امارات مثل علی عبدالله صالح تهدید شد

محاصره دریایی عربستان و نبرد در یمن

۱۹ دی ۱۴۰۴ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۳۷۱۱۹ خاورمیانه انتخاب سردبیر
احمد رشیدی نژاد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: ریاض حضور امارات و متحد محلی آن (شورای انتقالی جنوب) در شرق یمن را تهدیدی برای آخرین کریدور خشکی خود به سوی اقیانوس هند می‌داند.
محاصره دریایی عربستان و نبرد در یمن

نویسنده: احمد رشیدی نژاد، پژوهشگر ژئوپلیتیک

دیپلماسی ایرانی: در میان تحولات خاورمیانه، جنگ یمن فراتر از یک تراژدی انسانی، صحنه رقابت ژئوپلیتیک قدرت‌های منطقه است. درگیری اخیر عربستان سعودی و امارات متحده عربی در استان‌های شرقی یمن، تنها یک اختلاف محلی نیست، بلکه نشان‌دهنده «اضطراب استراتژیک» عمیق ریاض در برابر ترس از محاصره کامل است. این تحلیل بر این فرض استوار است که اقدامات عربستان در یمن را باید در چارچوب تلاش برای گشودن یک «راه گریز استراتژیک» حیاتی از محاصره دریایی تفسیر کرد. محاصره‌ای که از سه سو شکل گرفته است: تنگه هرمز تحت نفوذ ایران، باب‌المندب تحت تهدید حوثی‌ها، و کانال سوئز با ابهام ناشی از مجاورت اسرائیل. درس تاریخی تغییر جهت متحد دیرینه، علی عبدالله صالح، به سمت ایران، این کابوس را برای ریاض عینیت بخشیده است: وفاداری متحدان در مواجهه با فشار می‌تواند دگرگون شود. اکنون، ریاض حضور امارات و متحد محلی آن (شورای انتقالی جنوب) در شرق یمن را تهدیدی برای آخرین کریدور خشکی خود به سوی اقیانوس هند می‌داند. بنابراین، درگیری کنونی نه یک رقابت ساده، بلکه نبردی برای بقا و کنترل مسیر گریز از حلقه محاصره دریایی است.

مثلث تهدید: محاصره سه‌جانبه دریایی

موقعیت جغرافیایی عربستان سعودی، علیرغم وسعت قلمرو آن، با چالش‌های راهبردی فزاینده‌ای در دسترسی به آب‌های آزاد مواجه است. این چالش‌ها عمدتاً در سه نقطه حیاتی متمرکز شده‌اند که حلقه‌ای از محاصره دریایی را پیرامون این کشور شکل می‌دهند. در شمال غرب، کانال سوئز قرار دارد که اگرچه تحت کنترل متحدی مانند مصر است، اما ثبات همیشگی آن تضمین‌شده نیست و مجاورت با اسرائیل – که روابط پنهان اما بی‌ثباتی با ریاض دارد – این شریان حیاتی را تحت تأثیر امنیتی یک قدرت منطقه‌ای با اهداف نامشخص قرار داده است. در شرق، تنگه هرمز به عنوان شاهرگ اصلی صادرات نفت عربستان، عملاً تحت سلطه امنیتی ایران است و همواره به عنوان یک اهرم فشار و تهدیدی علیه امنیت انرژی ریاض عمل می‌کند. در جنوب غرب نیز تنگه باب‌المندب – دروازه ورودی جنوبی دریای سرخ – تحت نظارت و تهدید نیروهای حوثی، متحد ایران، قرار گرفته و دسترسی عربستان را از این مسیر با مخاطره روبه‌رو ساخته است. این سه نقطه، مثلثی تهدیدآمیز را تشکیل می‌دهند که دسترسی امن و مستقل عربستان به آب‌های بین‌المللی را به شدت محدود می‌سازد.

در این میان، تحول اخیر در شاخ آفریقا ابعاد جدید و نگران‌کننده‌ای به این محاصره افزوده است. به رسمیت‌شناسی دوفاکتو سومالی‌لند در ساحا جنوبی دریای سرخ، توسط اسرائیل و احتمال استقرار پایگاههای نظامی اسرائیلی در سواحل آن – که مشرف به ورودی دریای عرب و نزدیک به باب‌المندب است – می‌تواند آخرین حلقه این محاصره را تکمیل کند. چنین اقدامی نه تنها عربستان را از سمت جنوب شرقی نیز تحت نظارت یک قدرت تاریخی رقیب قرار می‌دهد، بلکه کابوس محاصره کامل دریایی را به واقعیتی هراس‌آور برای استراتژیست‌های ریاض تبدیل می‌کند. این سناریو، تهدیدهای سنتی را در یک مثلث استراتژیک تشدید کرده و عربستان را با چالشی چندوجهی در عرصه امنیت ملی و دسترسی به آب‌های آزاد روبه‌رو ساخته است.

یمن کریدور حیاتی

یمن برای عربستان سعودی تنها راه ممکن برای گریز از محاصره دریایی است. استان‌های شرقی مانند المهره و حضرموت، کریدور حیاتی خشکی به سوی اقیانوس هند محسوب می‌شوند که می‌تواند وابستگی ریاض به تنگه‌های هرمز و باب‌المندب را کاهش دهد. کنترل این مسیر نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی استراتژیک برای بقای ژئوپلیتیک عربستان است. 

درس تاریخی علی ‌عبدالله صالح، رئیس جمهوری اسبق یمن، این ضرورت را تشدید کرده است. صالح که متحد دیرینه عربستان بود، در واپسین سال‌های حکومت خود به سوی حوثی‌ها و ایران گرایید و نشان داد که وفاداری متحدان محلی حتی تحت حمایت مالی سنگین می‌تواند دگرگون شود. عربستان پیشنهاد خرید یک گذرگاه ده‌کیلومتری در حضرموت برای خط لوله نفت را با میلیاردها دلار ارائه کرد، اما صالح با وجود نیاز مالی شدید، نه تنها فروش را رد کرد، بلکه حتی پیشنهاد اجاره موقت را نیز نپذیرفت. این شکست نشان داد که دستیابی به این کریدور حیاتی تنها از طریق کنترل مستقیم نظامی و سیاسی – و نه مذاکره یا معامله – امکان‌پذیر است.

اکنون، عربستان الگوی مشابهی را در شرق یمن و در قالب شورای انتقالی جنوب می‌بیند؛ نیرویی که با حمایت امارات در حال تثبیت حاکمیت بر این مناطق استراتژیک است. از نگاه ریاض، تاریخ در حال تکرار است: یک بازیگر محلی قدرتمند با پشتیبانی خارجی (امارات و متحدانش مانند اسرائیل) می‌تواند در آینده، تحت فشار یا با تغییر محاسبات، وفاداری خود را تغییر دهد و به سمت دیگر رقبا گرایش پیدا کند. در این صورت، کریدور نجات عربستان بار دیگر تهدید خواهد شد. بنابراین، درگیری عربستان با نیروهای مورد حمایت امارات در المهره، فراتر از یک نبرد محلی است. این یک اقدام پیش‌گیرانه استراتژیک برای خنثی‌سازی تهدید ظهور "صالح جدید" و تضمین کنترل بی‌واسطه بر تنها مسیر خشکی به سوی آب‌های آزاد است. برای عربستان، یمن اکنون عرصه‌ای برای جنگ نیابتی نیست، بلکه صحنه نبردی اجباری برای بقای ژئوپلیتیک است.

سایه رقبا در مسیر

عربستان سعودی، با مشاهده تحرکات امارات در شرق یمن، نه تنها آن را به عنوان رقابتی بر سر نفوذ محلی، بلکه به مثابه تهدیدی علیه شریان حیاتی بقای خود تفسیر می‌کند. امارات با حمایت از شورای انتقالی جنوب، ناخواسته در مسیر یکی از حساسترین اولویت‌های امنیت ملی عربستان- دسترسی امن به آب‌های آزاد- قرار گرفته است. این خطر با پیوند امنیتی ابوظبی و اسرائیل تشدید می‌شود و احتمال تبدیل سواحل تحت نفوذ امارات به پل نفوذ تل‌آویو را افزایش می‌دهد. از دید ریاض، سناریوی حضور مستقیم یا غیرمستقیم اسرائیل در کریدور حیاتی یمن – همانند الگوی سومالی‌لند – یک خطر وجودی محسوب می‌شود. بنابراین، تقابل عربستان و امارات در یمن را باید فراتر از اختلاف تاکتیکی دو متحد سابق دانست. این اقدام، یک مانع‌سازی استراتژیک برای پیشگیری از سلطه شبکه‌ای از بازیگران غیرقابل اعتماد- شامل امارات، اسرائیل و نیروهای محلی بی‌ثبات- بر تنها مسیر جایگزین عربستان برای شکستن محاصره دریایی است.

نتیجه‌گیری

درگیری عربستان و امارات در یمن، نمایشی از تقلای یک قدرت سنتی برای بقا در معماری در حال گذار ژئوپلیتیک خاورمیانه است. ترس از محاصره کامل توسط ترکیبی از رقبا، عربستان سعودی را به وضعیتی شبیه «محاصره‌شده» سوق داده است. پاسخ ریاض، تلاش برای تصرف و کنترل مستقیم آخرین کریدور خشکی ممکن در شرق یمن است. درس صالح بر این ضرورت مهر تأیید می‌زند: اعتماد به متحدان برای حراست از منافع حیاتی، ریسکی فاجعه‌بار است. در نهایت، اگر فشار این محاصره افزایش یابد، ممکن است شاهد یک تغییر پارادایم شگرف در سیاست خارجی ریاض باشیم: گفتمان با تهران نه به عنوان یک انتخاب، بلکه به عنوان تنها راه منطقی برای گسستن زنجیرهای محاصره این چرخش ظاهراً غیرممکن، که در آن دشمن دیرین به کلید رهایی تبدیل می‌شود، می‌تواند کلیت معادلات خاورمیانه را بازتعریف کند. آینده ثبات منطقه، تا حد زیادی به نتیجه این نبرد برای یافتن «راه فرار» در بیابان‌های یمن وابسته است.

کلید واژه ها: عربستان سعودی یمن علی عبدالله صالح عربستان و یمن امارات متحده عربی حضرموت یمن جنوبی باب المندب تنگه هرمز احمد رشیدی نژاد


( ۲ )

نظر شما :