امپراتوری که بدون غرب‌ستیزی، ژاپن را ژاپن کرد

رویای ژاپنی شدنِ ایران

۲۲ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۷:۰۰ کد : ۱۹۸۵۵۲۴ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
مهدی تدینی در یادداشتی می‌نویسد: بیش از صد سال است که ما ایرانی‌ها خود را با ژاپن مقایسه می‌کنیم، یک نمونه آن مربوط به بیش از ۱۱۰ سال پیش است: ناصرالملک، از رجال نامدار دوران قاجار که چند سال هم در دوران احمدشاه نایب‌السلطنه بود، در کوران انقلاب مشروطه نامه‌ای به آیت‌الله طباطبایی نوشت و توضیح داد راه سعادت ملت این است که ما هم همان راهی را برویم که امپراتور ژاپن رفت و گفت: «امروز برای سرمشق مللِ غافل و خواب‌آلوده هیچ نمونه بهتر از ژاپون نیست». پس رجال ایران حتی همان زمان هم ژاپن را الگو می‌پنداشتند.
رویای ژاپنی شدنِ ایران

نویسنده: مهدی تدینی،  مترجم، نویسنده و پژوهشگر

دیپلماسی ایرانی: رؤیای ژاپن شدنِ ایران رؤیایی سوخته است، اگر می‌خواستیم ژاپن شویم اجازه نداشتیم هیچ فرصتی را در ۱۵۰ سال گذشته از دست دهیم، در حالی که ما نه تنها فرصت‌ها را از دست داده‌ایم، بلکه «فرصت‌سوزی را نهادینه کرده‌ایم و به نوعی شیوه زندگی تبدیلش کرده‎ایم».

بیش از صد سال است که ما ایرانی‌ها خود را با ژاپن مقایسه می‌کنیم، یک نمونه آن مربوط به بیش از ۱۱۰ سال پیش است: ناصرالملک، از رجال نامدار دوران قاجار که چند سال هم در دوران احمدشاه نایب‌السلطنه بود، در کوران انقلاب مشروطه نامه‌ای به آیت‌الله طباطبایی نوشت و توضیح داد راه سعادت ملت این است که ما هم همان راهی را برویم که امپراتور ژاپن رفت و گفت: «امروز برای سرمشق مللِ غافل و خواب‌آلوده هیچ نمونه بهتر از ژاپون نیست». پس رجال ایران حتی همان زمان هم ژاپن را الگو می‌پنداشتند. بنابراین، در نوشتارهایی به اوج‌گیری ژاپن می‌پردازیم.

برای فهم این‌که ژاپن چگونه و چه هنگام ژاپن شد باید به نیمه دوم قرن نوزدهم برویم. در این جستجو به نامی بزرگ برمی‌خوریم، مردی بی‌همتا در تاریخ ژاپن مدرن: «امپراتور موتسوهیتو»، معروف به «مِیجی». او بود که با تدابیر خود نقش هدایت‌کننده‌ای برای تبدیل ژاپن فئودال به ژاپن مدرن داشت. مِیجی سال‌های ۱۸۶۷ تا ۱۹۱۲ به مدت ۴۵ سال امپراتور ژاپن بود (که برابر است با ۱۲۴۶ تا ۱۲۹۱ شمسی، یعنی نیمی از سلطنت ناصرالدین شاه، کل دوران مظفرالدین شاه، دوران محمدعلی شاه، و سه سال اول احمد شاه).

امپراتور میجی چه کرد؟

گام نخست میجی این بود که سال‌های ۱۸۶۷ تا ۱۸۶۹ در سیاست داخلی ژاپن با سرکوب خان‌های فئودال قدرت را به «تِنو» بازگرداند؛ «تِنو» یا «میکادو» هر دو لقب امپراتور ژاپن است. مِیجی دوباره قدرت را تمرکز بخشید و از کیوتو به توکیو (که آن زمان اِدو نامیده می‌شد) رفت.

او تردید نداشت که باید روابط با اروپا را گسترش دهد. بنابراین در گام بعد، هیئتی ژاپنی از ۱۸۷۱ تا ۱۸۷۳ به اروپا اعزام شد تا پیوندها را با کشورهای پیشرفته عمق بخشند. ژاپن در همان سال ۱۸۷۳ در نمایشگاه جهانیِ وین شرکت کرد. نخستین اسکناس‌های یِن که تازه پول ملی شده بود در فرانکفورت چاپ شد.

اقدام مهم دیگر مِیجی این بود که دانشجویان بسیاری را برای تحصیل روانه اروپا کرد و از آن مهم‌تر هزاران مستشار از اروپا و آمریکا به ژاپن دعوت کرد. آمار این مستشاران حیرت‌انگیز است: تا سال ۱۸۹۹ حدود ۳۰۰۰ مستشار، در همه زمینه‌ها از هنر و موسیقی گرفته تا امور نظامی و اقتصادی و پزشکی. این مستشاران (یا به قول ژاپنی‌ها «اویاتوئی گائی‌کوکوجین») وظیفه داشتند روند مدرن‌سازی ژاپن را تسریع کنند. بین ۱۸۶۸ تا ۱۸۸۹ نام ۲۶۹۰ مستشار خارجی دیده می‌شود: ۱۱۲۷ بریتانیایی، ۴۱۴ آمریکایی، ۳۳۳ فرانسوی، ۲۵۰ چینی، ۲۱۵ آلمانی و ۹۹ هلندی. بخش بزرگی از بودجه سالانه ژاپن صرف حقوق این مستشاران می‌شد. آنها باید هم انتقال فناوری می‌دادند و هم ژاپنی‌ها را تعلیم می‌دادند تا جایگزینشان شوند.

اقدام بعدی این بود که مدرسه رفتن اجباری شد، هدفی که تا سال ۱۹۱۰ محقق شد. اما از آن پرچالش‌تر مدرن‌سازی سازمان نظامی کشور بود. یاماگاتا آریتومو، سامورایی سابق و فرمانده ارتش جدید ژاپن، در سال ۱۸۶۹ به اروپا رفت و فروتنانه در آنجا آموزش نظامی دید و دستاوردهای غرب را در ژاپن پیاده کرد. نظام وظیفه عمومی در سال ۱۸۷۳ (۵۰ سال پیش از ایران) برقرار شد. با وجود خدمت سربازی عمومی طبقه سامورایی‌ها کارکردشان را از دست می‌دادند، ضمن این‌که دهقانان نیز از سربازی رفتن ناراضی بودند. این دو گروه در سال ۱۸۷۷ شورش کردند (شورش ساتسوما) که با سرکوب آن، طبقه سامورایی برای همیشه اهمیت خود را از دست داد. اما نتیجه این نوسازی نظامی خیره‌کننده بود: شکست چین (۱۸۹۵)، شکست روسیه (۱۹۰۵) و اشغال مناطق گسترده در آسیای شرقی و اقیانوس آرام.

نوعی انقلاب صنعتی بر اساس الگوی اروپا رخ داد، برای مثال ۱۸۷۲ (برابر ۱۲۵۱ شمسی، یعنی در بیست‌وچهارمین سال سلطنت ناصرالدین شاه) نخستین خط آهن بین توکیو و یوکوهاما کشیده شد. در سال ۱۸۸۰ «نمایشگاه صنایع ملی» برگزار شد و در سال ۱۹۰۱ کارخانه فولادسازی یاواتا راه‌اندازی شد.

اما در این سال‌ها ژاپن از توسعه سیاسی هم بی‌بهره نبود و جنبشی دموکراسی‌خواه با احزابی متنوع پدید آمد که در نتیجه آن در سال ۱۸۸۹ نوعی نظام مشروطه در ژاپن شکل گرفت که بیشتر شبیه مشروطه اقتدارگرایانه پروسی بود. وقتی مِیجی در سال ۱۹۱۲ درگذشت مبانی توسعه صنعتی و شتابان ژاپن محقق شده بود.

کلید واژه ها: ایرانژاپنمدرنغرب غرب ستیزی


( ۱۳ )

نظر شما :

سهراب ۲۲ مرداد ۱۳۹۸ | ۲۰:۱۷
ایا هدف امپراتور ژاپن ازادی تمام ملل دربند و مستضعف و مظلومان جهان بود یا پیشرفت و بهبود ژاپن؟ بازهم به گفته کسینجر بر میگردیم که ایران باید تصمیم بگیرد یک کشور هست یا نهضت ازادی بخش؟
ابراهیم قدیمی ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ | ۰۰:۴۸
خلاصه ای عرض کنم.پس از حمله اعراب حکومت ایران در اختیار ایل های مختلف ترک تبارمهاجم بود.حکومت صفوی وپس انرا میتوانیم حکومت ترکان ایرانی شده بنامیم.پس ازبرادان شرلی وتوپ ریزی تا سعی در اکتشاف نفت وقرار داد دارسی سعی در ایجاداموزش وتحول صنعتی با همکاری هدایت کنندگان اموزش کشور نشد.سیستم اموزشی در مقابل انها تاسیس شد. مشروطیت ساختاری جدا وغیر همگن از فرهنگ عمومی و حکومت و تشکل های مورد نیاز بود.مشروعیت با ساختار اجتماعی سازش بیشتر وتحول عمومی تری داشت..با رسیدن به در امد نفت و حذف قاجار در امد نفت برای حکومت منبعی برای درامد دولتی شد.شکست المان تمام نیمه ساخته های رضاخان وگروه روشنفکری جدا از مردم وهدایت کنندگان مردمی رااز بین برد. تنها المان شکست نخورد رضاخان هم شکست خورد.جمله ای از پسر رضاخان بگویم. پدر من ایران را ویران شده واشغال شده تحویل من داد.سعی پسر رضاخان در ساختن ایران بدون همکاری هدایت کنندگان فرهنگ عمومی وتحویل به پسرش نیز با فوت زودرس وانقلاب ایران نیمه تمام رها شد.پس از انقلاب هم ایران درگیریهای نظامی ناخواستهوتحمیلی بیشتری داشته تا سازندگی.هرگونه سعی در تغییر بدون توجه به فرهنگ عمومی ونه روشنفکری تخریب بشتری از تحول ببار خواهد اورد.حکومت در اختیار کسانی با تاخیر صد ساله قرار گرفت که باید میافتاد.
محمد ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ | ۰۸:۵۲
انها روشن فکرانی به اصطلا ح مانند جلال ال احمد نداشتند که کتاب غرب زدگی او مورد تقدیر عموم قرارنگرفته باشد وهمه دستاوردهای غرب را به هیچ انگارند ودر طول تاریخ به معنای واقعی ما روشنفکر نداشتیم
مهندس هخامنش آریاباد ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۲:۴۲
"خلاصه ای عرض کنم.پس از حمله اعراب حکومت ایران در اختیار ایل های مختلف ترک تبارمهاجم بود" - جناب استاد قدیمی این که شد همان تئوری "از کورش تا پهلوی" که شعار دوران پنجاه و هفت سال حکومت رژیم گذشته بوده و فعلا شعار متحدکننده تمام ایرانیان لس آنجلسی و کانادا و اروپا نشین و "روحت شادی" داخل ایران میباشد. بنا بر این تئوری از حمله اعراب تا ظاهر شدن رضا خان ، ایران در اشغال ترکهای بیگانه مهاجم بوده است و این که علم تاریخ می گوید ایران را شاه اسماعیل صفوی زنده کرد بیخود می گوید. پس پدر ایران "شاه اسماعیل صفوی" نیست بلکه رضاخان می باشد. با تشکر از روشنگری شما - فقط خواهشمند است در کامنت بعدی در مورد اصل و نسب آریایی رضاخان هم که موفق شد پس از هزار و سیصد سال ایران را از چنگ ترکان رها سازد توضیحات روشنگرانه ای ارائه بفرمایید.
حسن ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۳:۳۹
ایران همه امکانات از قبیل انرژی فراوان ، جمعیت ، موقعیت جغرافیای ، نیروی کار و ... را دارد. اما می بایست توسط حاکمان تصمیم گیری شود که هدفشتن چیست؟ آبادی ایران و رفاه مردمانش یا مستصعفین و محرومین جهان و فلسطین و آزادی سرزمین های عربی.
سیمین تقوی راد ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۴:۰۰
ظاهراً اقتصاد و معیشت مردم در تصمیم گیری ها اهمیتی ندارد و حتی با پذیرش فشار بر اقتصاد کشور ، اهداف ایدئولوژیک سیاست خارجی دنبال می شود. وقتی اقتصاد و سرمایه های کشور تبدیل به یارانه برای ماشین پرمصرف سیاست خارجی می شود چگونه می توان رویای ژاپن شدن را در سر پروراند؟
پروفسور بالتازار ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۴:۴۲
بنازم به آن ایرانی که "انگلیس" صد سال پیش از اشغال هزار ساله "ترکان" بیرون آورد و بنازم به آن "پدری" که "ژنرال آیرونساید" برای ایران تراشید!
بولدوزر ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۴:۵۲
ژاپنی ها سیدجمال و شریعتی و ... نداشتند که ملت خودشان را نبینند و طبقه متوسط ملت خود را به توهماتی مثل یکپارچگی امت گرفتار کنند که ماحصل آن فقیرتر شدن هر چه بیشتر ملت و دوری و بیزاری امت از کشورشان باشد.
رجب ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۵:۳۳
ژاپنی ها دنبال تخیلاتی مثل جهان وطنی ، امت گرایی و تخریب تاریخ و فرهنگ و حتی انکار موجودیت مملکت خود به نام انسانیت و دین و ... نرفتند. کشور خود و ملت خود را باور داشته و گرامی داشتند و انچه از غرب به کارشان می آمد وام گرفتند.
کبابی پهلوی ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۷:۵۵
این ابراهیم قدیمی تحت اسامی دیگر دارد هی یک ریز گریه میکند . بد جور برای ایران قبل از 57 سوگواری می کند . آیا ایران "آریامهری" واقعا کشور کامل بی عیب و نقصی بوده ؟ هیچ عیب و ایرادی نداشته ؟ آیا مخالفین آریامهر از جمله "جلال آل احمد"ها بد بوده اند ؟ کسی به سوز دل این بیچاره برسد !
شبیر ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۹:۴۷
شاهان صفوی در نامه هایشان خود را شاه ایران نامیدند و جانشینان اکاسره و دارا که حالا پان زده هایی متوهم و در رویای توران بزرگ در پس انسان گرایی "وجود ایران" در تاریخ را انکار کنند که گویی درباره پاره های بزمانده از عثمانی سخن می گویند. این نیز بگذرد.
کبابی پهلوی ۲۵ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۱:۱۸
"این نیز بگذرد" - نمی گذرد. وعده سر خرمن به خودت نده ! نه رضا پهلوی بر می گردد نه جدش " کورش " دوباره زنده می شود !
امیر ۲۵ مرداد ۱۳۹۸ | ۲۱:۵۸
ژاپن همیشه کشوری قدرتمند بوده و عملا هیچگاه دوران افول نداشته بلکه برای قرن ها درهایش بر روی خارجیها بسته بود اما این دلیلی بر ضعف اونها نبود. بنابراین مقایسه آن با ایران معاصر که سالهای بسیار دوری دارای قدرت بود و در چند قرن اخیر همیشه در افول بوده مقایسه اشتباهی است. تنها در دوران بعد از جنگ جهانی دوم و شکست ژاپن و ویرانی و نابودی بخش عظیمی از زیرساخت این کشور میباشد که میتوان نقطه قابل مقایسه ای با کشور خودمان پیدا کرد. یعنی ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم رو میتوان با ایران بعد از جنگ جهانی دوم مقایسه کرد. اما متاسفانه با توجه به وضعیت فعلی کشور و حساسیت هایی که بخصوص روی حکومت پهلوی وجود دارد امکان یک قیاس واقعی و علمی وجود ندارد! بنظر من نویسنده مطلب هم با علم به این حساسیت ها بوده که بحث ژاپن رو به صدها سال پیش کشانده و به نوعی وقت خود و خواننده را طلف کرده!