دکتر یوسف مولایی در نشست دیپلماسی ایرانی

مصونیت بیشتر ایران در سایه ادامه مذاکرت/ شرایط داخلی گزینه های تهران را محدود کرده است

یوسف مولایی در نشست دیپلماسی ایرانی بیان داشت که ایران هر چه با کارشکنی های آمریکا حقوقی تر برخورد کند برایش مناسب تر خواهد بود. این مناسبت از جهت انجام تعاملات و روابط تجاری نیست، بلکه فراتر از آن خواهد بود. چرا که تبعیت از قانون و حقوق بین الملل می تواند مصونیت بیشتری را برای ایران در پی داشته باشد.
مصونیت بیشتر ایران در سایه ادامه مذاکرت/ شرایط داخلی گزینه های تهران را محدود کرده است

عبدالرحمن فتح الهی - متن پیش رو مشروح کامل سخنان دکتر یوسف مولایی، حقوقدان در نشست دیپلماسی ایرانی با موضوع بررسی و تحلیل "تاثیر تحریم ها بر وضعیت سیاسی – اقتصادی ایران" است:

در این نشست دکتر مولایی بحث خود را با بررسی جنبه حقوقی اقدام آمریکا برای بازگرداندن تحریم ها آغاز کرد. وی در این رابطه گفت که به ذات حقوق به خصوص حقوق بین الملل نمی تواند پاسخگوی شرایط پیش آمده برای ایران در جامعه جهانی باشد. فقط می توان مساله را از این بعد به بوته تحلیل برد که اقدام آمریکا تا چه اندازه می تواند منطبق بر قوانین و حقوق بین الملل باشد؟ در این رابطه اقدام ترامپ در خروج از برجام یک اقدام غیر قانونی است. درست است که توافق هسته ای به عنوان یک سند داخلی قانونی به تصویب کنگره آمریکا نرسیده است. اما برجام به واسطه قطعنامه 2231 شورای امنیت اعتبار حقوقی خود را پیدا کرده است. لذا قطعنامه های شورای امنیت که ذیل فصل هفتم منعقد می شوند طبق ماده 103 منشور سازمان ملل بر همه اقدامات و تعهدات دولت های عضو این سازمان اولویت خواهد داشت. به عبارت دیگر اگر یک قطعنامه در تعارض با اقدام و تعهد یک کشور قرار داشته باشد، این قطعنامه شورای امنیت است که هم اعتبار بیشتری دارد و هم در اولویت عمل آن کشور قرار می گیرد. از این رو ترامپ با خروج از توافق هسته ای قطعنامه شورای امنیت را نادیده گرفته و در یک اقدام غیر قانونی ایران را مورد تحریم هم قرار داده است. از سوی دیگر هم در حقوق بین الملل نحوه متعهد شدن دولت ها دیده شده است. یعنی با یک بیانیه ساده توسط مقام یک کشور می توان او را نسبت به همان موضوع متعهد دانست. پس یقینا کشورهای 1+5 که مواضعشان را به صراحت در باره برجام بیان داشته اند و خود را متعهد به انجام کلیه مفاد آن کرده اند، نمی توانند به راحتی آن را نقض کنند. در این رابطه شاید آمریکا این توجیه را داشته باشد که خروج ترامپ از توافق طبق قوانین داخلی آمریکا عملی غیرقانونی نیست چرا که برجام در کنگره به تصویب نرسیده است، اما می توان در چارچوب حقوق بین الملل کار ترامپ را زیر سوال برد. این کارشناس در ادامه اذعان داشت که اگر چه اقدام آمریکا تبعات حقوقی را برای ایران به وجود آورده، اما ایالات متحده اکنون در قبال برجام موضع سیاسی را در پیش گرفته است. چرا که اگر کاخ سفید به دنبال حل مشکلات حقوقی مورد اختلاف در برجام بود می توانست طبق ماده 38 توافق هسته ای که ساز و کار حل اختلافات در آن پیش بینی شده اقدام کند. واشنگتن در این مسیر می توانست حتی کار را به شورای امنیت بکشاند و در آنجا به تدوام لغو تحریم ها رای ندهد و با حق وتوی خود آن را عملی کرده و ایران را به شرایط قبل از انعقاد برجام بازگرداند. پس آمریکا به جای در پیش گرفتن چنین راه حلی در حقوق بین الملل به دلیل عجله در برخورد با ایران با انگیزه های پررنگ سیاسی راه خلاف قانون را برگزید. البته این اقدام ترامپ نه اولین اقدام غیر قانونی این کشور است و نه آخرین آن. ایالات متحده در طول حیات خود مکررا این کار را انجام داده است. چرا که حقوق بین الملل ضمانت اجرایی چندان قوی برای کشورها ندارد. لذا آمریکا با قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی خود یا خروج از برجام برایش هزینه ای ندارد و یا قادر به تحمل هزینه های آن خواهد بود که از مسیر غیر حقوقی برجام را از میان برداشته است.

وی در خصوص گزینه های حقوقی ایران در قبال این اقدام آمریکا تصریح کرد که تهران گزینه های چندانی برای تقابل حقوقی با آمریکا را ندارد. یا این که تهران با در پیش گرفتن همین مسیر به دوران قبل از تحریم ها باز خواهد گشت یا این که میز مذاکره را برای حل مشکلات خود برگزینیم. هر چند که ایران می تواند به دلیل خروج یکی از اعضا خود را متعهد به توافق هسته ای نداند، اما بهتر است که از طریق ساز و کار حل اختلافات تنش ها را کاهش دهد و از مسیر تشکیل کمیسیون مشترک انتظارات به حق خود را برآورده کند. لذا ایران هر چه با کارشکنی های آمریکا حقوقی تر برخورد کند برایش مناسب تر خواهد بود. این مناسبت از جهت انجام تعاملات و روابط تجاری نیست، بلکه فراتر از آن خواهد بود. چرا که تبعیت از قانون و حقوق بین الملل می تواند مصونیت بیشتری را برای ایران در پی داشته باشد.

این حقوقدان افزود که نباید رفتارهای احساسی جایگزین منطق سیاسی شود. اگر شرایط قبل از برجام برای کشور مناسب بود، پس چرا کشور به مذاکره و برجام تن داد. لذا شرایط قبل از برجام شرایط عادی نبود که تهران بتواند به راحتی آن را پیش ببرد. در آن سال ها بیش از 20 قطعنامه شورای حکام پرونده ایران را به شورای امنیت برد و در آن جا هم کشور متحمل قطعنامه های فصل هفتم این شورا شد. لذا خروج از برجام هیچ نکته مثبتی را برای کشور ایجاد نخواهد کرد. اگر ما به دنبال تقابل برویم احتمال بازگشت قطعنامه های شورای حکام، شورای امنیت و تشکیل اجماع جهانی وجود دارد. پس ما در شرایطی نیستیم که بخواهیم برجام را نایده بگیریم. نه به این دلیل که برجام به ما سودی نرسانده است، بلکه از این نظر که اکنون جامعه، اقتصاد، امنیت، حاکمیت و نظام در شرایطی نیست که قدرت ریسک بالایی را به کشور بدهد. الآن وضعیت به گونه ای نیست که بگوییم که در سایه برجام چه چیزی به دست آورده ایم و در قبالش چه امتیازاتی هم داده ایم. چرا که این نگاه کمکی به حل مشکلات کنونی کشور نمی کند. فعلا باید راه مذاکره را در چارچوب همین کمیسیون مشترک ادامه داد. ایران تا می تواند باید در سطح جامعه جهانی اعتبار بیشتری را به رغم بدعهدی های آمریکا برای خود کسب کند. ایران باید خود را کشوری معرفی کند که در بستر تمامی اقدامات خلاف حقوقی ترامپ و کاخ سفید همچنان خود را متعهد به نتایج مذاکرت برجامی و توافق هسته ای می داند.

وی در ادامه تاکید داشت که ما نباید اتحادیه اروپا را از دست بدهیم. علاوه بر آن باید چین و روسیه را هم به عنوان اعضای حاضر در برجام و هم اعضای دائم شورای امنیت مد نظر داشته باشیم.

دکتر مولایی در خصوص موارد حقوقی و قانونی چالش با اسرائیل چنین تشریح کرد که این مساله بیش از آن که در حیطه حقوق بگنجد، مربوط حوزه سیاسی است. لذا من به عنوان حقوقدان تمایلی به ورود به حیطه سیاست ندارم. اما در حوزه حقوقی می توان مسائلی را مطرح کرد. ابتدا به ساکن حقوق ناشی از یک تصمیم و اراده اسیاسی است. به عبارت دیگر حقوقدان قاعده حقوقی را نمی سازد، بلکه اراده های سیاسی، دولت ها و حاکمیت ها در جهت حفظ منافع خود هستند که حق و حقوق را می سازند. در ثانی این که منافع داخلی و ملی ما ایجاب می کند تصمیم سازان کلان سیاسی کشور حیطه حقوقی کشور را تعیین کنند، درست است. اما هر چه کشور در جامعه جهانی به سمت تنش زدایی پیش رود می تواند از بار هزینه های بی جهت خود بکاهد و در عوض منابع خود را صرف آبادنی کشور کند. امروز تنش با بازیگران، آن هم در یک شدت و عمق زیاد فقط بار خسارت ها را برای ما افزایش می دهد. چون که منابع کشور هم محدود است، به دلیل افزایش بار هزینه ها با کاهش منابع نمی توان به مدیریت کلان اقتصادی جامعه رسید. لذا احتمال سرریز کردن مشکلات به حوزه امنیتی هم وجود دارد و در آینده احتمال به خطر افتادن حاکمیت وجود دارد. پس این مساله بسیار جدی است و فراتر از حیطه دولت است. بلکه این مساله به حوزه منافع ملی باز می گردد. اگر به دنبال حفط منافع ملی هستیم باید یک گفت و گو و گفتمان ملی با حضور همه کارشناسان از همه طیف ها با هر نظر و دیدگاهی را سامان دهیم. به قول آقای ظریف همه ما اکنون در یک کشتی هستیم. مساله مساله ایران است. پس چرا با نگاه سلیقه ای عده ای از کارشناسان در حیطه تصمیم سازی حضور ندارند. آقای روحانی می گوید که دست منتقد و مخالفم را می بوسم. منظورش منتقدین داخلی یا خارجی است؟ نخبگان ما الان کجا هستند؟ ما که فعلا جدی تر از بحران کنونی اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک بحران دیگری نداریم. دولت برای مدیریت آن چه راه حل هایی را برای بسیج توان ملی و بدنه کارشناسی کشور اندیشیده است؟ در این شرایط ما باید به سمت مدیریت منابع پیش برویم. لذا امروز مشکلات بیشتر از سیاست خارجی است. دامنه معضلات حتی تا مشکلات زیست محیطی و آب و هوایی هم کشیده شده است. پس مذاکره بهترین گزینه حقوقی پیش روی ایران است. نباید از مذاکره ترسید. اگر نتایج آن با منافع ملی سازگار بود که از بعد حقوقی خود را متعهد به انجام آن می کنیم. اگر هم که نه، ما با مذاکره به مواضع، دیدگاه ها و نظرات سایر کشورها در خصوص یک مساله اشراف پیدا می کنیم.

در ادامه وی اذعان داشت که همه ما به عنوان ایرانی دلسوز کشور هستیم، اما به نظر می رسد که تصمیم سازان نمی خواهند برخی صداها را بشنوند. ما هم دغدغه ملی و سرفرازی کشور را داریم. لذا جامعه به رغم این که سعی دارد در ظاهر خود را یک جامعه چند صدایی نشان دهد، اما به واقع جامعه یک جامعه تک صدایی است. صدا به این معنی نیست که تنها جملات شنیده شود، بلکه باید این نظرات در تصمیم گیری ها لحاظ شود. باید مشارکت عملی همه نظرات و دیدگاه ها تحقق پیدا کند. چه فایده ای دارد که هر روز سخنان ما در رسانه ها پخش شود مادامی که در عمل هیچ جایی برای این نظرات در تصمیمات کشور وجود ندارد. نتیجه این رفتارهای تشریفاتی چیست؟

وی در ادامه تصریح کرد که هر چه قدر یک حقوقدان بخواهد از مواضع سیاسی پرهیز کند کار بسیار سختی است چرا که این اراده سیاسی است که حیطه حقوقی را می سازد. در این چارچوب نگاه اخلاقی برای پیدا کردن مفهوم حق در مواضع کشورها چندان مفید و به سود نیست. به علاوه کار بی فایده ای هم خواهد بود. چرا که حق به مفهوم ماهوی و فلسفیش که درون آن عدالت، انسانیت و یا دموکراسی تعریف شده باشد امروز در حقوق بین الملل و سیاست جایگاهی ندارد. مثلا اگر به دنبال حق ایران در پرونده هسته ای هستیم که نمی توان در جهان مواضع خود را پیش برد. ما اگر در صحنه جهانی به دنبال این هستیم که حق ما چیست، درست در مسیری قرار داریم که حق چگونه تولید می شود؟ پیشتر گفتم حق در حقوق به وسیله اراده قدرت های سیاسی برای حفظ منافع در قالب برخی معاهدات ساخته می شود. مثلا هر عقل سلیمی می داند که ام پی تی یک معاهده تبعیض آمیز است. پس نمی شود برای تعریف حق و احقاق حق الحاق به چنین معاهده ای را پذیرفت؛ نه، این گونه نمی توان حق را تعریف کرد. پس این دولت ها و اراده های سیاسی هستند که به فراخور حال و برای کسب منافع حق را تعریف می کنند. اینجا است که مذاکره می تواند برای تعریف بهتر حق وارد عمل شود. در پرونده برجام هم باید ببینیم که منافع ما کجا است که با مذاکره حق خود را بگیریم. پیگیری این که برخی رفتارهای آمریکا و تصمیمات جهانی ظالمانه و یا به دور از حق است، درگیر شدن با بحث های فلسفی است که در پایان هم هیچ نتیجه ای در بر ندارد. اما این که با مذاکره بتوان منفعت بیشتری را در قالب برجام متوجه کشور کرد، بحثی است عینی که قابلیت اجرا و پیگیری دارد.

این کارشناس در پایان تاکید کرد که باید رویه سنتی تصمیم گیری کشور در سایه آزمون و خطاهای 40 ساله اش که به شکست انجامیده است کنار گذاشته شود و از تمامی بدنه کارشناسی کشور برای حضور در تصمیم گیری های کلان دعوت شود تا در نهایت این نگاه تنگ نظرانه از میان برداشته شود. نابودی ایران نابودی همه ما است. این دیگر این و آن ندارد. ما هم ایرانی هستیم و دلمان برای هر وجبش می تپد. الآن حیات ملی ما در شرایط خاص و حساسی است. اتفاقا اکنون برجام می تواند بستر حل این سوال باشد که چرا در طول این سال ها کانون های تصمیم گیر نتوانسته از منابع و امکانات کشور به درستی استفاده کنند. اگر امروز از آب گرفته تا دلار، برجام و بیکاری دامن کشور را گرفته نتیجه این رفتارها است.

کلید واژه ها: شورای امنیتاتحادیه اروپایوسف مولاییبرجامترامپ


۲ رای

نظر شما :