ترامپ به دنبال میانجی ناپذیر کردن تنش تهران – واشنگتن است

پرواز بی - ۵۲ ها در کنار خط ساحلی ایران به چه معناست؟

۲۱ آذر ۱۳۹۹ | ۱۶:۰۰ کد : ۱۹۹۷۹۶۹ خاورمیانه انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: عبدالرحمن فتح الهی
محمد جواد جمالی نوبندگانی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است که تردد و پرواز جنگنده ها و بمب افکن های آمریکایی در منطقه خاورمیانه چیز جدیدی نیست، بلکه بسته به شرایط و اقتضائات منطقه، تعداد پروازها و دفعات تکرار آن در یک بازه زمانی مشخص کاهش و یا افزایش پیدا می کند. حال با توجه به نگرانی کشورهای حاشیه خلیج فارس از شکست دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری و روی کار آمدن جو بایدن به نظر می‌رسد که آمریکایی‌ها سعی دارند با پرواز مکرر بمب افکن های خود در منطقه و افزایش دفعات پرواز آنها در بازه های کوتاه زمانی تا روی کار امدن بایدن یک نوع دلگرمی دیپلماتیک و حمایت امنیتی را از این کشورها در برابر آنچه که به زعم آنها «تهدیدات امنیتی ایران» می‌نامند، انجام دهند.
پرواز بی - ۵۲ ها در کنار خط ساحلی ایران به چه معناست؟

دیپلماسی ایرانی – دیروز پنج شنبه مقام‌های پنتاگون از پرواز دو فروند بمب‌افکن دورپرواز ب-۵۲ بر فراز خلیج‌فارس خبر دادند. این مقام‌ها اعلام کردند که این دو بمب‌افکن از پایگاه نیروی هوایی «بارکسدیل» در لوئیزیانا به طور پیوسته تا قطر پرواز کردند. این بمب‌افکن‌ها سپس به سمت پایگاه خود بازگشته و در «فاصله‌ای ایمن» از خط ساحلی ایران پرواز کردند. بر اساس این گزارش، هواپیماهای عربستان سعودی، بحرین و قطر در کنار این بمب‌افکن‌ها در منطقه به پرواز درآمدند. اما به واقع پرواز بی - ۵۲ ها در کنار مرزهای ایران به چه معناست؟ اساسا هدف از مأموریت هوایی چند ملیتی متشکل از هواپیماهای عربستان سعودی، قطر و بحرین در کنار جنگده ها و بمب افکن های ایالات متحده در آب های خلیج فاری و در امتداد مرزها و خط ساحلی ایران چیست، با وجود آن که این نمایش نظامی هوایی  خارج از فضا و مرزهای هوایی ایران انجام شد؛ آیا آن گونه که برخی معتقدند احتمال تنش نظامی وجود دارد؟ خصوصا آن که بر خلاف ادعای سنتکام مأموریت ۳۶ ساعته رفت و برگشت هواپیمای جنگنده سنگین از پایگاه هوایی بارکسدیل در ایالت لوئیزیانا که دیروز به وقوع پیوست، دومین اقدام مشابه، نه در دو ماه اخیر، بلکه طی سه هفته گذشته محسوب می شود که بمب افکن های نیروی هوایی پروازهای دوربرد در نزدیکی فضای هوایی و در امتداد خط ساحلی ایران انجام می دهند. چرا که  دو فروند بی - ۵۲  دیگر از پایگاه هوایی ماینت(Minot)  در داکوتای شمالی در ۲۱ نوامبر/پنجم آذر همان نوع ماموریت دوربرد را در منطقه انجام دادند. دیپلماسی ایرانی برای پاسخ به این سوالات، گفت وگویی را با محمد جواد جمالی نوبندگانی، نایب رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در دوره دهم پی گرفته است که در ادامه می‌خوانید:

دیروز پنجشنبه دو بمب افکن بی - ۵۲ آمریکایی یک عملیات نمایش قدرت را در خلیج فارس انجام دادند که به گفته صریح مقامات نظامی، هدف از انجام آن، بازداشتن ایران و نیروهای نزدیک به آن از حمله  به نیروهای ایالات متحده در خاورمیانه در پی افزایش تنش بین دو کشور است. در این رابطه و طبق اطلاعیه ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا (سنتکام)، پرواز دو بمب افکن بی - ۵۲ (اچ - استراتوفورترس) از پایگاه  هوایی بارکسدیل ایالت لوئیزیانا به خاورمیانه تحت پوشش سنتکام  و در راستای اجرای ماموریت همراه دیگر هواپیماهای نیروی هوایی آمریکا و شرکای منطقه ای که دیروز پنج شنبه در کنار مرزهای ایران انجام شد که دومین ماموریت این بمب افکن ها طی دو ماه گذشته در منطقه خاور میانه است. اما به واقع پرواز بی - ۵۲ ها در کنار مرزهای ایران به چه معناست؟ اساسا هدف از مأموریت هوایی چند ملیتی متشکل از هواپیماهای عربستان سعودی، قطر و بحرین در کنار جنگده ها و بمب افکن های ایالات متحده در آب های خلیج فاری و در امتداد مرزها و خط ساحلی ایران چیست، با وجود آن که این نمایش نظامی هوایی  خارج از فضا و مرزهای هوایی ایران انجام شد؛ آیا آن گونه که برخی معتقدند احتمال تنش نظامی وجود دارد؟

همانگونه که شاهد و ناظر بودید در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ تقریباً انزوای بی‌سابقه‌ای در سطح منطقه و جهان برای ایالات متحده آمریکا شکل گرفت، به گونه‌ای که کاخ سفید در حوزه دیپلماتیک در مقابل جمهوری اسلامی ایران در کمتر از یک ماه در شورای امنیت دو بار شکست سیاسی را تجربه کرد و با وجود روابط گسترده، عمیق و راهبردی که امریکایی ها با شرکای اروپایی داشتند تنها توانستند رای مثبت دومنیکن را داشته باشند. این در حالی است که در دوران دونالد ترامپ مجموعه‌ای از اختلاف‌ها، چالش‌ها و گسل های عمده اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک و حتی امنیتی و نظامی میان شرکای آمریکایی با ایالات متحده به وجود آمد. اما به موازات آن دونالد برای جبران این نقصان سعی کرد با پررنگ کردن مسئله ایران‌هراسی، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را با خود همراه کند و با دامن زدن به آنچه که به زعم رئیس جمهوری آمریکا تهدید نظامی ایران برای کشورهای خاورمیانه به شمار می رفت، سبب شد که عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و کشور هایی از این دست را وادار به معاملات تسلیحاتی بزرگی با آمریکا کند. از طرف دیگر باید به شرایط داخلی ایالات متحده آمریکا و دوقطبی پررنگ سیاسی و اجتماعی بعد از انتخابات ریاست جمهوری در این کشور نیز اشاره کرد. اگرچه ترامپ اجازه انتقال قدرت و مقدمات روی کار آمدن جو بایدن را داده است، اما به نظر می‌رسد که کماکان دونالد ترامپ از پذیرش نتایج انتخابات امتناع می کند و سعی دارد شرایط را با دامن زدن به دوقطبی های اجتماعی و سیاسی در ایالات متحده برای جو بایدن پیچیده و سخت کند. به هرحال دونالد ترامپ در این مدت به وضوح نشان داده که فردی خودشیفته و قدرت طلب است و برای ماندن در کاخ سفید از هیچ روشی خودداری نمی کند. لذا اکنون با کم رنگ شدن امیدهایش برای تداوم ریاست جمهوری در چهار سال پیش رو سعی می کند یک زمین سوخته را در حوزه سیاست خارجی تحویل رئیس جمهور بعدی ایالات متحده آمریکا بدهد تا با انبوهی از چالش‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی دست به گریبان باشد و عملاً جو بایدن را در یک بن بست قرار دهد و از این طریق شرایط برای رئیس جمهور آمریکا به یک جهنم تبدیل شود.

در چنین وضعیتی عملاً ترامپ تلاش دارد تا با افزایش چالش ها، عملکرد جو‌ بایدن در چهار سال پیش رو را تحت الشعاع قرار دهد و ضمن تاختن به کارنامه وی در این مدت و تبلیغات برای خود، زمینه حضور هر چه قدرتمندترش را در انتخابات سال ۲۰۲۴ فراهم کند. لهذا مسائلی مانند تنش نظامی با جمهوری اسلامی ایران که قبلاً هم با مسائلی مانند احتمال حمله به تاسیسات هسته‌ای نطنز در دستور کار ترامپ قرار گرفته بود، اکنون در اولویت است. این در حالی است که به نظر نمی رسد در واقع امر آمریکا جرات و توان حمله نظامی علیه ایران را داشته باشد. پیرو این نکته ودر پاسخ به سوال شما یقینا پرواز دیروز پنج شنبه بمب‌افکن‌های بی - ۵۲ و نمایش های نظامی که با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در کنار مرزهای ایران، بیشتر در حکم یک دلگرمی نظامیو و حمایت امنیتی از این کشورها است، نه چیزی بیش از آن. به هرحال اکنون عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین با روی کار آمدن جو بایدن به شدت نگران از تحت‌الشعاع قرار گرفتن امنیت خود هستند. چرا که به باور این کشورها با روی کار آمدن جو بایدن و احتمال بازگشت واشنگتن به برجام این امکان وجود دارد که به زعم آن ها تهدیدات امنیتی جمهوری اسلامی ایران در سایه افزایش قدرت اقتصادی و نظامی تهران در منطقه بیشتر شود. لذا این گونه نمایش های نظامی در کنار مرزهای ایران بیشتر برای دادن دلگرمی به این کشورها است. در کنار آن قطعاً نباید برخی تحرکات و تحریکات رژیم صهیونیستی را هم نادیده گرفت. به هرحال اکنون بنیامین نتانیاهو که در داخل سرزمین های اشغالی وضعیت چندان مناسبی قرار دارد، سعی می‌کند با دامن زدن به احتمال تنش نظامی بین ایران و ایالات متحده آمریکا، امنیت منطقه را با اختلال همراه کند و از این طریق، هم امنیت رژیم صهیونیستی تامین می شود و هم برخی از چالش ها و مشکلات وی در داخل سرزمین‌های اشغالی به حاشیه کشیده خواهد شد.

اما نکته مهم اینجا است که بر خلاف ادعای سنتکام مأموریت ۳۶ ساعته رفت و برگشت هواپیمای جنگنده سنگین از پایگاه هوایی بارکسدیل در ایالت لوئیزیانا که دیروز به وقوع پیوست، دومین اقدام مشابه، نه در دو ماه اخیر، بلکه طی سه هفته گذشته محسوب می شود که بمب افکن های نیروی هوایی پروازهای دوربرد در نزدیکی فضای هوایی و در امتداد خط ساحلی ایران انجام می دهند. چرا که  دو فروند بی - ۵۲  دیگر از پایگاه هوایی ماینت(Minot)  در داکوتای شمالی در ۲۱ نوامبر/پنجم آذر همان نوع ماموریت دوربرد را در منطقه انجام دادند. پیرو این نکته به نظر می رسد که ایالات متحده به طور دوره ای چنین ماموریت های نمایشی انتقال سریع جنگنده ها به خاورمیانه و آسیا را انجام می دهد تا قدرت هوایی آمریکا را به متحدان و دشمنانش نشان دهد، اما این دو ماموریت در مدت یک ماه غیر معمول نیست؟

به هیچ وجه. چون مسئله تردد و پرواز جنگنده ها و بمب افکن های آمریکایی در منطقه خاورمیانه چیز جدیدی نیست، بلکه بسته به شرایط و اقتضائات منطقه، تعداد پروازها و دفعات تکرار آن در یک بازه زمانی مشخص کاهش و یا افزایش پیدا می کند. همانگونه که گفتم با توجه به نگرانی کشورهای حاشیه خلیج فارس از شکست دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری و روی کار آمدن جو بایدن به نظر می‌رسد که آمریکایی‌ها سعی دارند با پرواز مکرر بمب افکن های خود در منطقه و افزایش دفعات پرواز آنها در بازه های کوتاه زمانی تا روی کار امدن بایدن یک نوع دلگرمی دیپلماتیک و حمایت امنیتی را از این کشورها در برابر آنچه که به زعم آنها «تهدیدات امنیتی ایران» می‌نامند، انجام دهند. ضمن این که نباید فراموش کنیم اساساً مسئله تردد ناوهای هواپیمابر، بمب افکن ها، جنگنده ها و یا نقل و انتقال نیروهای نظامی آمریکا در منطقه بیشتر ابزاری برای یک شوی دیپلماتیک به شمار می‌رود. یعنی ایالات متحده آمریکا هر از گاهی سعی می‌کند با این دست تحرکات برخی شائبه ها، گمانه زنی ها و یا تحلیل هایی در خصوص احتمال تنش نظامی در منطقه را از زبان رسانه ها و کارشناسان امر مطرح کند تا بتواند تحرکات منطقه را بر اساس اهداف و منافع خود پی بگیرد. پیرو این واقعیت جمهوری اسلامی ایران در عین حال که باید آرامش روانی جامعه و مردم را حفظ کند، از نظر دفاعی و امنیتی نیز کاملاً هوشیار باشد و تمام تحرکات بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را در اطراف مرزهای خود به دقت زیر نظر گیرد و برای هرگونه سناریویی آمادگی لازم را داشته باشد. 

ولی حساب کاربری فیس‌بوک لشگر ۸۲ هوابرد ارتش آمریکا نوشت:« طوفان در راه است؛ این هفته منتظر باشید!». آیا این دست مواضع نشان از تنش ندارد؟

این یک بلوف سیاسی بیش نیست. چرا که بی شک اکنون بیش از هر زمان دیگری ایالات متحده آمریکا به قدرت بازدارنده جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه واقف است و اتفاقاً همین قدرت بالای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران باعث ایجاد تغییر رفتار در برخی از مقامات کاخ سفید شده است. در همین راستا اکنون افراد تندرویی مانند مایک پنس، معاون اول دونالد ترامپ و یا مایک پمپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا در قضیه جلسه کاخ سفید برای حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای نطنز، رئیس جمهوری را از انجام این اقدام منصرف کردند. چون خود این مقامات تندرو به قدرت بالای پاسخگویی جمهوری اسلامی ایران واقف هستند. اما همانگونه که گفتم دونالد ترامپ اکنون که در آستانه پایان دولت خود قرار دارد در تلاش است با هزینه تراشی یک زمین سوخته را در حوزه سیاست خارجی تحویل دولت جو‌ بایدن دهد. اگرچه که مسئله تنش نظامی با جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند در دستور کار دونالد ترامپ باشد، اما وی با اقداماتی نظیر کاهش نیروهای نظامی در عراق و افغانستان و همچنین پیچیده کردن پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران و مسائلی از این دست، دیپلماسی را برای جو بایدن به شدت سخت و پیچیده کند. در کنار آن دونالد ترامپ این هدف را در سر دارد که با تصمیماتی مانند پررنگ کردن تحریم ها طی روزهای و هفته ای باقی مانده از دوره ریاست جمهوریش، تشدید سیاست فشار حداکثری و پیشتر اقدام برای ترور سردار سلیمانی تنش جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا را به یک نقطه بسیار رادیکال و میانجی ناپذیر برساند. ضمن اینکه بی‌شک ارزیابی و مشاوره های مقامات نظامی و امنیتی ایالات متحده آمریکا به دونالد ترامپ این نیست که وی بخواهد اقداماتی مانند ترور سردار سلیمانی را در غالب تصمیمات «بزن دررویی» انجام دهد. چون واکنش ها و اقدامات متقابل جمهوری اسلامی ایران معادلات را به هم خواهد زد و پایان دهنده این اقدامات دیگر با آمریکا نیست. لذا واشنگتن صرفا به دنبال چنگ و دندان نشان دادن با پرواز بی - ۵۲ ها در کنار مرز ایران است و یا سعی دارد با برخی مواضع مانند آن چه که اشاره داشتید یک خودنمایی انجام دهد.

ژنرال کنت اف مکنزی، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا (سنتکام) دیروز پنج‌شنبه در یک نشست مجازی گفت: «ایران از کشته شدن دکتر فخری‌زاده دستپاچه شده و ممکن است با حمله به اسرائیل واکنش نشان دهد. لذا ایالات متحده نگران است که شبه نظامیان ایران در عراق، علیه آمریکا اقدام کنند.». از نگاه شما آیا احتمال واکنش انتحاری و قهرآمیز تهران در پی ترور دکتر فخری زاده، واشگتن و برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را وادار به انجام نمایش هوایی در کنار مرزهای کشور کرده است؟ اساسا تحولات بعد از تررور سه هفته پیش دکتر فخری زاده تا چه اندازه می تواند به تنش نظامی گسترده در منطقه بینجامد؟ نکته مهمتر ناظر بر این واقعیت است که آیا این اقدامات می تواند تهران را از انجام واکنش و انتقام دور کند؟

قطعاً مسئله انتقام و پاسخ کوبنده جمهوری اسلامی ایران باید در دستور کار قرار گیرد. این مسئله یک امر حتمی است، اما در مورد چگونگی، زمان بندی و شدت آن باید تصمیم‌گیری شود. با این حال شما شک نداشته باشید که در مقابل هر اقدام ایران، ایالات متحده آمریکا قادر به پاسخگویی نیست. چون اگر آمریکا تمایلی به تنش نظامی با جمهوری اسلامی ایران داشت این واکنش و عکس العمل در حمله موشکی سپاه پاسداران به پایگاه عین الاسد و یا سقوط پهپاد آمریکایی صورت می گرفت، در صورتی که در هر دو مورد ایالات متحده آمریکا تنها دست به سکوت و انفعال زد.

به تلاش دونالد ترامپ برای تبدیل کردن دیپلماسی آمریکا به یک زمین سوخته، به خصوص در پرونده ایران اشاره کردید. در این صورت بایدن توان مدیریت این زمین سوخته را خواهد داشت؟

برخلاف تصور و ارزیابی بسیاری از کارشناسان من معتقدم که جو بایدن هم چندان بی میل به افزایش تحریم‌ها و تشدید سیاست فشار حداکثری طی روزها و هفته‌های باقی‌مانده در دولت دونالد ترامپ توسط رئیس جمهور کنونی ایالات متحده آمریکا نیست. چرا که قطعاً مسئله تحریم و سیاست فشار حداکثری کنونی می تواند مهمترین ابزار چانه زنی بایدن به منظور هرگونه پیش شرط در مذاکره احتمالی با ایران و یا گنجاندن سایر مسائل مانند نفوذ منطقه‌ای و یا توان موشکی و دفاعی جمهوری اسلامی ایران در کنار پرونده هسته‌ای باشد.

برخلاف تحرکات آمریکایی‌ها در سایه پرواز بمب افکن ها در کنار مرزهای ایران، دونالد ترامپ اخیراً دستور خروج نیروهای نظامی ایالات متحده از عراق و افغانستان را صادر کرده است. این تناقض از نگاه شما چگونه قابل ارزیابی است؟

این تناقض در راستای همان تحویل زمین سوخته به جو بایدن می تواند تحلیل شود. چون از یک سو دونالد ترامپ در راستای وعده های انتخاباتی سال ۲۰۱۶ معتقد بود این جنگ ها توسط دموکرات ها به آمریکا تحمیل شده است و هزینه های هنگفت اقتصادی، تجاری، نظامی، انسانی و امنیتی برای این کشور در پی داشته است. بنابراین ترامپ سعی می کند با عمل به وعده های انتخاباتی خود در سال ۲۰۱۶، علیرغم شکست در انتخابات سوم نوامبر  یک چهره صادق را به مردم آمریکا نشان دهد تا برای انتخابات  ۲۰۲۴ از سرمایه اجتماعی لازم برخوردار باشد. ضمن اینکه اگرچه همواره نقش و نفوذ آمریکا در کشورهایی مانند عراق و افغانستان تنها به بی‌ثباتی این کشورها و کل منطقه منجر شده است، اما ترامپ سعی دارد با خروج بی‌برنامه از عراق و افغانستان امنیت دو کشور را تحت الشعاع قرار دهد تا زمینه برای حضور نیروهای رادیکالی مانند طالبان، القاعده و داعش بیشتر شود.  

عبدالرحمن فتح الهی

نویسنده خبر

روزنامه نگار و کارشناس ارشد روزنامه نگاری سیاسی و عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: محمدجواد جمالی نوبندگانی ایران آمریکا عربستان سعودی امارات متحده عربی بحرین قطر منطقه خلیج فارس بمب افکن بی -52 تنش ایران و آمریکا جو بایدن دونالد ترامپ


( ۳۰ )

نظر شما :

محمد ۲۱ آذر ۱۳۹۹ | ۱۷:۴۳
من نمی دانم چرا وقتی نمی توانید به صراحت صحبت کنید ، ژست کارشناس مسائل سیاسی رابه خود می گیرید ، در این روزها ترامپ به خوبی ماموریت خود را انجام داده است ، در کمتر از یک سال، دومین ترور بزرگ را علیه ما انجام داده اند بدون اینکه از انتقام ما بترسند ، همه طرفها می دانند که خط قرمز ایران کشته شدن سربازان اسرائیلی و امریکایی است چون منجر به شروع جنگ می شود ، از طرف دیگر ، بایدن هم وارث یک زمین بازی آماده است ، همه کارهای بد را ترامپ انجام داده و حالا دولت بایدن در نقش پلیس خوب ، با پیش شرط های سنگین سراغ ما می آیند و ذره ای هم از شرط های ترامپ کوتاه نمی آیند اما با لبخند
سعیدی ۲۱ آذر ۱۳۹۹ | ۱۹:۰۵
سگی که پارس میکنه ،گاز نمیگیره ،زمانیکه ما موشک های دقیق کروز نداشتیم ،و حدود شش هفت ناو هواپیمابر در خلیج فارس بود ،امریکایی ها جرعت انجام هیچ غلطی نداشتن ،الان که حتی دوتا ناو هواپیمابر هم در خلیج فارس ندارن ، دوتا بمب افکن که سرعت کمی دارن ، و حتی ارتفاع پروازشون خیلی کمتر از ام کیو 4 (هواپیمای امریکایی که سپاه سرنگون کرد ) ، است ، جز نمایش مضحک هیچ چیز دیگری نیست ، تازه اگر خیلی پر رو شدن، با دمتا موشک خلاص میشن
پویا علامه ۲۱ آذر ۱۳۹۹ | ۱۹:۲۳
دیشب خواب بمباران می‌دیدم، خدا کند غلط باشد.
حسین شاهمرادی ۲۲ آذر ۱۳۹۹ | ۱۳:۰۲
کشورمابایدهرچه زودترباروسیه مزاکره کنه برای خریدسوخو35تواین وضعیت خراب اگرسوخو35الان توکشورمابودامریکاهواپیمای بی 52راهی مرزایران نمیتوانست بیاره
زیتون ۲۲ آذر ۱۳۹۹ | ۱۴:۵۱
در جواب حسین شاهمرادی ...صرفا خریدن یک جنگنده دردی از ما دوا نمی کنه....مگه روی یک هواپیما چندتا سنسور میشه بست .....ایران باید شبکه ای پیچیده از سنسورهای زمینی و هوایی را گسترش بده و باهم شبکه کنه تا اشتباه پدافند تور ام رخ نده ....شما وقتی یک واحد درگیر شونده داری احتمال جم شدن و هکش بسیار بالاست .....ولی وقتی با یک هدف 10 تا بیست گیرنده ات درگیر میشه امکان فریب دادنشون خیلی سخت میشه .....اونوقت یه پهپاد کرار با یک موشک حرارتی زیرشکمش برای اف 22 تهدید جدی است .....در ضمن ارتفاع پرواز بی 52 15 هزار متر است...