آینده اروپا در برابر «قرن آسیا»

تغییرات در قدرت جهانی

۲۹ شهریور ۱۳۹۶ | ۱۷:۵۰ کد : ۱۹۷۱۶۶۹ اخبار اصلی اروپا
اروپا مهم است اما اغلب کمتر از آن چیزی که ما فکر می‌کنیم یا دوست داریم، اهمیت دارد. حتی نیازی نیست که به رفتار دونالد ترامپ بپردازیم تا بفهمیم که دیگر این قاره کمتر از گذشته در مرکز توجهات است.
تغییرات در قدرت جهانی

نویسنده: ناتالیا نوگایرده

دیپلماسی ایرانی: در سال 2012، تحلیلگران مک کینزی با استفاده از داده های دانشگاه گرونیکن، نقشه ای قابل توجه از چگونگی تغییرات در مرکز تجارت جهانی از زمان تولد مسیح تا کنون را رائه کردند. بله درست خواندید: از زمان یک سالگی مسیح. نگاه به این نقشه نشان می ددهد که موقعیت جهانی اروپا چقدر سریع به چالش کشیده شده است. این نقشه ما را از این خواب بیدار می کند که بسیار منطقی است که با هم برای پیشبرد پروژه اروپا کنار بیاییم نه اینکه آن را از بین ببریم.

نگاهی اجمالی به این نقشه نشان می دهد که در عرض یک قرن از سال 1820 تا 1913 مرکز تجارت جهانی از آسیا به اروپا رسید. پس از جنگ جهانی دوم، این نقطه از آتلانتیک به ایالات متحده منتقل شد. در دهه 60، 70، 80 و 90 این نقطه در نیمکره شمالی باقی ماند. سپس شتابی گیچ کننده رخ داد. تنها در عرض یک دهه از سال 2000 تا 2010 این مرکز دوباره به آسیا بازگشت تا تمام این روند 2 هزارساله به نقطه ابتدایی اش بازگردد.

از نظر ذهنی مدتی طولل خواهد کشید تا به این تغییر عادت کنیم. کتاب ها درباره چگونگی پدید آمدن «قرن آسیا» صحبت کرده اند. این روزها چین و کره شمالی سرخط اخبار هستند اگر نخواهیم به میانمار و مسائلی که در آن اتفاق می افتد اشاره کنیم. این حضور در رسانه ها نشان دهنده این است که امنیت جهانی چطور کار می کند و بستگی به بخشی از جهان دارد که کاملا از اروپا دور است. در منطقه ما (اروپا) حرف های زیادی در جریان است. بحث درباره برابری، عدالت اجتماعی، تنوع، مهاجرت، انتخابات آلمان، برنام اصلاحاتی امانوئل ماکرون، برگزیت، لهستان و مجارستان اما هیچ کدام از اینها در سرخط اخبار قرار نمی گیرد. جایگاه ما در جهان گویی فراموش شده است.

اروپا مهم است اما اغلب کمتر از آن چیزی که ما فکر می کنیم یا دوست داریم، اهمیت دارد. حتی نیازی نیست که به رفتار دونالد ترامپ بپردازیم تا بفهمیم که دیگر این قاره کمتر از گذشته در مرکز توجهات است. من مقام دولتی دوران اوباما را به یاد دارم که در سال 2012 به من می گفت که این دولت چقدر درباره حساسیت اروپا در بحبوحه بحران یورو «احساس خستگی» می کند درحالی که درمقابل درباره آسیا بسیار «هیجان زده» هستند.

اینها همه با خود تاثیراتی روانی به همراه دارند. مطالعات نشان می دهند که مردم درباره اقتصادهای در حال ظهور در آسیا نسبت به اقتصادهای اروپایی چقدر خوشبین تر هستند. این خوش بینی درباره آسیا 58 درصد است درحالی که این عدد در اروپا تنها 24 درصد است. طبقه متوسط جدید در آسیا مطمئن هستند که فزرندان آنها آینده مالی بهتری خواهند داشت در مقابل اروپایی ها برای احساس خوشحالی در این زمینه با دشواری های زیادی روبرو هستند.

با در نظر داشتن این مساله باید به طور عمومی درک کنیم که راه اندازی مجدد پروژه اروپای یگانه بخش کلیدی از موفقیت در آینده است. آنگلا مرکل صدراعظم آلمان حق دارد که از رای دهندگان اروپایی می خواهد مشکلات را بیشتر تحمل کنند و تلاش بیشتری کنند: «آلمان می تواند به خوبی پیش برود در صورتی که اروپا بتواند به خوبی عمل کند.»

ماکرون نیز این هفته برای افزایش روحیه اروپایی ها سخنرانی کرد. او گفت که اعتماد مردم تضعیف شده و این مساله باید مورد نگرشی دوباره قرار گیرد. او خواستار این شد که دوباره به فرهنگی غنی قاره رجوع شود و راه برای نزدیک تر شدن کشورها باز شود و با راه اندازی فرآیندی مشورتی تا سال 2018 شهروندان قاره بتوانند در مورد آینده ای بهتر صحبت کنند. اروپا هنوز زخم های زیادی به تن دارد و از بحران های زیادی می لرزد اما هنوز هم افقی روشن ممکن است. ماکرون سعی دارد تا پروژه ای بلندپروازانه را تجدید کند همان طور که پدران بنیانگذار اروپای واحد در دهه 1950 درباره آن صحبت می کردند.

قانع کننده ترین استدلال ماکرون ممکن است کاملا متعلق به او نباشد اما یک تکرار شورانگیز است: «هیچ یک از چالش های امروز را نمی تواند به طور معنی داری با ملل هایی جداگانه مورد توجه قرار داد. اروپا تنها می تواند متحد باشد. واقعیتی که مبارزه کنونی بریتانیا دائما آن را به ما نشان می دهد. اگر اتحادیه اروپا نتواند خود را به عنوان یک قدرت واقعی نشان دهد در نهایت همه چیز به نفع بازیگران خارجی خواهد شد.» این استدلال در نهایت ما را به سمت تصویری جهانی هدایت خواهد کرد. آنچه اتحاد را برای اروپا نسبت به سایر مناطق جهان ساده تر می کند یک حقیقت ساده است. پایه های دموکراسی لیبرال، آزادی های فردی و اجتماعی و بازار اقتصادی در بین کشورهای اروپایی فراهم است.

باقی جهان به توانایی ما بیشتر از خود ما آگاهند. در این باره تنها به جریان مهاجرت به اروپا اشاره نمی کنیم بلکه یک نظرسنجی در چین نشان می دهد که بیشتر از 80 درصد چینی ها «اروپا را محلی برای ثبات در صورت بروز مشکلات جهانی می دانند.» این تصویر مثبت از اروپا بر پایه سه فاکتور اساسی از دید آسیایی ها نسبت به اروپا ایجاد شده است: «اقتصاد، صنعت و قدرت تجارت»، «استاندارد زندگی در اروپا» و «احترام به دموکراسی، حقوق بشر و حاکمیت قانون». این قرن ممکن است متعلق به آسیا باشد اما اگر اروپا کارت هایش را به درستی بازی کند می تواند آینده ای به خوبی آسیا داشته باشد.

منبع: گاردین/ مترجم: روزبه آرش   

کلید واژه ها: آسیااتحادیه اروپاآنگلا مرکلامانوئل ماکرون


نظر شما :