حمله به فرودگاه دبی عاملی برای تغییر موازنه‌هاست

احتمال اوج گیری اتهامات علیه تهران در پرونده یمن

۰۷ شهریور ۱۳۹۷ | ۱۵:۲۸ کد : ۱۹۷۸۶۷۶ خاورمیانه انتخاب سردبیر
حسن هانی زاده ئر گفت وگویی با دیپلماسی ایرانی معتقد است که اهمیت حمله یمن به دبی از آن جایی مشخص می شود که این شیخ نشین به تنهایی نزدیک به یک سوم درآمد کل امارات را به خود اختصاص داده است. پس حمله به دبی یعنی حمله به قلب اقتصادی امارات متحده عربی. با از کار افتادن قلب امارات نیز می توان شاهد فروپاشی این کشور بود.
احتمال اوج گیری اتهامات علیه تهران در پرونده یمن

گفت وگویی از عبدالرحمن فتح الهی؛ تیم تحریریه دیپلماسی ایرانی
دیپلماسی ایرانی – دوشنبه هفته جاری یگان پهپادی ارتش و کمیته‌های مردمی یمن با یک فروند پهپاد "صماد 3" فرودگاه بین‌المللی دبی در امارات را هدف قرار دادند. هرچند که تاکنون درباره خسارات احتمالی این حمله خبری مخابره نشده است، اما حمله دیروز عربستان امرات متحده عربی به فرودگاه یمن می تواند نشانه ای از صحت ابن خبر باشد. به خصوص این که تا منون اماراتی ها خبر حمله به فرودگاه بین اللی دبی را هم تکذیب نکرده اند. اما دیپلماسی ایرانی برای تحلیل تاثیرات این حمله پهپادی بر امارات متحده عربی و دیگر کشورهای عربی منطقه و نیز بررسی آینده پرونده جنگ یمن گفت وگویی را با حسن هانی زاده، کارشناس مسائل خاورمیانه ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:     

از دیدگاه شما دلیل و یا دلایل حمله پهپادی 48 ساعت پیش ارتش و کمیته‌های مردمی یمن به فرودگاه بین المللی دبی چیست؟

در واقع حمله نیروهای مردمی یمن و انصارالله به وسیله پهپاد نشانه آشکاری از توانمندی نیروهای انقلابی برای تقابل هم زمان با ائتلاف عربستان سعودی و امارات متحده عربی است. چرا که امارات متحده عربی نیز به اندازه عربستان در سرکوب و تجاوز یمنی ها نقش مخرب خود را داشته و دارد. اما یک ماه پس از حمله به فرودگاه بین المللی ابوظبی حمله دوم به فرودگاه دوبی بسیار قوی تر و جدی تر به نظر می آید. دلیل این مساله را هم در حملات اخیر ائتلاف عربی در حمله به کودکان یمنی دانست. در چند وقت اخیر مساله کشتار کودکان موجب شده بود تا کمیته های مردمی یمن و نیز ارتش این کشور وعده انتقامی را در خصوص ریاض و ابوظبی داشته باشد. لذا این حمله به صورت آشکار، هم عملی کردن وعده انتقام کشته شدن کودکان یمنی بود و هم جدی تر شدن سایه جنگ بر خاک امارات متحده عربی. 

در سایه نکته آخرتان تاثیرات کشیده شدن جنگ به خاک امارات متحده عربی چه خواهد بود؟

یقینا این حمله که دومین مورد از حملات پهپادی است نمی تواند آخرین مورد آن باشد. لذا در صورت صحت آن که تا امروز مقامات اماراتی آن را تکذیب نکرده اند، نشانه ای بر صحت آن است، می تواند گامی جدی در فروپاشی این کشور باشد. چرا که برنامه حمله به امارات در آینده به معنای از بین رفتن امنیت در امارات متحده عربی است و از بین رفتن امنیت نیز به معنای خارج شدن شرکت ها و کمپانی های حاضر در این کشور است. از سوی دیگر چون که امارات بر روی صنعت توریسم هم حساب جدی باز کرده است. یقینا ناامنی می تواند این صنعت را با تهدید جدی روبه رو کند. از این جهت اکنون امارات با چالش جدی در خصوص یمن روبه رو است. اهمیت حمله یمن به دبی از آن جایی مشخص می شود که این شیخ نشین به تنهایی نزدیک به یک سوم درآمد کل امارات را به خود اختصاص داده است. پس حمله به دبی یعنی حمله به قلب اقتصادی امارات متحده عربی. با از کار افتادن قلب امارات نیز می توان شاهد فروپاشی این کشور بود. البته حمله به فرودگاه بین المللی دبی حاوی پیام دیگری نیز هست. این که این حمله می تواند دال بر شکست تمام تدابیر و نیروهای دفاعی امارات در محافظت از این کشور باشد، به خصوص که اخیرا آمریکایی ها نیز در مساله افزایش سطح توان نظامی در حفاظت از خاک این کشور اقداماتی را هم صورت داده بودند.

از نگاهی کلان تر کشیده شدن جنگ یمن به خاک امارات متحده عربی چه تاثیری برمنطقه و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس خواهد زد؟

با توجه به این که عربستان سعودی با گذشت بین از 40 ماه از تجاوز نظامی به خاک یمن سعی داشت توان خود را بر این کشور نشان دهد، اما امروز تحولات میدانی نشان از عدم دستیابی ریاض به این اهدافش دارد. به هر حال شرایط اکنون برای کشورهای حامی عربستان هم بسیار نگران کننده است. چرا که علاوه بر عربستان و امارات هر کشوری که بخواهد سمهی در جنگ و تجاوز به خاک یمن داشته باشد، می تواند هدف این دست از حملات باشد. در سایه این نکته یقینا می توان تعمیم این جنگ را به  کشورهای عربی منطقه محتمل دانست. با این وصف پرونده جنگ یمن ابعاد جدید در عین حال گسترده تری پیدا خواهد کرد. در بستر این شرایط تاثیر مهم و فوری آن، تحت الشعاع قرار گذفتن مساله امنیت منطقه و اثرات سوء آن بر اقتصاد این کشورها خواهد بود. هر چند که این کشورها اکنون در وضعیت نسبتا مناسب اقتصادی قرار دارند، اما کشیده شدن جنگ به کشورهای عربی منطقه خلیج فارس می تواند ناامنی جدی را برای آنها پدید آورد و ناامنی یعنی عدم فروش نفت و عدم حضور شرکت و کمپانی های بزرگ در این کشورها؛ لذا در مدت کوتاهی این کشورها با بحران داخلی روبه رو خواهند بود. در چنین حالتی دیگر بحران ها نمی توانند شکل انفرادی پیدا کنند، چرا که مساله به قدری جدی خواهد شد که به بحران کل کشورهای عربی منطقه بدل می شود. پس می توان گفت که اکنون یمن با حمله به فرودگاه دوبی پس از حملات مکرر به عربستان و حمله یک ماه پیش به فرودگاه بین المللی ابوظبی به دنبال موزانه وحشت و ناامنی در منطقه است. این حمله باز کردن صفحه جدیدی در جنگ یمن است. 

با توجه به این نکات و حساس تر شدن پرونده یمن آیا مجامع بین المللی می توانند راهی برای حل و فصل سیاسی و دیپلماتیک به صورت جدی تر پیدا کنند؟

ببینید علیرغم اعلام اتهام جنایات جنگی در خصوص سران و مقامات عربستان سعودی و امارات متحده عربی و نیز درخواست محاکمه آنها به دلیل ارتکاب این جنایات، اما در کل این 40 ماه نمی توان کارنامه درخشانی برای این نهادها و مجامع بین المللی در خصوص پرونده یمن یافت. یقینا نفوذ هم پیمانان فرامنطقه ای عربستان در این نهادهای تصمیم گیری سبب شده است تا کنون هیچ اقدام مثبتی در خصوص حل و فصل سیاسی و دیپلماتیکی پرونده جنگ یمن صورت نگیرد. پس باید گفت که آن چه که در پرونده جنگ یمن اکنون تعیین کننده است، تحولات در عرصه میدانی است. اکنون یمنی ها به این درک رسیده اند که پروسه سیاسی و حل و فصل دیپلماتیک نمی تواند راه حلی برای توقف کشتار و جنایات عربستان و امارات متحده عربی باشد، بلکه باید در میدان نبرد با توازن قوا و یا حداقل توازن وحشت این بازیگران متجاوز را وادار به عقب نشینی کرد. لذا استفاده از پهپاد و موشک در این شرایط می تواند ریاض و ابوظبی را ناچار به حضور پای میز مذاکره با یمنی ها می کند. 

ایران همواره به کانون حملات و اتهامات سیاسی عربستان سعودی در حمایت از یمن بدل شده است. در سایه احتمال درگیر شدن امارات متحده عربی با جنگ یمن و نیز تعمیم آن به دیگر کشورهای عربی می توان بار دیگر شاهد اوج گیری این حملات و اتهامات سیاسی علیه ایران در پرونده یمن بود که یک بار تا مرز تصویب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران هم رفت که با وتوی روسیه مواجه شد؟

به دلیل این که عربستان سعودی به همراه امارات متحده عربی به موازات هم پیمانان غربی شان به هیچ وجه تمایلی به اعتراف شکست در قابل یمن ندارند و نیز مایل نیستند عنوان کنند که مردم و نیروهای مقاومت در این کشور بعد از پشت سر گذاشتن تجربه جنگ نابرابر به توان داخلی در ساخت و تجهیز جنگ افزار و دانش ساخت موشک و پهپاد رسیده است. هم چنانی که ایران هم در طول هشت سال جنگ نابرابر به این توان بومی دست یافته است. البته این اعتراف برای خود این کشورها گران تمام می شود چرا که در صورت اقرار صریح و رسمی می تواند موزانه قوا از این هم بیشتر به هم بخورد و زمینه های شکست در میدان نبرد هم برای متجاوزین رقم بخورد. لذا جنگ یمن هر چه بیشتر به طول بینجامد این کشور به توان و دانش بیشتری در ساخت جنگ افزار های نظامی دست خواهد یافت. در این صورت یقینا در آینده مساله توازن وحشت به توازن قوا هم کشیده خواهد شد. از این رو از آن جایی که ایران به صورت اخلاقی، انسانی، رسانه ای و معنوی در مساله حمایت از یمن حضور گسترده ای داشته است، یقینا در آینده با جدی تر شدن پرونده یمن و گسترش سایه جنگ بر سر امارات متحده عربی و دیگر کشورهای عربی دایره و حجم اتهام زنی ها نیز علیه تهران در خصوص یمن با پرونده سازی ها و نیز اتهامات پوسیده و نخ نمای در اختیار گذاشتن موشک و پهپاد به یمن افزایش پیدا خواهد کرد. این مساله می تواند بستر را برای تصویب قطعنامه علیه ایران هم در شورای امنیت فراهم کند. اما با این وصف طولانی شدن جنگ یمن تنها به موازنه قدرت و نیرومند تر شدن یمنی ها منجر خواهد شد، علیرغم پررنگ کردن اتهامات علیه تهران.

کلید واژه ها: یمنعربستان سعودیامارات متحده عربیدوبیحسن هانی زاده


۷ رای

نظر شما :