مدیریت یک عصر جدید اوراسیایی آغاز شده است

مانور قدرت در آب های بین المللی

۰۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۱:۰۰ کد : ۱۹۸۵۲۲۳ آسیا و آفریقا نگاه ایرانی
شهره پولاب در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: مسکو و پکن اوراسیا را به عنوان حیاط خلوت استراتژیک خود در نظر گرفته و ابتکارات بلندپروازانه ای مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا و کمربند اقتصادی جاده ابریشم را برای تقویت نفوذ خود در منطقه انجام می دهند. هر دو قدرت بزرگ اوراسیایی حضور غرب را با متحدانش در دو سوی اوراسیا تهدیدی برای محدود کردن و نهایتا تضعیف قدرت خود می پندارند. این حضور برای چین با ژاپن و کره جنوبی در آسیای شرقی و ناتو و اتحادیه اروپا برای روسیه در سمت غرب اوراسیا درک می شود.  
مانور قدرت در آب های بین المللی

نویسنده: شهره پولاب،  دکترای جغرافیای سیاسی

دیپلماسی ایرانی: در روز 23 ژوئیه 2019 روسیه در یک اقدام غیرمترقبه اولین گشت مشترک هوایی با چین را با چهار بمب افکن همراه با پشتیبانی جنگنده ها در یک مسیر از پیش تعیین شده در دریای ژاپن و دریای شرق چین انجام داده که موجب نگرانی و اعتراض کره جنوبی و ژاپن شده است.

در حالی که کره جنوبی ورود هواپیماهای چین و روسیه را به "منطقه شناسایی پدافند هوایی" (کادیز) که یک محدوده هوایی بین المللی خارج از قلمرو کره جنوبی است را نقض حریم هوایی جزایر دوکدو-تاکشیما دانسته، روسیه پرواز دو هواپیمای استراتژیک حامل موشک از نوع توپولف ۹۵ ام اس را به همراه دو بمب افکن استراتژیک هونگ-۶کی چین را مانوری بر فراز "آب های بی طرف" منطقه عنوان کرده است. ژاپن نیز با ادعای حاکمیت بر جزایر تاکشیما شکایتی علیه این رویداد تسلیم دولت های روسیه و کره جنوبی کرده است. قابل ذکر آن که جزایر دوکدو-تاکشیما که در اشغال کره جنوبی بوده، مورد مناقشه کره جنوبی و ژاپن است.
از آن جایی که که روسیه و چین ادعایی بر جزایر دوکدو- تاکشیما ندارند، به نظر می رسد دلیل این مانورها بر فراز جزایر را می توان فراتراز ژئوپلیتیک شبه جزیره کره بلکه در ژئوپلیتیک خلیج فارس جستجو کرد.

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده ادعای حفاظت از تنگه هرمز را پس از حمله به دو نفتکش "آلتر فرانت" و"فرانتلاین" با مالکیت شرکت‌های نروژی و ژاپنی در روز 13 ژوئن 2019 در دریای عمان، عنوان کرده و پیوستن ژاپن و کره جنوبی را به یک ائتلاف جهانی در جهت امنیت منطقه خلیج فارس درخواست کرده بود. توقیف نفتکش بریتانیایی "استینا ایمپر" در تنگه هرمز به دلیل عدم رعایت قوانین و مقررات بین المللی دریایی توسط ایران در تاریخ 19 ژوئیه تنها چند روز پس از توقیف نفتکش ایرانی گریس 1 توسط انگلیس در جبل الطارق که مظنون به انتقال نفت به سوریه که تحت تحریم اتحادیه اروپا بوده مزید بر این ادعای حفاظتی بوده است. 

امید به قانع کردن ژاپن و کره جنوبی برای همراهی با ائتلاف آمریکایی برای نظارت و حفاظت از آبراه‌های خاورمیانه، در حالی است که توکیو ملحق شدن به ائتلاف پیشنهادی امریکا در تنگه هرمز و خلیج فارس را خطری برای تلاش های دیپلماتیک در منطقه دانسته و مخالف اعزام نیرو به منطقه بوده است. کره جنوبی نیز که از حسن رابطه با ایران برخوردار است، با عدم تایید جدول زمانی تنها به اعلام تصمیم برای اعزام یک کشتی جنگی پیشرفته به تنگه هرمز اکتفا کرده است. شاید پاسخ حمایتی امریکا به دو متحدش در شرق آسیا – ژاپن و کره جنوبی – در نقض فضای هوایی دوکدو-تاکشیما بتواند موجب افزایش تمایل به همکاری در برنامه های ائتلاف شود.

روسیه نیز در 23 ژوئیه 2019 مفهومی از امنیت جمعی در خلیج فارس را با تاکید بر رویکرد چند جانبه گرایی و رعایت دقیق قوانین بین‌المللی، منشور سازمان ملل و قعطنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرد که در تقابل با طرح ایالات متحده آمریکا برای تشکیل یک ائتلاف بین المللی در حفاظت از تنگه هرمز با هدف امنیت عرضه انرژی در جهان قرار می گرفت. روسیه همچنین پیشنهاد توقف استقرار دائمی نیروی کشورهای خارجی را در منطقه داده و مکانیسم امنیت جمعی و همکاری در منطقه خلیج فارس را مبنی بر مشارکت یکسان تمامی کشورهای منطقه دانسته است. چین از این ابتکار روسیه استقبال کرده و خواهان همکاری و هماهنگی با همه گروه های متفق برای ایجاد یک سازمان امنیتی و همکاری در منطقه شده است.

در سال های اخیر روسیه گشت هواپیماهای خود را در منطقه اقیانوس آرام حتی در سواحل ایالات متحده افزایش داده است. افزایش فعالیت های هوایی و دریایی چین نیز در شمال شرقی آسیا و در دریای جنوبی چین برای نمایش توانایی های بیشتر و اعمال قدرت فراتر از سرزمین اصلی است. مانور نظامی روسیه با عنوان "وستوک 2018" در 11 سپتامبر 2018 در شرق سیبری که عنوان بزرگترین تمرین نظامی روسیه را داشت، با حضور 300هزار نیروی نظامی با  بیش از یکهزار هواپیما، یکهزار و صد تانک و بیش از 50 کشتی جنگی نمایشی برای عیان کردن قدرت نظامی بالای زمینی هوایی و دریایی روسیه انجام شد. چین نیز با اعزام واحدهایی متشکل از سه هزار نظامی و تعدادی نفربر و هواپیما در این مانور مشارکت داشته است. مانور ولادی وستک را می توان نقطه اوج تغییر در تفکر استراتژیک روسیه در مورد چین دانست.

چین و روسیه به عنوان رقبای ایالات متحده آمریکا در بسیاری از حوزه های ژئوپلیتیک دیدگاه نزدیک به هم دارند و اشتیاق یکسانشان برای حاکمیت بر اوراسیا موجبات همسویی دو طرف را فراهم می کند. 

ترامپ برای مقابله با این پیوند رو به رشد، حضور نظامی خود را در دریای جنوب چین افزایش داده و تحریم هایی را علیه چین برای خرید هواپیماهای روسی اعمال کرده است. در قبال سردی روابط واشنگتن و پکن به دلیل مباحث تجاری و حضور نظامی آمریکا در پاسیفیک و در مناطقی که چین آنها را قلمرو دریایی خود می خواند، حضور روسیه می تواند قوت قلبی برای چینی ها باشد.

از دید بسیاری گشت هوایی مشترک روسیه و جین بر فراز جزایر دوکدو-تاکشیما نشان دهنده جاه طلبی مسکو و پکن به گسترش دامنه نفوذ سیاسی خود در مقابل تعهد نظامی واشنگتن به روابط با متحدان کلیدی منطقه بوده که همکاری سه جانبه واشنگتن، توکیو و سئول را راهی برای گسترش نظامی واشنگتن در آسیا- پاسیفیک می دانند. 

مسکو و پکن اوراسیا را به عنوان حیاط خلوت استراتژیک خود در نظر گرفته و ابتکارات بلندپروازانه ای مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا و کمربند اقتصادی جاده ابریشم را برای تقویت نفوذ خود در منطقه انجام می دهند. هر دو قدرت بزرگ اوراسیایی حضور غرب را با متحدانش در دو سوی اوراسیا تهدیدی برای محدود کردن و نهایتا تضعیف قدرت خود می پندارند. این حضور برای چین با ژاپن و کره جنوبی در آسیای شرقی و ناتو و اتحادیه اروپا برای روسیه در سمت غرب اوراسیا درک می شود.  

گشت هوایی مشترک چین و روسیه می تواند حاوی این پیام واضح برای ایالات متحده و اروپا در خلیج فارس باشد که در مقابل تحت فشار قرار گرفتن از طریق تحریم ها، تعرفه ها و تحرکات نظامی خواهند توانست نظم بین المللی را به سمت و سوی خود تنظیم کنند. 

آیا اولین گشت مشترک هوایی روسیه و چین در دریای ژاپن و دریای شرق چین به طور خلاقانه ای از مدیریت یک عصر جدید برخاسته از رقابت میان قدرت های بزرگ حکایت دارد؟

کلید واژه ها: روسیهچینایالات متحده امریکااوراسیا


( ۳۲ )

نظر شما :

حسین کاظمی ۰۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۱:۵۵
اوراسیای من ! جغرافیای اوراسیا از ترکیب قاره اروپا و آسیا تشکیل میشود اینکه اوراسیا رامحدود به دو کشور چین و روسیه کنیم تنها برای دلگرم کردن خودمان چیز زیادی دستمان را نمیگیرد نویسنده محترم اگر کمی دقت نمایند بیشتر کشورها در همین اوراسیا با دو کشور یاد شده مشکلات اساسی دارند تقریبا همه کشورهای اروپایی با روسیه و همه چشم بادامیها منهای کره شمال ی با چین جالب اینکه هرچه از نظر جغرافیایی با آنها نزدیکتر باشی دشمنی با آنها بیشتر میشود ! به فرض ائتلافی نظامی بین روسیه و چین شکل بگیرد آیا همه ی معادلات روابط کشورها بر مبنای قدرت و آرایش نظامی آنهاست ؟ شکنندگی اقتصاد و مشکلات اجتمائی این دو ابر قدرت از اول پیداش نظام دو قطبی تا به امروز هرگز بدانها اجازه عرض اندام در فرای مرزهای خود در مقایسه با رغیب امپرایالیسم خود را نداده است سوابق این دو کشور نشان از آن دارد که موضعگیری هایشان فقط برای سهم خواهی است بدون آنکه کمترین خطری برایشان ایجاد شود و نه تقابل جدی با آمریکا .
آرمان بهامین ۰۹ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۳:۲۸
موافقم