کنسرت اروپایی، دکترین ترومن، بازی اردوغان و واقعیت هایی که روسیه با آنها روبه‌روست

پیکربندی ژئوپلیتیک جدید در قفقاز جنوبی

۲۱ دی ۱۳۹۹ | ۱۱:۰۰ کد : ۱۹۹۸۹۰۸ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
قهرمان نورانی درآباد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: یکی از اهداف اصلی ناتو مهار روسیه و به محاصره درآوردن آن کشور از ناحیه غرب و جنوب است تا از دامنه قدرت نوظهور آن کاسته شود. در این راستا تحرکات ترکیه در قفقاز جنوبی نمی تواند بدون هماهنگی و یا دست کم جلب رضایت ناتو صورت گرفته باشد. با چنین فرضی، منافع حیاتی پیمان ناتو، اتحادیه اروپا و آمریکا در منازعه با روسیه ایجاب می کند که آنها از حضور نظامی ترکیه به عنوان عضو مؤثر ناتو در منطقه قفقاز جنوبی پشتیبانی کنند.
پیکربندی ژئوپلیتیک جدید در قفقاز جنوبی

نویسنده: قهرمان نورانی درآباد، کارشناس ارشد مسائل اوراسیا 

دیپلماسی ایرانی: استراتژی مهار یکی از راهکارهای شناخته شده در صحنه جهانی برای مقابله با رقباء و دشمنان به شمار می رود. این استراتژی بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم با مشاهده سیاست توسعه طلبانه شوروی سابق در اروپای شرقی آن زمان، شکل جدی تری به خود گرفت و اندیشمندان بسیاری را در این زمینه به خود مشغول کرد. جورج کنان (George F.Kennan) دیپلمات معروف آمریکایی از جمله اندیشمندانی بود که با ارائه چارچوبی مشخص، مشهورترین مدافع سیاست مهار شوروی لقب گرفت و دیدگاه های او الهام بخش دکترین ترومن در سال های جنگ سرد شد. کنان در نوشته های خود استدلال کرد که رژیم شوروی ذاتاً توسعه طلب هست و نفوذ آن در مناطق استراتژیک برای ایالات متحده باید محدود شود. 

با فروپاشی شوروی برخی انتظار داشتند که روسیه به عنوان وارث امپراتوری کمونیستی دچار دگردیسی شود. به طوری که با از دست رفتن "قدرت جهانی"، آن کشور حداکثر در نقش "قدرت منطقه ای" ظاهر شود. تئوری موسوم به "پایان تاریخ" فرانسیس فوکویاما Fukuyama) Francis) فیلسوف آمریکایی هم درست در همان فضای ملتهب پایان جنگ سرد ارائه شد تا پیروزی قاطع نظام لیبرال دموکراسی را اعلام کند. اما سپرده شدن کرسی دائم دارای حق وتوی شوروی در شورای امنیت سازمان ملل متحد به فدراسیون روسیه و بازسازی قدرت در آن کشور پهناور با روی کار آمدن ولادیمیر پوتین در سال 1999 میلادی، آن کشور دوباره تا حدودی به جایگاه قبلی خود بازگشت. 

توسعه نفوذ روسیه در مناطق پیرامونی، مداخله نظامی در سوریه و لیبی، همکاری استراتژیک نظامی با ونزوئلا در حیات خلوت ایالات متحده، مقابله با پیشروی ناتو به سمت شرق و ساخت تسلیحات فوق مدرنی همچون موشک های بالستیک فراصوتی را می توان نشانه هایی از ارتقاء سطح قدرت جهانی روسیه قلمداد کرد. 

در طرف مقابل، آمریکا در راستای تثبیت هژمونی جهانی خود و تبدیل به قدرت بلامنازع در صحنه بین المللی، برخورد با قدرت روسیه را با شیوه های مختلف دنبال کرده و در چارچوب جنگ هیبریدی هر آنچه را که باعث تضعیف و مهار روسیه شود انجام داده است. محاصره روسیه در مرزهای خود را باید از جمله استراتژی بلند مدت آمریکا در این زمینه دانست. البته آمریکا برای مهار روسیه و ایجاد محدودیت ژئوپلیتیک برای آن کشور به تنهایی عمل نمی کند و علاقمند به پیشبرد هدف خود در قالب پیمان آتلانتیک شمالی ناتو و یا درگیر کردن آن کشور با استفاده از "استراتژی موازنه دور از ساحل" (Offshore balancing) است تا رقیب را به زانو درآورد. 

در مقاله حاضر تلاش بر این است که تحولات اخیر در قفقاز جنوبی از منظر استراتژی مهار روسیه مورد ارزیابی قرار گیرد و چالش های ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک حاصل از آن برای روسیه در "خارج نزدیک" برشمرده شود. 

• دیپلماسی کنسرت اروپا 

پس از شکست ناپلئون بناپارت در قرن نوزدهم مدل جدیدی از همکاری استراتژیک قدرت های مسلط آن زمان یعنی روسیه، اتریش، پروس و بریتانیا تحت عنوان "کنسرت اروپا" Concert of Europe)) پی ریزی شد تا با ایجاد موازنه قوا از تکرار جاه طلبی های ناپلئونی در قاره سبز جلوگیری شود. مهم‌ترین ویژگی کنسرت اروپا اعمال هژمونی در عرصه بین المللی توسط معدود قدرت های جهانی و ایجاد نظم بین‌المللی مورد دلخواه آنها بود. باید در نظر داشت این تجربه تاریخی، جلوگیری از بازگشت روسیه به دوران قدرت شوروی سابق به عنوان یک اصل از سال 1991 میلادی به این سو توسط قدرت های غربی دنبال می شود و آنها در روابط خود با روسیه اصالت را بیشتر از همکاری بر "منازعه و محاصره" قرار داده اند. 

در این راستا نمونه های زیادی از رویکرد ستیزه جویانه غرب با روسیه را در طول سه دهه گذشته شاهد بوده ایم. و جنگ دوم قره باغ می تواند در ردیف یکی از اقدامات چالش ساز قدرت های رقیب بین المللی برای روسیه قرار گیرد. حضور نظامی ترکیه عضو ناتو در جنگ قره باغ و سکوت ضمنی اروپا در برابر پیشروی ارتش آذربایجان برای ایجاد واقعیت های جدید در پیکربندی ژئوپلیتیک منطقه می تواند نشانه ای از کنسرت اروپا برای مهار روسیه در این منطقه حساس تلقی شود. 

البته کرملین هم به خوبی از این استراتژی آگاهی دارد و افزایش وزن دیپلماتیک و نظامی آن کشور در قره باغ کوهستانی احتمالاً واکنشی در برابر اقدامات تهاجمی قدرت های رقیب است. این بدان معناست که علاوه بر دکترین ترومن، کنسرت اروپا هم برای محدودسازی و محاصره روسیه به کار گرفته شده است. هدف نهایی چنین اقداماتی مشغول کردن روسیه با مسایل حوزه جغافیایی شوروی سابق و تنزل دادن قدرت آن کشور از سطح بین المللی به سطح منطقه ای است. 

• مأموریت ترکیه در قفقاز جنوبی 

همانطور که اشاره شد یکی از اهداف اصلی ناتو مهار روسیه و به محاصره درآوردن آن کشور از ناحیه غرب و جنوب است تا از دامنه قدرت نوظهور آن کاسته شود. در این راستا تحرکات ترکیه در قفقاز جنوبی نمی تواند بدون هماهنگی و یا دست کم جلب رضایت ناتو صورت گرفته باشد. با چنین فرضی، منافع حیاتی پیمان ناتو، اتحادیه اروپا و آمریکا در منازعه با روسیه ایجاب می کند که آنها از حضور نظامی ترکیه به عنوان عضو مؤثر ناتو در منطقه قفقاز جنوبی پشتیبانی کنند. بنابراین هیاهوی امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه در میانه جنگ دوم قره باغ را نمی توان موضع واحد قدرت های غربی در این موضوع تلقی کرد. 

با بررسی عملکرد روسیه می توان دریافت که آن کشور با تغییر برخی معادلات در زمین بازی آن هم در آستانه انتقال گاز آذربایجان به اروپا عملاً روسیه را در تنگنای ژئوپلیتیک قرار داده و برتری منطقه ای آن دولت را برای نخستین بار پس از فروپاشی شوروی در قفقاز جنوبی به چالش کشیده است. 

از طرفی ترکیه تحت رهبری رجب طیب اردوغان از انگیزه کافی برای ایفای چنین نقشی برخوردار است. چرا که ترکیه در حال توسعه عمق استراتژیک خود در منطقه تحت نفوذ امپراتوری عثمانی و بازگشت به قدرت پیش از جنگ جهانی اول است. برتری طلبی در کنار مرزهای ترکیه را می توان نتیجه چنین رویکردی دانست. درست است که بازگشت به ارزش های سنتی و مذهبی دوره عثمانی با ارزش های لیبرال دموکراسی غرب در تناقض آشکار قرار دارد اما به چالش طلبیدن قدرت روسیه با منافع غرب کاملاً سازگار است و قاعدتاً حمایت قدرت های غربی را پشت سر خود خواهد داشت. در ادامه این بازی امکان دارد ترکیه با حمایت قدرت های غربی برای مداخله در مناقشات خاموش آبخازیا و اوستیای جنوبی در گرجستان و مناقشه کریمه در اوکراین نیز خیز بردارد. 

• تحول جدید در ژئواکونومیک قفقاز جنوبی 

به موازات تغییرات ژئوپلیتیک در قفقاز جنوبی آغاز صدور گاز آذربایجان از حوزه شاهدنیز به جنوب اروپا بخش دیگری از پازل غرب در جنگ هیبریدی با روسیه تکمیل شد تا در سال های آتی قاره اروپا از وابستگی به گاز روسیه رهایی یابد. در واقع افتتاح خطوط لوله انتقال گاز تاناپ (ترانس آناتولی) و تاپ (ترانس آدریاتیک) از دریای خزر تا ایتالیا در جنوب اروپا را باید ضربه دیگری بر قدرت روسیه دانست که آن کشور را با واقعیت های تلخ دیگری روبه رو خواهد کرد. گفته می شود که ظرفیت این خط لوله در صورت پیوستن گاز ترکمنستان به آن به 60 میلیارد متر مکعب خواهد رسید. 

این موضوع بدان جهت اهمیت دارد که تحریم ساخت خط انتقال گاز روسیه به آلمان موسوم به "نورد استریم دو" با مقاومت مقامات آلمانی مواجه شده است و اگر نیاز آن کشور به گاز طبیعی از منابع دیگر تأمین شود این مسئله برد بزرگی برای آمریکا و قدرت های اروپایی خواهد بود و ضربه سنگینی به درآمدهای ارزی روسیه در دراز مدت خواهد زد که می تواند اجرای طرح های نظامی، اقتصادی و برتری منطقه ای آن کشور را دچار چالش بکند. 

• ضد حمله روسیه در حیات خلوت 

درباره وقوع جنگ دوم قره باغ تاکنون فرضیه های مختلفی ارائه شده است. تحلیل غالب بر این است که این جنگ حاصل معامله بین اردوغان و پوتین بود تا به دور از مداخله غرب شکل جدیدی از همکاری مبتنی بر بازی برد – برد در منطقه شکل بگیرد و صلح پایدار بین آذربایجان و ارمنستان ایجاد شود. اما تحولات پس از جنگ صحت چنین نظریه ای را زیر سؤال برد و روس ها علاوه بر تحکیم جای پای خود در منطقه و به دست گرفتن امنیت کریدورهای ارتباطی ایجاد سوء ظن در منطقه را باعث شدند. 

شگرد دیگر روسیه این بود که با حفظ موجودیت "گروه مینسک" سازمان امنیت و همکاری اروپا خود را متعهد به الزامات سیاست جهانی نشان می دهد تا متهم به یکجانبه گرایی نشود و دولت های محوری کنسرت اروپا را این بار به بهانه خدشه دار کردن نظم بین المللی علیه خود نشوراند. درست به همین دلیل، پوتین پیشنهاد رئیس جمهوری فرانسه برای گفت وگوی امنیتی در باره قره باغ را بی درنگ پذیرفت و وانمود کرد که کشورش قصد ندارد به عنوان عصیانگر علیه هنجارهای بین المللی شناخته شود. این مسئله برای روسیه از آن جهت اهمیت دارد که برای ایفای نقش هژمون منطقه ای و مقابله با تعدی بازیگران دیگر در حوزه نفوذش مجبور است بر الزامات قدرت جهانی رعایت کند. 

در کنار این، بسیج توانمندی روسیه در قفقاز جنوبی پس از پایان جنگ و ایفای نقش پلیس منطقه ای و پرهیز از مداخله نظامی به نفع یکی از طرفین مناقشه با هدف مشروعیت بخشی به اقداماتی صورت گرفت که از تنزل قدرت روسیه به سطح منطقه ای جلوگیری شود. 

از سوی دیگر روسیه برای پیشگیری از ورود رقباء و دشمنان بالقوه به حیات خلوت خود تمامی اقدامات احتیاطی و پیشگیرانه را اتخاذ کرده است. به دست گرفتن کنترل قره باغ کوهستانی و نظارت بر کریدورهایی ترانزیتی حمل و نقل و انرژی از جمله اقدامات روسیه برای برقراری هژمونی خود در منطقه به شمار می رود. اما موفقیت این اقدامات در دراز مدت منوط به حفظ قدرت اقتصادی روسیه است که با نوسانات شدید در بازار نفت و تحریم های غرب فعلاً چشم انداز روشنی ندارد. 

• آینده نگری برای بازی قدرت 

در قفقاز جنوبی ترکیه در جنگ دوم قره باغ با حمایت همه جانبه از آذربایجان که شاید برای روسیه غافل گیرکننده بود کرملین را با چالش های امنیت ملی در قفقاز جنوبی روبه رو کرد. با پذیرفتن احتمال به کارگیری دیپلماسی کنسرت اروپا گمان می رود که این کشور به نیابت از قدرت های غربی و ناتو و با الهام از اصول جورج کنان برای محاصره روسیه از جنوب وارد عمل شده باشد و چه بسا دامنه آن در آینده به گرجستان و اوکراین نیز کشیده خواهد شد. با این رهیافت همکاری آنکارا با مسکو در منطقه قفقاز جنوبی صرفاً جنبه تاکتیکی دارد و استراتژیک نیست. 

در بعد کلان هم، آینده رقابت قدرت های جهانی و منطقه ای در قفقاز جنوبی پر کشمکش خواهد بود. به گونه ای که تضاد شدید منافع ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک بین روسیه از یک سو و غرب و ترکیه از سوی دیگر، ممکن است شکل گیری همکاری بین المللی در این منطقه حساس را دشوار کند.

کلید واژه ها: قره باغ مناقشه قره باغ قفقاز جنوبی قفقاز روسیه ترکیه پیمان ناتو ناتو ولادیمیر پوتین رجب طیب اردوغان دکترین ترومن ارمنستان آذربایجان جمهوری آذربایجان جنگ ارمنستان و آذربایجان


( ۱۷ )

نظر شما :

شاه عباس مازنی ۲۱ دی ۱۳۹۹ | ۱۲:۱۰
سازمان امنیت و همکاری شانگهای با توجه به گستاخی ناتو و اوامرش به سمت ناتوی شرق حرکت خواهد کرد و ایران با توجه به هم مرز بودن با ناتو توسط ترکیه ، نوک پیکان ناتوی شرق خواهد بود و نقش جهانی ویژه ای خواهد داشت و حضور نظامی هر چه موثر تر در خلیج فارس و اقیانوس هند ایران را به مرکز معادله جهانی تبدیل خواهد کرد ، مرکزی تعیین کننده معادلات برای سایر بازیگران منطقه ای و جهانی
فدوی ۲۱ دی ۱۳۹۹ | ۱۶:۱۴
سایت دیپلماسی ایرانی ، آیا با ترکیه خورده برده ای داری ؟ هر مقاله ای که نویسنده هایت می نویسند و یا ترجمه می کنی در اونها از ترکیه بت سازی می کنید کشوری جهان سومی که اندکی آب زیر پوستش افتاده ... یک جا با روسیه برابرش می دانید و جای دیگر عضو خودمختار ناتو معرفیش می کنید . اما هنوز هیچکدام از مقالات شما پاسخ یک سوال ساده را نداده اند و یا هنوز مقاله ای نیافته اید که در سایتتان برای پاسخ به این سوال قرار دهید . آنهم اینست که چگونه است که ترکیه هر کاری انجام می دهد ، از شیر مرغ تا جان آدمیزاد دقیقا در جهت منافع اسراییل است ؟ حتی آنجایی هم که حماس را به سمت خود جلب می کند ( البته کاملا مزورانه ) فقط حرف است و ذره ای اقدام عملی برای نجات فلسطینیان انجام نمی دهد ... در آخرین مورد هم که کاملا متحد با اسراییل در قره باغ عمل کردند و از ماجرای داعش نگویم که خدمتی که ترکیه در قضیه ی داعش و سایر سلفی ها به اسراییل کرد ، بالفور هم انجام نداد ... برای من جای تعجب است که اگر شما هم به عنوان بخش کوچک و نظریه ای ایران امروز همانند حاکمیت امروز ایران ، معتقدید که برای کاهش فشار آمریکا می بایست با کشورهای اطرافمان راه بیاییم حتی اگر شیطنت کردند ، خب عزیزان یکبار برای همیشه با خود آمریکا راه بیایید که مجبور نباشیم لاینقطع به نوچه هایش باج بدهیم . والله
ناشناس ۲۱ دی ۱۳۹۹ | ۱۷:۱۴
مقاله چند مورد را (به عمد یا سهو) نادیده گرفته است: 1- قدرت آمریکا (و غرب به طور کلی) رو به ضعف است. وضعیت اقتصاد جهانی و پیشروی چین را ببینید. آمریکا زمانی نیمی از اقتصاد جهان را شامل می شد، اکنون کمی بیش از 20 درصد. بعید است که بایدن بتواند این وضع را عوض کند. در صورت تشکیل محور چین-روسیه (همراه با کشورهای اقماری)، شکست غرب دور از انتظار نیست. 2- دلایلی که باعث رای آوردن ترامپ در 2016 شد هنوز سرجای خود است و اگر ترامپ در مورد کرونا کند نزده بود، هنوز هم در کاخ سفید بود. ضعف اقتصادی، قطبی شدن و در نهایت موزاییکی شدن آمریکا؛ این کشور را ضعیف خواهد کرد. هیچ جایگزینی در بلوک غرب برای آمریکا وجود ندارد. 3- برخلاف نظر نویسنده، روابط ترکیه-غرب در بدترین وضع خود (حداقل از زمان مناقشۀ نظامی قبرس) است. ظاهراً بایدن، برت مک گورک را مسئول سیاست خاورمیانه کرده است؛ یک چهرۀ به شدت ضد ترکی. در واقع روسیه در قفقاز به ترکیه امتیاز داد و زمینه را آماده کرد تا با تشدید اختلافات ترکیه-غرب، در نهایت این کشور را از ناتو و غرب جدا کند. اگر این اتفاق بیفتد (اگر)، دیوار شرق ناتو فرو خواهد ریخت و غرب به شدت تضعیف خواهد شد. در این راه، روسیه از فرانسه نیز برای تشدید اختلافات غرب-ترکیه بهره می برد. 4- به نظر می رسد تحلیل غالب (معاملۀ پوتین-اردوغان) صحیح تر است. باید منتظر بود و دید آیا ترکیه برای خرید جنگندۀ مدرن به سوی روسیه خواهد رفت یا خیر. خرید جنگندۀ روسی اولین گام برای خروج از ناتو خواهد بود. 5- با حضور ترکیه در محور روسیه-چین این غرب است که محاصره خواهد شد، نه روسیه.
خسرو ۲۱ دی ۱۳۹۹ | ۱۹:۱۱
نویسنده محترم توجه فرمایید که نوشته حاضر در رابطه با عملکرد نیابتی ترکیه از طرف ناتو در قفقاز جنوبی با نوشته های قبلی تان در مورد نقش ترکیه تناقض دارد
كامران ۲۱ دی ۱۳۹۹ | ۲۱:۳۱
بر خلاف نظر اقای فدوی که ناشی از بخل است ترکیه بر اساس منافع ملی و منافع کشورهای دوست و برادر حرکت میکند، و ارزیابی ان در جهت منافع اسراییل جای سوال دارد!! حال انکه ترکیه هزینه های بسیاری جهت جلوگیری از طرحهای اسراییلی چون تشکیل کردستان بزرگ و تجزیه کشورهای منطقه کرده است.ازاد سازی قره باغ در جهت منافع مردم مسلمان اذربایجان بود نه اسراییل !! و گویا شما از این مسئله خیلی ناراحت هستید.
در جواب کامران ۲۲ دی ۱۳۹۹ | ۱۴:۵۵
ترکیه فقط منافع خود میندیشد از تحریم ایران نهایت استفاده کرد از انفعال ایران در قره باغ نهایت استفاده کرد در سوریه منافع ایران را تهدید و حتی مستقیما نیروهای ایرانی هدف قرار داد و بهترین اقدام برای امنیت اسراییل کرد که غربیها قادر به آن برای اسراییل نبودند طرح اسراییل کردستان بزرگ تنها نبوده بلکه پایگاهها در باکو آنکارا و احتمالا شکست اسد در سوریه و منطقه قره باغ بود چندین برابر هزینه ترکیه سود بردار غارت شهرکهای صنعتی حلب (شیخ نجار )تا ترانزیت نفت داعش و فروش و حمایت از تکفیری‌ها زمزمه استقرار اسراییلی ها در قره باغ وپایکاههای ترکیه و تکفیری‌ها سوریه در جدار مرزی ایران آزادی قره باغ در جهت منافع ترکیه و اسراییل بود چه در زمینه وابستگی آذربایجان در زمینه نظامی و انرژی و ترانزیت و...دور نیست روزی همان مردم باکو باید خدمتگزاری شرکتها و شخصیت‌ها ترکیه باشند از چاله در آمدند و در چاه افتادند نظر آقای فدوی از روی بخل نیست بلکه واقعیت میدانی و سیاست امروز ترکیه است
كامران ۲۲ دی ۱۳۹۹ | ۲۱:۰۹
اقای ایرج ! انفعال سیاست خارجی ایران در مورد قره باغ از دید شما یعنی اینکه چرا در جنگ اخیر حمایت جانانه از اشغالگران ارمنی نشد !! از دید شما ازادسازی قره باغ و رفع رنج بیش از یک میلیون اواره مسلمان اذربایجانی یعنی تامیین منافع اسراییل !! با وجود استقرار نیروهای روس در قره باغ لطفا دیگر از احتمال استقرار اسراییلی ها داستان سرایی نکنید. از شایعه فروش نفت داعش به ترکیه میگویید اما از امضای قرار داد نفتی بین گروهای تروریستی کرد سوریه و امریکا که رسما اعلام شد و حتی دولت سوریه انرا محکوم کرد چیزی نمیگویید!!
در جواب کامران یا خسرو ۲۳ دی ۱۳۹۹ | ۱۹:۱۶
انفعال ایران کوتاهی در قبال سقوط خمپاره و راکد در خاک ایران و زخمی شدن همشهریان شما و ایجاد منطقه حایل به طول ۲۵کیلومتر در خاک منطقه قره باغ مانند آنچه که ترکیه در سوریه انجام داد و استفاده از این اهرم فشار در جهت تطمیع کردن دو طرف به عدم دخالت و مشارکت کشور سوم (ترکیه و اسراییل روسیه ) در مناقشه جنگی و استقرار پایگاهها ترکیه و اسراییل و استقرار تکفیری‌ها ترکمن سوری و حفظ درآمد ترانزیتی هم شهریان شما در مرز و عدم قدرت گیری سیاستهای پانترکی باکو و ترکیه علیه ایران و دور کردن روس‌ها از ارمنستان (شکست ارمنستان باعث نگرش مردمی الحاق آنها به روسیه به علت تنهایی و انزوا و دشمنی باکو و ترکیه که برای باکو گرجستان خوب نیست )علاوه بر روسها نیروی ترکیه حضور دارد در قره باغ ،قاچاق و ترانزیت نفت عراق و سوریه توسط داعش بوسیله و حمایت ترکیه شایعه نیست واقعیت است فیلم آن موجود است که بمباران آن تانکرها توسط نیروی روسی باعث ساقط شدن هواپیما و کشته شدن خلبان بوسیله ترکیه شد ، تفکرات خطرناک قومیتی و نژادی شما باعث سو برداشت و کج فهمی موضوعات سیاسی میشود عینک قومیتی را بردارید و منصفانه نگاه و تحلیل کنید ، اسم من ایرج نیست (رضا )هستم
در جواب رضا ۲۴ دی ۱۳۹۹ | ۱۶:۴۳
جناب آقای رضا اولا آزربایجان سوریه نیست و ایران هم ترکیه نیست که بقول شما بتواند منطقه حایل ایجاد کند و آن تروریستهای تکفیری هم هیاهویی برای هیچ بود که اگر وقعیت داشت در بیانیه ۹ ماده ای اسمی از آنها برده می شد پس نیت و دلسوزی شما هم در مورد منطقه آزربایجان ایران واقعی نیست الکی ژست طرفداری از حقوق مردم منطقه را نگیرید و آن راکت پراکنیها از طرف ارمنیها بود که دیدید که پس از آزاد سازی آن مناطق هیچگونه مورد مشابهی گزارش و دیده نشد