هفت مولفه‌ای که می‌تواند راهگشا باشد

تنش زدایی؛ به مثابه اصول گرایی و پایداری

۰۹ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۱:۲۹ کد : ۱۹۸۵۸۸۹ پرونده هسته ای نگاه ایرانی خاورمیانه
نعمت اله مظفرپور، پژوهشگر حوزه فلسفه سیاسی و دیپلماسی و نویسنده کتاب رویارویی آرمانشهرگرایان در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: تنش زدایی و مقاومت نیازمند بازتعریف ملی و تفهم نوین است. تنش زدایی اگر با هدف کاهش شدت مساله امنیت، گشایش مدنی و فضا سازی برای نگاه حل المسائلی و نیز ایجاد فرصت فربه شدن نظام اسلامی باشد (نه هدف سکولار و منجر به استحاله) اقدامی انقلابی است. در این منطق، هر کس تنش زداتر، انقلابی تر، اصول گراتر، پایدارتر ومقاوم تر است.
تنش زدایی؛ به مثابه اصول گرایی و پایداری

نویسنده: نعمت اله مظفرپور: پژوهشگر حوزه فلسفه سیاسی و دیپلماسی و نویسنده کتاب رویارویی آرمانشهرگرایان

دیپلماسی ایرانی: ۱. خلاصه کتاب فهم نظریه های سیاسی که دکتر فرهنگ رجایی آن را به فارسی ترجمه کرده، این است که در غرب، هر بحرانی، به اندیشه، ابتکار عملی و خیزش بزرگ ختم شده است و پروژه فکری افلاطون پاسخی به بحران عدالت، ماکیاولی پاسخی به بی ثباتی، پروژه هابز پاسخی به بحران امنیت، پروژه لاک پاسخی به بحران مشروعیت، پروژه روسو پاسخی به نابرابری اخلاقی، برک پاسخی به انقلابی گری مفرط و مارکس پاسخی به بحران سرمایه داری بوده است. 

۲. بدین معنی که در غرب هر بحران و فتنه ای، موجد پشت سر گذاشتن یک پیچ تاریخی و حرکت رو به جلو بوده است. آنها نگاه «حل المسائلی» به بحران ها داشته و راه حل های بزرگ داده و گشایش های بزرگ رقم زده اند. توسعه غرب مدیون این رویکرد است.

۳. اما ما این گونه نبودیم! یکی از شاخص های بی شعوری در کتاب «بی شعور شناسی»، این است که بی شعورها، در هر بحران به جای پیدا کردن راه های حل و فصل، یکی را پیدا می کنند که مشکل را گردن او بیندازند. به تعبیر علمای علم سیاست، نگاه پرابلماتیک به بحران ها و فتنه ها ندارند. در حالی که امنیتی ترین و سیاسی ترین بحران ها، بستر اجتماعی و فلسفی نیز دارند که شایسته مطالعه اند. بدون نگاه حل المسائلی، هیچ پیچ تاریخی به مقصد نمی رسد.

۴. یکی از علل امتناع نگاه حل المسائلی، «معضل امنیتی شدن» است. یعنی امنیتی شدن، فضا و‌ بستر نگاه حل المسائلی را ذاتا از بین می برد‌‌ و‌ راه را برای رادیکالیسم، هوچی گری، قشری نگری و عوام فریبی باز می کند. لذا اصحاب فکر جرات نمی کنند نگاه علمی داشته باشند و‌ نگاه پرابلماتیک هزینه کمرشکن پیدا می کند. به تعبیر فارابی، «خطابه» جای «برهان»را می گیرد و جامعه زوال می یابد.

۵. یکی از علل تصلب معضل امنیت، سیاست خارجی تنش دار مفرط است که همه امور مدنی را به مسلخ مبارزه با دشمن می برد (مبارزه با دشمن‌ و جهاد، قابل احترام و تعظیم است و لازم اما نباید اقدامات ایجابی ما را از بین ببرد و همه چیز سلبی شود). به دلیل شدت معضل امنیت، از ایران اسلامی بیشتر تصویر سردار عالیقدر ‌و با شرف سلیمانی ساطع می شود ولی ما در کنار تصویر ایشان، نیازمند تصویر خواجه نصیر، شیخ بهایی، علامه طباطبایی، مرتضی مطهری و شهید بهشتی و نیز تصاویر حقوق اساسی گرایی و پارلمانتاریسم و اقتصاد نیز هستیم. خواجه و شاگردش علامه حلی، بدون نزاع، خاورمیانه را تصاحب گفتمانی کرده و بنیان های معنوی صفویه را گذاشتند. انقلاب اسلامی، فقط جهاد نیست و جهاد فقط یکی از مولفه های مقاومت است.

۶. تنش زدایی نیازمند بازتعریف ملی و تفهم نوین است. تنش زدایی اگر با هدف کاهش شدت امنیت، گشایش مدنی و فضا سازی برای نگاه حل المسائلی باشد (نه هدف سکولار و منجر به استحاله) اقدامی انقلابی است. در این منطق، هر کس تنش زداتر، انقلابی تر، اصول گراتر، پایدارتر و مقاوم تر. ما مشکلات بزرگی داریم و مشکلات بزرگ، راهکارهای بزرگ می طلبند.

۷. برجام هم در گام نخست (قبل از اینکه حتی موفقیت عملی آن سنجیده شود) موقعی می توانست مشروعیت یابد که ثابت کند قراداد هوشمندی است که با تنش زدایی، به زمینه سازی مدنی کمک می کند. در نظام های دانایی دینی، راهبردها و کنش ها باید بتوانند خود را به اصل متن مقدس (در این جا اصل انقلاب اسلامی) ارجاع دهند وگرنه «توجیه پذیری» ندارند. به این اصل، مفروض (یا اصل) ارجاع به اصل، یا اصل توجیه پذیری نیز گفته می شود. قطعا حقوق بین الملل و تکنوکراسی، صلاحیت کمی برای تولید توجیه و مشروعیت در نزد نظام سیاسی اسلامی ‌و‌نهاد مذهب، در خصوص برجام داشتند. بلکه برجام باید ثابت می کرد که این سند به تحقق بیشتر «نفی سبیل» و مقاومت و گشایش مدنی و برکشیدن «مدنیت دینی» در کنار امنیت و در نتیجه تعمیق انقلاب اسلامی کمک می کند و در خدمت شکوفایی ایدیولوژی کلان جمهوری اسلامی ایران و کمک به پشت سر گذاشتن پیچ تاریخی از طریق رونق عینک حل المسائل است. وگرنه برجام حتی در سطح نظر، مشروعیت لازم را پیدا نمی کند.

کلید واژه ها: برجامجمهوری اسلامی ایرانبحرانایران و غربمقاومتاستقامتپایداری


( ۳ )

نظر شما :

فرهنگ ۰۹ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۲:۱۶
روزی نیست که از مظفرپور عزیز نگاهی و فکری جدید نیاموزم. بالاخره یکی در میان اینهمه هیاهو و توصیف فکر بکر می دهد و خستگی را از تن ادم می برد.
hossein ۰۹ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۵:۱۸
نعمت اله محبوب و صادق. صاحب فکر و نظریه که در کارهای عملی و تجربی نیز سرامد است.دوست 10 ساله ام . بیشتر بنویس برادر
مجتبی ۱۱ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۱:۴۲
نوشته ای بسیار ارزشمند و قابل مطالعه چند باره است. ضرورت نگاه چاره جویانه علمی در امر حکومتگری، گمشده سیاست و حکومت ایران در سالهای اخیر بوده است. یکی از آفات تحلیل رویدادهای اجتماعی (اعم از سیاسی، اقتصادی و...) ایستایی در مبانی تحلیل است. یعنی اینکه مدیران کشور بدون بررسی میدانی تازه ترین عوامل شکل گیری یک بحران یا رویداد، با ذهنیت گذشته آنرا فهم و قضاوت نموده و سپس بر اساس الگوهای منسوخ شده تصمیم گیری کنند. در ایران کنونی کمتر کسی تولید اندیشه می کند لذا بحران ها به ابتکار عملی و خیزش بزرگ ختم نشده و عوارض برخی بحران ها مانند استخوان لای زخم باقی می ماند. هر تحول ناخوشایند داخلی را به استکبار و نفوذی ها نسبت داده یا هنوز روابط بین الملل را بر اساس الکوی جنگ سردی رقابت میان واشنگتن و مسکو تفسیر می شود. نظامیان ما چشم و چراغ و تضمین امنیت کشورند، ولی نباید سکان سیاست داخلی، خارجی، اقتصاد، فرهنگ و... را به این عزیزان سپرد. در تئوری های علوم سیاسی هم بحث شده است که نظامیان در صورت تسلط بر سیاست، همیشه کشور را در حالت بحران و ترس از دشمنان داخلی و خارجی نگه می دارند تا اوضاع فوق العاده بماند و آنان بنا به اضطرار موجود (واقعی یا نمایشی) از بیشترین اختیارات سیاسی و امتیازات اقتصادی بهره مند باشند. به قول ملک الشعرای بهار: همره سر نیزه بباید دو چیز مغز حکیم و دل یزدانپرست با خرد و راستی و تیغ و تیز پشت بداندیش توانی شکست آنکه به سرنیزه نمود اکتفا با کف خود دیدهٔ توفیق بست... اوج مقاله جناب مظفر پور این عبارت است که « انقلاب اسلامی، فقط جهاد نیست و جهاد فقط یکی از مولفه های مقاومت است» ما نیاز به مقاومت علمی، اقتصادی و... داریم که جز از راه تنش زدایی و تعامل ایجابی با جهان بدست نمی آید. تاریخ یکی دو قرن اخیر اثبات کرده است که هیچ کشوری در تنش با جهان موفق به رشد و توسعه نگردیده است.
ولی اله ۱۱ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۵:۴۴
دوست عزیز به موارد بسیار خوبی اشاره فرمودید، ولی تامل و تفکر کردن راجع به مسائل مطروحه نیازمند آرامش فکری و محیطی است. نحله فکری که در خصوص آزادی نفت کش ایرانی در بندر جبل الطارق به مذاکره صفر و به مقاومت 20 می دهد مطمئننا مطالب شما را طور دیگری تفسیر خواهد کرد.موفق باشید.
علي ۱۱ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۹:۱۶
مقاله بسیار خوب و منسجمی بود، واقعا جای چنین مطالبی در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی خالی هست. ایشون به درستی ضمن شناخت خلاهای این حوزه، تونستن راه حل های جامعی رو نیز ارائه بدن. امیدوارم از ظرفیت های چنین افکاری به نحو احسن استفاده بشه.
ناشناس ۱۱ شهریور ۱۳۹۸ | ۲۰:۲۱
نگاهی نو و متن مختصر و منسجمی بود
مسعود ۱۴ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۳:۳۷
مقاله کوتاه، ارزشمند و بسیار گویایی است که به نکات بسیار مهم و اساسی پیرامون چالش های موجود در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران اشاره کرده است. داشتن نگاه علمی و واقع بینانه به حوزه سیاست خارجی و تبدیل آن به یک گفتمان اساسی و اجرایی، همان گونه که در این مقاله بدان اشاره شده است می تواند به حل بسیاری از مسائل و مشکلات مبتلابه در این حوزه کمک کند.
رجبي ۲۰ شهریور ۱۳۹۸ | ۲۲:۱۰
شاید در فضایی که عده ای با ژست "انقلابیگری" هر دستاوردی را که خارج از قلمرو گفتمانی آنها پدید آید به محاق می برند و سپس بر خاکستر آن "بیشعورانه" دنبال مقصر می گردند، بهترین سلاح قلمزنی به سبک این نوشتار است جناب مظفرپور دست مریزاد.