برندگان و بازندگان یک جنگ تاریخی

توافقنامه قره باغ یک پیروزی یا یک تراژدی؟

۳۰ آبان ۱۳۹۹ | ۱۴:۰۰ کد : ۱۹۹۷۳۳۷ آسیا و آفریقا نگاه ایرانی
نویسنده خبر: شهره پولاب
شهره پولاب در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه با توصیف وقایع قره باغ به عنوان یک "تراژدی" اظهار امیدواری کرده است که آخرین گام های برداشته شده بتواند صلح طولانی مدت را برای مردم آذربایجان و ارمنستان تضمین کند.
توافقنامه قره باغ یک پیروزی یا یک تراژدی؟

نویسنده: شهره پولاب، دکترای جغرافیای سیاسی

دیپلماسی ایرانی: در روز 9 نوامبر 2020 ارمنستان و جمهوری آذربایجان توافقنامه صلحی را در حضور روسیه امضا کردند که توانست به شش هفته درگیری نظامی بر سر منطقه مورد مناقشه قره باغ در قفقاز جنوبی پایان دهد. این توافق از سوی الهام علی اف، رئیس جمهوری آذربایجان "واقعه مهم تاریخی" قلمداد شده زیرا ارمنستان تسلیم این جنگ شده و نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان آن را یک شکست محسوب نکرده زیرا از دیدگاه وی شکست هنگامی روی می دهد که احساس مغلوب شدن نیز باشد. 

ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه با توصیف وقایع قره باغ به عنوان یک "تراژدی" اظهار امیدواری کرده است که آخرین گام های برداشته شده بتواند صلح طولانی مدت را برای مردم آذربایجان و ارمنستان تضمین کند.

تلاش های دیپلماتیک روسیه بازیگر اصلی در منطقه قفقاز و یکی از سه رئیس گروه مینسک با هدف یافتن یک راه حل صلح آمیز برای اختلاف قره باغ در قالب توافقنامه صلحی به بار نشست که بر اساس آن کلیه عملیات نظامی میان دو کشور به حالت تعلیق درآمده و نیروهای حافظ صلح روسی در امتداد خط تماس در قره باغ و در امتداد کریدور لاچین مستقر خواهند شد. نکته آن که گروه مینسک یا سازمان امنیت و همکاری اروپا (OSBE) در سال 1992 برای تشویق حل و فصل صلح آمیز و مذاکره برای درگیری میان آذربایجان و ارمنستان بر سر منطقه ناگورنو قره باغ به ریاست مشترک فرانسه، روسیه و ایالات متحده ایجاد شد.

آذربایجان و ارمنستان رقبای منطقه قفقاز به مدت شش هفته بر سر قره باغ کوهستانی جنگیدند، جنگی که از 27 سپتامبر2020 با اقدام نظامی آذربایجان برای بازیابی اراضی از دست رفته اش آغاز شد. به نظر می رسد جنگ در قفقاز بین آذربایجان و ارمنستان چیزی بیش از اختلافات قومی عمیق و اختلافات ارضی بوده و بهره گیری از نبرد میان دو قومیت منجر به شکل گیری نظمی جدید در منطقه و حتی فراتر از آن شده است. در تحولات سیاسی برای درک بهتر چونی و چرایی دو بهانه نزدیک و بهانه دور مدنظر قرار می گیرد.

آنچه بهانه نزدیک را در تحولات سیاسی قره باغ کوهستانی ساخته، ادعاها و خواسته های متفاوت دو قوم آذری و ارمنی بر سر یک سرزمین مشترک است. سرزمینی که در سطح بین المللی به عنوان بخشی از آذربایجان شناخته شده، اما تحت کنترل ارمنستان بوده است. آنچه بهانه دور این صحنه سیاسی را رقم زده است را می توان در منافع هر یک از بازیگران دخیل در جنگ و صلح اخیر میان آذربایجان و ارمنستان بررسی کرد:

اول روسیه که پس از هفته ها نظاره گری بر درگیری های میان آذربایجان و ارمنستان خصوصا پس از تهدید آذربایجان مبنی بر تصرف کل قره باغ کوهستانی برای ایفای نقش دیپلماتیک کرملین به عنوان ضمانت ثبات منطقه ای به میانجیگری میان دو طرف جنگ اقدام کرد. وکالت روسیه در توافقنامه صلح نوامبر بین آذربایجان و ارمنستان و پایان دادن جنگ گسترده آنها در قره باغ با طراحی ژئوپلیتیک جدیدی در منطقه مورد مناقشه قفقاز جنوبی همراه شده است. هرگونه ارزیابی عینی از نقش روسیه در درگیری قره باغ کوهستانی می تواند سرنخ هایی را برای بازی انتظار مسکو پس از مداخله فعال در این مناقشات به دست دهد.
مطابق این توافق نامه در تاریخ 1 دسامبر، ارمنستان باید منطقه لاچین را که گذرگاه لاچین از آن عبور می کند، تحویل دهد. این توافقنامه تصریح کرده است که یک راهرو با عرض 5 کیلومتر از طریق منطقه لاچین- که  قره باغ کوهستانی را به ارمنستان متصل می کند- در نظر گرفته شده که نیروهای حافظ صلح روسی همزمان با عقب نشینی نیروهای مسلح ارمنستان در آن مستقر خواهند شد تا "ایمنی رفت و آمد شهروندان، وسایل نقلیه و کالاها را در طول دالان لاچین در هر دو جهت تضمین کنند. این امر به روسیه امکان حضور نظامی بسیار چشمگیرتر در منطقه ای را می دهد که در آن نفوذ خود را از دست داده بود. این استقرار برای روسیه به منزله یک پایگاه نظامی جدید خواهد بود که به دیگر پایگاه های این کشور در منطقه قفقاز مانند آبخازیا در کرانه شرقی دریای سیاه و اوستیای جنوبی در شمال گرجستان اضافه می شود.

پوتین موقعیت غالب مسکو را در منطقه ای تقویت می کند که سربازان روسی پس از بسته شدن ایستگاه راداری قبله یا به آذری گابالا - مجهز به سیستم پدافند موشکی و رهگیری موشک‌های قاره‌پیما در بخش عمده‌ای از آسیا تا اقیانوس هند- در سال 2012 آذربایجان را ترک کردند، اما اکنون می توانند به عنوان نیروهای حافظ صلح به خاک آذربایجان بازگردند. 

دوم آذربایجان که طی درگیری های اخیر بیش از 15تا20 درصد از سرزمین های از دست رفته خود را پس گرفته و بنا بر توافق صلح جدید مبنی بر اینکه هر دو طرف جنگ مواضعی را که در حال حاضر در اختیار دارند، حفظ خواهند کرد، از منافع زیادی برخوردار خواهد بود. آذربایجان که بیش از 26 سال پیش قلمرو مورد مناقشه قره باغ و مناطق اطراف آن را به نیروهای ارمنی واگذار کرده بود، توانست به موفقیتهای چشمگیری از جمله به دست آوردن شهر استراتژیک شوشا "معروف به شوشی در ارمنستان" دست یابد.

قدرت اقتصادی بیشترآذربایجان نسبت به ارمنستان برای خرید مهمات، پشتیبانی لجستیکی، فنی و تاکتیکی ساخت اسرائیل و ترکیه توانست قطعیت پیروزی را برای باکو تضمین کند. استفاده آذربایجان از پهبادهای ساخت ترکیه و هواپیماهای بدون سرنشین موسوم به پهپادهای انتحاری در کنار پهپادهای جنگی ساخت اسرائیل موجب تقویت نظامی آذربایجان در برابر ارمنستان شده و ضمانتی برای پیروزی ارتش بوده اند.

موفقیت آذربایجان در بازپس گیری برخی مناطق اشغال شده توسط ارامنه می تواند جاه طلبی باکو را برای تبدیل شدن به مرکز تقاطع آسیای میانه، خاورمیانه و اروپا به ثمر رساند. آذربایجان در تلاش است تا بندر تجاری بین المللی باکو در رقابت با دیگر بنادر دریای خزر به عنوان بزرگترین بندر تجاری خزر و نقطه اتکای کریدور تجاری و حمل و نقل اوراسیا ظهور کند. باکو در تقاطع مسیر حمل و نقل بین المللی ترانس خزر (TITR) از چین به اروپا از طریق قزاقستان، آذربایجان، گرجستان و ترکیه است. 

آذربایجان در جهت شرقی- غربی عامل اتصال آسیای میانه، دریای خزر و قفقاز جنوبی بوده و در جهت شمال به جنوب در حمل و نقل بین المللی شمال و جنوب بین روسیه، ایران و هند قرار دارد. بهره گیری از این ماتریس های اتصال امکان بهره گیری آذربایجان را از بیشترین پتانسیل های موجود فراهم می کند. لذا دور کردن ارمنستان از این موقعیت ژئواستراتژیک ضروری می نموده است. اشغال خاک آذربایجان و درخواست استقلال قره باغ توسط ارمنستان تهدید ژئوپلیتیک آذربایجان در تبدیل شدن به گره اصلی در راهروهای حمل و نقل اوراسیا محسوب شده است. 
سوم ترکیه که اگرچه در توافق نامه سه جانبه امضا شده بین طرفین جنگ و روسیه ظاهر نشده، اما یک ذینفع بزرگ این صحنه ژئوپلیتیک بوده است. توافق سه جانبه در غیاب ایالات متحده و فرانسه دیگر روسای گروه مینسک و بدون حضور ترکیه -حامی اصلی آذربایجان- نشان دهنده یک نقطه عطف جدید در جاه طلبی روسیه در منطقه است. روسیه درخواست ترکیه برای پیوستن به نیروهای حافظ صلح قره باغ را رد و نقش آن را در حد یک ناظر محدود کرده است. اگرچه بر اساس توافقنامه صلح ترکیه برخلاف روسیه قادر به استقرار نیرو در زمین نخواهد بود، اما اردوغان در حمایت از علی اف با شعار "دو کشور، یک ملت" توانست اعتبار ترکیه در منطقه را همراه با شهرت سلاح هایش افزایش دهد و نفوذ عملی بر سرزمین های سابق عثمانی را به رسمیت بشناساند. رقابت ترکیه در صحنه های سوریه و لیبی با روسیه را می توان پیش زمینه عدم پذیرش در رقابت منطقه "پیرامون نزدیک" روسیه دانست. اهداف ژئواکونومیک ترکیه در این منطقه فراتر از آن است که نگران از غیبت نقش میانجی گری اش باشد. یک کریدور حمل و نقل از طریق آذربایجان در نخجوان به مرز اصلی آذربایجان و دریای خزر قادر است ترکیه را به آسیای میانه و ابتدای کمربند و جاده چین متصل کند. قابل ذکر آن که روسیه با ساخت بندر جدید لاگان به ظرفیت 12.5 میلیون تن در منطقه کالمیکا می تواند با قرارگیری در امتداد ابتکار یک جاده -یک کمربند حیطه رقابتی حوزه کاسپین را وسیعتر کند. 

و در نهایت ارمنستان که بازنده میدان جنگ شده است و با هزینه های حاصل از جنگ و بحران آوارگان چشم انداز مبهمی از آینده را در پیش رو دارد. توافق صلح قره باغ با واسطه گری مسکو موجب نارضایتی شدید ارمنستان در از دست دادن قره باغ کوهستانی و منطقه کالباجار شده است. بر اساس توافق نامه صلح میان دو کشور، ارمنستان باید در 15 نوامبر منطقه کالباجار را که که مسیر حیاتی به قره باغ کوهستانی است، به آذربایجان تحویل دهد. متن این توافق نامه تصریح کرده است که ارمنستان کنترل تمام مناطق خارج از استان خودمختار قره باغ- به جز یک راهرو از طریق لاچین- را که هنوز تحت کنترل دارد، واگذار خواهد کرد.

اگرچه جنگ سرزمینی به پایان رسیده، اما بر اساس یک عرف در جغرافیای سیاسی تحت عنوان "ادعای تاریخی" احتمال ادعای سرزمینی بر قره داغ کوهستانی از سوی ارمنستان در آینده کماکان باقی می ماند. با توجه به طیف گسترده ای از ابزارهای دیپلماتیک قابل استفاده توسط بازیگران محلی، منطقه ای و بین المللی تبلور یک تعارض در تغییر حقوق سرزمینی دور از انتظار نخواهد بود.

شهره پولاب

نویسنده خبر

دکترای جغرافیای سیاسی

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: روسیه ترکیه ارمنستان جمهوری آذربایجان جنگ ارمنستان و آذربایجان مناقشه قره باغ


( ۳۴ )

نظر شما :

حسین ۳۰ آبان ۱۳۹۹ | ۱۴:۵۹
یکی از بهترین تحلیل هاست که به فارسی خوانده ام. ایکاش درباره عواقب ژءوپولیکی آن برای ایران هم با همین دقت توضیح می دادید. اونچه که بین ترکیه- روسیه- آذربایجان درجریان ست، یادآور فعالیت های کاترینو زنو در دربار اوزون حسن برای پیشبرد منافع دولت-شهر ونیز به نظر می‌رسد. امیدوارم معادل کاترینا(دسپینا خاتون) در ایران نداشته باشیم. مقاله بسیار خوبی بود. پرچم آن بانوی نامدار جغرافیای سیاسی( دره میرحیدر) در دستان لایق شما در اهتزاز خواهد ماند.
علی امیری ۳۰ آبان ۱۳۹۹ | ۱۶:۴۵
با سپاس از مقاله خوبتان چند نکته را جهت ملاحظه متذکر میگردد. 1. در مقاله، ج آذربایجان به عنوان آغازگر درگیریها و جنگ اخیر قلمداد شده است. با توجه به اینکه رسانه های آذربایجان طرف ارمنی را آغزگر میدانند این ادعا به کدام مرجع ذیصلاح بین المللی مستند است؟ 2. هر جنگی برای قربانیان آن یک تراژدی است. چه همراه با پیروزی و شکست باشد و چه اینکه با دخالت خارجی و بدون پیروزی پایان پذیرد. 3. تعبیر درست منطقه کالمیکای مذکور در مقاله، جمهوری "کالمیکیا" است که در متون قدیمی فارسی به صورت قالموقستان آمده است. 4. آقای پاشینیان شکست را به "اقرار" منوط و مشروط نمود نه "احساس شکست". اقرار رفتاری ارادی و دارای بار حقوقی است بر خلاف احساس. 5. قفقاز جنوبی را نمیتوان به عنوان "سرزمین های سابق عثمانی" قلمداد نمود. چرا که جز مقاطعی کوتاه این منطقه جزئی از حکومت صفوی، نادر و قاجار بوده است که پس از جنگهای تاریخی قاجار و تزار به تصرف روسیه درآمد. نفوذ ترکیه در قفقاز بیشتر بر مبنای ژئوپلیتیک معاصر و با تکیه بر برخی عناصر مشترک است.
اصلان ۳۰ آبان ۱۳۹۹ | ۱۷:۵۵
کلمه ارمنستان در واقع اسم سرزمین است نه اسم قوم،نژاد،. بطوریکه ارامنه خودشان هم به خودشان ارمنی نمی گویند بلکه خود را قوم هایک،ومملکت خود را هایکستان مینامند،،،مثل یونانی ها که خود را هلن وسرزمینشان را هلنیا و مکتب یونانی را هم هلنیزم مینامند،. چک کلمه یونان را ترکها به یونانیان گذاشته اند،چطور که اورپاییان هم به یونانیان گریس greec میگویند، واسم ارمنی را هم ترکان بر قوم ،های که سرزمینشان را هم هایک ستان مینامیدند،داده اند،. ولی منطقه ارمنستان یک اسم جغرافیایست،وارمنی به کسی گویند که در سرزمین ارمنستان ساکن است. مثل تنگستان،دشتستان،مغان،ذاگروس.. ودر لغت نامه ترکی ارمان،به زمین بیحاصل،ولم یزرع،ویبس، معنی شده، وطبق بررسیهای موجود ارمنی‌ها با هیچ یک از اقوام قفقازی،قرابت،نژادی وزبانی،فرهنگی ندارند،مثل قوم باسک در اسپانیا،،،وعلت اینکه با هیچ یک از اقوام محلی نمی سازند( حتی با گرجیان) داشتن همین خصوصیات،خاص قومی است،. البته ترکان در طول تاریخ با اینکه از سال ۱۰۷۴ که بیزانس را شکست دادند، بر ارامنه حکومت دارند ولی هر گز به دین وزبان آنها کاری نداشتند،. گویند تیمور بعد از غلبه به سلطان ایلدریم بایزید. که اورا اسیر کرد وهمراه خود به سمرقند میبرد، در اطراف دریاچه وان چشمش به کلیسایی خورد وعلت را جویا شد،بایزید گفت آنها مربوط به قومی مسیحی بنام ارمنیهاست،که تیمور پرسید چرا به دین اسلام دعوت نمیکنید،در جواب بایزید گفت آنها قومی کوچری هستند نه به مسیحیت خیری دارند و نه اگر مسلمان شوند به اسلام خیری خواهند داشت به آن سبب به اسلام هم دعوت نمی‌کنیم. ولی در سال ۱۹۰۸ که کشورهای بالکان از عثمانی با کمک روسها،وانگلیسها استقلال گرفتند،ارمنیها هم در نوبت بعدی اورپاییان بودند که به عثمانی پیله کردند،که حقوق مسیحیان ارمنی رعایت نمیشود، بایستی آنها هم مستقل شوند،که شروع به تسلیح ارامنه کردند، بطوریکه آندرانیک اوازیان ارمنی با تشکیل قشون ۴۰ هزاری،به کمک انگلیس،فرانسه،روس،شروع به قیام وکشتار مردم محلی آناتولی شرقی،اذربایجان غربی،وشمالی کردند،وطبق نوشته مقامات روس در باکو،گنجه ودیگر ولایات ج.اذربایجان بیش از ۳۵۰ هزار انسان بیگناه وغیر نظامی کشته اند،ودر آذربایجان ایران هم طبق نوشته احمد کسروی،بیش از ۳۰۰ هزار ترک آذری.را کشته اند،وحتی در شرق آناتولی که اکثرا آذری وشیعه بودند،بیش از ۵۰۰ هزار انسان بیگناه را کشته‌اند که اسنادش در آرشیوهای دولت ترکیه (عثمانی) موجود است،،ولی از بدشانسی آذربایجانیها انقلاب بولشویکی لنین جنگ ارامنه را از آناتولی را به خاک ج.اذربایجان کشاند، چون قشون روس به مرزهای سابق خود برگشتند،وکار ارامنه در آناتولی ناتمام ماند،لذا روس‌ها در عوض برای ارامنه در خاک آذربایجان کشور تاسیس کردند،وحتی اجازه دادند ارامنه ایران وعثمانی وسایر جاها هم به ارمنستان ایجادی که در اول ۹ هزار کیلومتر مربع بود جمع شوند ،وحتی بعداً بعلت کمبود جا در داخل ارمنستان به داخل خاک آذربایجان وقره باغ گنجاندند.،،،ومصیبت مردم ج.اذربایجان هم از آنروز تا بحال وتا قیامت ادامه خواهد داشت،چون اشتهای ارامنه سیری ناپذیر است،وکشورهای مسیحی هم در پشت سرشان ایستاده اند. وتمام دشمنان آذربایجان هم در کنار ارامنه آماده اند،ولی خدا هم در کنار آذربایجان می‌باشد.
علی ۳۰ آبان ۱۳۹۹ | ۱۹:۲۶
بازنده دیگر ایران از منظر اقتصادی و شاید بزرگترین ان حق ترانزیت و واسط بین نخجوان با باکو و سواپ انرژی از منظر سیاسی هم عدم حضور یا کم رنگ ایران در ژوپلتیک قفقاز از نظر امنیتی هم اسکان و استقرار تروریستهای ترکمن سوری مورد حمایت ترکیه و نظامیان ترکیه در اذربایجان و رشد و تقویت اندیشه پانترکیسم در منطقه و اذربایجانات ایران و استقرار پایگاههای اسراییلی و غربی اطلاعاتی در مرز با ایران
پژوهش ۳۰ آبان ۱۳۹۹ | ۱۹:۴۳
توجه شود باکو، گنجه، شروان و کل جمهوری آذربایجان هیچگاه سرزمین های سابق عثمانی نبوده اند.دیار نظامی و خاقانی سرزمین های ایران بوده اند که به موجب عهدنامه گلستان به روسیه تزاری واگذار شد، خود ارمنستان نیز در عهدنامه ترکمانچای از ایران گرفته شد، ایران که در سالهای دهه 70 میزبان و میانجی صلح قره باغ بود امروز چنان نقش خود را از دست داده است که با تعریف دالان نخجوان به باکو عملا موقعیت ژئوپلتیک خود را دو دستی به ترکیه تقدیم نموده است و این بار نیز در غفلت مسئولین مشغول به تحریم و کرونا ،عهدنامه ایی دیگر در مرزهای شمالی، منافع ایران را از دستان او خارج نمود
ناشناس ۳۰ آبان ۱۳۹۹ | ۲۰:۵۳
بهتر بود نقش قدرتهای اروپایی (فرانسه، آلمان، انگلیس) و ایالات متحده در این مناقشه، و نتایج حاصل برای آنها را نیز مورد اشاره قرار می دادید.
محمد ۳۰ آبان ۱۳۹۹ | ۲۲:۱۳
در طول تاریخ ایران همواره طرفدار و مدافع ارمنستان بوده است ، در این جنگ هم به خاطر حمایت ترکیه از آذربایجان چاره این جز گرفتن طرف ارمنی نداشتیم که متاسفانه صحنه را به کل رها کردیم و سهم ما از این نبرد فقط موشک هایی بود که بی هیچ تنبیه و واکنشی به خاک ما می خورد ، از آن گذشته ، وقتی آذربایجان خود را به سلاح های ترکیه و اسرائیل مجهز می کرد ، به عنوان یک اهرم فشار باید به تجهیز ارمنستان با سلاح های ایرانی می پرداختیم که این بازی را هم باختیم ، چون که در تهران همه انقدر درگیر امور روزمره ، درگیری های سیاسی و اقتصاد آفت زده هستند که مهلتی برای کارهای واقعی باقی نمی ماند ، همانطور هم که به خوبی اشاره کردید ، در حال از دست دادن همه مزیت های سرزمینی در مسیرهای ترانزیتی هستیم و کافی است با کمی غفلت ، حضور در کدیور جاده ابریشم را هم که آخرین شانس ما برای ایفای نقش در اقتصاد بین المللی است از دست بدهیم
مهران ۳۰ آبان ۱۳۹۹ | ۲۳:۱۹
از آرتساخ چه خبر،؟ در مقاله ها کلا از اسم آرتساخ استفاده می کردید اما عمر این ارتساخخخخ چقدر کم بود؟ از استاپاستاکارتماتارکارت چه خبر؟ این هم شد خان‌کندی. این حالا مرحله اول خسارت بار ارمنستان بود مرحله دوم شدید تا را خواهد بود
سعید تبریزلی ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۰۱:۴۳
در زمان نظامی یا خاقانی ایرانی وجود نداشت. باکو گنجه تبریز اصفهان گن آباد و غیره همگی ترکیبی از امپراطوری چند ملیتی و ترک ساخته سلجوقی صفوی افشار و قاجار بوده. توهمات ایران شهری هر آنچه که انگلیس برای فارسها نگه داشته را بر باد خواهد داد.
محمد ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۰۹:۴۸
بازهم دیدیم که مسئولان ما جز طبل تو خالی چیز دیگری نیستند و به وقت عمل هیچکاری از آنها برنمی آید ، بروید به طور رندم و تصادفی از هر مقام ارشدی بپرسید که سود و ضرر ما از این جنگ اخیر چه بوده است ، شک دارم که بدانند حتی قره باغ کجاست و یا چه بلایی بر سرمان آمده است با گسترش پانترکیسم عثمانی مسلک اردوغان
ایرانی ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۱۴:۰۴
ایران وجود نداشت!!!! امپراطوری ترک ، خندیدیم با هم برو بابا خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه دیوانه جرئت داری بیا تو خیابون تبریز و بگو تهران اونقدم کشک نیست یه مشت عثمانی عقب افتاده شیعه کش حرف بزننن میفهمی الان تحت فشاره داره مباشات میکنه مذاکره کنه دوباره دم همه رو میچینه مطمئن باش
نسترن ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۱۹:۰۴
خانم دکتر پولاب استاد ما در دانشگاه فرهنگیان بودند و در همه واحدهایی که با ایشان داشتیم "خصوصا اصول علم سیاست". از صراحت و روایی صحبتهایشان بهره بردیم مقالات ایشان همواره قابلیت رفرنس و مرجع بودن برای دانشجویان رشته جغرافیای سیاسی و رشته های مرتبط به آن را دارد با آرزوی سلامتی و موفقیت برای استاد عزیزم
علی ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۲۰:۱۰
مقاله دارای تناقظات و یک طرفه است (ترکیه )در چند مقاله نوشته شده موجود در ارشیو سایت انهم از دکترای جغرافیای سیاسی .باکو گنجه و....اذربایجان تحت تسلط عثمانی ها اما تبلیغات ترکها موثر بوده اما درجواب سعید تبریزلی چه تاریخ مطقنی داری که ایرانی وجود نداشته ؟؟؟؟؟ اما چرا حدود ان در نقشه ها و شاهنامه و....وجود داشته انقدر تحت تاثیرات تبلیغات پانتورچهای انور قرار گرفتی که زحمت بررسی به خود ندادی
علی ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۲۱:۲۱
ادعای سرزمینی از سوی ارمنستان یک ادعای نادرست است که حتی تمامی مراجع بین المللی بااینکه از آن کلوپ مسیحیت است نیز آن را قبول نمی کنند. حتی روسیه ی خیانت کار به همه انسانیت در طول تاریخ به خصوص ایرانی ها ،و به وجود آورنده ی اولیه ی این ادعا وکمک کننده به اشغالگر ، این ادعا را رد کرده است . قره باغ مال آذربایجان است واگر زیادی بر سر این ادعا پافشاری کنند حتماٌ آذربایجان هم ادعای خود مبنی بر تعلق کل ارمنستان به خصوص ایروان که آذربایجان غربی نام دارد می تواند مطرح کرده وادعا داشته باشد.
مژگان ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۲۲:۴۶
تحلیل جالبی بود و تحلیلگر محترم هم در این مقاله و هم در مقالات قبلی که از ایشان مطالعه کردم به خوبی تحولات منطقه ای را از دیدگاه جغرافیای سیاسی بررسی میکنند. با نظر حسین کاملا موافقم که پرچم بانوی نامدار جغرافیای سیاسی (دره میرحیدر) در دستان لایق دکتر پولاب در اهتزاز خواهد ماند.
به علی ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۱۹:۵۷
تو یا شاهنامه نخوندی یا اون قسمتی که به نفع خودتونه میخونی ایران شاهنامه مازندران کرمان کابلستان و خیلی شهرهای دیگر ایران مرکزی و جنوبی هم توش نیست چه برسه ازربایجان همین محدوده سیستان و خراسان جنوبی و رضوی و یزد و هرات و تا اون قسمت رود جیحون و سیحون بخارا میشه برو اول خوب بخون یعنی محدوده قلمرو فارسی دری حتی پشتونهای امروز افغانستان رو هم شامل نمیشه حتی کردها را مطربانی میداند که در زمان بهرام گور وارد این منطقه شده
نیک نفس ۰۳ آذر ۱۳۹۹ | ۰۹:۲۸
مقاله بسیار خوبی بود نکته سنجی در تحلیل هاتون رو خیلی دوست دارم مثل همیشه کلی استفاده بردم پاینده باشید
در جواب به علی ۰۵ آذر ۱۳۹۹ | ۱۷:۳۸
شاهنامه را خواندم اسامی قدیمی شهر ها مانند سیستان و مازندران (طبرستان و سایر شهرها دیگر ) بود اذربایجان هم بود دوز داروهات کم کن یا تفکرات قومیتی بزار کنار متوجه میشی
علی ۰۶ آذر ۱۳۹۹ | ۱۱:۰۵
دوستان عزیز شاهنامه یک کتاب تاریخی نیست که استناد به آن می کنید و به علت عدم تبحر نویسنده ی شاهنامه در مسائل جغرافیایی اشتباهات خیلی فاحش کاملاٌ درجهات جغرافیایی ونامهای آنهاموجود است . با توجه به این موضوعات این نوشته در حد یک افسانه سرایی و بازگویی قصه های مختلف فرهنگهای متفاوت در قالب فرهنگ آن زمان منطقه ی سیستان و محل اقامت قوم پارس بعد از مهاجرت به این سرزمینها می باشد.
در جواب علی ۰۷ آذر ۱۳۹۹ | ۱۳:۲۲
کتاب کاشغری و نقشه موجود آن در موزه آنکارا نشان دهنده مهاجر بودن قوم ترک است با ۷۰۰۰ کلمات ترکی خالص الباقی وامدار زبان فارسی عربی و....است و سایر کتابهای تاریخی و اندیشمندان چون کسروی و...
امید ۰۸ آذر ۱۳۹۹ | ۱۷:۲۸
جناب در شاهنامه اسم مازندران و کرمان و غیره است ولی مستقل از ایران و در کنار ایران برو بیسواد یک کم شاهنامه بخون بعد افاضه فضل کن
امید ۰۸ آذر ۱۳۹۹ | ۱۷:۴۱
خود فارسها و کردها از سیبری و هندوستان به ایران مهاجرت کرده اند بعد به ما ساکنین اصلی فلات ایران زمین میگویند مهاجر
در جواب امید ۰۸ آذر ۱۳۹۹ | ۲۲:۲۲
امید جان شما از کجا میدونید ساکن فلات ایران بودید ?????چرا زبان ترکی خانواده ترکی مغول است و تشابهات زبانی زیادی با قوم مهاجر و هماجم مغول و ...دارید ؟؟؟؟چرا قبل از اسلام و تا قرن پنجم اسمی از ترکها نبوده است یا استقرار آنها در ایران ؟؟؟
امید ۰۹ آذر ۱۳۹۹ | ۱۸:۱۶
شما از کجا مطمئن هستین ساکن اصلی فلات ایران هستین هخامنشیان یهودی و اشکانیانی که اریایی میگید ولی چون در اصل سکایی(ترک) است تاریخ انها را پرش کرده و به ساسانیان پهلوی زبان میرسید که اونها هم دری تاجیک نیستند چرا تا قبل از سعدی و مولوی بلخی و حافظ و رودکی تاجیک این مرز و بوم یک شاعر درست و حسابی فارس نداشته چون این مناطق فارس زبان نبوده؟ شما تا حالا با زبان مغولی و نحوه گویش ان چقدر اشنایی دارید که میگین ترکی همان مغول هست در کلیه زبانهای شاخه ترکی از قزاقستان تا ترکیه به یک بیر میگند والی اخر بقیه اعداد هم یکی است ایادر مغولی هم به این نحو اعداد را تلفظ میکنند در کل مناطق ترک به پدر اتا میگویند ایا در زبان مغولی هم اتا به پدر میگویند؟ الان کاملا ثابت شده که شاخه زبانهای ترکی از زبان مغولی مجزاست اگر یک متن مغولی را یکنفر اشنا بزبان ترکی بگوید من میفهمم جایزه براش تو سایتها تعیین کردن شاید شما فارسها اشنایی به این زبان دارین شاید اجدادتون مغول بودند که مغولی را بلدین و با توجه به تسلطتان به این زبان میگین مغولی به ترکی شبیه است(چون زبان والدین تون باشه مغولی را خوب میفهمید)در ارتش امام حسین ترک بوده و شهید شده در زمان عباسیان مخصوصا معتصم اصلا دربار بوسیله ترکان اداره میشده قبل از اسلام هم با توجه به التصاقی بودن زبان ترکی و شباهت متن های نوشته شده سومری به زبان ترکی میشود سومری ها را ترک نامید این کوروش یهودی توسط کی کشته شده که ریشه نام واقعی تبریز از اون گرفته شده انا تومریز ترک خود اشکانیان ترک سکا تبار بوده که الان با توجه به پیشرفت علم زنتیک (_شباهت زنتیکی قزاقهای امروز با جسدهای سکایی سه هزار سال قبل)ثابت شده سکاها ترک تبار میباشند نه فارس و اریایی شاید تفاوت قیافه را معیار بگیری که در اینصورت همان بر تفاوت شما فارسها با تاجیکان و افغانهای چشم بادومی صدق میکند و این دلیل بر امیختگی و مهاجرت ترکان فارسها از ایران به اسیای میانه و بالعکس از انجا به ایران حکایت دارد (دور تا دور دریای خزر از قدیم تا اکنون به غیر از قسمت جنوبی ان قبایل ترک ساکن هستند)یعنی شما هم بومی اینجا نیستید اگر ما نباشیم گفتین تا قبل قرن پنجم ترک در ایران نبود بابک خرمدین ترک با مامون جنگید ازربایجانی ترک بود در سپاه امام حسین و مختار ترک بود سپاه عمر با ترکان در ازربایجان جنگید(سندش هم هست ) غزنویان و سلجوقیان حتما ترک نبوده و فارس بودند؟کی با مغولان جنگید و حتی جلال الدین خوارزمشاه ترک در چند نوبت مغولان را شکست داد تا اینکه به دست کردها کشته شد
امی ۰۹ آذر ۱۳۹۹ | ۲۲:۴۹
تبت کتابخانه چند هزارساله ... تعدا کتابها ۸۴۰۰۰ عدد وکتابهای ۲۰۰۰ ساله نوشته شده بر روی تخته ها ی بامبویی تاریخ تبت را در خود دارند آیا از دوران هخامنشی یا ساسانی همچنین کتابخانه ایی بجا مانده ؟ که این قدر سروکله همه را می بریم ... تمام این ۸۴۰۰۰ کتاب سند هستند که تاریخ دوران هخامنشی و ساسانی فاقد حتی یکی از این اسناد است.حتی یک کتاب و سند تاریخی از آن موقع وجود نداره. تمدن قبل از اسلام موجود در جغرافیای ایران کنونی هیچ ربطی به قوم فارس حال حاضر ندارند. منطقه تبت که الان جمعیت از مغول هارو در خود جا داده در قدیم بارها مورد هجوم تورکها و مغول‌ها قرار گرفته چرا این اسناد تاریخی از بین نرفته یا کتاب خانه باستانی مصر بگذارید رو راست باشم در ایران باستان. هیچ کتابخانه و علمی وجود نداشت که از بین بره و اینها کم کاری خود را گردن تورک و عرب میندازن.
در جواب امید و امی ۱۲ آذر ۱۳۹۹ | ۱۹:۴۹
تفکرات مسموم پانترکی سکاها را ترک کردند در حالیکه ترک نیستند و مدارکی از استقرار آنها در خوزستان و سپس در آذربایجان است اما فقط شما به خاطر التصافی بودن زبان آنها ترک کردید مگر فقط ترکی التصافی زبان است ؟؟؟؟؟در اینترنت جستجو بکنی در رد ترک بودن آنها پیدا می‌کنی زمین در عربی میگویند ارض تمام عرب زبانان میگویند کتابخانه و دانشگاه چندی شاپور قبل از اسلام نقاش معروف قبل از اسلام مانی و....من دوستان ترک مغول زیاد داشتم از جغتای ،سلمان فارسی هم صحابه پیامبر بوده است عامل عقب ماندگی جهان اسلام حمله ترکها مغول بود چرا قبل از قرن پنجم هیچ نشانی از مهاجران قوم ترک نبود ؟؟؟؟!!!!در اوایل حکومت بنی عباس تمام حکومت توسط خاندان ایرانی برمکیان کنترل میشد توهمات شما مختار را ترک کردید تا کجا پیش میرود ؟؟؟!!لشکر مختار هم اکثرا غیر عرب بودند (ایرانی) و دلیل عدم حمایت قبایل عرب از مختار این مورد هم بوده است خوارزمشاهیان توسط ترکهای مغول شکست خوردن نه کردها؟؟؟!! (اشفعنا کل مریض ) بابک توسط همرزم هایش مورد خیانت قرار گرفت و اصلا ترک نبود اما شما (قومیت گراها )ترک کردند اما امی جان کتابخانه و دانشگاه جودی شاپور و... تاریخ آن موجود است عضو سر در فضای مجازی قومیتگراها کمی اطلاعات خود را بیشتر کنید شما از کجا میدانید تبت مورد تجاوز ترکها و مغولها قرار گرفته ؟؟؟!!!ترکها و مغولها دنبال مراتع سرسبز و دشت بودند برای چرا دام های خود نه تبت کوهستانی همیشه پوشیده در برف و سرمای استخوان سوز شاید جالبه بدانید کشور بوتان (کشور سلسله جبال هیمالیا ) اصلا ارتش ندارد چون ارزش حمله کردن ندارد یعنی تقریبا هیچ ارتش کشوری نمی تواند آنرا بگیرد و اصولاً آداب و رسوم و نژاد آنها دست نخورده باقی مانده است خسارات که هجوم ترکها مغولها و ...به جا گذاشته اند میتوان در اشعار ضد ترکی نظامی دید پیشنهاد میکنم جستجو کن
امی ۱۳ آذر ۱۳۹۹ | ۱۳:۳۱
از سال ۱۲۳۹، گودان خان، از رهبران مغول، بخشی از تبت را تصرف کرد. فرمان‌روایی مغول‌ها بر تبت، حدوداً دوره ۱۲۵۰ تا ۱۳۶۰ را پوشش داد. در این دوره، تبت میزان محدودی از خودمختاری منطقه‌ای را تجربه کرد که توسط کاربه‌دستان طریقت ساکیا، که یکی از مکتب‌های بوداگرایی تبتی است، به اجرا گذاشته می‌شد. این خودمختاری البته توسط یک ساختار اداری که توسط حاکمان مغول ایجاد شده بود، محدود نگه داشته می‌شد. اون قده بیسوادی که اول گفتم ارزش جوابو نداری ولی بعد گفتم فکر میکنه دانشمند و مثل بقیه پان متوهم ها توهم اونو میگیره که فقط تاریخ درست مال کوروشه و بس این متنو از ویکی پدیای خودتون که کاملا دست فارس ها اداره میشه کپیش کردم بخون لااقل سوادت بره بالا
امید ۱۳ آذر ۱۳۹۹ | ۲۰:۱۷
جناب یک کمی سطح سوادت را ببر اول متنو کامل بخون مغرضانه جواب نده من نگفتم مختار ترکه گفتم در سپاه مختار و امام حسین ترک بوده و شهید شده نگفتم جلال الدین خوارزمشاه مغول را کردها شکست دادن گفتم جلال الدین در جنگ و فرار با مغولان در نتیجه خیانت کردها تو کردستان کشته شد بابک خرمدین هم بوسیله سردار طبرستانی افشین اسیر و در بغداد کشته شد پیروان بابک قیرمیزی دون یا دامن و لباس قرمز میپوشیدند و به همین جهت به سرخ جامگان مشهور شدند مثل قزلباشهای ترک صفوی که اونها هم کلاه سرخ بر سر میگذاشتند(چه شباهتی ولی تصادفی نیست چون هم بابک و هم صفویه ترک هستند)لا اقل شما خودتون اعتراف میکنید سکاها التصاقی زبان هستند پس سکاها و اشکانیان سکاتبار ربطی به اریاییان هند و اروپایی زبان ندارند نقاشی مانی کجاست بعد اول هم گفتم حکومت های قبل اسلام(هخامنشین یهود و سلوکیه یونانی و اشکانیان سکا تبار و ساسانیان پهلوی زبان ) به ساکنین فارس زبان بعد اسلام هیچ ربطی ندارند که شما خودتون را وارث اونها میدونید که اگر بوده چرا اوج شکوفایی شعر و ادب فارسی و دانشمندان ایرانی اسلامی به بعد از حکومت سامانیان یعنی مقارن محمود شاه غزنوی مربوط میشه مثل رودکی و فردوسی و بعدها حافظ و سعدی غزنویان ترک قبل از قرن پنجم بر ایران حکومت کرده اند سپاه عمر با ترکان در ازربایجان جنگیده( اسناد و کتابش هست)مادر خلیفه عباسی معتصم ترک بوده و از زمان معتصم به بعد دربار عباسی تحت تسلط ترکان بوده اون برامکه که میگید تا زمان هارون پدر این معتصم دارای نفوذ بودند که بعد کشتارشون به دست هارون از دور خارج شدند مغولان هم اگر باعث ویرانی میدونی اینو هم بدون نصف اثار باستانی این مملکت بعد اسلام مربوط به مغولان است نصف دیگرش مال ترکان مثل اثار و ابنیه شهر مشهد و سلطانیه و تبریز و مراغه و شهر ری و اصفهان و تهران (گنبد سلطانیه زنجان بزرگترین بنای اجری جهان در زمان غازان مغول ایجاد شده) بعد برای نمونه نحوه شمارش اعداد در مغولی و ترکی را مقایسه کنید یا اتا و انای ترکی در مغولی همانجور نوشته و ادا میشود اگر برابر بودند من قبول میکنم ترکی با مغولی یکی است(چون در تمام شاخه های زبان ترکی اینها عین هم هست) دیپلماسی ایرانی در صورت بیطرفی این جوابیه را پخش کن ممنون