تهدید جنگ و درخواست تسلیم باید پایان یابد

لزوم خروج ایران و آمریکا از وضعیت بلاتکلیفی

۰۷ آذر ۱۳۹۸ | ۰۹:۰۰ کد : ۱۹۸۷۷۶۳ اخبار اصلی آمریکا خاورمیانه
روابط ایالات متحده و ایران در ۴۰ سال گذشته در وضعیت بلاتکلیفی بوده است و نه به جنگ تمام عیار انجامیده و نه به آشتی یا مصالحه. سوال این است که وقتی نه چشم انداز جنگ مطرح است و نه تسلیم، دو کشور چطور می توانند از این وضعیت بلاتکلیف بگذرند؟ در حقیقت، چیزی باید فدا شود و برای شروع، لازم است که دو کشور الگوی رفتاری خود را به طور اساسی تغییر دهند.
لزوم خروج ایران و آمریکا از وضعیت بلاتکلیفی

نویسنده: غنچه تضمینی (دانشمند علوم سیاسی و از اعضای غیرمقیم در مرکز خاورمیانه در موسسه علوم اقتصادی لندن)

دیپلماسی ایرانی: ایران در روزهای اخیر شاهد یک سری اعتراض های گسترده به افزایش قیمت بنزین بود. در عین حال، قطعی اینترنت سبب شد که درباره این کشور سکوت نسبی خبری برقرار شود. این شرایط سبب یک سری گمانه زنی ها شد. آیت الله علی خامنه ای، رهبر معظم ایران، خشونت ها در جریان تظاهرات را مورد انتقاد قرار داد و عناصر خرابکار و آشوبگران خارج از کشور را مقصر دانست و حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، هم گفت که آرام کردن آشوب های خیابانی «پیروزی بر دشمنان خارجی» بوده است.

مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا با خوش بینی بی حد و حصر تظاهرات ها را ناشی از اثربخشی کمپین «اعمال فشار حداکثری» دولت ترامپ دانست و گفت که این ناآرامی ها نشانه نزدیک شدن ایران به تغییر نظام است. او در توئیتی خطاب به مردم ایران که هم «آسیب جانبی» جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران تبدیل شده اند و هم «گروگان» آن، در توئیتی نوشت: «ایالات متحده با شماست.» ایرانی ها در نتیجه کمپین تحریمی ایالات متحده با مشکلات اقتصادی گسترده مواجه شده اند و حتی به کالاهای ضروری از جمله داروهای حیاتی دسترسی ندارند و ظاهرا مقامات آمریکایی در توجیهی طعنه آمیز امیدوار هستند که این رنج انسانی به قیام مردم ایران و تغییر نظام در این کشور بینجامد. برایان هوک، نماینده ویژه ایالات متحده در امور ایران، با تاکید بر تاثیرگذاری تحریم ها گفته: «ما فکر می کنیم که تحریم های ما فضایی را برای مردم ایران ایجاد کردند که مسئولیت پذیری بیشتر از دولت کشورشان را خواستار شوند.» آنچه آمریکایی ها هنوز متوجه نشده اند این است که درد و خونریزی نمی تواند به دموکراسی بینجامد. در حقیقت، کمپین دولت ترامپ و فشار تحریم ها همه امید ایرانی ها به پویایی سیاسی را از بین برده است.

مقاله اخیر منتشر شده در «آتلانتیک» تحت عنوان «تظاهرات ایران: چیزهایی که باید فدا شود» مسائل بسیاری را درباره شرایط کنونی آشکار می کند. در حقیقت، این شرایط نشان دهنده میزان سرخوردگی دولت آمریکا از مقاومت نظام ایران در مواجهه با «اعمال فشار حداکثری» است و در عین حال، نشان می دهد که سیاست گذاری ترامپ در قبال ایران که اساسا آشفته بود، شکست خورده است.

دولت ایران در 40 سال گذشته طوفان های زیادی را پشت سر گذاشته است. ایران با چالش های داخلی بیگانه نیست و احتمالا شرایط کنونی را نیز پشت سر خواهد گذشت. کمپین «اعمال فشار حداکثری» اگرچه خسارت های شدیدی به بار آورده، اما نظام ایران را به سقوط نزدیک نکرده است. در حقیقت، جمعیت آکادمیک بر سر این مساله توافق دارند که هیچ تغییر نظامی در کار نخواهد بود و احتمال مداخله نظامی هم بسیار اندک است.

روابط ایالات متحده و ایران در 40 سال گذشته در وضعیت بلاتکلیفی بوده است و نه به جنگ تمام عیار انجامیده و نه به آشتی یا مصالحه. سوال این است که وقتی نه چشم انداز جنگ مطرح است و نه تسلیم، دو کشور چطور می توانند از این وضعیت بلاتکلیف بگذرند؟ در حقیقت، چیزی باید فدا شود و برای شروع، لازم است که دو کشور الگوی رفتاری خود را به طور اساسی تغییر دهند.

اساس رویکرد ایالات متحده در قبال ایران را خودداری از پذیرش نظام پس از انقلاب اسلامی، نظام سیاسی و اصول دولت داری آن تشکیل داده است. این دیدگاه مبتنی بر منطق درگیری و رقابت جغرافیایی و ایدئولوژیکی است که از سال 1979 بر روابط آمریکا و ایران حاکم بوده. دیدگاه متداول در آمریکا این است که ایران یک نظام استبدادی دارد که می خواهد انقلاب خود را به سراسر منطقه صادر کند. در این روایت، سیاست های ایران اساسا به نارضایتی روانی از شیوه زندگی غرب و به ویژه لیبرالیسم اروپایی و انگلیسی-آمریکایی نسبت داده می شود. چنین دیدگاهی در گذشته به دلیل مداخلات نظامی با توجیه «فعالیت بشردوستانه» یا ترویج تمدن به شکل «ارتقاء دموکراسی» متداول بود. 

یک رویکرد جایگزین برای نرم تر کردن این موضع، تاکید بر رویکرد ترویج تمدن به شکل چشم انداز کثرت گرایی درروابط بین الملل است؛ رویکردی که اساس آن تاثیر متقابل پویایی های تاریخی، فرهنگی و ایدئولوژیک در شکل دادن به فرهنگ سیاست خارجی باشد.

ایران شیوه های غالب در برقراری نظم بین المللی و ترویج ارزش های دموکراسی را به مثابه تلاش برای ایجاد بی ثباتی می بیند. در این دیدگاه، می توان فعالیت های منطقه ای ایران را با هدف دوام نظام مرتبط دانست. این دیدگاه همچنین نگرش حاکمیت محوری به سیاست بین الملل را توضیح می دهد.

کثرت گرایی در نظام بین المللی مبتنی بر اندیشه تنوع فرهنگی، مسیر های مختلف در یافتن «تمدن» و رد همگرایی عقیدتی است. این اعتقاد بر پایه این باور بنا شده است که هر کشور یا الگوی سیاسی برای حل چالش های مختص خود تلاش می کند و نمی توان یک تجربه تاریخی را به همه شرایط تعمیم داد. به بیان ساده تر، کثرت گرایی در نتیجه به رسمیت شناختن مسیرهای متنوع توسعه با پیچیدگی های متفاوت امنیتی و تمدن ها به دست می آید.

بن بست کنونی در روابط ایران و آمریکا نشانه عدم موفقیت در ایجاد کثرت گرایی در نظم بین المللی است. اگر ایالات متحده بتواند تفکر تنوع تمدن ها مبتنی بر کثرت گرایی در نظام بین المللی را بپذیرد، احتمالا این بن بست 40 ساله حل خواهد شد. اگر ایران دیگر نگران تلاش ها برای صدور پنهانی هنجارها و نهادها از طریق تلاش برای تغییر نظام یا رویارویی نظامی نباشد، احتمالا در وضعیت باثبات تری قرار خواهد گرفت و می تواند بر تعاملات منطقه ای متمرکز شود. ایران اگر نگران تلاش ها برای تغییر نظام نباشد، احتمالا آسان تر از حمایت از گروه های منطقه ای و توسعه برنامه دفاع موشکی خود (دو موضوع مهم در توجیه ترامپ در اجرای کمپین اعمال فشار حداکثری) عقب نشینی خواهد کرد. اما برای تحقق چنین چشم اندازی، لازم است که ایالات متحده الگوی رفتاری خود را تغییر دهد و کثرت گرایی در نظام بین المللی را بپذیرد. چنین شرایطی خیلی امیدوارکننده تر از رویکرد «انتظار برای تغییر» کنونی است.

منبع: لوبه لوگ / مترجم: طلا تسلیمی
 

کلید واژه ها: مناقشات واشنگتن و تهرانکمپین اعمال فشار حداکثری ترامپ علیه ایرانشکست کمپین اعمال فشار حداکثری ترامپتحریم های ترامپ علیه ایراناقدامات منطقه ای ایران


( ۴ )

نظر شما :