سفر نخست وزیر ژاپن به تهران و موضوع به حاشیه رفتن میانجیگری بغداد

تکمیل میانجیگری عراق به میزان موفقیت شینزو آبه در سفر به ایران بستگی دارد

۱۷ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۸۳۹۵۶ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
صباح زنگنه در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی پیرامون تاثیر تلاش های دیپلماتیک میانجی گرایانه توکیو بر تحرکات و تکاپوی سیاسی عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق در کاهش تنش تهران - واشنگتن بر این باور است: باید دید که سفر آبه به تهران چه نتایجی را با خود به همراه خواهد داشت، آیا به کاهش تنش در مناسبات ایران و آمریکا می انجامد؟ آیا این سفر می تواند به ایجاد فشار بر آمریکا برای کاهش میزان و شدت تحریم های اعمالی علیه ایران بینجامد؟ آیا این سفر در جهت محدودیت بیشتر در همکاری های اقتصادی با تهران خواهد بود؟ پاسخ به این سه سوال می تواند میزان موفقیت سفر نخست وزیر ژاپن به ایران را روشن کند و به همان میزان می‌تواند تلاش‌های عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق برای تکمیل این فعالیت های میانجیگرایانه راهم معلوم کند.
تکمیل میانجیگری عراق به میزان موفقیت شینزو آبه در سفر به ایران بستگی دارد

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی - اگرچه دولت ژاپن رسما اعلام کرد که شینزو آبه، نخست وزیر این کشور دوازدهم تا چهاردهم ژوئن مصادف با ۲۲ تا ۲۴ خرداد سفری را به تهران به منظور میانجیگری در تنش ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت، اما پیش از آن اخباری دال بر سفر عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق به ایران به ایالات متحده آمریکا مطرح بود؛ آیا با حضور ژاپن در پروسه میانجیگری می توان گفت که تلاش‌های عراق به حاشیه رفته است؟ اساسا تا چه اندازه تلاش های میانجیگرایانه بغداد و سفر احتمالی عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق در سایه سفر شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن به ایران قرار گرفته است؟ دیپلماسی ایرانی برای پاسخ به این سوالات، گفت و گویی را با صباح زنگنه، کارشناس مسائل خاورمیانه صورت داده است که در ادامه از نظر می گذرانید:

اگرچه دولت ژاپن رسما اعلام کرد که شینزو آبه، نخست وزیر این کشور دوازدهم تا چهاردهم ژوئن مصادف با ۲۲ تا ۲۴ خرداد سفری را به تهران به منظور میانجیگری در تنش ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت، اما پیش از آن اخباری دال بر سفر عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق به ایران به ایالات متحده آمریکا مطرح بود؛ آیا با حضور ژاپن در پروسه میانجیگری می توان گفت که تلاش‌های عراق به حاشیه رفته است؟
 
به هرحال اکنون تنش در روابط و مناسبات ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران به یک نقطه حساسی رسیده است و حتی زمزمه های یک تنش نظامی را مطرح از جانب کاخ سفید کردند، از این رو کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای به دنبال عدم افزایش تنش با پیگیری میانجیگری خود در این بحران هستند، اما اینکه با حضور ژاپن و شنیزو آبه در پروسه میانجیگری تنش ایران و آمریکا تلاش‌ها و سفر آقای عادل عبدالمهدی به حاشیه رفته است به مقایسه جایگاه و ظرفیت دو کشور عراق و ژاپن باز می گردد. در این راستا اگر به سخنان و مواضع برخی از شخصیت‌های سیاسی عراق هم رجوع شود، می بینید که کمابیش جریان ها و شخصیت‌های عراقی نیز نسبت به آن معترف و تا حدی معترضند؛ خوب در این راستا برای مثال آقای حیدر العبادی، نخست وزیر سابق عراق صراحتا عنوان داشت که اگر چه عراق، ایران و ایالات متحده آمریکا را دوست و شریک راهبردی خود می داند، اما در آن سو تهران و به خصوص واشنگتن آن میزان توجه لازم را به بغداد ندارند و عراق را به عنوان یک کشور قدرتمند منطقه غرب آسیا که می‌تواند در تنش کاهش تنش تهران - واشنگتن نقش جدی ایفا کند را قبول ندارد. اما به واقع این که عراق تا چه اندازه می تواند نقش مهم و کلیدی در توسعه میانجیگری ایران و آمریکا داشته باشد، جای ابهام و سوال دارد و به تبع آن نمی توان به این سوال پاسخ روشنی داد.

اما به واقع عراق در این مدت توانسته است با سفرهای دیپلماتیک که از طریق آقای عادل عبدالمهدی، برهم صالح و محمد علی حکیم صورت گرفته است برخی از کشورهای عربی منطقه مانند کویت و عمان را در خصوص میانجیگری در تنش ایران با آمریکا با خود همراه کند؛ آیا این مسئله نشان از جایگاه و وزن عراق، حداقل در مناسبات عربی ندارد؟ 

در اینجا مسئله نسبت عراق با ژاپن، آن هم در تنش ایران و ایالات متحده آمریکاست. اگر به نفوذ عراق در جامعه عربی نگاه شود، می توان این سوال شما را درست دانست. قطعاً این کشورها هر کدام دارای ظرفیت ها و پتانسیل های جدی در مناسبات سیاسی و دیپلماتیک هستند، اما اینکه خود کویت، قطر، عمان و دیگر کشورها تا چه اندازه بتوانند شرایط را مدیریت کنند، جای سوال و اما و اگر دارد. چون این کشورها برای موفقیت در میانجیگری باید بتوانند ایالات متحده آمریکا را به سمت کاهش فشار و تحریم بر ایران که یک جنگ اقتصادی تمام عیار از جانب کاخ سفید علیه تهران است، سوق دهند تا بتوانند زمینه میانجیگری و به تبع آن کاهش تنش را شکل دند، ولی آیا این کشورها قادر به انجام چنین مهمی هستند؟! لذا پاسخ به این سوال و همچنین واکنش واشنگتن به این درخواست عراق، عمان، کویت، قطر و دیگر کشورها می تواند میزان مانور عمل این بازیگران منطقه ای را در عرصه میانجیگری ایران و ایالات متحده آمریکا معلوم کند.
اما مسئله ژاپن کمی متفاوت است، چون سفر تقریبا همزمان محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه و کمی بعدتر از آن حضور دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به توکیو نشان می دهد که ژاپن در افق نگاه تهران و واشنگتن از یک وزن و جایگاه ویژه ای برخوردار است. پس عراق برای پی بردن به جایگاه و وزن واقعی دیپلماتیک خود در تنش ایران و ایالات متحده آمریکا باید تکلیف خود را با چند مسئله روشن کند؛ اول حضور نظامی ایالات متحده آمریکا در خاک عراق است که برای این حضور نظامی آمریکا تنها می‌تواند دو سناریو را مطرح کرد؛ اول استفاده از این نیروها علیه ایران در خاک عراق و دیگری مبارزه با تروریسم. لذا تا زمانی که عراق تکلیف خود را با دکترین نظامی آمریکا در خاک این کشور را روشن نکند، نمی‌توان تناسب امنیتی ایران و عراق را تحلیل کرد. چون باید به این سوالات جدی از طرف مقامات عراقی پاسخ داده شود. 
از آن سو میزان نیاز عراق به ایران از ابعاد گوناگون هم شرایط را برای آمریکا با ابهام روبه رو کرده است. چون عراق جزء کشورهایی است که به شدت به واردات گاز طبیعی و برق از ایران نیازمند است و در روزهایی که به سمت فصل گرما پیش می رویم، این میزان نیاز به شدت افزایش پیدا می‌کند. خوب این مسئله می‌تواند شدت نیاز بغداد به تهران را نشان دهد، اما همزمان با آن، آمریکا چندان نگاه چندان مثبتی به این شدت از نیاز بغداد ندارد، چون علیرغم بسیاری از فشارها برای تحریم همسایگان ایران تاکنون چند بار مجبور شده است که معافیت های تحریمی را در این خصوص برای عراق اعمال کند و هر بار هم با وجود هشداراهی کاخ سفید به بغداد، عراق اعلام می کند که نمی تواند میزان نیاز خود را از ایران کاهش دهد. پس تا زمانی که عراق تکلیف خود را هم با این میزان از نیازهایش به ایران روشن نکند همراهی او از طرف آمریکا هم با اما و اگر روبه روست. یعنی عراق نیازمند تعریف نقش روشنی از نیازهای خود است تا بتواند محدوده و خط قرمزهای خود را برای طرفین معلوم کند.

پس با این وجود سفر احتمالی عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق به ایران و آمریکا می تواند مکمل پروسه پروسه میانجی گری شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن باشد؟

پاسخ به این سوال به میزان موفقیت و دستاوردهای سفر آبه به تهران بستگی دارد. چون اگر چه این سفر اولین سفر نخست وزیر ژاپن در طول حیات سیاسی انقلاب اسلامی ایران  به کشور است، اما هنوز در میزان موفقیت این سفر هفته آتی شینزو آبه هم جای تردید وجود دارد. ما نباید فکر کنیم که با حضور ژاپن، ایران و آمریکا به سمت مذاکره پیش خواهند رفت. این مسئله‌ دور از واقعیت است. ما باید متناسب با واقعیات به تحلیل شرایط بپردازیم. چرا که اکنون خود ژاپن هم به واسطه تاثیرات مخربی که از تحریم‌های ایالات متحده آمریکا متوجه تولید در این کشور شده است به دنبال میانجیگری در تنش ایران و ایالات متحده آمریکاست. 
اکنون توکیو به واسطه فشار‌های کاخ سفید خرید نفت خود از ایران را متوقف کرده است و این مسئله تولید در این کشور را با مشکلات جدی روبه رو کرده است. از سوی دیگر افزایش تنش تهران و واشنگتن امنیت تنگه هرمز را هم تحت الشعاع قرار داده است و می تواند مسئله صادرات نفت و گاز دیگر کشورهای عربی را هم با ابهام جدی همراه کند و این مسئله به هیچ وجه مطلوب نظر ژاپن، هند، چین و دیگر خریداران عمده نفت و گاز نیست. لذا ژاپن هم به دنبال کاهش تنش در مناسبات ایران و آمریکاست. پس اگر با این نگاه به سفر شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن به ایران را مورد بررسی قرار دهیم، می توانیم به سفر عالدل عبدالمهدی هم به عنوان مکمل این تلاش ها نگاهی داشته باشیم. به عبارت دیگر باید دید که این سفر آبه به تهران چه نتایجی را با خود به همراه خواهد داشت، آیا به کاهش تنش در مناسبات ایران و آمریکا می انجامد؟ آیا این سفر می تواند به ایجاد فشار بر آمریکا برای کاهش میزان و شدت تحریم های اعمالی علیه ایران بینجامد؟ آیا این سفر در جهت محدودیت بیشتر در همکاری های اقتصادی با تهران خواهد بود؟ پاسخ به این سه سوال می تواند میزان موفقیت سفر نخست وزیر ژاپن به ایران را روشن کند و به همان میزان می‌تواند تلاش‌های عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق برای تکمیل این فعالیت های میانجیگرایانه راهم معلوم کند.

در مجموع به نظر شما شدت تنش ایران و ایالات متحده آمریکا به یک نقطه بی بازگشت و میانجی ناپذیر رسیده است؟

اگرچه اکنون تنش در روابط ایران و ایالات متحده آمریکا بسیار جدی شده است، اما هنوز همه چیز به نقطه پایانی نرسیده است. در عین حال شرایط به قدری حساس است که با کوچکترین اشتباه و اقدام نسنجیده از هر کدام از طرفین می توان همه چیز را هم پایان یافته تلقی کرد. پس باید دید که تحولات در روزها و هفته‌های آتی به کدام سمت و سو پیش خواهد رفت تا بتوان در مورد میانجی پذیر بودن یا نبودن تنش ایالات متحده آمریکا و ایران یک اظهار نظر قطعی داشت. چون اکنون تحولات در یک ابهام و سایه روشن قرار دارد نمی توان پاسخ قطعی به آن داد، اما آنچه مسلم است این است که با وجود تلاش های دیپلماتیک مسئله مذاکره و گفت و گو میان ایران و آمریکا در دستور کار نخواهد بود و تنها تلاش‌ها برای کاهش تنش در روابط تهران واشنگتن خواهد است.

کلید واژه ها: صباح زنگنهایرانآمریکاعراقژاپنکویتعمانشینزو آبهعادل عبدالمهدی


( ۳ )

نظر شما :