از خروج سامانه های موشکی تعبیر اشتباه شده است

خروج نیروهای امریکایی از خلیج فارس، واقعیت یا توهم؟

۱۷ آبان ۱۳۹۷ | ۲۱:۰۰ کد : ۱۹۷۹۹۷۳ اخبار اصلی خاورمیانه
ایالات متحده برخی از سامانه های دفاع موشکی خود را از چند کشور عربی خارج کرده است. برخی این را گام اول خروج نیروهای امریکایی از خلیج فارس دانسته اند، اما عملکرد دولت ترامپ چیزی غیر از این می گوید.
خروج نیروهای امریکایی از خلیج فارس، واقعیت یا توهم؟

ایالات متحده تصمیم گرفته که برخی از سامانه های دفاعی موشک پاتریوت خود را از کویت و بحرین و اردن خارج کند تا به گفته برخی مقامات امریکایی توان دفاعی خود را بر تهدیدهای چین و روسیه متمرکز سازد. ناظران درباره تفسیر این اقدام امریکا نظرات گوناگونی دارند.

این تصمیم همزمان شده با اعلام فعالیت های امریکا برای تشکیل آنچه «ناتوی عربی» خوانده می شود و کشورهای عربستان و امارات و کویت و قطر و عمان و بحرین در آن عضویت دارند. اندکی پس از اعلام این تصمیم دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا، در میان جمعی از هوادارانش با لحنی شبیه به تهدید خطاب به پادشاه عربستان سعودی گفت: «بدون حمایت ایالات متحده دو روز هم در قدرت نخواهی ماند. باید هزینه ارتش خودت را بپردازی».

در گزارش پیش رو پیامدهای این اقدام وزارت دفاع امریکا و راه های تفسیر آن بررسی شود. آیا این یک مانور امریکایی برای گرفتن پول بیشتر از اعراب است یا گامی واقعی در راستای خروج نظامی امریکا از خاورمیانه؟

چرا امریکا سامانه دفاعی خود را از سه کشور عربی خارج کرد؟

آنچه بر ابهام پیامدهای تصمیم واشنگتن برای بیرون کشیدن چهار سامانه دفاعی اش از خاور میانه (دو سامانه در کویت و یکی از بحرین و یکی از اردن) می افزاید مشخص نبودن نوع این سامانه ها و مقر آنهاست، به خصوص که پایگاه های نظامی دیگری هم زمان با این سامانه ها وجود دارد. همچنین معلوم نیست که بعد از خروج این سامانه ها قرار است سامانه های پیشرفته تری در این مراکز نصب شود یا امریکا می خواسته توان دفاعی خود در دیگر مناطق این کشورها را تقویت کند.

در بیانیه رسمی ای که خبرگزاری های جهان از منابع نظامی امریکا منتشر کرده اند آمده که «این گامی برای تعادل نظامی مجدد در مناطقی دور از خاورمیانه» است. این بیانیه توضیح بیشتری درباره این گام نداده است.

احتمال اینکه این تصمیم به معنای آغاز خروج عملی واشنگتن از منطقه خلیج فارس باشد با توجه به واقعیت های معنادار دیگر بسیار ضعیف است. آن واقعیت ها بیشتر نشان می دهد که این اقدام صرفا ابزار تازه ترامپ برای گرفتن پول بیشتر از اعراب از راه تهدید آنها و دریافت پول بیشتر در ازای دفاع از آنهاست. دفاعی که بیش از هر کسی خود امریکا از آن بهره نظامی می برد.

واقعیت اول آنکه امریکا هم زمان با درز دادن این خبر به رسانه ها از شکل گیری پیمانی امنیتی متشکل از شش کشور حاشیه خلیج فارس به اضافه مصر و اردن خبر داد که به صورت غیر رسمی آن را «ناتوی عربی» می خوانند و نام های دیگر آن «میسا» و «پیمان استراتژیک خاورمیانه» است.

لازمه نظامی تشکیل این پیمان ایجاد سپر دفاعی موشکی در منطقه است و معنای آن افزایش حضور امریکا در منطقه که چیزی خلاف محتوای خبر خروج سامانه دفاعی از خاورمیانه است.

آنچه این فرضیه را تقویت می کند همراهی و استقبال کشورهای حاشیه خلیج فارس از خبر خروج این سامانه های دفاعی است، بی آنکه هیچ نگرانی ای از پیامدهای آن داشته باشند. مثلاً رئیس ستاد مشترک ارتش کویت طی بیانیه ای این موضوع را «اقدامی معمولی که تابع برآوردهای نیروهای امریکایی است با هماهنگی ارتش کویت» خواند. اردن یا بحرین هم هنوز به این اقدام واکنشی نشان نداده اند.

در بیانیه ستاد مشترک ارتش کویت آمده «آنچه خارج شده سامانه ای است که برای تأمین امنیت نیروهای نظامی امریکایی استفاده می شود و سامانه پاتریوت کویتی سامانه مستقلی است که برای تأمین امنیت سراسر مرزهای کویت از آن استفاده می شود».

این تصمیم همچنین با آنچه دونالد ترامپ در سخنرانی خود در سازمان ملل متحد درباره لزوم رویارویی با آنچه «دخالت های ایران» خواند و کشاندن امور به تنش نظامی با این کشور ناسازگار است. چون لازمه چنان کاری هم تقویت حضور نظامی امریکا و سامانه های دفاعی آن در خلیج فارس است.

شاید منطقی ترین تفسیر برای این اقدام امریکا همین باشد که این صرفا مانور قدرتی برای گرفتن پول بیشتر از کشورهای حاشیه خلیج فارس است، به خصوص که شواهد نشان می دهد این سامانه ها در منطقه به کار چندانی نمی آید و تمایل امریکا آن است که پیمانی نظامی از نوع «ناتو» شکل بگیرد تا بتواند نفوذ نظامی خود در منطقه خلیج فارس را دوچندان کند.

سامانه دفاعی ضعیف ترین وجه حضور امریکا در این سه کشور است: در کویت پایگاهی نظامی وجود دارد با 10هزار سرباز امریکایی و ستاد مشترک نیروهای ارتش امریکا ـ کویت و نیروهایی با مأموریت مشترک که نیروهایی از لشکر سوم ارتش پیاده نظام امریکا در آن حضور دارند و پادگان هایی که تابع این پایگاه هاست. همچنین در بحرین پایگاه دریایی ای وجود دارد که پایگاه دائمی ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده است.

آیا برنامه ای در آینده برای خروج نیروهای امریکایی وجود دارد؟

به نظر نمی آید که تا آینده ای نزدیک بحث خروج نیروهای امریکایی از خلیج فارس مطرح باشد. به خصوص که در مرحله اخیر منطقه خلیج فارس و خاورمیانه به میدان تنازع نفوذ میان امریکا با روسیه و ایران تبدیل شده است و دولت کنونی امریکا در پی تثبیت حضور خود در منطقه برای رویارویی با پیمان روسیه ـ چین ـ ایران است.

این تمایل با تصوری که دولت سابق امریکا از سال 2010 درباره کاهش نیروهای رزمی اش در کشورهای حاشیه خلیج فارس ایجاد کرده بود تناقض دارد. دولت سابق امریکا درصدد بود که نیروهای خود را کاهش دهد اما پایگاه های نظامی خود را حفظ کند و سامانه های دفاعی پیشرفته در اختیار این کشورها قرار دهد و در نتیجه شمار نیروهای نظامی امریکایی در خلیج فارس از 230هزار تن به 50هزار یا حتی کمتر از آن برسد. آن برنامه قرار بود تاکنون پیاده شده باشد.

آن تصمیم برآمده از استراتژی باراک اوباما رئیس جمهور سابق امریکا بود که بر کاهش اهداف منطقه ای امریکا و خودداری از رویارویی با ایران تأکید داشت و نتیجه آن رسیدن به توافق برجام با ایران بدون درنظر گرفتن ملاحظات کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بود که با این توافق هسته ای مخالف بودند. اوباما همچنین در پی آن بود که حمایت امریکا از کشورهای حاشیه خلیج فارس به حد حمایت لجستیک و امنیتی کاهش پیدا کند و در نتیجه با تحقق ثبات سیاسی نسبی در این کشورها هم صادرات نفت تضمین شود و هم حضور امریکایی ها در خلیج فارس کاهش یابد.

یکی دیگر از نشانه های گسترش بیش از پیش  حضور نظامی امریکا در منطقه خلیج فارس، کلنگ زنی پروژه توسعه پایگاه نظامی هوایی العدید در قطر با هزینه 1.8 میلیارد دلار در ژوئیه سال جاری و افتتاح دو پایگاه نظامی بزرگ در کنار پایگاه نظامی العدید است.

آغاز اینگونه گسترش حضور نظامی امریکا در خلیج فارس و به طور خاص در قطر نشانه مهمی بود بر اینکه سخنان ترامپ در آغاز نزاع کشورهای حاشیه خلیج فارس درباره خارج کردن نیروهای امریکا صرفا مصرف رسانه ای داشته و اشاره های پی در پی وی به حضور نظامی امریکا در خلیج فارس فقط راهی برای گرفتن پول بیشتر از این کشورهاست.

امریکا همچنین تیپی از نیروهای ویژه نظامی خود را در مه 2018 به مرز عربستان با یمن فرستاد تا به ریاض در تعیین پایگاه موشک های بالستیک که در اختیار نیروهای حوثی یمن است و نابود کردن محل اختفای آنها کمک کند. این را می توان نمود تازه ای از نفوذ امریکا درون عربستان دانست.

نفوذ ایران نیز مشوق قدرتمندی برای ادامه حضور نظامی امریکا در منطقه است. دولت ترامپ بر خلاف سلف خود تنها گزینه پیش روی خود با تهران را رویارویی می داند و لازمه این رویارویی بیشتر شدن نفوذ نظامی و سیاسی امریکا در خلیج فارس است، دقیقا برخلاف دولت اوباما که با برقراری پل ارتباط با ایران امنیت خلیج فارس را تأمین کرد.

موضوع دیگری که امریکا را به ادامه حضور نظامی در منطقه تشویق می کند رقابت آن با دشمنان سیاسی اش یعنی روسیه و ایران و ترکیه است. پیش از این امریکا تنها بازیگر موجود در خلیج فارس بود اما امروزه روسیه توانسته با ایجاد پایگاه های نظامی دریایی طرطوس و همچنین پایگاه های لاذقیه و فرودگاه حماه در سوریه حضور خود را در این کشور تثبیت کند. ایران نیز در سوریه حضور نظامی دارد و حتی برخی منابع ایرانی از وجود پایگاه نظامی در سوریه سخن می گویند.

ترکیه نیز توانسته پایگاهی نظامی در قطر برپا کند و حضور خود را در منطقه خلیج فارس گسترش دهد.

پول دربرابر حمایت

اظهارات ترامپ درباره وضعیت خلیج فارس را نمی توان چندان جدی گرفت یا آنها را چیزی بیش از تمایل وی به استفاده از حضور امریکا در خلیج فارس برای دریافت پول بیشتر از این کشورها یا قراردادنشان در معرض تهدید دایمی و ایجاد نگرانی دایمی در آنها دانست.

ترامپ بارها به سران کشورهای حاشیه خلیج فارس یادآوری کرده که ماندنشان در حکومت را مدیون امریکا هستند و از آنها خواسته پول بیشتری بپردازند و آخرینشان همان جمله ای که خطاب به پادشاه عربستان گفت که «بدون حمایت امریکا دو هفته هم در مقام خود نخواهد ماند.»

او در ماه آوریل هم در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با همتای فرانسوی اش گفت: «ما در 18 سال گذشته 7تریلیون دلار به خاورمیانه داده ایم و کشورهای ثروتمند باید در عوض آن به ما بپردازند» و افزود «کشورهایی هستند که اگر حمایت ما نباشد یک هفته هم سر کار نمی مانند. باید هزینه اش را بپردازند.»

منوط کردن حضور امریکا در خلیج فارس به پرداختن پول بیشتر از سوی این کشورها نقشه قدیمی ترامپ بود که امروز به سیاست عملی او تبدیل شده، هرچند خود امریکا از این حضور بیشترین استفاده را می برد تا نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را در منطقه تقویت کند. تصمیمان دولت امریکا انعکاس ذهنیت تجاری ترامپ به نظر می آید که می خواهد سیاست خارجی خود را در ازای دریافت پول بفروشد و این از دهه ها پیش از آنکه به ریاست جمهوری برسد برنامه کاری اش بوده است.

ترامپ در سال 1988 در مصاحبه با مجری مشهور امریکایی، اوپرا وینفری، می­ گوید «کاری می کنم که همپیمانان ما سهمشان را بپردازند. آنها شاهانه زندگی می کنند، فقیرترین آدم در کویت مثل شاه زندگی می کند، اما پولش را نمی دهند. ما به آنها امکان فروش نفتشان را می دهیم، چرا نباید 25درصد درآمدهایشان را به ما بپردازند؟»

در سال 2015 هم او در رقابت های انتخاباتی اش گفت: «اگر ما نبودیم عربستان سعودی وجود نداشت و نمی توانست سرپا بماند» و افزود: «الان هیچ کس نمی تواند برای عربستان مشکلی ایجاد کند، چون ما از آن حمایت می کنیم، اما پولی که می دهند منصفانه نیست، همه اش ضرر است.»

منبع: الساسه پست

کلید واژه ها: منطقه خلیج فارسدونالد ترامپنیروهای امریکایی در منطقه


۱ رای

نظر شما :

Aa ۱۷ آبان ۱۳۹۷ | ۲۱:۳۲
توهم..
ابراهیم قدیمی ۱۸ آبان ۱۳۹۷ | ۰۰:۴۵
انگلیسی ها هم چهل پنجاه سال پیش ازخلیج فارس با خداحافظی وبی خداحافظی رفتند پس از شصت سال گفتند اشتباه شده وبرگشتند.این رفتن وبرگشتن ها در رفتار وروابط فیمابن واتحاد عملی ما دارد.