشتند. در عراق نیز ببینید چه اتفاقاتی روی داد. بخش قابل توجهی از عراق در اختیار نیروهای داعش است. نیروهای ارتجاعی با اندیشه ترور که با نام اسلام رفتارهای جنایتکارانه انجام می دهند.  این ها عوامل ایجاد نفاق و اختلاف در کل منطقه است. اکنون در منطقه با جنگ فرقه ای و مذهبی مواجه هستیم. یک وضعیت بحرانی و بسیار نگران کننده در منطقه خاورمیانه شکل گرفته است.  در چنین وضعیتی مساله جهان اسلام به شکلی در آمده که اسرائیل بی مهابا هر اقدامی را انجام می دهد. به عبارتی مشوق هایی برای اسرائیل ایجاد شده که به راحتی دست به عملیات های جنایتکارانه می زند و هیچ ابتکاری نیز نتوانسته جلوی آن را بگیرد. اسرائیل موقعیت منطقه را ارزیابی می کند و بر اساس اختلاف های موجود در منطقه و با توجه به اینکه کشورها نمی توانند در کنار همدیگر قرار بگیرند، از این فرصت سو استفاده می کند. در عین حال اسرائیل خواهان وحدت میان فلسطینیان نیست. اسرائیل از شرایط فلسطین استفاده کرده و با انجام درگیری وحدت فلسطینیان را به هم می ریزد. معتقدم حوادث منطقه متاثر از اقدامات نیروهای تروریستی و حکومت های دیکتاتوری است؛ البته نیروهای تروریستی نیز به حکومت های دیکتاتوری کمک می کنند، اینها لازم و ملزوم یکدیگرند. اگر بنا به اقدامی موثر برای فلسطین است، باید کنفراس اسلامی در سطح سران تشکیل جلسه دهد. اما واقعیت این است که به دلیل وجود اختلافات  شکل گیری این مساله غیرممکن است. کشورهای اسلامی تحت تاثیر فضای دو قطبی سختی ناشی از اختلافات قرار گرفته اند که اسرائیل نیز اقدام به اهانت به همه مسلمانان با حمله به فلسطین و اقدامات جنایتکارانه علیه مردم غزه می کند.

پیامدهایی فرامنطقه ای عدم هماهنگی کشورهای اسلامی با توجه به اختلافاتی که دارند، چه خواهد بود؟

معمولا کشورهای منطقه در قالب نظام های منطقه ای و سازمان ها و راهکارهای منطقه ای نظرات خود را پیش می برند. زمانی که کشورهای قدرتمند و موثر یک منطقه در کنار همدیگر قرار می گیرند و یک خواسته را اعلام می کنند، می توانند به خواسته خود برسند. زمانی که اختلافات وجود داشته باشد، کشورها به تنهایی نمی توانند به خواسته های خود برسند. در اقدامات منطقه ای هر کشوری می تواند نقشی را بازی کند. برای مثال ترکیه می تواند از ارتباطات اروپایی یا حضورش در ناتو بهره ببرد. مصر می تواند در حمایت از مردم فلسطین و در چارچوب قراردادهایش با اسرائیل، این رژیم را تهدید به لغو قراردادها و بر هم خوردن مناسباتش کند؛ این مساله برای اسرائیل خیلی مهم است. در زمان مبارک وقتی مصر وارد ساز و کاری می شد، اسرائیل حساب کار خود را می کرد. زیرا نمی خواست قراردادهایی که با مصر به مصلحتش است، به هم بخورد. عربستان نیز با داشتن نیروی مذهبی و اقتصادی بر روی کشورهای غربی و آمریکا و حتی برخی کشورهای اسلامی اثرگذار باشد.  ایران هم می تواند با توجه به نقش منطقه ای خود و برقراری دیالوگ با نیروهای مقاومت و افکار عمومی، در مساله فلسطین اثرگذار باشد. حال تصور کنید اگر همه اینها در یک ساز و کار در کنار یکدیگر قرار گیرد، راه حلی برای این مساله پیدا خواهد شد. در عین حال که دنیا، نیروها و قدرت های بزرگ نیز بر روی این کشورها حساب باز می کنند. در مساله حمله عراق به کویت شاهد بودیم که پس از شکل گیری ساز و کار همسایگان عراق، صدام مجبور به عقب نشینی شد. حتی این سازو کار تا سرنگونی صدام ادامه پیدا کرد. ساز و کار همسایگان عراق به شکل گیری عراق جدید و همگرایی نیروهای داخلی آن کمک کرد. اما الان با مشکلاتی که در منطقه وجود دارد، شاهد چنین ساز و کاری نیستیم.

انتشار اولیه: شنبه 11 مرداد 1393/ انتشار مجدد: 18 مرداد 1393

کلید واژه ها: خاورمیانهاسرائیلفلسطینمحمدعلی سبحانی


نظر شما :