تحقق نیافتن وعده کوشنر در رونمایی از معامله قرن بعد از انتخابات اسرائیل با وجود شرایط فلسطین

نشست ورشو تلاشی برای عادی سازی روابط اعراب و تل آویو نبوده است

۲۶ بهمن ۱۳۹۷ | ۱۷:۰۸ کد : ۱۹۸۱۷۳۱ خاورمیانه انتخاب سردبیر
جعفر قناد باشی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی در خصوص اهداف برگزاری نشست ورشو معتقد است که برگزاری نشستی مانند ورشو با این حجم از تعداد کشورهای شرکت کننده یقیناً برای تبلیغ مسئله مانند عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل به منظور عملیاتی کردن معامله قرن نیست.
نشست ورشو تلاشی برای عادی سازی روابط اعراب و تل آویو نبوده است

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – بسیاری از کارشناسان حوزه خاورمیانه در خصوص اهداف کلان ایالات متحده آمریکا در برگزاری نشست دو روزه ورشو معتقدند که این نشست تلاشی از جانی کاخ سفید برای پررنگ کردن ایران به عنوان دشمن مشترک برخی از کشورهای عربی منطقه و اسرائیل بوده تا به این ترتیب شرایط برای عادی سازی مناسبات اعراب و اسرائیل و عملیاتی شدن معامله قرن شکل گیرد؛ اما این مسئله تا چه اندازه در این نشست پیگیری شده، آیا اساساً این برنامه جزء اهداف برگزارکنندگان نشست ورشو بوده است؟ آیا شرایط منطقه اجازه عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل و عملیاتی کردن معامله قرن را خواهد داد؟ دیپلماسی ایرانی برای پاسخ به این سوالات و پرسش هایی از این دست، گفت و گویی را با جعفر قناد باشی، کارشناس و تحلیلگر مسائل خاورمیانه ترتیب داده است که در ادامه از نظر می گذرانید:

برخی از کارشناسان معتقدند که ایالات متحده آمریکا با برگزاری نشست ورشو به دنبال آن بود که با تعریف ایران به عنوان دشمن مشترک اسرائیل و جامعه عربی پروسه عادی‌سازی روابط اعراب و اسرائیل و به تبع آن معامله قرن را عملیاتی کند. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟

برگزاری نشستی مانند ورشو با این حجم از تعداد کشورهای شرکت کننده یقیناً برای تبلیغ مسئله ای مانند عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل به منظور عملیاتی کردن معامله قرن نیست. یعنی اساسا این نشست برای تعریف کردن ایران به عنوان دشمن مشترک رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی شکل نگرفته است. از این رو باید کاربرد واقعی این نشست را در پارامترهای دیگری جستجو کرد، چرا که برخی از کشورهای عربی غرب آسیا و همچنین رژیم صهیونیستی دارای رسانه های گسترده و متنوعی هستند و در طول این سال‌ها با زبان‌های مختلف ایران را به عنوان تهدید شماره یک اعراب و اسرائیل معرفی کرده اند. همچنین تمام مقامات و شخصیت‌های این کشورها در دیدارهای دیپلماتیک بر تعریف ایران به عنوان دشمن مشترک اعراب و اسرائیل تاکید کردند. به خصوص این که از زمان روی کار آمدن ملک سلمان و به موازاتش شروع ولیعهدی محمد بن سلمان این مسئله به صورت جدی در دستور کار این کشورها بوده است. مضافا در دو سالی که دونالد ترامپ در کاخ سفید مستقر شده این برنامه هم جزء دستورکار مشخص واشنگتن هم بوده است. لذا به نظر نمی‌رسد که ایالات متحده و برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به دنبال تکرار این مسئله و عملیاتی کردن معامله قرن باشند.

با این تفاسیر از نگاه شما اهداف برگزاری نشست ورشو در چه پارامترهایی خلاصه می شود؟ 

از نگاه من تمام تلاش های ایالات متحده آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی از کشورهای عربی منطقه و حتی کشورهای دست چندم اروپایی برای برگزاری نشست ورشو اجرای نمایش اتحاد و اجماع جهانی علیه نفوذ ایران در منطقه است تا بتوانند با ایجاد یک موفقیت  کاذب شرایط را برای محدود کردن تحرکات ایران در منطقه فراهم کنند. پس از همان ابتدا هدف نشست ورشو به عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل و رونمایی از معامله قرن بازنمی‌گردد. چون دونالد ترامپ از آغاز دولت خود با اقداماتی نظیر به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت رسمی رژیم صهیونیستی و نیز انتقال سفارت از تل آویو به بیت المقدس، مدام به دنبال عملیاتی کردن معامله قرن بوده است، اما تاکنون موفق به انجام این هدف خود نشده است. 

ولی در همین نشست ورشو جارد کوشنر به صراحت اعلام کرد که بعد از انتخابات پارلمانی اسرائیل بخشی یا تمام معامله قرن رونمایی خواهد شد؟

ببینید مسئله مهم رونمایی از معامله قرن نیست، بلکه عملیاتی شدن آن است. مضافا این که دولت دونالد ترامپ و اعضای کاخ سفید از زمان آغاز به کار خود تا به اکنون در مقاطع مختلف زمانی را برای رونمایی از این معامله قرن مطرح کرده اند، اما  هیچ کدام از این وعده‌ها محقق نشده است. از این رو به نظر می‌رسد که سخنان و مواضع جارد کوشنر برای رونمایی از معامله قرن بعد از انتخابات اسرائیل نیز در قالب همان وعده های تو خالی و پوچ آمریکایی ها باشد، چون که اساساً شرایط فلسطین اجازه چنین مسئله‌ای را نمی‌دهد. ما هر جمعه شاهد برگزاری تظاهرات پرشور "بازگشت" هستیم. پس یقینا اگر آمریکا دست به چنین اقدامی بزند، شرایط در فلسطین و به تبع آن در سرزمین های اشغالی برای صهیونیست‌ها و آمریکا به مراتب سخت‌تر و حساس‌تر خواهد شد. اما باز تأکید می‌کنم که حتی اگر بر فرض محال هم ایالات متحده آمریکا بعد از انتخابات پارلمانی اسرائیل معامله قرن را رونمایی کند، توان عملیاتی شدن آن وجود ندارد. در این خصوص شاید ایالات متحده آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی از کشورهای عربی منطقه نقش و سهم خود را در معامله قرن پذیرفته باشند، اما یقیناً مهم‌ترین بازیگر در این برنامه و نقشه آمریکایی‌ها مردم فلسطین هستند که به هیچ وجه حاضر به عقب‌نشینی از آرمان فلسطین نیستند. با این تفاسیر نمی توان انتظار داشت که معامله قرن رونمایی و یا اجرا شود.

اما در تقابل با تحلیل شما در نشست ورشو شاهد دیدارهای دیپلماتیک میان بن علوی، وزیر امور خارجه عمان و نخست وزیر اسرائیل بودیم و حتی اخباری دال بر دیدار عادل الجبیر و بنیامین نتانیاهو مخابره شد. این مسائل مضاعف بر دیدارهای چند کشور دیگر عربی با نخست وزیر اسرائیل است. آیا این مهم در نگاه اول تلاش آمریکا برای عادی سازی روابط اسرائیل و بعد از ایجاد بستر لازم برای رونمایی از معامله قرن نیست؟

نکته مهمی که در این راستا باید به آن اشاره کرد به این بازمی‌گردد که خود کشورهای عربی منطقه بر هزینه های سیاسی و دیپلماتیک عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی واقفند. اگر این کشورها به دنبال عادی سازی روابط با  صهیونیست ها هستند چرا مناسبات دیپلماتیک آشکار و عیانی را با این رژیم برقرار نمی کنند و یا چرا به صورت علنی سفرهای سیاسی و دیپلماتیک خود را به سرزمین های اشغالی انجام نمی دهند و یا بالعکس چرا سفرهای مقامات صهیونیستی به صورت رسمی به کشورهای عربی انجام نمی شود؟ چرا باید تمام این دیدارها در حاشیه یک نشست مانند ورشو انجام شود؟ تمام این سوالات و پرسش‌ها این نکته را گوشزد می‌کند که خود کشورهای عربی نیز بر فشار و هزینه‌های سیاسی و دیپلماتیک در میان افکار عمومی خود و منطقه در خصوص عادی سازی روابط با رژیم اسرائیل صهیونیستی اشراف دارند. لذا حتی المقدور از علنی شدن این مناسبات خودداری می کنند. این مسئله به وضوح نشان از این دارد که شرایط در میان خود کشورهای عربی نیز برای رونمایی و اجرای معامله قرن شکل نگرفته است. لذا دیدار برخی از سران و مقامات کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی در حاشیه دیدار ورشو تلاش این کشورها برای توجیه این مسئله است که این دیدارها در حاشیه یک نشست صورت گرفته است و یک دیدار دیپلماتیک رسمی دو جانبه برای ایجاد وتوسعه روابط با اسرائیل نبوده است تا بتوانند قبح آن را در افکار عمومی منطقه کاهش دهند. البته این نکته را هم باید گوشزد کنم که برخی از کشورهای عربی از همان زمان یاسر عرفات و ملک حسین، پادشاه اردن به دنبال عادی سازی مناسبات خود با رژیم صهیونیستی بوده اند که تا به امروز نیز این تلاش‌ها در میان برخی از سران کشورهای عربی منطقه وجود داشته، اما چون این مناسبات با اسرائیل از دید افکار عمومی منطقه به شدت مذموم و ناپسند است و می تواند واکنش های تندی را از طرف مردم در پی داشته باشد تا به اکنون سران و مقامات کشورهای عربی هیچ گونه تلاشی را برای آشکار شدن این مناسبات نداشته اند. مضافاً این که در مذاکراتی مانند اسلو، مادرید و دیگر نشست ها ما شاهد دیدارهای سران و مقامات کشورهای عربی با برخی از شخصیت‌های رژیم صهیونیستی بوده ایم و این مسئله تازگی ندارد. لذا نباید آن را با تلاش کشورهای عربی برای عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی اشتباه گرفت.

کلید واژه ها: جعفر قناد باشیمعامله قرنفلسطینعادی سازی روابط با اسرائیلایرانخاورمیانهآمریکاجارد کوشنردونالد ترامپبیت المقدسعربستان سعودیعمانامارات متحده عربی


( ۶ )

نظر شما :