احتمال خروج اروپا از برجام با شکست بسته پیشنهادی

انفعال دولت به شدت آزار دهنده شده است

۰۸ تیر ۱۳۹۷ | ۱۷:۱۲ کد : ۱۹۷۷۴۷۸ اخبار اصلی پرونده هسته ای
علی بیگدلی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است اگر مواضعی که تهران قبلا در خصوص توان موشکی و نیز دیپلماسی منطقه ایش که از زبان عراقچی و ظریف بیان داشته است همان مواضع و خط قرمزهای قبلی باشد، یقینا گسل دیپلماتیک میان دو طرف بیش از پیش خواهد بود و حتی تا مرز از بین رفتن برجام پیش خواهد رفت.
انفعال دولت به شدت آزار دهنده شده است

دیپلماسی ایرانی – طبق برنامه از پیش اعلام شده قرار است تا پایان ماه جاری میلادی (ژوئن) سه کشور فرانسه، انگلستان و آلمان به همراه اتحادیه اروپا بسته ای از راه حل های عملی برای تامین خواسته های ایران و نیز راهکارهای ادامه توافق هسته ای بدون ایالات متحده آمریکا را ارائه دهند. هر چند که تهران خط قرمزهای خود را در خصوص عدم مذاکره بر سر توقف توان موشکی و نیز تعدیل و تغییر رفتار ایران در دیپلماسی منطقه ایش از پیش اعلام داشته است، اما برخی از کارشناسان بسته پیشنهادی قاره سبز را همراه با پیش شرط هایی در همبن رابطه دانسته اند. از این رو دیپلماسی ایرانی برای ارزیابی این بسته از جانب اروپایی ها و نیز تحلیل رفتار تهران در این خصوص، همچنین آیده برجام گفت وگویی را با علی بیگدلی، استاد دانشگاه شهید بهشتی، محقق و کارشناس مسائل اروپا و مولف آثاری چون "تاریخ اروپا در قرن جدید،  "تاریخ اندیشه های سیاسی غرب"،  "تاریخ فرهنگ وهنر اروپا در قرن جدید"، "کرونولوژی مسیحیت و قرون وسطی" و "تاریخ اروپا در قرون وسطی"  ترتیب داده است که در ادامه می خوایند:   

بر اساس برنامه ریزی های قبلی قرار است در پایان ماه میلادی اتحادیه اروپا بسته پیشنهادی خود را برای ادامه همکاری با ایران و بقای برجام ارائه کند. در سایه تحولات دیپلماتیک به خصوص بعد از خروج آمریکا از توافق هسته ای و نیز فشارهای فرانسه، انگلستان و آلمان برای تجدید نظر ایران در خصوص توان موشکی، دیپلماسی منطقه ای و نیز مساله حقوق بشر، اساسا از دید شما بسته پیشنهادی اروپایی ها می تواند چگونه بسته ای باشد؛ آیا نکات و اقتضائات این بسته فقط به حوزه ادامه همکاری ذیل برجام معطوف خواهد بود و یا این که پیش شرط هایی غیر هسته ای را برای ادامه توافق هسته ای خواهند داشت؟

 من معتقدم که پیش تر این بسته به صورت یک دوره مذاکره با تهران به بحث گذاشته شده است. چرا که در کنفرانس امنیتی مونیخ، هم آقای لودریان و هم آقای گابریل به عنوان وزیر امورخارجه فرانسه و وزیر سابق امورخارجه آلمان در خصوص این بسته با ظریف مذاکرات خود را داشته اند. منتها به دلایلی این مساله مذاکرات در کشور چندان رسانه ای و علنی نشد. پس مساله بسته پیشنهادی از همان روزها مطرح بوده و حتی برخی از رسانه ها هم محتویات آن را به افکار عمومی منتقل کرده اند. تا آنجایی که اخبار در این خصوص اشتهار دارد این بسته سه پیش شرط غیر هسته ای را هم در بر داشته است. یکی مساله توقف توان موشکی تهران البته با تایید کارشناسان اروپایی، دیگری مساله دیپلماسی منطقه ای خروج ایران از سوریه و پرونده یمن و نهایتا هم بررسی وضعیت حقوق بشر. البته دو پیش شرط اول بیشتر برای کسب رضایت کاخ سفید است، آن هم در شرایطی که جنگ تجاری قاره سبز با ترامپ به اوج خود رسیده است. اما چون خود اروپایی ها به مساله حقوق بشر به شدت حساس هستند سومین پیش شرط را می توان از دغدغه های خود آنان در قبال ایران دانست. حتی فارغ از اشتهار رسانه ای در خصوص محتویات این بسته و مذاکرات صورت گرفته در این خصوص اگر به شرایط حاکم بر فضای دیپلماتیک در صحنه بین الملل هم نگاه شود می بینیم که اتفاقا فشارهای اروپا برای حل مساله توان موشکی، دیپلماسی منطقه ای و نیز حقوق بشر در ایران از خود آمریکایی ها بیشتر بوده است. لذا بعید به نظر می رسد که بسته پیشنهادی اروپا تنها و تنها به مساله هسته ای ایران، چگونگی ادامه مرادوات تجاری و راهکارهای عملی تامین و تضمین منافع تهران محدود شود. از همین رو به نظر می رسد که قاره سبز برای رسیدن به چنین راهکارهایی یک سری پیش شرط را برای ایران در این بسته تعبیه کره باشد.

مساله جنگ نظامی آمریکا و غرب علیه ایران که منتفی است. چرا که ترامپ جنگ علیه ایران را عامل وحدت بخش داخلی می داند. اما در مقابل کاخ سفید بر همین منوالی که پیش گرفته به دنبال افزایش تحریم ها خواهد رفت. چون می داند تاثیر تحریم ها بر اقتصاد ایران چه عواقب سوء جدی دارد و می تواند بستر را برای فروپاشی از درون مهیا کند. 

اگر بسته پیشنهادی اروپا بر اساس تحلیل و ارزیابی شما چنین رویکردی داشته باشد و در آن سو نیز مواضع تهران بر همان اصول گذشته باشد که چنین هم به نظر می رسد، نهایتا چه افتضائاتی برای تهران در خصوص ادامه برجام به وجود خواهد آمد؟

اگر مواضعی که تهران قبلا در این خصوص از زبان عراقچی و ظریف بیان داشته است همان مواضع و خط قرمزهای قبلی تهران باشد، یقینا گسل دیپلماتیک میان دو طرف بیش از پیش خواهد بود. اگر به وضعیت سیاسی و دیپلماتیک صحنه بین الملل به ویژه رفتار اروپا بعد از خروج آمریکا از برجام هم دقت کنید، می بینید قاره سبز چندان حرکت قابل ملاحظه ای از خود برای حفظ برجام نداشته اند. مخصوصا در 20 روز گذشته ما کمتر اظهار نظر جدی در اروپایی ها برای ادامه برجام شاهدیم. هرچند که از همان روز خروج ترامپ از توافق هسته ای نیز ظرف های اروپایی تنها به چند اظهار نظر رسمی و غیر رسمی اکتفا کرده اند. آن هم در شرایطی که اروپایی ها در کنار این اظهارات حمایت گرایانه از برجام همواره هشدارها و گاهی هم تهدیدهای خود را برای توقف توان موشکی کشور، خروج ایران از سوریه و یمن و نیز سامان دادن به اوضاع حقوق بشری داشته اند. در این راستا مواضع اروپایی ها حتی تندتر از کاخ سفید بوده است. لذا در کل می بینیم که هم تهران با مواضع خود قبل تر جوابش را به اروپایی ها داده و هم قاره سبز نیز پیش پیش بسته پیشنهادی خود را ارائه کرده است. از این رو به نظر می رسد که اروپا هم در آستانه خروج از توافق هسته ای است و از هم اکنون باید برجام را کان لم یکن دانست. زیرا از شواهد امر چنین بر می آید که علیرغم شعارهای مطرح شده اروپا توان ادامه تعهدات برجامی خود را نخواهند داشت. حداقل تا زمانی که تغییر رفتار سازنده ای از ایران مشاهده نکند.

اما دستگاه سیاست خارجی در خصوص پرونده یمن مذاکراتی را انجام داده که نشست ایتالیا از جمله اقدامات دیپلماتیک تهران به شمار می آید و در ادامه حتی در اظهارنظرهای مقامات وزارت امورخارجه از جمله خود عراقچی به صراحت اعلام شده که ایران مساله یمن به صورت جداگانه بررسی خواهد کرد؛ آیا این رفتار می تواند یک گام موثر در تغییر رفتار تهران به شمار آید؟

مساله تغییر رفتار تهران در خصوص پرونده یمن از چند بعد قابل بررسی است. ابتدا به دلیل نارضایتی های داخلی از حضور ایران در رابطه با پرونده یمن و نیز هزینه های سنگین مالی، سیاسی و دیپلماتیک در این باره تهران بر آن است که تغییر رویه ای جدی را در این راستا داشته باشد. از سوی دیگر اختلافات شدید میان حوثی ها به ویژه بعد از کشته شدن علی عبدالله صالح موجب شد تا شرایط به هیچ وجه به نفع حوثی ها پیش نرود. مخصوصا که اکنون درگیری های الحدیده می تواند آغاز تنگ تر شدن دایره بر حوثی ها و انصارالله هم تلقی شود. از طرف دیگر هم ایران برای نشان دادن وجهی مثبت از خود به دنبال حل دیپلماتیک جنگ یمن است. اما در این باید گفت که مشکل اساسی به عواقب خروج تهران از پرونده یمن باز می گردد. چرا که هم در داخل با تمام این شعارهایی که در طول این 4 سال داده شده ایران نمی تواند به راحتی از یمن خارج شود و هم تهران انتظار دارد برای خروج از یمن که هزینه های فراوان مالی، مستشاری و غیره را داشته است، امتیازاتی را از آن خود کند که بعید به نظر می رسد ریاض و ابوظبی چنین امتیازاتی را نصیب تهران کنند. لذا نمی توان در این شرایط خروج ایران از پرونده یمن را که هنوز هم معلوم نیست چنین اتفاقی روی دهد، گام مثبت تهران در نظر گرفت.

با در نظر گرفتن شرایطی که به آن اشاره داشتید، آن هم به موازات مشکلات معیشتی اقتصاد فروپاشیده امروز کشور که چند روز پیش دلار را از مرز 9 هزار تومان هم گذارند و به اعتراضات مردمی هم کشیده شد، وضعیت کنونی در صحنه دیپلماسی ایران می تواند چه شرایطی را برای آینده مردم پیش آورد؟

در راستای نکات شما چند روز پیش هم ترامپ دستور تحریم های شدید علیه کشور و شرکت هایی که قصد خرید نفت از ایران را داشته باشند اعلام کرد. به موازات همین دستور کاخ سفید اعلام کرد که سوئیفت ارزی روی فعالیت ها و مراودات تجاری ایران قطع شود. لذا به نظر می رسد که تهران به سمت یک انسداد کامل مالی و بارزگانی و قطع رابطه تجاری با جهان میل می کند. اگر تا نیمه های مرداد سال جاری که فرجه 90 روزه ایران پایان می یابد و دور اول تحریم های علیه ایران باز می گردد ما به جمع بندی کاملی نرسیم، یقین بدانید کشور از درون متلاشی خواهد شد. این متلاشی شدن به معنای جامعه جنگ زده و شکل گیری اعتراضات گسترده نیست، بلکه منظور جامعه خشمگینی است که احتمال انجام هر کاری را می تواند داشته باشد.

در این رابطه واکنش های دولت به خصوص انفعال پررنگش در مقابل این میزان از مشکلات جامعه را چگونه می توان دید؟

اکنون انفعال دولت که به شدت آزار دهنده شده، آن قدر کلیشه ای شده که دیگر مهم نیست. بلکه ادبیات روحانی، نوبخت، سیف و امثالهم است که به نوعی توهین به ملت ایران به شمار می رود. چرا این آقایان در اظهاراتشان کمی فکر نمی کنند. یعنی چه ملت نگران کالاهای اساسی و مایحتاج اولیه زندگی نباشند. چرا دولت مدام در رسانه ها از ذخیره برنج و گندم و ارز سخن می گوید. مگر ملت در زمان قاجار زندگی می کند که نگران آمدن قحطی باشد؟ مگر این ملت محتاج شکم هستند که نگران بودن با نبودن برنج و گندم باشند؟ ما در قرن 21ام و سال 1397 زندگی می کنیم. تا کی باید ایران چوب ندانم کاری های بعضی ها را بخورد. شرایط امروز به جایی رسیده که هر لحظه باید منتظر یک اتفاق ناگوار باشیم. ما می خواهیم با دنیا تعاملی سازنده برقرار کنیم. این خواسته، خواسته زیادی است؟ ما می خواهیم درهای جهان را به روی خود ببندیم و برنج و گندم بخوریم؟ این زندگی بود که برای ایرانی ها نوید داده شده بود؟ البته این را هم باید گفت این که آمریکا زور می گوید و حرف غیر منطقی می زند که شکی وجود ندارد. اما راه آن تقابل با کاخ سفید این روشی نیست که ایران در پیش گرفته است. راه آن تنها و تنها دیپلماسی است. باید پذیرفت که امروز ما جز راه دیپلماسی و مذاکره هیچ راه دیگری نداریم. پس تهران تا بازگشت دور اول تحریم ها در نیمه های مرداد فرصت داد که وضعیت را تعدیل کند. در غیر این صورت با بازگشت تحریم ها و نیز پتانسیل های خیزشی که در میان مردم شکل گرفته است، کار کمی سخت تر خواهد شد.

 قطعنامه 2231 که ذیل برجام صادر شد به دلیل گزارشات سازمان بین المللی انرژی اتمی در خصوص مثبت بودن فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران بود. لذا تا زمانی که این سازمان گزارشی خلاف این رویه ارائه نکند در خصوص پرونده هسته ای ما مشکلی برای صدور قطعنامه نداریم. اما مساله توان موشکی، دیپلماسی منطقه ای و حقوق بشر می تواند بستر را برای صدور قطعنامه علیه ایران به وجود آورد. 

در سایه نکات شما احتمال جنگ نظامی آمریکا علیه ایران وجود دارد؟

مساله جنگ نظامی آمریکا و غرب علیه ایران که منتفی است. چرا که ترامپ جنگ علیه ایران را عامل وحدت بخش داخلی می داند. اما در مقابل کاخ سفید بر همین منوالی که پیش گرفته به دنبال افزایش تحریم ها خواهد رفت. چون می داند تاثیر تحریم ها بر اقتصاد ایران چه عواقب سوء جدی دارد و می تواند بستر را برای فروپاشی از درون مهیا کند. باید بپذیریم که شرایط کنونی علیه ایران این مرتبه با دفعات پیشین بسیار متفاوت است. خلاصه و سربسته بگویم که ایران این بار باید یک تصمیم اساسی و جدی برای تغییر وضعیت خود بگیرد، در غیر این صورت باید منتظر عواقب بسیار بدی برای رفتارهای خود باشد. لذا معتقدم در سایه پتانسل های خیزش مردمی که اکنون شکل گرفته مساله فروپاشی از درون حتی بدون فشار از بیرون هم از همین حالا شروع شده است.

اما به واسطه قطعنامه 2231 شورای امنیت تمامی قطعنامه های پیشین شورای حکام و شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران ملغی شد. آیا در صورت تداوم این وضعیت ما باید منتظر بازگشت این قطعنامه ها در آینده هم باشیم؟

 قطعنامه 2231 که ذیل برجام صادر شد به دلیل گزارش های سازمان بین المللی انرژی اتمی در خصوص مثبت بودن فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران بود. لذا تا زمانی که این سازمان گزارشی خلاف این رویه ارائه نکند در خصوص پرونده هسته ای ما مشکلی برای صدور قطعنامه نداریم. اما مساله توان موشکی، دیپلماسی منطقه ای و حقوق بشر می تواند بستر را برای صدور قطعنامه علیه ایران به وجود آورد. ضمن این که اکنون وضعیت در داخل به قدری متشتت است که دیگر نیازی به صدور قطعنامه علیه کشور نیست. همین تحریم های شدید آمریکا در آینده نزدیک کار را برای ایران به شدت سخت خواهد کرد.

کلید واژه ها: انگلیسفرانسهآلمانعلی بیگدلیتوان موشکیبرجامدیپلماسی منطقه ایپرونده یمناتحادبه اروپا


نظر شما :