تاخیر ۵ ساله سفر روحانی به عراق، دستاوردهای آن را تحت الشعاع قرار می دهد؟

کم کاری تهران در افزایش مناسبات با بغداد

۲۱ اسفند ۱۳۹۷ | ۱۷:۳۴ کد : ۱۹۸۲۲۱۶ خاورمیانه انتخاب سردبیر
صباح زنگنه در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی در خصوص اهمیت و جایگاه سفر روحانی در وضعیت اقتصادی و سیاسی دو طرف به خصوص ایران تصریح کرد: اگر چه سفر روحانی به عراق بسیار دیر هنگام صورت گرفت. اما انجام شدنش در این شرایط حساس کشور بهتر از انجام نشدن آن است. به هر حال باید بپذیریم که اکنون مناسبات اقتصادی و وضعیت معیشتی کشور و نیز تلاش های ایالات متحده آمریکا برای افزایش فشارها بر همسایگان ما، به خصوص عراق که یکی از مهمترین شرکای تجاری ما به شمار می رود، سبب شده است تا دایره نگرانی ایران افزایش پیدا کند. لذا یقینا سفر رئیس جمهوری ایران می تواند تاثیرات مثبتی برای تعدیل و کاهش این نگرانی ها را در پی داشته باشد.
کم کاری تهران در افزایش مناسبات با بغداد

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – علی رغم اهمیت بالای اولین سفر حسن روحانی، رئیس جمهور ایران به عراق، آن هم بعد از ۵ سال، به نظر می رسد که این تأخیر حدود ۶ ساله سبب شده است تا آن چنان که باید دستاوردهای مدنظر تهران در این سفر محقق نشود. به خصوص که روز به روز فشارهای ایالات متحده آمریکا برای کاهش و محدود سازی مناسبات ایران و عراق هم در حال افزایش است. دیپلماسی ایرانی برای بررسی تاثیر این تاخیر پنج ساله برای حضور روحانی در بغداد و دلایل آن، گفت و گویی را با صباح زنگنه، کارشناس مسائل خاورمیانه و پژوهشگر جهان عرب ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:

علی رغم اهمیت اولین سفر حسن روحانی به کشور عراق، از نگاه شما این سفر، آن هم بعد از ۵ سال قدری دیر انجام نشده است؟

من هم در راستای سوال شما معتقدم که این سفر بسیار دیر هنگام صورت گرفت. اما انجام شدنش در این شرایط حساس کشور بهتر از انجام نشدن آن است. به هر حال باید بپذیریم که اکنون مناسبات اقتصادی و وضعیت معیشتی کشور و نیز تلاش های ایالات متحده آمریکا برای افزایش فشارها بر همسایگان ما، به خصوص عراق که یکی از مهمترین شرکای تجاری ما به شمار می رود، سبب شده است تا دایره نگرانی ایران افزایش پیدا کند. لذا یقینا سفر حسن روحانی می تواند تاثیرات مثبتی برای تعدیل و کاهش این نگرانی ها را در پی داشته باشد. اما علیرغم این نکاتی که گفته شد نمی توان کم کاری های دولت و دیگر نهادهای فرادولتی را در گسترش و تعمیق مناسبات ایران و عراق نادیده گرفت. اگر این تلاش‌های سیاسی و اقتصادی که در یکی دو ماه اخیر با روی کار آمدن دولت جدید در عراق از طرف ایران صورت گرفته است، در چند سال گذشته به صورت مداوم انجام می‌شد و در کنارش مجلس شورای اسلامی و دیگر نهادها هم حضور می یافتند، یقیناً وضعیت دو کشور اکنون در شرایط به مراتب بهتری قرار داشت.
به هرحال روابط و مناسبات ایران و عراق جزء عمیق‌ترین و استراتژیک‌ترین مناسبات دوجانبه در روابط بین الملل است، به گونه‌ای که حتی در سایه قطع مناسبات دیپلماتیک و جنگ نیز شاهد بودیم که مناسبات اجتماعی و فرهنگی دو "ملت" قطع نشد و حتی روابط تجاری انفرادی نیز وجود داشت. لذا اگر در طول این سال ها، به خصوص در دولت یازدهم و دوازدهم نوع هماهنگی و همت سیاسی و دیپلماتیک صورت می‌گرفت تا شرایط برای بهبود هرچه بهتر مناسبات انجام شود و به صورت مداوم و مکرر سفرهایی را به کشور عراق می داشتیم، اکنون وضعیت اقتصادی دو طرف می توانست باعث تقویت شرایط دو کشور در برابر تحریم‌های ایالات متحده آمریکا شود. ولی با تمام این اوصاف باز هم معتقدم که سفر آقای روحانی بعد از تقریبا ۶ سال می تواند فصل جدیدی را در روابط ایران و عراق شکل دهد.
البته این نکته را هم باید عنوان کنم که از آن سو نیز دولت بغداد هم، آن چنان که باید تلاش های جدی را برای گسترش و تعمیق مناسبات با ایران انجام نداده است، اگر چه میزان سفرهای سران و مقامات عراقی به مراتب بیشتر از سران و مقامات ایرانی بوده است که نمونه بارز آن سفر اخیر آقای برهم صالح، رئیس جمهور عراق به ایران، آن هم تنها کمتر از ۴۰ روز از آغاز به کارش باز می گردد که نشان از نفوذ و جایگاه تهران در مناسبات و سیاست‌های بغداد دارد. لذا نباید فرصت‌های پیش‌رو را از دست داد و در ازای کم کاری شش سال گذشته باید در سال های باقیمانده تا جای ممکن دور سفرها را افزایش داده و تلاش های جدی برای تعمیق مناسبات با بغداد صورت دهیم. به خصوص که دولت جدید آقای عادل عبدالمهدی نیز نگاه بسیار مثبتی به گسترش و تعمیق هرچه بیشتر مناسبات با ایران دارد. لذا این مسئله می‌تواند اهرم بسیار مناسبی برای تقابل با فشارهای آمریکا را در اختیار ایران قرار دهد.

دلایل این تأخیر پنج ساله را در چه پارامترهایی خلاصه می کنید؟ 

مهمترین دلیل به نگاه دولت یازدهم و دوازدهم در مقوله دیپلماسی و سیاست خارجی باز می‌گردد، چرا که از همان ابتدا این دولت برنامه خود را بر اساس توافق هسته ای و افزایش مناسبات با اروپا و آمریکا قرار داده بود و در این مدت آن چنان که باید برنامه جدی برای مناسبات منطقه ای در دستور کار نداشت که این مسئله همواره یکی از خلاء های دیپلماسی دولت یازدهم و دوازدهم به شمار می رود. همین مسئله سبب شد تا یک کم کاری در دیگر نهادها هم شکل بگیرد. مضافا بر آن در چند سال گذشته نیز دولت عراق با این مسئله تروریسم و جنگ با داعش دست به گریبان بوده است و سبب شده تا عراق نیز در سایه مناسبات منطقه خاورمیانه قرار گیرد. این کاهش نفوذ عراق در سال های مبارزه با داعش ونیز برخی اقتضائات داخلی عراق سبب شد تا کمتر کشوری رغبت سفر به بغداد را داشته باشد. اما اکنون با پیروزی‌های میدانی و پایان یافتن عمر داعش در عراق و از همه مهم‌تر روی کار آمدن دولتی جدید و تازه نفس که توانست در یکی دو ماه اخیر تحولات مهمی را با سفرهای آقای برهم صالح شکل دهد، اقتضائات و جایگاه عراق را به مراتب افزایش داده است. همین مسئله سبب شد تا کشورهای دیگر نیز توجهات جدی به نفوذ عراق داشته باشند و ایران نیز به تبع آن سعی کرد تا جایگاه خود را در با تاخیری 5 ساله افزایش دهد.

به تحریم ها و فشارهای ایالات متحده آمریکا اشاره شد. به واقع در یک بستر رئالیستی کفه مناسبات ایران و عراق سنگین‌تر خواهد بود یا شدت تحریم های ایالات متحده آمریکا؟ اساسا از نگاه شما تحریم‌های کاخ سفید تا چه اندازه دستاوردهای سفر آقای روحانی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد؟

به هر حال نمی‌توان منکر نفوذ و سیطره اقتصادی ایالات متحده آمریکا بر عراق نوین بعد از سال ۲۰۰۳ بود. چون ساختار اقتصادی این کشور در طول ۱۶ سال گذشته توسط آمریکا به گونه ای چیده شده که بیشترین وابستگی را به ایالات متحده آمریکا و دلار داشته باشد، اما از آن سو نیز باید عنوان داشت که سطح و شدت مناسبات ایران و عراق در حوزه تجاری و اقتصادی هم به گونه ای بوده که در طول تمام این سال‌ها و با کش و قوس‌های فراوان باز و روابط اقتصادی دو کشور در سطح فرادولتی جریان داشته است. لذا هیچ قدرت منطقه ای و فرامنطقه ای، حتی در حد و اندازه های ایالات متحده آمریکا نمی‌تواند باعث قطع مناسبات اقتصادی و تجاری ایران و عراق شود، اگر چه این فشارها می تواند اثرات سوء خود را به بر سطح و میزان روابط اقتصادی تهران - بغداد داشته باشد.

اما مواضع یک بام و دو هوای سران و مقامات عراقی برای تداوم همزمان مناسبات با ایران و آمریکا نیز می تواند تا اندازه ای این روابط را کاهش دهد؟

به هر حال دولت عراق نیز به دنبال اهداف و منافع خود است. در طول این سال‌ها بغداد سعی کرده است که مناسبات همزمان خود با تهران و واشنگتن را مدیریت کند. البته شاید با افزایش فشارهای دونالد ترامپ برخی از سران و مقامات عراقی مواضعی در خصوص همراهی نسبی بغداد با واشنگتن را مطرح کرده باشند، اما در این رابطه یک نکته بسیار مهم وجود دارد و آن ناظر بر این واقعیت است که در صورت افزایش فشارها امکان دارد تحولات برخلاف میل کاخ سفید پیش برود. چون به هر حال در آینده ای کوتاه و برهه ۵ تا ۱۰ سال پیش رو عراق به گاز و برق ایران احتیاج دارد و این علاوه بر دیگر نیازهای بغداد به بازار تهران است. در کنار آن اقتضائات همسایگی را هم باید در نظر داشت. پس عراق باید میان واقعیت های منطقه و فشارهای آمریکا رفتار منطقی تری را در پیش بگیرد. در این خصوص به نظر من نوع اسقبال گرم و جدی دیروز بغداد از آقای روحانی نشان می‌دهد که دولت جدید عراق نیز با بازیگری برهم صالح و عادل عبدالمهدی برای ایران حساب ویژه‌ای باز کرده است که با فشارهای آمریکا مخدوش نخواهد شد. در همین راستا شما شاهد بودید که با درخواست های مکرر بغداد، کاخ سفید مجبور شد یک معافیت تحریمی ۴۵ روزه و بعد از آن سه ماهه را به عراق بدهد.
لذا ایالات متحده آمریکا نیز با توجه به این واقعیات حاضر در روابط دو کشور ایران و عراق فشارها و تحریم های خود را علیه تهران تنظیم کرده است و در این خصوص فعلا کانون تنش های اقتصادی را به سمت قطع مناسبات دلاری بغداد و تهران برده است و در خصوص واردات گاز و برق و یا کالاهای اساسی از ایران فشاری را بر دولت عراق نداشته است. این مسئله خود نشان از این دارد که حتی دونالد ترامپ نیز بر شدت نیاز عراق به ایران واقف است و نمی‌تواند کاری در خصوص قطع مناسبات تجاری و اقتصادی دو کشور همسایه صورت دهد. در این راستا ایران نیز می‌تواند با مناسبات ارزی غیر دلاری روابط خود را با عراق ادامه دهد و اتفاقا در سفر آقای همتی، رئس بانک مرکزی و حتی حضور آقای روحانی برنامه‌ریزی دقیق‌تر و جدی تری برای مناسبات بانکی و انتقال ارز انجام داد. 

در خصوص نیاز ایران به پرداخت غرامت جنگ 8 ساله از جانب عراق در این سفر می توان کاری انجام داد. اساسا این مسئله در دستور کار رئیس جمهوری است؟

پرداخت غرامت از جانب عراق یک پورسه طولانی مدتی است که نیاز به بررسی حقوقی دارد. لذا حتی اگر این مسئله در دستور کار روحانی باشد، نمی توان تکلیف آن را در یک سفر وحتی چند سفر تعیین کرد. اگر چه در قطعنامه 598 بر پرداخت غرامت تاکید شده است، اما بر این که چه دولتی آن را پرداخت کند تصریحی وجود ندارد. در کنار آن در گزارش های دبیر کل سازمان ملل و هیاتی تعیین شده از طرف دبیر کل در خصوص جنگ 8 ساله بر پرداخت خسارت های هر دو طرف تاکید شده است. مضافا هر چند که در برخی از گزارش ها نیز بر آغازگری جنگ توسط رژیم بعث عراق تاکید شده است، اما به دلیل اینکه هیچ دولت و بازیگر مهمی از شورای امنیت سازمان ملل حمایت لازم را از این گزارشات و قطعنامه انجام نداد ایران نتوانست از آن به عنوان یک پرونده حقوقی برای مطالبات خود استفاده کند. در حالی که کویت با استفاده از قدرت های بزرگ و مهم فرامنطقه حاضر در شورای امنیت توانست پروسه حقوقی دریافت غرامت از عراق را در دستور کار قرار دهد و بغداد را مکلف به پرداخت آن کند. البته در شرایط فعلی باید اولویت ایجاد تمهیدات لازم برای تقابل با تحریم های امریکا و شکل گیری راهکارهای لازم در خصوص افزایش مناسبات تجاری دو طرف باشد.

کلید واژه ها: صباح زنگنهایرانعراقآمریکاتحریم ایرانسفر روحانی به عراق


نظر شما :