حمله احتمالی اسرائیل به عراق و تخلیه کنسولگری آمریکا در بصره قطعات پازل فشار بر ایران است

برنامه جدی آمریکا، قطع نفوذ ایران در لبنان و عراق تا قبل از ۱۳ آبان

۰۸ مهر ۱۳۹۷ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۷۹۲۵۹ آمریکا خاورمیانه انتخاب سردبیر
محمدصالح صدقیان در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که وزات خرانه داری آمریکا در چارچوب تغییر رفتار ایالات متحده اعلام داشته است که باید تمامی مناسبات هر وزارتخانه، ارگان و نهاد دولتی که در عراق و لبنان به هر نحوی، مستقیم یا غیرمستقیم با ایران ارتباط دارند تا قبل از ۴ نوامبر(۱۳ آبان ماه) و اعمال تحریم های ثانویه قطع شود. لذا دستور تخلیه کنسولگری آمریکا در بصره قطعات پازل فشار بر ایران است.
برنامه جدی آمریکا، قطع نفوذ ایران در لبنان و عراق تا قبل از ۱۳ آبان

عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی – روزنامه نیویورک تایمز گزارش داد که مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا با انتشار بیانیه‌ای مکتوب دستور تخلیه کنسولگری این کشور در استان بصره را به دلیل آن چه حملات متعدد به این کنسولگری از سوی عوامل وابسته به گروه‌های مورد حمایت‌ ایران در چند هفته اخیر دانسته است، صادر کرد. در ادامه پمپئو در این بینانیه عنوان داشته است که آمریکا به طور مناسب به چنین حملات پاسخ خواهد داد. اما به واقع دلیل تخلیه کنسولگری آمریکا در بصره با محوریت ایران هراسی چیست؟ تحولات کنونی عراق، آن هم در آستانه تشکیل دولت تا چه اندازه متاثر از این شرایط خواهد بود؟ راهکار دولت آتی عراق در خصوص توازن بخشی میان روابط تهران – واشنگتن چیست؟ دیپلماسی ایرانی پاسخ به این سوالات را در گفت وگویی با محمد صالح صدقیان، رئیس مرکز عربی مطالعات ایران و کارشناس مسائل خاورمیانه پی گرفته است که در ادامه می خوانید:

مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا با انتشار بیانیه‌ای مکتوب با ادعای این که در هفته‌های اخیر به کنسولگری این کشور در استان بصره توسط نیروهای مورد حمایت ایران حمله شده، دستور تخلیه ساختمان کنسولگریش را در این استان صادر کرده است؛ ارزیابی شما در خصوص سناریوی تعطیلی و انتقال کنسولگری ایالات متحده با محوریت ایران هراسی چیست؟ 

به نظر من بسته شدن کنسولگری آمریکا در استان بصره و دستور تخلیه آن را باید در یک چارچوب کلان تر ارزیابی کرد. چرا که شواهد امر نشان از این دارد این دست از اقدامات آمریکا را در قالب تغییر رفتار کاخ سفید بعد از انتخابات عراق باید ارزیابی کرد. در این راستا یقینا نگاه آمریکا در قبال عراق قبل از انتخابات با نگاه کنونیش تغییر جدی یافته است. ببینید با روشن تر شدن نقشه سیاسی و ساختار دولت آتی عراق با هر شخص و مهره ای به عنوان رئیس جمهور و نخست وزیر عراق،  حشد شعبی با کسب 40 کرسی پارلمانی در این ساختار نقش مهمی را ایفا خواهد کرد. لذا حشد الشعبی که روابط نزدیکی با ایران دارد علاوه بر حضور میدانی اکنون حضور جدی سیاسی پیدا کرده است. در سایه این نکات دستور تخلیه کنسولگری آمریکا در بصره بهانه ای برای بازی جدید کاخ سفید علیه ایران است. 

شواهد امر برای این تغییر رفتار فقط در تخلیه کنسولگری آمریکا در بصره خلاصه می شود و یا دلیل دیگری برای تغییر رفتار مورد نظر شما در خصوص آمریکا وجود دارد؟

خیر. من معتقدم که دستور تخلیه کنسولگری امریکا در بصره تنها یک اقدام جداگانه و مجزا نیست و در راستای اقدامات دیگر آمریکا قابل ارزیابی است. چرا که پیش از این کاخ سفید اعلام کرده بود تصمیم دارد که دو گروه عصائب اهل حق به رهبری آقای قیس خزعلی و دیگری نجباء به رهبری آقای اکرم کعبی که دو طیف مهم در حشدشعبی و دو جریان بسیار نزدیک به سیاست های جمهوری اسلامی ایران در عراق هستند را در لیست گروه های تروریستی قرار دهد. زمانی می توان این اقدام معنادار کاخ سفید را در راستای تغییر رفتار آمریکا در خصوص عراق بعد از انتخابات ارزیابی کرد که عصائب اهل حق 15 کرسی پارلمانی را در انتخابات کسب کرده است و نجباء نیز با کسب تعدادی کرسی پارلمانی، سهم سیاسی در ساختار سیاسی عراق خواهند داشت. از این رو ترامپ برای تحت الشعاع قرار دادن و نیز از کار انداختن بازوهای سیاسی، امنیتی و نظامی ایران در عراق دست به این اقدام زده است. چرا که این دو طیف از دید ایالات متحده دو طیف مورد حمایت و وثوق سپاه پاسدارن ایران هستند. لذا قرار دادن این دو گروه نزدیک به ایران در لیست گروه های تروریستی و نیز تخلیه کنسولگری آمریکا در بصره تحت آن چه حمله ایران نامیده شده است، بخشی از سناریوی تغییر رفتار آمریکا در خصوص عراق باشد. 

مساله دیگری که در این راستا قابل تحلیل و ارزیابی است، مواضع اخیر و البته تایید نشده آمریکا در خصوص ساختار دولت جدید با محوریت حضور مهره های نزدیک به ایران است. البته هنوز نمی توان تحلیل دقیقی از این مواضع تایید نشده داشت، چرا که اگر این سخنان مقامات آمریکایی جنبه عملی به خود بگیرد، بیشتر به ضرر خود آنها تمام می شود. در سایه اظهارنظرهای مقامات کاخ سفید آمریکا علام داشته است که هر وزارتخانه دولت آتی که به دنبال حضور افرادی از حشدشعبی به خصوص عصائب اهل حق و جریان نجباء در پست وزارت باشند، از جانب آمریکا مورد فشار خواهند بود، هر گونه همکاری آن وزارتخانه با آمریکا ممنوع  است، آن نهاد دولتی مورد تحریم جدی آمریکا و با قطع حمایت های مالی روبه رو خواهد شد؛ معلوم نیست این جمله تهدید است و یا نوعی راهکار؟! پس همه این شواهد امر نشان از این دارد که آمریکا در حال تغییر رفتار است. به گونه ای که مشابه این رفتار در خصوص تهدید دولت آتی عراق در لبنان هم از طریق کاخ سفید با محوریت محدود کردن نفوذ سیاسی ایران در حال پیگیری است. آمریکا در لبنان هم ادعا کرده است هر وزاتخانه ای که از مهره های حزب الله در پست وزارتی استفاد کند مورد تهدید و تحریم آمریکا خواهد بود. آن هم در شرایطی که همه کارشناسان بر این واقعیت واقفند که حداقل دو وزاتخانه دولت آتی لبنان وزرایی از حزب الله خواهد داشت. 

اما پیشتر وزارت خرانه داری آمریکا در 16 سپتامبر 2008 اکرم کعبی را در لیست سیاه خود و تحت تعقیب قرار داده بود؟

مساله اینجا دیگر به شخص باز نمی گردد. ترامپ به دنبال قطع نفود تمام گروه ها و جریان های وابسته به ایران است، نه یک شخص خاص، لذا به جای حذف اکرم کعبی و خزعلی به دنبال نجباء و عصائب است. 

یعنی همان لایحه 4 نوامبر 2017 سناتور تد پو در خصوص تحریم جریان نجباء اکنون در دستور کار ترامپ قرار گرفته است؟

بله. 

در ارزیابی خودتان به تغییر رفتار آمریکا تاکید داشتید. به طور خاص این تغییر رفتار واشنگتن در خصوص ایران چگونه پیگیری می شود؟

ببینید وزات خرانه داری آمریکا در چارچوب همین تغییر رفتار آمریکا اعلام داشته است که باید تمامی مناسبات هر وزارتخانه، ارگان و نهاد دولتی که در عراق و لبنان به هر نحوی، مستقیم یا غیرمستقیم با ایران ارتباط دارند تا قبل از 4 نوامبر (13 آبان ماه) و اعمال تحریم های ثانویه قطع شود. پس می بینید که برنامه آمریکا برای ایران در دوران تحریم های ثانویه بسیار جدی تر و تنها به فروش نفتی و مناسبات بانکی باز نمی گردد. لذا ترس از حملات به اماکن دیپلماتیک ناشی از اعتراضات اخیر استان بصره و یا مساله کاهش بودجه در دستگاه سیاست خارجی آمریکا برای دلایل و ریشه های اقدام اخیر ایالات متحده کلا محلی از اعراب ندارد. چرا که تخلیه کنسولگری آمریکا در استان بصره قطعه ای کوچک از پازل بزرگ برای فشار بر ایران است. 

اگر بر اساس ارزیابی شما تخلیه کنسولگری آمریکا در استان بصره قطعه ای کوچک از این پازل بزرگ برای فشار بر ایران است، آیا در دیدی کلان تر می توان تهدید حمله موشکی و هوایی اسرائیل به خاک عراق را به دلیل‌ آن چه انتقال سامانه های موشکی ایران به نزدیکی مرزهای اردن و اسرائیل ادعا شده و نیز دستور احداث پایگاه نظامی ناتو در عراق را به عنوان قطعه های دیگر این پازل فشار بر ایران تا قبل از عامل تحریم های ثانویه 13 آبان ماه دانست؟ 

بله. البته به نظر من مساله احداث پایگاه نظامی ناتو علیرغم اهمیت خود در این شرایط چندان نمی تواند کمک جدی به آمریکا در رسیدن زود هنگام به اهدافش داشته باشد، اما به هر حال این مساله هم جزء همین پازل است. ولی تهدید حمله به خاک عراق از جانب اسرائیل به دلیل تحرکات ایران در خاک عراق بسیار جدی و حتی محتمل به انجام است. چنان که پیشتر هم در تاریخ شاهد حمله اسرائیل به عراق بوده ایم. در شرایط کنونی نیز ما شاهدیم که در سوریه نیز اسرائیل حملات مکرر موشکی و هوایی خود را به مواضع ایران داشته و دارد. پس این تهدید بسیار جدی تر از سایر مسائل عراق را در خطر قرار داده است. البته صرف مواضع ایران برای اسرئیل مطرح نیست. تل آویو مواضع حشد الشعبی و دیگر گروه های نظامی وابسته به ایران مانند کتائب حزب الله، عصائب اهل حق و یا نجباء را هم جزء اهداف خود برای حمله به خاک عراق می داند. حتی من احتمال به مناطق اهل سنت و کردستان را هم دور از دهن نمی دانم. پس نباید تمرکز حملات احتمالی آتی اسرائیل در خاک عراق را تنها بر مناطق شیعه نشین محدود کرد. مضاف بر این من اطلاعات میدانی دارم که نفود اسرائیل به محیط های آکادمیک و دانشگاه های عراق هم بسیار جدی است. منتهی اصل برنامه همان تقابل با نیروهای وابسته به ایران در لبنان و عراق تا قبل از تحریم های ثانویه در 13 آبان ماه است.  

در سایه نکته پایانی شما اگر اصل برنامه تقابل با نیروهای وابسته به ایران در لبنان و عراق تا قبل از تحریم های ثانویه در 13 آبان ماه است، دولت آتی عراق که به نظر می آید با نخست وزیری عادل عبدالمهدی و ریاست جمهوری برهم صالح همراه باشد، در قبال بالانس روابط میان تهران و واشنگتن چه سیاستی را باید اتخاذ کند؟ 

در خصوص نخست وزیری عادل عبدالمهدی باید گفت که اگر چه وی مورد قبول ایران، آمریکا، جریان های داخلی و حتی اروپایی ها به دلیل دو تابعیتی بودنش است (تابعیت فرانسه)، اما امکان دارد در لحظه آخر گزینه دیگری هم برای تصدی این پست مطرح شود، لذا تا زمان قطعیت نخست وزیری ایشان امکان عدم حضور او وجود دارد. اما در مقابل آقای برهم صالح نیز از همان میزان مقبولیت میان آمریکا، ایران و نیز جریان های عراق برخوردار است. البته مطرح شدن شخصی مانند فواد حسین از جانب حزب دموکرات کردستان عراق و شخص مسعود بارزانی یک دعوای داخلی کردی است، اما به نظر برهم صالح را می توان رئیس جمهوری آتی عراق دانست. چرا که در اقلیم کردستان عراق رئیس جمهوری عراق باید از حزب اتحادیه میهنی باشد که گزینه جدی این حزب هم آقای برهم صالح است. ولی دولت آتی عراق چه با برهم صالح و چه بدون برهم صالح، چه با عادل عبدالمهدی و چه بدون عادل عبدالمهدی باید میان چهار جریان و چهار موضع هماهنگی ایجاد کند. اولین جریان، جریان ایران در عراق است که بدون شک از قدرتمندترین جریانات تاثیرگذار بر تحولات عراق است. در کنار آن مساله جریان آمریکا را نباید از نظر دور داشت. این جریان هم قدرت زیادی بر تحولات عراق دارد. اما مضاف بر آن عراق به دلیل این که کشوری عربی است، یقینا متاثر از جریان جهان عرب با محوریت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است، لذا باید نظر آنها هم در این رابطه تامین شود. مساله چهارم به اسلامی بودن عراق باز می گردد، از این رو عراق باید نظر جهان اسلام را هم در سیاست های خود لحاظ کند. لذا دولت آتی عراق باید نه تنها میان ایران و آمریکا، بلکه میان این چهار موضع بالانس و هماهنگی ایجاد کند.  

اما بسیاری معتقدند که آقای حیدر عبادی قربانی عدم بالانس میان واشنگتن – تهران و نزدیکی به آمریکا شد. ارزیابی شما در این باره چیست؟

من آقای عبادی را به شخصه و از نزدیک می شناسم و با شناختی هم که از تحولات جاری در عراق دارم، معتقدم که آقای عبادی قربانی دعوای ایران و آمریکا و نزدیکی به واشنگتن نشد، بلکه او قربانی دعوا و اختلافات سیاسی حزب الدعوه شد.

کلید واژه ها: اسرائیلعراقایرانحزب الله لبنانعصایب اهل الحقالحشد الشعبیتحریم های ثانویه آمریکاجنبش نجباءمحمدصالح صدقیانکنسولگری امریکا در بصرهکتائب حزب الله


۲ رای

نظر شما :