نگذاریم دشمن جسورتر شود

هم‌افزایی خطرناک بحران‌های داخلی و تهدیدات خارجی

۱۶ دی ۱۴۰۴ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۳۷۰۷۵ اخبار اصلی اخبار داخلی
مسعد سلیتی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: انکار مشکلات داخلی، تنها فرصت‌های اصلاح را از دست می‌دهد و دشمنان خارجی را جسورتر می‌کند.
هم‌افزایی خطرناک بحران‌های داخلی و تهدیدات خارجی

نویسنده: مسعد سلیتی، وکیل دادگستری

دیپلماسی ایرانی: جمهوری اسلامی ایران در مقطع حساسی قرار گرفته است؛ مقطعی که در آن مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان داخلی و خارجی نه تنها جداگانه عمل می‌کنند، بلکه یکدیگر را ترکیب، تشدید و تقویت می‌کنند. این وضعیت یک تهدید وجودی برای ثبات کشور ایجاد کرده و درک این هم‌افزایی برای شهروندان و سیاست‌گذاران ضروری است. نادیده‌گرفتن آن می‌تواند به عواقب جبران‌ناپذیر منجر شود.

در شرایطی که جهان با تغییرات سریع ژئوپلیتیکی روبه‌روست، ایران نمی‌تواند این بحران‌ها را به عنوان مسائل جداگانه مدیریت کند؛ بلکه باید به عنوان یک سیستم پیچیده و به‌هم‌پیوسته بررسی شوند. تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، فروپاشی طبقه متوسط، بیکاری گسترده، بحران‌های زیست‌محیطی، فرسودگی زیرساخت‌ها و کاهش اعتماد عمومی، جامعه را تحت فشار دائمی قرار داده است. این فشارها نه تنها معیشت را تهدید می‌کنند، بلکه سرمایه اجتماعی، انسجام ملی و تاب‌آوری کشور را تضعیف کرده است و اعتماد به دولت را کاهش داده‌اند. اعتراضات داخلی، صرف‌نظر از شکل و گستره آن‌ها، نشانه انباشت نارضایتی‌های حل‌نشده ناشی از ناکارآمدی ساختاری، انسداد اصلاحات و فاصله جامعه با حاکمیت هستند. این اعتراضات که از مسائل اقتصادی شروع شده سریع به مطالبات سیاسی و اجتماعی تبدیل شد، زیرا مردم احساس می‌کنند صدای‌شان شنیده نمی‌شود.

در چنین شرایطی، تهدیدات ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، صرفاً یک عامل مستقل خارجی نیست. این تهدیدات معمولاً زمانی تشدید می‌شوند که کشور هدف از درون دچار ضعف، شکاف و بی‌ثباتی باشد.

تجربه تاریخی نشان می‌دهد که فشار نظامی یا امنیتی خارجی اغلب در پی یا هم‌زمان با بحران اقتصادی شدید، اعتراضات داخلی گسترده و کاهش مشروعیت و کارآمدی حکمرانی افزایش می‌یابد. به‌عبارت دیگر، تهدید خارجی می‌تواند برآیند و تلافی مجموعه‌ای از بحران‌های داخلی تلقی شود، نه صرفاً نتیجه یک مناقشه خارجی است. تلاقی بحران‌های داخلی و خارجی اعتراضات گسترده در بیش از ۲۱ استان، ناشی از فروپاشی اقتصادی، تورم افسارگسیخته و سقوط تاریخی ریال، نه تنها یک نارضایتی موقت، بلکه فریادی برای تغییر اساسی است. این اعتراضات که اخیراً آغاز شده و به کشته و دستگیری بسیاری منجر شده، مطالبه روشن برای تغییرات ساختاری، آزادی‌های مدنی، عدالت اجتماعی و پایان فساد است.

هم‌زمان، تهدیدات خارجی از سوی ترامپ و اسرائیل افزایش یافته است. ترامپ اعلام کرده در صورت سرکوب معترضان مسالمت‌آمیز، آمریکا مداخله خواهد کرد – این اظهارات نه تنها فشار دیپلماتیک، بلکه تهدید نظامی را نیز در بر می‌گیرد. اسرائیل نیز با نظارت بر اعتراضات، برای حملات احتمالی به سایت‌های هسته‌ای و نظامی آماده است.

این تلاقی، بحران را به نقطه‌ای انفجاری رسانده است و می‌تواند به فاجعه‌ای غیرقابل بازگشت منجر شود.

همه باید بدانند که ادامه این روند، زندگی روزمره، امنیت و آینده نسل‌ها را نابود می‌کند. این چرخه می‌تواند اقتصاد را فلج کند، مهاجرت نخبگان را افزایش دهد و کشور را در انزوای کامل قرار دهد.

انکار مشکلات داخلی، تنها فرصت‌های اصلاح را از دست می‌دهد و دشمنان خارجی را جسورتر می‌کند. اگر اقدام فوری برای تغییرات ساختاری انجام نشود، احتمال مداخله خارجی افزایش می‌یابد و می‌تواند فجایعی مانند عراق، لیبی و سوریه رقم بزند. ایران امروز با معادله‌ای پیچیده روبه‌رو است که در آن بحران‌های داخلی و تهدیدات خارجی به‌طور متقابل یکدیگر را تغذیه می‌کنند. شکستن این چرخه، تنها از مسیر عقلانیت، تغییرات ساختاری و بازسازی اعتماد عمومی امکان‌پذیر است. 

کلید واژه ها: بحران بحران داخلی ایران جمهوری اسلامی ایران ایران و امریکا ایران و اسرائیل ایران و امریکا و اسرائیل اعتراضات اغتشاشات مسعد سلیتی


( ۹ )

نظر شما :

خسرو ۱۶ دی ۱۴۰۴ | ۱۲:۴۰
بیان مشکل و بحران خوب بود ولی اشاره به تغییرات ساختاری در پاراگراف آخر ناقص بود کدام تغییرات ؟ در چه سطحی؟ در چه عمقی؟ مثلا می‌توان پنج تغییر ساختاری موثر را نام برد؟
محمدی ۱۷ دی ۱۴۰۴ | ۱۱:۱۲
با سلام ، نکته‌ای که در نوشته نویسنده اقای مسعد سلیتی برجسته شد، هشدار نسبت به پیامدهای عدم اقدام فوری در زمینه تغییرات ساختاری است. همان‌طور که اشاره کردند، بی‌توجهی به این ضرورت می‌تواند زمینه‌ساز مداخلات خارجی و تکرار فجایعی مشابه عراق، لیبی و سوریه شود؛ موضوعی که نباید از آن غفلت کرد. در عین حال، انتظار می‌رفت نویسنده به عنوان صاحب طرح تغییرات ساختاری، توضیحات بیشتری در خصوص ابعاد و جزئیات این تغییرات ارائه دهد. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آگاهی روشن و دقیق از چنین مباحثی است تا بتواند مسیر تغییرات را با شناخت و اعتماد دنبال کند. جست‌وجوی من در آثار این نویسنده نشان داد که در مقاله‌ای با عنوان «بازنگری آری به قانون اساسی شایسته» و همچنین در یادداشت‌های دیگر ایشان، به برخی از این تغییرات اشاره شده است. با این حال، ارائه توضیحات جامع‌تر و شفاف‌تر در همین متن می‌توانست به غنای بحث و افزایش سطح آگاهی عمومی کمک شایانی کند. ظاهرا در دیدگاه نویسنده بین اصلاحات با تغییرات تمایز وجود دارد