مساعدت امنیتی در خاورمیانه: یک صفحه شطرنج سه وجهی است (بخش سوم)

بازی سه جانبه در منطقه مِنا

۱۸ فروردین ۱۳۹۹ | ۱۸:۰۵ کد : ۱۹۹۰۵۳۲ اخبار اصلی آمریکا آسیا و آفریقا خاورمیانه
ایالات متحده، روسیه و ایران هر یک رویکردی متفاوت و مختص خود برای کمک به امنیت در خاورمیانه دارند که این مساله پیامدهای قابل توجهی در تشکیل دولت ها و ثبات در منطقه خواهد داشت.
بازی سه جانبه در منطقه مِنا

نویسندگان: رابرت اسپرینگبورگ (استاد بازنشسته امور امنیت ملی و پژوهشگر موسسه امور بین المللی ایتالیا)، اف. سی. «پینک» ویلیامز (ژنرال بازنشسته که در سال های 2008 تا 2011 به عنوان رئیس دفتر همکاری های نظامی و ارتباط دفاعی با سفارت ایالات متحده در قاهره خدمت کرده)، جان زاواژ (استادیار امور امنیت ملی در دانشکده تحصیلات تکمیلی نیروی دریایی که در سال های 2017 تا 2018 به عنوان رئیس همکاری های نظامی و ارتباط دفاعی سفارت ایالات متحده در یمن مشغول به کار بوده)

دیپلماسی ایرانی: ارزیابی مقایسه ای از تاثیرگذاری مساعدت امنیتی (خارجی) در خاورمیانه کاری مشکل است چرا که تاثیرگذاری در نتیجه چند عامل قضاوت می شود، شاخص ها برای اندازه گیری آن متعدد هستند و استاندارد خاصی برای آنها تعریف نشده است و به این دلیل که این مساعدت در بستری پویا ارائه می شود که پیروزی در آن هر لحظه می تواند به شکست تبدیل شود. یک شیوه برای انجام چنین مقایسه چالش برانگیزی این است که ابتدا شاخصه های رویکردهای ایرانی، روسی و آمریکایی مشخص و سپس نقاط قوت و ضعف آنها ارزیابی شوند. تفاوت کلیدی آشکار بین این رویکردها نقش های متفاوتی است که این کشورها ایفا می کنند. ایران، روسیه و ایالات متحده در چیزی شبیه به یک صفحه شطرنج سهوجهی بازی می کنند که وجه مربوط به هر کدام از آنها از طریق «ماهیت» استراتژی های مساعدت امنیتی شان تعریف می شود.

ایران استراتژی خود را بر مبنای آنچه در واقع به چالش کشیدن وضعیت موجود در منطقه مِناست، بنا نهاده. ظرفیت های شراکتی که ایران از جمله با حزب الله لبنان، حوثی های یمن و شبه نظامیان مختلف عراقی، ایجاد کرده عمدتا مختص بازیگران فرعی و غیر دولتی است که با کمک ایران ایجاد یا تقویت شده اند. ترکیب ظرفیت های تهدیدآمیز و سیاسی آنها نفوذ در کشورهای مربوطه را تسهیل می کند و این در حالی است که این نیروهای متحد ایران از این کشورها منابع استخراج و از دولت های متحد برای پنهان شدن از سوالات احتمالی درباره مشروعیت استفاده می کنند. منابع مادی دیگر لازم برای دوام این نیروهای نیابتی و به ویژه پایگاه های اجتماعی-سیاسی آنها از طریق فعالیت های تسهیل و پشتیبانی شده توسط ایران صورت می گیرند. روابط ایران با این کشورها به دلیل بی ثباتی های همیشگی در آنها با مشکلاتی مواجه است، اما این غیرقابل اتکا بودن از طریق اهرم های جایگزین در این کشورها جبران می شود. این رویکرد اساسا این مساله را پیش می آورد که این نیروهای نیابتی تصمیم بگیرند وفاداری آنها به ایران یا کشور عرب مربوطه است، اما همچنان با نقش استراتژیک ایران به عنوان بازیگری که مخالف وضعیت موجود در منطقه مِنا عمل می کند و منابع کمتری از رقبای اصلی خود از جمله ایالات متحده در اختیار دارد، می خواند.

روسیه سعی دارد جایگاه میانه را روی این صفحه شطرنج سه وجهی اشغال و کمک های امنیتی خود را بین بازیگران دولتی و غیردولتی متعادل میکند و در هر صورت به دنبال ایجاد روابط مبتنی بر وابستگی است که از آنها سود استراتژیک یا اقتصادی ببرد. لازم نیست که این وابستگی حتما ماهیتی تهدیدآمیز یا مالی داشته باشد. می تواند حتی از طریق نیاز به  میانجی گری روسیه میان هر یک از بازیگران بیشمار در منطقه مِنا یا بازیگران فرعی صورت بگیرد و امکان حفظ امنیت، برقراری روابط دیپلماتیک و سایر ارتباطات را برای روسیه فراهم آورد. روسیه به اندازه ایران کنترلی روی نیروهای نیابتی ندارد یا آنها را تجهیز نمی کند. ترجیح روسیه بیشتر ارائه کمک های نظامی بین دولتی همانند سوریه است همان طور که دولت بشار اسد در دمشق به مسکو اجازه داد عناصر کلیدی ارتش او را برای کسب اطمینان از دوام دولتش تحت کنترل بگیرد. با این حال، روابط بین دولتی مدنظر روسیه از آنهایی که ایالات متحده برقرار کرده، محدودتر و بر حکمرانی های شخصی و استبدادی تر استوار است که از نمونه آنها می توان به عمر البشیر در سودان یا السیسی در مصر اشاره کرد. این استراتژی 50-50 بازتاب موقعیت حاشیه ای روسیه به عنوان یک ابرقدرت جهانی بدون منابع مالی به گستردگی ایالات متحده است؛ مساله ای که جذابیت آن را برای بازیگران دولتی منطقه ای محدود می کند. در مجموع، روسیه استراتژی مساعدت امنیتی خود در منطقه مِنا را بر نقاط ضعف شرکای خود اعم از دولتی و غیردولتی بنا نهاده و از این رو، علاقه چندانی به توسعه و نهادینه کردن ظرفیت های دولتی گسترده تر ندارد.

مساعدت امنیتی ایالات متحده به طور گسترده در سطح دولتی است و همانطور که خدمات تحقیقات کنگره و دیگر تحلیل های یاد شده نشان می دهند، تاثیرگذاری آنها به طور مستقیم با ظرفیت های آن دولت ها ارتباط دارد. این مساعدت ها احتمالا اگر دولت دریافت کننده قوی تر باشد، به طور دقیق شرایط عکس شرایط مطلوب برای ایران و تا اندازه ای هم روسیه باشد، موفق تر خواهند بود. یکی از عواملی که تاثیرگذاری مساعدت امنیتی را به قدرت دولت دریافت کننده وابسته می کند، انتخاب های ایالات متحده برای شراکت و محدود بودن ظرفیت هایی که قصد ایجاد آن را دارد، مربوط می شود. حتی روابط ایالات متحده با بازیگران غیردولتی در رابطه با دولت های فروپاشیده یا بحران زده هم به دلیل نیاز به دیکته منافعش برای تقویت دولت مداری در منطقه مِنا و هنجارهای بین المللی درباره فعالیت های مجرمانه، حقوق بشر و قانون مداری محدودیت هایی دارد. این نگرانی های استراتژیک بر انتخاب شرکای امنیتی توسط ایالات متحده و در نتیجه ارائه مساعدت امنیتی تاثیر می گذارد.

به طور خلاصه، سه ارائه کننده اصلی مساعدت های امنیتی در منطقه مِنا در سطوح استراتژیک و تاکتیکی مختلفی فعالیت می کنند و این مساله قیاس تاثیرگذاری رویکرد آنها در بلندمدت را زیر سوال می برد. پیشتر اشاره شد که شکنندگی و شکست دولت های منطقه به علاوه افزایش فضاهای بدون نظارت درها را به روی اعمال نفوذ ایران و روسیه که عمدتا به دنبال بازیگران دولتی ضعیف هستند، گشوده است. در این رابطه به نظر می رسد که ایالات متحده مساعدت امنیتی خود را به طرف اشتباهی در تاریخ ارائه می کند. اما شاید هم این دیدگاه بیش از اندازه بدبینانه باشد. برای نمونه، سقوط و ضعف دولت ها که با قیام های عربی سال 2011 و در نتیجه «جنگ داخلی» بین ایران، متحدان شیعه آن و اسلام گرایان سنی تشدید شده، احتمالا موقتی خواهد بود و ناآرامی های گسترده مردمی اخیر در عراق و لبنان از تاکید بر ملی گرایی در این کشورها در برابر نفوذ ایران حکایت دارند و می توانند رویکرد این کشور را به یک استراتژی شکست خورده تبدیل کنند. (این مطلب ادامه دارد.)

منبع: کارنگی اهدا برای صلح بین المللی / مترجم: طلا تسلیمی

کلید واژه ها: خاورمیانهمساعدت امنیتینفوذ ایران در منطقهنقش روسیه در خاورمیانهآمریکا در منطقهسوریهملی گرایی


( ۵ )

نظر شما :

بهزاد ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ | ۱۳:۳۴
به نظرم موقوفه کارنگی برای صلح بین المللی درست است.
سلام ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ | ۲۱:۲۲
مطالعه سه قسمت از این مقاله برای رفتار بازیگران در محیط امنیتی و تامین منافع امنیت ملی سه کشور برای دانشجویان دکتری مفید به فایده می باشد لیکن بالاخص در قسمت سوم پژوهشگران جانبدارانه نسبت به تحلیل رفتار کشورشان در منطقه غرب آسیا قلم زدند امریکا علی الخصوص در کشورهای سوریه و عراق با حمایت از گروه های غیر دولتی معاند و تقویت و توسعه آنان نسبت به دولت رسمی اقدام بر علیه منافع امنیتی آنان را می نماید و برعکس ایران نسبت به این دو کشور با نهاد رسمی آنان ارتباط حسنه ای در حوزه امنیتی دارد بهر حال در این قسمت ایران بی ثبات کننده و روسیه تا حدودی صلح طلب و پیرامون امریکا اظهار نری نشده است.