نگاهی به مصاحبه مسرور بارزانی با روداو

صد روزی که به اندازه صد سال گذشت

۰۷ بهمن ۱۳۹۶ | ۱۹:۰۵ کد : ۱۹۷۴۳۴۴ خاورمیانه یادداشت
صلاح الدین خدیو در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: با احزاب و رهبران فعلی که خود بخشی از مشکلاتند، سخن گفتن از رهایی بیشتر یک شوخی تلخ و دارای پیامدهای ویرانگر است.
صد روزی که به اندازه صد سال گذشت

دیپلماسی ایرانی: صد روز پس از همه پرسی بحث برانگیز اقلیم کردستان، شبکه روداو مصاحبه ای با مسرور بارزانی مسئول دستگاه اطلاعاتی اقلیم و یکی از مدافعان پرشور این همه پرسی انجام داده است. اهمیت این گفتگو بیشتر به این دلیل است که مسرور بارزانی برخلاف عموزاده اش، نیچیروان بارزانی که موضع محتاطانه تری اتخاذ کرد، بعنوان معمار اصلی رفراندوم شناخته می شود.
از این رو سخنان وی پس از همه پرسی که عواقب ویرانگری برای کردها داشت، شایسته بررسی و تدقیق است.
صادقانه ترین بخش این گفتگو جایی است که مصاحبه شونده از دلایل مخالفت آمریکا با همه پرسی می گوید. به گفته وی آمریکا به سه دلیل مشخص با زمان انجام همه پرسی مخالفت کرد: تاثیر سلبی آن روی نبرد با داعش، کم شدن بخت ایاد علاوی برای پیروزی در انتخابات آتی و پیچیده تر شدن مسائل و مشکلات مناطق مورد اختلاف.
وی سپس به تفصیل به رد داعیه های واشنگتن پرداخته و با استدلال ثابت می کند که هر سه این نگرانیها بی دلیل و غیر موجه بودند. صد البته این بخش از بیانات وی بیشتر از هر جایی شایسته تامل و تعمق است. چه لحن و فحوای کلام وی در این زمینه شبیه دو طرفی است که با هم به هیات حل اختلاف رفته و با هم بر سر حقانیت محاجه می کنند. روابط بین الملل البته عرصه این گونه مباحثات و اثبات صدق و بطلان گزاره های سیاسی نیست. در اینجا منطق قدرت حاکم است و کشورها در جستجوی امنیت بر اساس منافع ملی رفتار می کنند. در این عرصه خیلی از حقها نادیده گرفته شده و قهر و غلبه ها به امر واقع تبدیل می شوند. نکته ای که سیاستمداران کرد آن را نادیده گرفتند، این بود که مخالفت آمریکا را دست کم و موقتی در نظر گرفته و در ارزیابی نقش محدود و معین خود در استراتژی منطقه ای واشنگتن مبالغه کردند. یحتمل درصدی از این سوء تفاهم به ناآشنایی آنها با روابط بین الملل و داشتن مشاوران فاسد و نالایق باز می گردد.
مسرور بارزانی در ادامه تلاش می کند که بدیل پیشنهادی آمریکا بجای رفراندوم را کم اهمیت و نامعتبر جلوه دهد. در این رابطه وی با جدال بر سر واژه های کلیدی این متن بدنبال اعتبارزدایی از متنی است که در صورت پذیرش اقلیم کردستان در موقعیتی بسیار متفاوت از امروز قرار می گرفت.

جالب اینجاست که مسرور در حالی که با دقتی وسواس گونه واژگان بدیل پیشنهادی آمریکا را کالبدشکافی می کند، با بندی که در منشور ملل متحد به حق تعیین سرنوشت ملتها اشاره دارد، مواجهه ای دیمی و سرسری دارد.
درست است که حق تعیین سرنوشت مطالبه ای مشروع است، اما آیا شرایط احقاق این حق هم وجود دارد؟ آیا کردها می توانستند این چک بدون تاریخ و فاقد پشتوانه معتبر را در بانک نظام بین الملل به وجه نقد تبدیل کنند؟ این حلقه مفقوده ماجرای همه پرسی بود که گردانندگان آن هنوز از دادن پاسخی سرراست به آن عاجزند. این بخش ماجرا محتاج عقلانیتی استراتژیک است که بیهوده با عقل نظری که مسئول تعیین صدق و کذب گزاره ها است، مخلوط می شود.
در دو سه جای این مصاحبه، مسرور بارزانی به تلویح و تصریح می گوید که استقلال هدف همه پرسی نبود. اینجا البته وی پای در وادی عقل عملی می گذارد. اگر این گفته درست باشد که به ظن قوی هست، چرا بدیل آمریکا پذیرفته نشد؟ البته در اینجا بر اساس معیارهای عقل نظری می توان وی و دیگر رهبران کرد را به بیصداقتی با مردم خود متهم کرد، و بر اساس عقل عملی هم به فرصت سوزی و قدر ندانستن موقعیتها.
صد البته تناقضهای این گفتگو به اینجا ختم نمی شود. وی در توصیف کردستان پسارفراندوم و هبوط و تنزل بی سابقه آن، می کوشد وضعیت فعلی را گذرا جلوه داده و از اهمیت عقبگردهای دهشتناک آن بکاهد. مسرور بارزانی با فراموش کردن استدلالهایش خطاب به آمریکاییها درباره اقلیت و محکوم بودن کردها و سنیها در عراق جدید و بیفایده بودن ماندن در روند سیاسی، می گوید اگر کردها متحد شوند، در انتخابات آینده می توانند دستاوردهای زیادی بدست آورند. همچنین در حالی که آمریکاییها را به بیوفایی و خیانت در جریان رفراندوم متهم می کند، بر تداوم حمایت آنها از اقلیم کردستان هم تاکید می کند!
منطق وی درباره رویدادهای شانزده اکتبر کرکوک هم محکم نیست. وی می گوید که در گردهمایی احزاب کرد در دوکان جناح خانواده طالبانی نخستین بار از امکان اداره مشترک کرکوک و استقرار واحدهای ارتش عراق در این شهر سخن می گویند و در برابر این پرسش که آیا این صرفا پیشنهاد آنهاست و یا شما با هم به توافق رسیده اید، جواب می دهند خیر، صرفا پیشنهاد طرف عراقی است.

در اینجا این سوال مطرح می شود که دستگاه امنیتی تحت امر وی که به دقت و تجسس و گستردگی شهره است، چگونه این تحرکات خطرناک در جبهه خودی را رصد نکرده است؟

ثانیا نفس این گفتگو حکایت از یک دودستگی خطرناک در اردوی کردها دارد، آیا می توان با این درجه از تفرق و ضمن نشستن روی گسل فعال اختلافات داخلی به استقبال سرنوشت سازترین مساله حیات سیاسی کردها رفت و با کوچک و بزرگ و ریز و درشت و قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای هم درآویخت؟

آیا نفس این مساله موید نظر منتقدانی نیست که وحدت ملی، تشکیل ارتش واحد و پایان دادن به پدیده دو دولتی را شرط لازم اعلام دولت مستقل می دانستند؟

مسرور بارزانی در ادامه به اثر دومینیو وار سقوط کرکوک روی سایر جبهه ها پرداخته و عدم مقاومت کردها در یک جبهه 1300 کیلومتری را به شکست در یک نبرد ربط می دهد. البته کارشناسان نظامی برای پاسخ به این داعیه شایسته ترند، اما نمی توان از گفتن این حقیقت چشم پوشید که ساختارهای فاسد حزبی در اربیل و سلیمانیه در دو دهه گذشته کاری کرد که نیروی افسانه ای و شکست ناپذیر پیشمرگ به شیر بی یال و دم و اشکمی تبدیل شود که حمله اش از باد است.

صد البته وی باز فراموش می کند که در همین گفتگو بارها از رشادت پیشمرگان گفته و بدون در نظرگرفتن نقش ائتلاف بین المللی ضد داعش و پوشش هوایی بی بدیل آنها، پیشمرگان کردستان را قهرمان شکست داعش می خواند. اگر پیشمرگان کرد پوزه داعش را به خاک مالیدند، چرا در برابر ارتش عراق که به مراتب از داعش ضعیف تر و کم انگیزه تر بود، مقاومتی از خود نشان ندادند؟ فرار و هزیمت ارتش عراق در برابر داعش در سه سال قبل هنوز از یادها نرفته است.

واقعیت البته چیز دیگری است. تعداد واقعی نیروی پیشمرگ به مراتب از آمار اعلام شده کمتر است و بر خلاف نیروهای ی.پ.گ و حشد الشعبی در این سه سال کمتر درگیر نبردهای شهری سخت و نفسگیر با داعش شدند. فساد اداری و دو دستگی حزبی هم بماند.

یک بخش مهم دیگر مصاحبه تلاش بی وقفه وی برای لاپوشانی زیانهایی است که مجادله بر سر تمدید مهلت ریاست مسعود بارزانی بر سیمای سیاسی اقلیم و روند سیاسی زد. ساده انگارانه است اگر تصور کنیم که جهان خارج و بویژه دنیای غرب بعنوان حامیان استراتژیک اقلیم کردستان، با موضوعاتی از قبیل تعطیل پارلمان و توقف روند سیاسی به سادگی کنار آمده و آنها را نادیده می گیرند. نبرد با داعش به عنوان امری اعتبارآور موقتی ولی تبعات سیلی زدن به صورت دمکراسی درازمدت و درازدامن است.

مساله شانزده اکتبر و واگذاری کرکوک نوک قله کوه یخ فساد سیاسی و اقتصادی و شخصی و خانوادگی شدن امر سیاسی در اقلیم کردستان را نشان داد. اما با دیدن قله نباید از کوه عظیم فساد غافل شد. اصلاحات رادیکال و بنیادی که به چرخش اساسی قدرت در اقلیم کردستان منتهی شود، تنها گزینه موجود است. آمدن نسل جدیدی از رهبران که هم جوان باشند و فاقد گذشته سیاه و هم فسادناپذیر و بری از الیگارشیهای موجود باشند و شجاعانه بر سر حقوق مردم انفال شده و زخم خورده از تاریخ کردستان بایستند، به لحاظ نظری بهترین آینده ممکن است. اما اینکه این امر در دل ساختارهای فاسد فعلی چقدر ممکن است، سخنی دیگر است. همین چند روز پیش بود که ملا بختیار، عضو ارشد اتحادیه میهنی گفت که در صورت شکست در انتخابات هم آنها و هم حزب دمکرات هرگز قدرت را رها نخواهند کرد!

زمانی ابوایاد مرد شماره دو فقید ساف در جمع سفرای عربی به نقل حکایتی پرداخت. مردی فلسطینی به امید رسیدن به پرتقالی درشت و اشتهابرانگیز درخت را تکان داد. اما قبل از آنکه پرتقال موصوف سقوط کند، بیست و دو پرتقال گندیده و رسیده بر زمین افتادند. ابوایاد جسورانه چشم در چشم سفرای عرب دوخت و گفت آن پرتقال درشت اسرائیل و پرتقالهای گندیده هم رژیمهای فاسد عربند. قبل از اسرائیل باید به حساب اینها رسید!

شوربختانه این حکایت کردهای عراق هم هست. با احزاب و رهبران فعلی که خود بخشی از مشکلاتند، سخن گفتن از رهایی بیشتر یک شوخی تلخ و دارای پیامدهای ویرانگر است.

انتشار اولیه: یکشنبه 24 دی 1396 / انتشار مجدد: شنبه 7 بهمن 1396

کلید واژه ها: اقلیم کردستانکرکوکصلاح الدین خدیومسرور بارزانی


نظر شما :