تنش ترکیه و روسی در ادلب تا چه اندازه بر روابط دو کشور سایه خواهد انداخت؟

جایگاه ویژه ایران در کاهش تنش ترکیه و روسیه/ تهران، آنکارا و مسکو ناگزیر به ادامه همکاری در محور آستانه هستند

۱۸ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۲:۵۰ کد : ۱۹۸۹۳۷۸ خاورمیانه انتخاب سردبیر
محمود شوری در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی ضمن تاکید بر جایگاه ویژه ایران در کاهش تنش ترکیه و روسیه، پیرامون تاثیر تنش اخیر در روابط آنکارا – مسکو بر مناسبات محور آستانه بر این باور است که تنش شکل گرفته بیش از هر زمان دیگری محور آستانه را تهدید می کند. اما با این وجود من معتقدم که ترکیه، روسیه و ایران به عنوان اعضای حاضر در محور آستانه با توجه به شرایط کنونی در منطقه و جهان ناگزیر به ادامه همکاری ها با همدیگر در پرونده سوریه هستند.
جایگاه ویژه ایران در کاهش تنش ترکیه و روسیه/ تهران، آنکارا و مسکو ناگزیر به ادامه همکاری در محور آستانه هستند

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – بعد از انجام حمله هوایی ارتش سوریه به مناطقی در ادلب در ساعات اولیه دوشنبه هفته جاری، وزارت دفاع ترکیه اعلام کرد که ۶ سرباز این کشور در نتیجه حمله نیروهای سوریه در ادلب کشته شدند. پیش از این نیز وزارت دفاع روسیه اعلام کرده بود که نیروهای ترکیه بدون اعلام قبلی جای خود را عوض کرده بودند و همین باعث شده تا آنها به اشتباه مورد حمله قرار گیرند. در همان روز دوشنبه رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، طرف روسی را در اوضاع کنونی در استان ادلب مقصر دانست و در جریان کنفرانس خبری با ولادیمیر زلنسکی، رئیس جمهوری اوکراین در کیف، پایتخت اکراین از مسکو خواست تا در اقدامات آنکارا در این رابطه دخالت نکند، البته روسیه سعی دارد راهی برای حل مشکلات، بدون آسیب رساندن به روابطش با ترکیه پیدا کند. اما تحولات ادلب و پیش روی ارتش سوریه در این منطقه تا چه اندازه می تواند روابط روسیه و ترکیه را تحت الشعاع قرار دهد؟ آیا این تنش در مناسبات آنکارا با مسکو مقطعی است و یا بلند مدت؟ در صورت تداوم و تشدید این تنش ها آیا محور آستانه از هم فرو خواهد پاشید؟ دیپلماسی ایرانی پاسخ به این سوالات را در گفت وگویی با محمود شوری، کارشناس مسائل روسیه  و پژوهشگر روابط بین الملل پی گرفته است که در ادامه می‌خوانید:

به نظر می‌رسد بعد از اقدام ترکیه در ساقط کردن هواپیمای سوخوی روسیه در نوامبر 2015 اکنون با کشته شدن ۶ سرباز ترکیه در جریان حمله هوایی صبح دو شنبه هفته جاری ارتش سوریه در منطقه ادلب، تنش در مناسبات آنکارا با مسکو دوباره در حال احیا است. خصوصا که با سخنان و مواضع تقریبا تند رجب طیب اروغان، رئیس جمهوری ترکیه در کیف، پایتخت اکراین و در همان ساعات اولیه این حمله هوایی پیرامون نقش روسیه در این حمله و کشته شدن سربازان ارتش ترکیه این ارزیابی را تقویت می کند که مسکو و آنکارا در حال فراهم آوردن بستر برای تقابل همه جانبه در سوریه هستند. از نگاه شما اساساً اتفاق دو شنبه و پرونده ادلب تا چه اندازه می تواند باعث تشدید تنش در روابط ترکیه و روسیه شود؟

آنچه که مشخص است این است که تنش شکل گرفته در روابط روسیه و ترکیه بعد از کشته شدن سربازان ترکیه در منطقه ادلب باعث شده است که اکنون بیش از آن که روابط ترکیه و روسیه تهدید شود، دامنه آن به روند آستانه کشیده شود. یعنی تحولاتی مانند تقابل ارتش سوریه با ارتش ترکیه و نیز درگیری روزهای اخیر روس ها با ارتش ترکیه بیش از هر زمان دیگری محور آستانه را تهدید می کند. به گونه‌ای که اکنون رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه صراحتا تهدید کرده است که از این محور خارج خواهد شد.

همان گونه که شما اشاره کردید و با توجه به تضاد منافع تهران، مسکو و آنکارا در محور آستانه پیرامون بسیاری از مسائل از جمله اقتضائات کردستان سوریه، بقا و یا عدم بقای بشار اسد در قدرت، تحولات منطقه ادلب و بسیاری از مسائل باعث شده بود که کارشناسان و ناظران محور آستانه را یک ائتلاف بسیار متزلزل تعبیر و تفسیر کنند که هر لحظه امکان دارد با تشدید تضاد منافع هر یک از طرفین این محور به پایان عمر خود نزدیک شود. با توجه به این نکته آیا می توان گفت پرونده ادلب و کشته شدن 6 سرباز ترکیه آغاز روندی بر پایان محور آستانه خواهد بود؟

چنانی که در پاسخ به سوال قبلی شما اشاره کردم اکنون مناسباتی که شکل گرفته بیش از هر زمان دیگری محور آستانه را تهدید می کند. اما با این وجود من معتقدم که ترکیه، روسیه و ایران به عنوان اعضای حاضر در محور آستانه با توجه به شرایط کنونی در منطقه و جهان ناگزیر به ادامه همکاری ها با همدیگر در پرونده سوریه هستند. به گونه‌ای که من معتقدم حتی اگر بعد از گذشت مدتی اگر شرایط به حالت عادی بازگردد محور آستانه می‌تواند دوباره قدرت پیدا کند. اگر چه به هر حال آنچه که در مسئله ادلب و کشته شدن ۶ سرباز ارتش ترکیه روی داده است موجب آن شده که اکنون آنکارا در یک شرایط پیچیده و بغرنج قرار گیرد. با این وجود من معتقدم که روابط ترکیه و روسیه در ابعاد مختلف مهم تر از آن است که بشود در سایه این اقدامات گسل جدی در روابط دو طرف ایجاد کند. لذا به نظر می رسد که اکنون پرونده ادلب سوریه و نیز کشته شدن سربازان ارتش ترکیه یک چالش مقطعی را در روابط ترکیه و روسیه ایجاد کند. حتی سخنان رجب طیب اردوغان در به رسمیت نشناختن الحاق کریمه به روسیه، بیش از هرچیز یک موضع گیری سیاسی و فاقد تاثیر گذاری بر ملاحظات میدانی است. یعنی ترکیه تلاش می کند تا با این سخنان کرملین را نسبت به آینده روابط دو کشور نگران و حساس سازد. اما با این حال روسیه به خوبی می داند که ترکیه در شرایطی قرار ندارد که بتواند از مسکو فاصله بگیرد یا حتی در مسیری خلاف سیاست های آن قدم بردارد.
البته در کنار آن من معتقدم آنچه که در تقابل سوریه با ترکیه در ادلب و نیز کردستان سوریه شکل گرفته است جدی تر از مسائل دیگر است. چون ارتش ترکیه در طول سال‌های گذشته طی چند مرحله به خاک سوریه تجاوز کرده است و در مدت اخیر آنکارا به بهانه تقابل با نیروهای شورشی کُرد سوریه در حال تقابل جدی با ارتش سوریه است و همین مسئله سبب شده است که مناسبات آنکارا - مسکو نیز به عنوان حامی جدی دولت بشار اسد تحت‌الشعاع قرار گیرد.

اما علی رغم نکاتی که شما به آن اشاره کردید اکنون تاثیر مخرب تضاد منافع ایران، روسیه و ترکیه در تحولات سوریه به خصوص در ادلب را نمی‌توان از نظر دور داشت؟

بله من هم بر تضاد منافع این کشورها در تحولات سوریه اذعان دارم و پیرو این نکته ترکیه، روسیه و ایران به عنوان اعضای حاضر در محور آستانه اهداف و منافع خاص خود را در سوریه دنبال می کنند، اما یقینا نقاط و فصول مشترک در این منافع باعث شده است که اکنون آنکارا، تهران و مسکو در یک ائتلاف به نام محور آستانه قرار گیرند. چرا که هر سه کشور از تشدید تنش در سوریه آسیب جدی خواهند دید. لذا بهترین سناریو برای هر سه کشور این است که از دامن زدن به اختلافات که احتمالاً به فروپاشی محور آستانه می‌انجامد، خودداری کنند و شرایط را به سمت تثبیت ببرند. این فضا مانع از درگیری های بیشتر و به تبع آن بالا رفتن آمار خسارت های مالی، جانی و تسلیحاتی در سوریه می شود. از این رو من معتقدم علیرغم شرایطی که پیش آمده است روسیه، ترکیه و ایران به عنوان اعضای محور آستانه به همکاری های خود در سوریه ادامه خواهند داد. اگرچه در مقاطعی مانند چند روز اخیر برخی اختلافات می‌تواند سایه خود را بر همکاری‌های هر سه عضو محور آستانه تحمل کند و به تبع آن هم ممکن است در مقاطعی روابط اعضاء دچار چالش شود، اما در نهایت و در بلندمدت منافع کلان هر سه کشور در ادامه همکاری، ذیل محور آستانه است.

ولی در این میان نمی توان نقش ایالات متحده آمریکا را در تحولات سوریه نادید گرفت. به خصوص آنکه اکنون با تشدید تنش در روابط روسیه و ترکیه بعد از تحولات ادلب این احتمال وجود دارد که ایالات متحده آمریکا نقش مخربی برای تشدید این تنش ها و ایجاد گسل در روابط مسکو و آنکارا داشته باشد و فضا را به سمتی پیش ببرد که محور آستانه از هم فرو بپاشد؟

یقیناً این نکته شما محور آستانه و روابط و همکاری های ترکیه و روسیه را در سوریه تهدید می‌کند. اما باید به این نکته اشاره کرد که ایالات متحده آمریکا در طول سال های گذشته در سوریه به نحوی عمل کرده که رفتارهای کاخ سفید در تضاد جدی، هم با منافع ترکیه، هم با منافع روسیه و صد البته با منافع جمهوری اسلامی ایران و ارتش سوریه است. لذا اکنون آنکارا هم اعتماد چندان جدی به برنامه ها و طرح های ایالات متحده آمریکا در سوریه ندارد. به خصوص که رجب طیب اردوغان به واسطه برنامه های دونالد ترامپ در کردستان سوریه نگاهی بدبینانه به واشنگتن دارد. اما با این تفاسیر قطعاً آمریکایی‌ها سعی می‌کنند از هر فرصتی برای ایجاد شکاف در روابط ایران، روسیه و ترکیه به عنوان اعضای محور آستانه نهایت استفاده را ببرند تا مانع از تاثیر گذاری این محور قدرتمند در تثبیت صلح و ثبات در سوریه شوند. آن هم محور و ائتلافی که برای اولین بار بدون در نظر گرفتن نقش و جایگاه آمریکا تلاش دارد به صورت جدی نقش خود را در صلح و ثبات منطقه ای ایفا کند. لذا محور آستانه می تواند سرآغاز روندی باشد که در پرونده های کلان بحران های ناامنی در منطقه به حذف نقش و جایگاه آمریکا بینجامد. از این رو آمریکا برای به شکست کشاندن محور آستانه سعی می‌کند از تنش پیش آمده در چند روز اخیر و نیز تحولات ادلب برای ایجاد گسل در روابط تهران، آنکارا و مسکو نهایت استفاده را ببرد و یقیناً تلاش‌های آمریکا تنها از مسیر تحریک و  واداشتن ترکیه به منظور جدا شدن از محور آستانه قابل پیگیری است. چون ایالات آمریکا نفوذ چندان جدی در سیاست های روسیه و در مرتبه اولی جمهوری اسلامی ایران و دولت دمشق ندارد. البته باز هم تاکید می کنم که با توجه به نحوه عملکرد ایالات متحده آمریکا، واشنگتن به روشنی ثابت کرده است که نه به کردهای سوریه در جایگاه متحدین منطقه ای خود، نه به ارتش ترکیه و نه به هیچ گروه و کشوری و وفادار نیست. لذا ترک ها هم به بی اعتمادی به آمریکا اشراف دارند. پس آنکارا با اتکای به نقش واشنگتن به سمت فروپاشی محور آستانه نخواهد بود.

با اشراف بر این واقعیت که ترکیه حساسیت جدی، هم بر مسئله کردهای سوریه و همچنین حفظ نیروهای همسو با خود در ادلب دارد، آیا روسیه کماکان برنامه های خود را در منطقه ادلب و در ادامه به قیمت پایان یافتن روابط خود با ترکیه و فروپاشی محور آستانه پی خواهد گرفت؟ آیا پوتین حاضر خواهد شد دستاوردهای چند سال اخیر خود را در سایه تقابل بیشتر با ارتش ترکیه در ادلب در معرض خطر نابودی قرار دهد؟

همان گونه که شما به آن اشاره کردید ترکیه اکنون به دنبال حمایت جدی از نیروهای جبهه النصره در ادلب سوریه است، در صورتی که روسیه از همان ابتدا به دنبال نابودی تمام این نیروهای تروریستی در خاک سوریه بوده است. چرا که این نیروها می‌توانند امنیت خود روسیه را هم تحت الشعاع قرار دهند. پس تقابل همه جانبه با تروریسم در سوریه برای روسیه بسیار حائز اهمیت است. لذا  تقابل مقطعی ترکیه و روسیه در خصوص مسئله ادلب اجتناب‌ناپذیر جلوه می‌کند. اما من معتقدم اکنون شرایط برای ترکیه به گونه‌ای نیست که به دنبال تقابل و درگیری بلند مدت با روس ها باشد. آن هم در وضعیتی که حمایت آنکارا از برخی نیروهایی که توسط تمامی کشورهای جهان به عنوان گروه های تروریستی معرفی و شناخته شده اندشده اند باعث شده است که شرایط پیچیده‌ای برای ترکیه در حمایت از این نیروها در ادلب رقم بخورد.

در شرایط کنونی نقش و جایگاه ایران را برای کاهش تنش در مناسبات ترکیه و روسیه تا چه اندازه جدی می دانید، به خصوص آنکه ترکیه نگاه چندان مثبتی هم به ایران در حمله به ادلب ندارد و حتی این گمانه زنی وجود دارد که آنکارا معتقد است حمله هوایی دو شنبه ارتش سوریه به این منطقه (ادلب) که در نهایت به کشته شدن شش سرباز ارتش ترکیه انجامید بیش از آنکه با نقش و دخالت روسیه انجام شده باشد، با تحریک جمهوری اسلامی ایران انجام گرفته است. آیا این نگاه و ظن آنکارا به تهران نیز باعث خواهد شد که روابط دو کشور تحت‌الشعاع قرار گیرد؟

من هم در راستای نکات شما معتقدم که همان نگاهی که اکنون ترکیه به روسیه در مسئله حمله هوایی ارتش سوریه به ادلب دارد، به صورت پررنگ‌تری در خصوص جمهوری اسلامی ایران نیز ساری و جاری است. یقیناً مواضع تهران، مسکو و نیز دولت دمشق پیرامون حمله به ادلب و تقابل با نیروهای جبهه النصره اشتراک بیشتری دارد و طبیعتا ترکیه در برابر این مواضع قرار دارد. لذا اکنون دست ترکیه برای تقابل با این بازیگران چندان باز نیست تا بتواند قدرت مانور خود را در ادلب حفظ کند. چون نیروهای ارتش ترکیه بدون مجوز رسمی دولت دمشق در خاک سوریه حضور دارند. از آن سو چنان که پیش تر اشاره کردم ارتش ترکیه به دنبال حمایت از نیروهای جبهه النصره ای است که اکنون توسط تمام کشورها و سازمان های بین المللی به عنوان یک نیروی تروریستی مورد شناسایی قرار گرفته است. لذا توجیه قانونی در حقوق بین الملل برای حمایت از اقدام ترکیه وجود ندارد. در صورتی که اگر مسئله تقابل ارتش ترکیه با کردهای سوریه بود آن زمان آنکارا می توانست با برخی بهانه تراشی ها در خصوص حفظ امنیت مرزهای خود اقداماتی را انجام دهد. اما حمایت از جبهه النصره در ادلب تفاوت معناداری با پرونده کردهای سوریه دارد. لذا عقب‌نشینی ترکیه از حمایت از جبهه النصره در ادلب امری اجتناب ناپذیر است. علی رغم نکات یاد شده من معتقدم که ترکیه به همان اندازه که به دنبال حفظ مناسبات خود با روسیه است از هر گونه اقدامی برای تحت الشعاع قرار دادن روابط خود با جمهوری اسلامی ایران نیز پرهیز دارد. لذا در این میان می توان امیدوار بود که جمهوری اسلامی ایران تلاش هایی را برای کاهش تنش در روابط ترکیه و روسیه در دستور کار قرار دهد.

کلید واژه ها: سوریهروسیهترکیهایرانایران و روسیهایران و ترکیهایران و سوریه


( ۳ )

نظر شما :

خسرو ۱۸ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۳:۳۱
جبهه النصری توسط ترکیه به عنوان گروه تروریستی شناسایی شده است و نیروهای ترکیه در مناطق اطراف ادلب با توافقات آستانه و سوچی و هماهنگی ایران و روسیه و بالطبع سوریه مستقر شده اند ، به نظر میرسد سرکوب و نابودی جبهه النصری و هیات تحریر شام وغیرو با توافق هرسه کشور ترکیه وایران و روسیه صورت می گیرد فقط ترکیه به کم دقتی و بی رحمی در هدف قرار دادن غیر نظامیان سوری و کوچ آنها به ترکیه و هدف قرار دادن سربازهایش معترض است و در ضمن از کشتار مخالفان غیر تروریست سوری که در توافقات آستانه و سوچی بر رسمیت آنها تاکید شده است شاکی است ولی در هرحال دولت سوریه مایل هست وحق دارد هر چقدر که می تواند اقتدار خود را در کشورش گسترش دهد ولی بهترین روش آن حفاظت از مردمش حتی مردم مخالف حکومت می باشد