سفر ظریف به پاکستان پیگیری یک پروسه بزرگتر است

راهبرد عمران خان، بالانس روابط میان تهران و واشنگتن

۰۹ شهریور ۱۳۹۷ | ۱۴:۰۰ کد : ۱۹۷۸۶۸۶ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
محسن روحی صفت در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است که علایق عمران خان می تواند بستر مناسبی برای بهبود روابط دو کشور ایران و پاکستان را بیش از گذشته فراهم آورد. چرا که نخست وزیری کنونی می تواند بیش از سیاست مداران قبلی پاکستان به شکل جدی روابط با ایران را دچار تغییر کند. اما باید گفت که همه آن علایق هم لزوما تبدیل به سیاست های عملی نخواهد شد.
راهبرد عمران خان، بالانس روابط میان تهران و واشنگتن

گفت وگویی از عبدالرحمن فتح الهی؛ عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی - پس از دیدار محمدجواد ظریف با مقام‌های ترکیه ای این بار نوبت به پاکستان رسید تا وزیر امور خارجه دیروز در صدر هیاتی راهی اسلام آباد شود. این سفر از آن جهت اهمیت دارد که با روی کار آمدن دولت عمران خان، او سیاست نزدیکی با تهران را به عنوان اولویت اولش در سیاست خارجی مطرح کرده است. لذا این سفر می تواند نقطه شروعی بر اجرایی شدن این سیاست باشد. از این رو سفر محمد جواد ظریف اولین سفر یک مقام بلند پایه خارجی به پاکستان پس از تشکیل دولت جدید در این کشور به رهبری عمران خان است. دیپلماسی ایرانی تحلیل اهداف و برنامه این سفر را در گفت وگویی را با محسن روحی صفت، رایزن سابق اقتصادی ایران در مالزی، سرپرست سابق سرکنسول گری جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف، پیشاور، قندهار، رئیس سابق ستاد افغانستان و کارشناس مسائل شبه قاره و جنوب شرق آسیا پی گرفته است که در ادامه می خوانید: 

بعد از سفر آقای ظریف به ترکیه دیروز وزیر امور خارجه کشور در سفری به پاکستان، دیداری با سران و مقامات این کشور داشتند. از دیدگاه شما اهداف و برنامه کلی سفر آقای ظریف به پاکستان چیست؟

ابتدا به ساکن باید گفت که آقای ظریف در ماه های گذشته سفرهای متعددی به کشورهای همسایه داشتند. قبل از سفر وزیر امورخارجه هم به پاکستان، ایشان سفری هم به ترکیه داشتند. لذا باید گفت که سفر آقای ظریف به این کشور باید در یک برنامه کلی تر دیده شود. در خصوص همین سفر به ترکیه باید گفت که  شرایط بعد از تنش میان آنکارا – واشنگتن ایجاب می کرد که تهران مناسبات خود را با همسایگان دوباره باز تعریف کند تا با رد و بدل کردن مواضع طرفین ارزیابی درست تری از شرایط منطقه داشته باشد. در این راستا یقینا یکی از همسایگان مهم ایران هم کشور پاکستان است. از طرف دیگر هم با روی کار آمدن دولت جدید عمران خان لازم بود که دیدار هایی رسمی میان مقامات دو کشور برای بهبود روابط شکل گیرد. از سوی دیگر قبل از دعوت و سفر عمران خان به ایران برای شرکت در اجلاس آسیایی باید دیدارهایی هم برای ایجاد هماهنگی انجام می شد. به موازات این مساله موضوعات همکاری و مناسبات دو کشور هم بسیار متعدد و فراوان است، لذا برای آگاهی از مواضع دولت جدید اسلام آباد از این موضوعات همکاری این سفر شکل گرفته است. علاوه بر آن چون منطقه غرب آسیا و همچنین خاورمیانه دچار بحران و تنش جدی است و نیز فشار های آمریکا هم در حال افزایش است، لازم بود دو کشور برای در پیش گرفتن یک سیاست صحیح و دیپلماسی هماهنگ از مواضع یکدیگر آگاهی لازم را داشته باشند. یکی از اهداف این سفر هم برای رسیدن به این آگاهی بوده است. از آن سو دولت پاکستان هم چون به تازگی روی کار آمده است، باید از مواضع تهران آگاهی پیدا کند تا بتواند با شناخت بهتر در بهبود روابط خود با ایران گام های جدی و جدیدی بردارد. به خصوص که عمران خان هم به شکل پررنگی به دنبال نزدیکی اسلام آباد به تهران است. 

چنانی که گفتید یکی از اولویت های عمران خان نگاه جدید به همسایگان خود به خصوص ایران بود که یکی از محورهای اصلی شعارهای انتخاباتی او نیز به شمار می رفت. آیا در بستر این مساله باید سفر آقای ظریف را برگ جدید و صفحه نوینی در روابط تهران – اسلام آباد دانست؟

همان طور که اشاره داشتید یکی از محورهای اصلی تبلیغاتی عمران خان در دوران انتخابات پارلمانی پاکستان نگاه جدی برای ایجاد روابط و مناسبات تازه ای با ایران به عنوان یک کشور قدرتمند و با نفوذ بوده و است. حتی در همان دوران تبلیغاتی عمران خان به ساده زیستی امام خمینی (ره) هم اشاره داشت و آن را الگویی برای سیاستمداران و راه و روشی برای در پیش گرفتن سیاست خود دانست. این مسائل به طور طبیعی نشان از علاقه ملت و دولت پاکستان به ایران دارد. اما در عمل باید واقعیت ها را پذیرفت، چرا که در ایجاد مناسبات مطلوب دو طرف مشکلات فراوانی وجود دارد. لذا این سفر آقای ظریف می تواند این علایق را به واقعیت های کنونی نزدیک کند تا بتوان صفحه نوینی در روابط دو کشور باز کرد. 

اما در این بستر نوعی تضاد در رفتار اسلام آباد مشاهده می شود؛ از یک سو شاهد این مواضع مثبت عمران خان به ایران هستیم، اما از آن سو نخست وزیر پاکستان با حمایت ارتش و آی.اس.آی (اطلاعات ارتش پاکستان) که بدون شک از حامیات طالبان پاکستان و افغانستان بوده و نقش مهمی هم در ناامنی در مرزهای ایران با پاکستان داشته، به قدرت رسیده است. این تضاد از دیدگاه شما چگونه تحلیل می شود. آیا عمران خان در سایه این مساله توان تغییر نگاه اسلام آباد به تهران را خواهد داشت؟

ما باید نگاه واقع بینانه ای به شرایط پاکستان داشته باشیم تا بتوان به سوال شما پاسخ درستی داد. خوب ارتش پاکستان نقش مهمی در قوام و دوام این کشور داشته و خواهد داشت. از این رو در پاکستان، ارتش مهم ترین مولفه قدرت به شمار می رود. ملت پاکستان هم نسبت به ارتش خود بسیار علاقه مند بوده و بر روی آن هم بسیار حساس هستند. پس باید در بستر این مسائل سیاست های ما با پاکستان طرح شوند. اما در مقابل گاهی در دیپلماسی سیاست هایی اتخاذ می شود که مبتنی بر واقعیات و تحولات جاری در صحنه نیست. اتفاقا اینجا است که منشاء اختلافات و سوء تفاهم های خواهد بود. ببینید همه کشورها ارتشی در اختیار دارند که وظیفه اش حفظ تمامیت ارضی و استقرار امنیت در آن کشور است. اما نکته مهم اینجا است که اهمیت جایگاه و نفوذ ارتش در پاکستان کمی بیش از دیگر کشورها است، چون که پاکستان در طول تاریخی که با بحران هویتی روبه رو بوده، ارتش نقش مهمی در حفظ استقلال این کشور داشته است. همین مساله هم سبب شده تا ارتش در بسیاری از مسائل دخالت جدی داشته باشد و سایه خود را در همه امور پاکستان بیفکند. اما این مساله بدان معنا نیست که اسلام آباد نسبت به تهران دشمنی و عناد جدی داشته باشد. به هر حال عمران خان با حمایت همین ارتش محور جدی در سیاست خارجی اعلامیش را نزدیکی در روابط با ایران عنوان کرده است. این مساله نکته مثبتی از سوی این کشور به شمار می رود. به هر حال پاکستان کشوری است که اشتراکات فراوانی با ایران دارد. از ویژگی های فرهنگی و تاریخی تا ریشه زبانی مشترک. از این رو به نظر درخواست ایران از پاکستان اعمال سیاست هایی است که منافع دو طرف بیش از پیش در نظر بگیرد. به نظر هم عمران خان به دنبال این نوع سیاست خواهد بود. در واقع این دست از سفرهای دیپلماتیک هم در همین راستا تعبیر و تحلیل می شود که هم اشتراکات دو کشور و هم واقعیات میدانی بیشتر درک شود تا در ریل گذاری آن سیاستی که به سود دو طرف است، به کار بسته شود. 

اگر چه سیاست های اعلامی عمران خان، البته تا کنون، نزدیکی به تهران است، اما نمی توان منکر روابط ریشه ای اسلام آباد با واشنگتن بود. با توجه به افزایش فشارهای آمریکا آیا عمران خان، آمریکا را قربانی روابط خود با ایران می کند و یا این ایران است که قربانی روابط پاکستان با آمریکا خواهد بود؟

با این نگاه تند نمی توان در مورد سیاست های اسلام آباد و شخص عمران خان سخن گفت. واقعیت این است که اسلام آباد هیچ کشوری را قربانی کشور دیگری نخواهد کرد. اساسا نخست وزیر جدید پاکستان در سیاست خارجی و دیپلماسی خودش به دنبال بالانس قدرت است. لذا با توجه به علایق او به ایران سعی خواهد کرد که منافع خود را در ارتباط هم زمان با ایران و آمریکا داشته باشد. از این رو قرار نیست اسلام آباد بخواهد واشنگتن را از سیاست های خود حذف کند. چرا که برای پاکستان این سیاست یک سیاست غیر عاقلانه است. اصولا ایجاد چنین انتظاری هم از پاکستان یک انتظار اشتباهی است که در افکار عمومی شکل گرفته است. چرا که این سیاست می تواند عواقب منفی بیشتری را در پی داشته باشد. ما در طول انتخابات اخیر پارلمانی پاکستان علایق عمران خان را به نزدیکی روابط با ایران مشاهد کردیم، اما باید دید تا چه میزان این علایق می تواند روی عملی شدن به خود ببینید. چرا که معلوم نیست این علایق در سیاست های اسلام آباد اعمال شود. اما با توجه به نکات پیشینی که گفته شد این علایق عمران خان می تواند بستر مناسبی برای بهبود روابط دو کشور ایران و پاکستان را بیش از گذشته فراهم آورد. چرا که نخست وزیری کنونی می تواند بیش از سیاست مداران قبلی پاکستان به شکل جدی روابط با ایران را دچار تغییر کند. اما باید گفت که همه آن علایق هم لزوما تبدیل به سیاست های عملی نخواهد شد.

کلید واژه ها: امریکاپاکستانایرانعمران خانمحسن روحی صفت


۳ رای

نظر شما :