دستگاه سیاست خارجی و مساله ستاندن حق ایران

چرا دیپلماسی کشور در برجام موفق بود اما در رابطه با کشورهای عربی ناموفق؟

۳۰ بهمن ۱۳۹۷ | ۱۷:۱۹ کد : ۱۹۸۱۸۲۳ خاورمیانه انتخاب سردبیر
مرتضی خلخالی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی می گوید: در دوران دوم آقای ظریف نسبت به دوره اول، دیپلماسی کشور تغییر پیدا کرده و سیاست خارجی به نگاه ایدئولوگ نزدیک شده است، اما باز هم رگه های پررنگ دانش سیاست خارجی آقای ظریف بر این نگاه می چربد. مثلا مناسبات امروز ما با کشورهای عربی به جایی رسیده که به واسطه همین نگاه یا در سطح کاردار یا کاردار موقت و دفتر منافع است که مورد سوم نشان از ضعیف ترین حالت مناسبات دو کشور است.
چرا دیپلماسی کشور در برجام موفق بود اما در رابطه با کشورهای عربی ناموفق؟

گفت وگو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی- عرصه دیپلماسی نیز مانند هر بعد از ابعاد کشور در دوران بعد از انقلاب شاهد تحولات جدی و بنیادینی بوده، اما این تغییر و تحولات چه کاستی ها و چه نقاط قوتی را به دیپلماسی کشور در مقام قیاس با قبل از انقلاب داشته است. دیپلماسی ایرانی پاسخ به این سوال را در گفت وگویی با دکتر مرتضی موسوی خلخالی، دیپلمات اسبق و کارشناس مسائل خاورمیانه پی گرفته است که در ادامه می خوایند: 

از نگاهی کلی رویکرد سیاست خارجی قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران در چه ابعادی دچار تحول و دگرگونی شد؟

یکی از مهم ترین تفاوت های سیاست خارجی قبل و بعد از انقلاب اسلامی به کار گیری شخصیت هایی بود که آشنایی کافی، لازم و جامعی را به مناسبات بین المللی داشتند. چون زمانی که نام دیپلمات و سفیر به میان می آید یعنی شخصی که نماینده تاریخ، فرهنگ، سیاست، اجتماع و هویت یک کشور در کشور دیگر است و در آن سو آشنایی کافی و لازم را هم به ابعاد کشور میهمان داشته باشد. پس دیپلمات ها باید به ابعاد کلی کشور خود و کشور میمهان آشنایی کافی را داشته باشند. در این راستا مثلا آخرین وزیر امور خارجه قبل از انقلاب اسلامی ایران میرفندرسکی بود که یک روس شناس قهار بود، اما نکته مهم آنجا است که وی در سایه سنگین گرایش محمد رضا پهلوی به آمریکا در دوران جنگ سرد سعی کرد در کمال هوشمندی، یک توازن قوا را میان دو بلوک ایجاد کند. به عبارت دیگر روابط حساس میان ایران و شوروی در دوران میرفندرسکی به خوبی مدیریت شد. البته در آن دوران به واسطه این که اکثر قریب به اتفاق سفراء از طبقه نزدیک به دربار و مسئولین بود سبب شد تا شرایط برای حضور دیگر افراد وجود نداشته باشد، هر چند که این مسئله در دوران اردشیر زاهدی تغییر یافت. اما در دوران بعد از انقلاب نگاه ایدئولوگ سبب شد تا آن نگاه تخصصی سیاست خارجی از دستور کار خارج شود و به ندرت پیش می آمد که سفرایی روی کار بیایند که توان نمایندگی به حق ایران را در دیگر کشورها داشته باشند.  

اما در دوران جنگ تحمیلی شرایط برای تغییر در سیاسیت خارجی به مشکلات زیادی برخورد؟

ببینید شاید در مقطع جنگ بستر برای پیگیری دیپلماسی با مشکلات زیادی برخورد و مناسبات ایران با جهان به یک مانع جدی رسیده بود اما نحوه مدیریت روابط ایران عرق نیز می توانست مانع از این جنگ شود. در این راستا بهترین وزیر امور خارجه ای که توانست روابط تهران بغداد را مدیریت کند خلعتبری بود. در تاریخ روابط دو کشور نزدیک به 24 قرارداد میان دو کشور به امضاء رسید. در تمام این موافقت نامه ها ایران یا با انگلستان و یا با عثمانی طرف بوده است و تنها در سال 1975 بود که دو کشور ایران و عراق به صورت مستقل به انعقاد قرارداد تصمیم گرفتند. در تمام این دوران نیز عراق به این بهانه که زیر هژمونی ایران قرار دارد مجبور به بستن قراردادهایی بوده است که به نفع بغداد نیست. اما با تلاش خلعتبری ایران توانست در سال 1975 شرایط و نگاه عراق را تغییر دهد و حتی بغداد به این قناعت رسید که در قراردادهای پیشین، نه به عراق که به ایران ظلم شده است. اما تمام این دستاوردها در جنگ از بین رفت و حتی میل های مرزی در این جنگ در طول مرزهای مشترک دو کشور جا به جا شد و از سال 1359 تا به امروز این میل های مرزی دوباره نصب نشده است. 
ولی در دوران جنگ اقتضائات سختی بر کشور گذشت، ضمن این که عراق به عنوان عامل تجاوز به خاک ایران عمل کرد و تمام دستاوردهای پیشین را زیر سوال برد، نه ایران؟
اگر چه عراق در جنگ 8 ساله عامل بر هم خوردن نتایج و دستاوردهای پیشین دیپلماسی کشور بود اما باید عنوان داشت که دیپلاماسی ما نیز بعد از جنگ به هیچ عنوان فعالیت را لازمه را نداشت تا بتواند در راستی حقانیت ایران عمل کند. در این راستا ما تا به امروز نتوانستیم خسارت های جنگ را از عراق مطالبه کنیم در صورتی که کشور کویت که کشوری ثروتمندی هم به شمار می رود و نیازی به این پول ها ندارد مرتب خسارت های جنگ را از عراق دریافت می کند و از همه مهمتر بغداد نیز آن بهانه هایی را که برای ما می آورد را برای کویت ندارد. پس کم کاری های ما در این سال ها نشان از ناتوانی دیپلماتیک ایران دارد. 

پس با این وصف آیا در بضاعت انقلابی می توان وزاریی را پیدا کرد که شرایط را برای تغییر مناسبات متناسب با نگاه شما یافت؟

از نگاه من بعد از مرحوم سنجابی و یزدی، دو وزیری که توانستند در حد بضاعت خوب عمل کنند یکی آقای صالحی بود که در شرایطی که وضعیت سیات خارجی ما در دوران احمدی نژاد چندان خوب نبود، توانست مدیریت خوبی را به خصوص در روابط ایران و اعراب داشته باشد و بعد از آن هم آقای ظریف است که تحولی بنیادین را در دیپلماسی ایران به وجود آوردند. اگر چه برخی دیگر از وزاری امور خارجه در طول این سال ها نیز نسبت به شرایط خوب یا بد عمل کرده اند، اما این دو وزیر (صالحی و ظریف) توانستند دیپلماسی را نسبت به شرایط مدیریت کنند. البته در دوران دوم آقای ظریف نسبت به دوره اول، دیپلماسی کشور تغییر پیدا کرده و سیاست خارجی به نگاه ایدئولوگ نزدیک شده است، اما باز هم رگه های پررنگ دانش سیاست خارجی آقای ظریف بر این نگاه می چربد. مثلا مناسبات امروز ما با کشورهای عربی به جایی رسیده که به واسطه همین نگاه یا در سطح کاردار یا کاردار موقت و دفتر منافع است که مورد سوم نشان از ضعیف ترین حالت مناسبات دو کشور است، چرا که در روابط بین الملل مناسبات دو کشور به صورت کامل قطع نمی شود. در همین رابطه مثلا روابط ما با عربستان و آمریکا اکنون در سطح دفتر حافظ منافع است. اما با این وصف چرا در دوران ظریف که سندی مانند برجام خلق شد باید در حوزه مناسبات خود با جهان عرب این گونه فشل عمل کنیم. این نشان از این دارد که در حد بضاعت حتی آقای ظریف هم خوب عمل نکرده است، اگر چه وی یکی از نقاط عطف سیاست خارجی ایران به شمار می رود. چرا با برخی کج رفتاری ها روابط خوبی که با تاجیکستان داشتیم به اینجا کشیده شد و یا روابط ما با مراکش به واسطه برخی اقدامات بی جهت دچار خدشه شد، آیا این نشان از دیپلماسی دارد؟! حال روابط ما با عربستان و کشورهایی از این دست بماند. ما نباید دیپلماسی را عرصه کشمکش ایدئولوژیک کنیم. اما متاسفانه آقای ظریف اخیرا مواضع یک وزیر با نگاه ایدئولوژیک را بر می گزینند که این نگاه اصلا مناسب سیاست خارجی کشور نیست.
 

کلید واژه ها: ایران و اعرابایران و عراقدیپلماسی ایرانسیاست خارجی ایران


( ۶ )

نظر شما :

ابراهیم قدیمی ۰۱ اسفند ۱۳۹۷ | ۰۰:۱۳
دیپلماسی نگاه به بیانات وگفت وشنید های شخصیت های بانفوذ وقدرتمند دارد. یکی از این شخصیتها وزیر امورخارجه وسفرا هستند دیگران هم هستند.ملاحظه کنید رابطه بین لهستان و اسرائیل قبل وبعد از کنفرانس ورشو چه میزان با بیان جمله ای از طرف نتان یاهو تغییر کرد.متاسفانه بیانات در ایران از تفکر مشترکی سرچشمه نمیگیرد.