تحت الشعاع قرار گرفتن معامله قرن در سایه رفتارهای ترامپ و نتانیاهو

تهدید ایران به ضرر اهداف مد نظر کاخ سفید در منطقه خواهد بود

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۶:۰۰ کد : ۱۹۸۳۵۰۷ خاورمیانه انتخاب سردبیر
جعفر قناد باشی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی پیرامون ارتباط تحولات با محوریت تنش نظامی احتمالی ایران و آمریکا با رونمایی از معامله قرن معتقد است: رونمایی از معامله قرن یقیناً به یک ثبات و آرامش سیاسی و دیپلماتیک در منطقه آسیا غرب آسیا و خاورمیانه نیاز دارد. لذا به هر میزان که تنش و بحران در این منطقه افزایش پیدا کند، فضا و بستر برای اعلام و رونمایی از معامله قرن کاهش پیدا خواهد کرد. پس یقیناً اقدامات و رفتارهای اخیر ایالات متحده آمریکا ضد تهران، چه در خصوص امنیت خلیج فارس و چه در خصوص امنیت رژیم‌صهیونیستی به ضرر منافع و اهداف دونالد ترامپ در خصوص معامله قرن خواهد بود.
تهدید ایران به ضرر اهداف مد نظر کاخ سفید در منطقه خواهد بود

گفت وگو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – اگرچه تحولات روزها و هفته های اخیر در منطقه غرب آسیا با محوریت فضای دوقطبی ایران و ایالات متحده آمریکا می‌تواند در قالب تضاد سیاست های تهران و واشنگتن در مسائل گوناگون تلقی شود، اما برخی معتقدند که اقدامات و تحرکات اخیر ایالات متحده در غرب آسیا علیه جمهوری اسلامی ایران را باید در راستای فضاسازی برای رونمایی از معامله قرن تفسیر کرد. اما در سایه تحولات منطقه این مسئله تا چه اندازه می تواند با واقعیات میدانی همخوانی داشته باشد؟ آیا اقدامات اخیر کاخ سفید به بسترسازی برای رونمایی از معامله قرن کمکی خواهد کرد؟ دیپلماسی ایرانی برای پاسخ به این سوالات، گفت و گویی را با جعفر قنادباشی، کارشناس و پژوهشگر مسائل خاورمیانه و شمال آفریقا و سفیر اسبق ایران در لیبی انجام داده است که در ادامه از نظر می می‌گذرانید:

اگرچه در ظاهر مسئله پررنگ شدن سایه تنش نظامی ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران به برجام و توان موشکی و مسائلی از این دست مربوط می‌شود، اما در کنار آن برخی معتقدند که می توان رفتار اخیر واشنگتن را در راستای ایجاد بسترهایی برای رونمایی از معامله قرن با تحت فشا قرار دادن نیروهای مخالف با این طرح از جمله ایران تعبیر کرد؛ از نگاه شما این ارزیابی تا چه اندازه به واقعیت منطقه نزدیک است؟

البته می‌توان در کنار سایر سناریوهایی که برای تحولات جاری و ساری منطقه، به خصوص تنش احتمالی نظامی ایران و آمریکا وجود دارد، این مسئله را هم مطرح کرد که میان رفتارهای تهاجمی اخیر کاخ سفید و تحرکات نظامی امنیتی واشنگتن در غرب آسیا با رونمایی از معامله قرن ارتباطاتی وجود دارد، اما نکته مهمی که نباید آن را فراموش کرد این است که اگر چنین تحلیلی را بر فرض درست بدانیم این تحرکات دقیقاً بر ضرر منافع ایالات متحده آمریکا در منطقه خواهد بود. 
من در مصاحبه های پیشین با دیپلماسی ایرانی عنوان داشتم که رونمایی از معامله قرن یقیناً به یک ثبات و آرامش سیاسی و دیپلماتیک در منطقه آسیا غرب آسیا و خاورمیانه نیاز دارد. لذا به هر میزان که تنش و بحران در این منطقه افزایش پیدا کند، فضا و بستر برای اعلام و رونمایی از معامله قرن کاهش پیدا خواهد کرد. پس یقیناً اقدامات و رفتارهای اخیر ایالات متحده آمریکا ضد تهران، چه در خصوص امنیت خلیج فارس و چه در خصوص امنیت رژیم‌صهیونیستی به ضرر منافع و اهداف دونالد ترامپ در خصوص معامله قرن خواهد بود.
از طرف دیگر این نکته را هم باید در نظر داشت که ایجاد حساسیت در منطقه بر عکس به اتحاد و انسجام بیشتر میان نیروهای محور مقاومت در خاورمیانه خواهد انجامید. چون تهدید علیه ایران و یا سایر گروه‌های مقاومت می تواند حمایت دیگر بازیگران مخالف معامله قرن را با خود به همراه داشته باشد و این مسئله هم یقینا در تضاد با منافع آمریکا در خصوص رونمایی از طرح معامله قرن خواهد بود. 
در این راستا این را هم باید گفت اگرچه دونالد ترامپ و تیم وی در کاخ سفید اقدامات غیر مترقبه ای را در حمایت از رژیم صهیونیستی داشته اند و با تصمیماتی نظیر به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت رسمی صهیونیست ها، انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به قدس اشغالی و یا به رسمیت شناختن حاکمیت رژیم صهیونیستی بر جولان اشغالی  حمایت های خود را به اوج خود رسانده اند. اما نمی‌توان آن را هم مقدمه‌ای برای رونمایی از معامله قرن دانست. چرا که اتفاقاً همین اقدامات حساسیت های جدی را در قبال مسئله فلسطین شکل داده و مخالفان جدی را در برابر سیاست های ترامپ به وجود آورده است. مضافا بر آن مواضع اخیر رئیس جمهوری آمریکا در قبال متحدین منطقه ای خود، به خصوص عربستان سعودی و توهین و تحقیرهای مکرر او باعث شده است که دایره حساسیت ها حتی به مناسبات آمریکا با کشورهای همسوی با سیاست‌های کاخ سفید نیز کشیده شود. لذا نمی توان در این شرایط این اقدامات را بسترسازی برای رونمایی از طرح معامله قرن قلمداد کرد.
از طرف دیگر نباید اقدامات بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی را در روزها و هفته‌های اخیر نادیده گرفت. اتفاقاً حمله اخیر به نوار غزه و شکست مجدد در برابر گروه های مقاومت فلسطینی، آن هم کمتر از 24 ساعت و همچنین کشتار فلسطینیان در جمعه های بازگشت حساسیت های جدی را حتی در خود فلسطین شکل داده است. از این رو در مجموع می‌توان گفت که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در سایه سیاست، نگاه و رفتارهای خود بیشترین اقدامات را ضد معامله قرن را انجام داده اند.

ولی یک دوسال اخیراً شاهد تحولاتی در داخل اردن بودیم که حتی صحبت از کودتا شد و در کنار آن التهاباتی نیز در عراق، مصر و دیگر کشورها شکل گرفت. در کنار آن قطع کمک به سازمان آزادی بخش فلسطین و فشار بر بخشی از جامعه فلسطینی هم شکل گرفته است. آیا این دست اتفاقات در این کشورها نمی تواند تلاش برای فشار بر این بازیگران در راستای رونمایی از معامله قرن باشد؟

من دوباره بر این مسئله تاکید دارم که ایجاد هر گونه حساسیت در منطقه به خصوص بازیگرانی که نقش کلیدی در معامله قرن دارند، می تواند ضد خود اهداف آمریکا و اسرائیل عمل کند. از طرف دیگر اگر به بازخوانی و کالبدشکافی تحولات اخیر منطقه به ویژه در اردن بپردازیم شاهد آن خواهیم بود که بخش عمده ای از مخالفت ها از جانب مردم اردن علیه سیاست‌های اَمان است. پس بیش از آنکه تحولات اردن ناشی از مسئله جابه جایی قدرت باشد، می توان عنوان داشت که سیر تحولات در این کشور ناشی از مخالفت های نیروهای مردمی علیه سیاست های دولت است که به حالت انفجار رسیده است. لذا با توجه به اینکه دولت اردن همواره مهره ای همسو با سیاست‌های غرب در منطقه بوده است و اگر معامله قرن رونمایی شود این کشور اولین بازیگری خواهد بود که این طرح را امضا و عملیاتی خواهد کرد، هرگونه اقدامی علیه پادشاه اردن می تواند به ضرر منافع و اهداف کاخ سفید و صهیونیست ها باشد. چون در این صورت آمریکا و اسرائیل یک متحد کلیدی را در منطقه که نقش مهمی در اجرای معامله قرن دارد، از دست خواهند داد.
 پس تحولات اردن را نمی توان در قالب تلاش‌های آمریکا برای معامله قرن دانست. اتفاقاً این تحولات ناشی از مخالفت های مردم با سیاست های پادشاه اردن است. مخالفت هایی که بخش عمده‌ای از آن ماهیت ضد اسرائیلی دارد. جالب اینجاست که اگر نگاهی به جنبش های اعتراضی مردم در جوامع عربی بیاندازیم، شاهد آن هستیم که بخشی از این اعتراضات رویکرد ضد صهیونیستی دارد. یعنی اگر جنبش های اعتراضی که اکنون در اردن، مصر، لیبی، سودان و الجزایر شکل گرفته است بتوانند جریان قدرت را در دست بگیرند به کشورهایی بدل خواهند شد که مخالفت جدی با سیاست‌های رژیم صهیونیستی، آمریکا و کشورهای عربی همسو با آنها در منطقه خواهند داشت. لذا از این رو تلاش برای تغییر در ماهیت دولت های منطقه، به خصوص بازیگران همسو با سیاست های کاخ سفید و صهیونیست ها نمی‌تواند بسترسازی برای رونمایی از معامله قرن باشد.

پیرو تحلیل شما مبنی بر اینکه به هر میزان حساسیت و تنش و التهاب در منطقه خاورمیانه افزایش پیدا کند، بستر برای رونمایی از طرح معامله قرن کاهش پیدا خواهد کرد. اما این واقعیت هم وجود دارد که با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ ایالات متحده آمریکا میزان تلاش های دونالد ترامپ برای عملیاتی کردن وعده‌های انتخاباتیش بیشتر خواهد شد تا بتواند با دست پرتری در کارزار انتخاباتی پیش رو شرکت کند. آیا در این دو سال منتهی به انتخابات می‌توان شاهد جولان بیشتر کاخ سفید در این راستا (رونمایی از معامله قرن) بود؟

بله من هم معتقدم که با نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۲۰ تلاش‌های کاخ سفید برای به دست آوردن پیروزی های مقطعی و دستاوردهایی نسبی در خصوص مسئله فلسطین مطابق با وعده های قبلی ترامپ افزایش پیدا خواهد کرد. از طرف دیگر این واقعیت را هم باید در نظر داشت که دونالد ترامپ برای پیروزی در انتخابات 2020 باید حمایت صهیونیست‌ها و لابی های یهودی در آمریکا را کسب کند و این کسب  حمایت در گرو به نتیجه رساندن معامله قرن خواهد بود.
مسئله مهمتر نیز به نیاز صهیونیست ها به ترامپ بازمی‌گردد. به عبارت دیگر اکنون لابی‌های صهیونیستی سعی خواهند کرد در این دو سال باقی مانده تا انتخابات سال ۲۰۲۰ از فرصت مغتنمی به نام دونالد ترامپ نهایت استفاده را ببرند. چون اگر چه احتمال دارد برای بار دوم ترامپ عهده دار ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا شود، اما اکنون صهیونیست‌های روی پیروزی مجدد ترامپ برای انتخابات سال ۲۰۲۰ ریسک نخواهند کرد و تلاش می کنند که در این دو سال باقی مانده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از سیاست‌های به شدت حمایت محور دونالد ترامپ، جان بولتون، مایک پمپئو و جارد کوشنر نهایت استفاده را در معامله قرن ببرند. پس به عبارت دیگر اکنون، هم دونالد‌ترامپ به صهیونیست‌ها نیاز دارد و هم صهیونیست‌ها به دونالد ترامپ، اما این مسئله هم باعث عملیاتی شدن معامله قرن نخواهد شد.
از این رو ترامپ برای جذب حمایت لابی های صهیونیستی و نیز کسب دستاوردهای های مقطعی و نسبی در بهترین حالت معامله قرن را تنها روی کاغذ پیاده خواهد کرد و در این راستا یک نمایش سیاسی و دیپلماتیک مانند نشست ورشو را با حضور مقامات آمریکایی، چند کشور عربی منطقه و سران صهیونیستی را شاهد خواهیم بود و چیزی بیش از آن نمی تواند اتفاق بیفتد.

کلید واژه ها: جعفر قنادباشیاسرائیلایرانخاورمیانهمعامله قرنآمریکادونالد ترامپجولانفلسطیناردنعربستان سعودیمصرالجزایرلیبیسودانبنیامین نتانیاهو


( ۲ )

نظر شما :

امیر ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۲۲:۲۶
معامله قرن تنها در نبود حمایت ایران از گروههای مقاومت و برهم زننده اینگونه معادلات امکان پذیر است بنابراین تا مسئله ایران برطرف نشود معامله قرنی قرار نیست رونمایی بشود اما شاید بهتر هست ما مواظب باشیم چون معنی اش اینست که حالا ما در صدر لیست مشکلات آمریکا هستیم و حالا آمریکا به دنبال یک راه حل نهایی برای مشکلی بنام جمهوری اسلامی میباشد!