بازی غرب با تهران همچنان ادامه دارد

بازگشت به برجام و چرخه «آچمزی» ایران

۰۶ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۷:۰۰ کد : ۲۰۰۰۲۹۲ اخبار اصلی پرونده هسته ای
علی عیدی پور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: در شطرنج حالتی به نام «زوگزوانگ» ZUGZWANG وجود دارد که به آن «حرکت اکراهی» هم گفته می شود. این حالت زمانی است که نوبت حرکت بازیکن فرا می رسد و مجبور است که حرکت کند اما حرکت خوبی برای انجام دادن ندارد، یعنی با هر حرکتی وضعیت او از قبل بدتر می شود و به دردسر می افتد. به همین دلیل بازیکن دوست ندارد حرکت کند چون قطعا یکی از مهره هایش را از دست خواهد داد. از طرف دیگر طبق قوانین بازی، بازیکن نمی تواند حرکت نکند، بنابراین تنها راه خروج این است که بازیکن بنا به خواست خود یکی از مهره هایش را فدا کند تا شاید بتواند بازی را از این حالت خارج کند. البته خارج شدن یا بدتر شدن وضعیت بازی، کاملا به هنر بازیکن در بازی بستگی دارد. از این منظر می توان گفت که «بازی هسته ای» ایران به حالت آچمزی کشیده شده و ایران باید از طریق «بازی زوگزوانگ»، حرکتی انجام دهد تا از آچمزی خارج شود. بدین معنی که باید مهره ای را فدا کند تا بتواند مهره های دیگر را نجات دهد.
بازگشت به برجام و چرخه «آچمزی» ایران

نویسنده: علی عیدی پور، دانشجوی دکترای روابط بین الملل و پژوهشگر مهمان در پژهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه

دیپلماسی ایرانی: به دنبال روی کار آمدن دولت جو بایدن در آمریکا و ارسال سیگنال هایی مبنی بر بازگشت به برجام از یک سو، و تمایل دولت ایران برای این بازگشت از سوی دیگر، این تصور ایجاد شده است که بعد از بازگشت دو کشور به برجام شرایط به حالت عادی بر می گردد. اما این تصور با واقعیات فضای حاکم بر روابط دو کشور منطبق نیست چرا که آمریکا هیچگاه همه تحریم ها و اهرم های فشار علیه ایران را برنخواهد داشت.

بحث اصلی این یادداشت این است که از زمان مذاکرات منتهی به برجام تا کنون آمریکا با انجام یک بازی حساب شده و دقیق، ایران را در «شرایط آچمزی» قرار داده که «برون رفت کامل» از آن برای ایران غیر ممکن است.

در زمان مذاکرات منتهی به برجام آمریکا با طرح و اجرای یک بازی پیچیده، انجام رفتارهای استراتژیک گسترده و در نهایت درگیر کردن ایران در یک «بازی خود آچمزی» بسیار حرفه ای، اکثریت قریب به اتفاق مهره های ایران اعم از اقتصاد، رفاه، روابط خارجی و غیره را در شرایطی قرار داده بود که برون رفت از آن ممکن نبود مگر اینکه یک سری مهره ها را فدا کند تا مهره های دیگر را نجات دهد. در آن شرایط ایران می بایست از طریق مذاکره و امتیازدهی، طوری بازی می کرد که با فدا کردن مهره «برنامه هسته ای»، مهره های اقتصاد، رفاه و روابط خارجی را از حالت آچمزی خارج کند که در نهایت همین امر هم صورت گرفت. اما در عمل مهره های «اقتصاد» و «روابط خارجی» ایران هیچ گاه از حالت «آچمزی کامل» خارج نشدند، چراکه آمریکا این مهره ها را گروگان گرفته بود تا ایران را به دادن امتیازهای دیگری خارج از چارچوب برجام وادار کند، ازجمله در موضوع برنامه موشکی و نفوذ منطقه ای ایران.

بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ و اتخاذ سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران، تهران مجددا در شرایط «آچمزی کامل» قرار گرفته است، به طوری که علاوه بر این که «مهره هسته ای» خود را فدا کرده، سایر مهره های خود از قبیل اقتصاد و روابط خارجی را نیز از دست داده است. 

در این میان دولت بایدن نیز کاملا از شرایط سخت ایران آگاه است و حاضر نخواهد بود بدون بهره برداری از این «فشار حداکثری» به برجام برگردد. به همین دلیل هم بایدن اعلام کرد که اگر ایران به تعهداتش عمل کند آمریکا هم به برجام باز می گردد.

در شطرنج حالتی به نام «زوگزوانگ» ZUGZWANG وجود دارد که به آن «حرکت اکراهی» هم گفته می شود. این حالت زمانی است که نوبت حرکت بازیکن فرا می رسد و مجبور است که حرکت کند اما حرکت خوبی برای انجام دادن ندارد، یعنی با هر حرکتی وضعیت او از قبل بدتر می شود و به دردسر می افتد. به همین دلیل بازیکن دوست ندارد حرکت کند چون قطعا یکی از مهره هایش را از دست خواهد داد. از طرف دیگر طبق قوانین بازی، بازیکن نمی تواند حرکت نکند، بنابراین تنها راه خروج این است که بازیکن بنا به خواست خود یکی از مهره هایش را فدا کند تا شاید بتواند بازی را از این حالت خارج کند. البته خارج شدن یا بدتر شدن وضعیت بازی، کاملا به هنر بازیکن در بازی بستگی دارد.  

از این منظر می توان گفت که «بازی هسته ای» ایران به حالت آچمزی کشیده شده و ایران باید از طریق «بازی زوگزوانگ»، حرکتی انجام دهد تا از آچمزی خارج شود. بدین معنی که باید مهره ای را فدا کند تا بتواند مهره های دیگر را نجات دهد.

حال این سئوال مطرح می شود در شرایطی که ایران در حالت آچمزی قرار دارد چه مهره ای را می تواند برای نجات سایر مهره ها فدا کند؟

واقعیت این است تنها مهره ای که ایران می تواند مجددا فدا کند، «مهره هسته ای» است. به همین دلیل ایران چاره ای نداشت جز اینکه «غنی سازی 20 درصدی» را از سرگیرد و طرح خروج از «پروتکل الحاقی» را کلید بزند تا از این طریق آمریکا را به واکنش وادار کند تا حرکتی در جهت خواست ایران انجام دهد. بازی ایران تا اینجا دو نتیجه داشته است: اول واکنش اتحادیه اروپا برای برگزاری جلسه غیر رسمی اعضای برجام و حضور آمریکا به عنوان ناظر در این جلسه برای گفت وگو در خصوص بازگشت به برجام؛ دوم، سفر دبیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی و درخواست مهلت زمانی سه ماهه برای یافتن راه حل برون رفت از شرایط کنونی.  

با این حال، این به معنی اتمام کار نیست چرا که همانطور در ابتدای مطلب بحث شد، آمریکا هیچگاه ایران را به طور کامل از «حالت آچمزی» خارج نخواهد کرد. تجربه برجام به ما نشان داده است که آمریکا در ازای گرفتن امتیازات مهم، اساسی و متعدد از ایران، به صورت لاک پشت وار به آزادسازی مهره های «آچمز شده» ایران می پردازد و این کار را نیز با مهره های کم ارزش تر ایران شروع می کند تا همچنان مهره های با ارزش ایران را در حالت آچمزی نگه دارد تا برای گرفتن امتیازات بیشتر در مراحل بعدی مناقشات میان دو کشور از آنها استفاده کند. تحت این شرایط ایران نیز باید بطور مداوم به دنبال مهره های مهمی باشد تا بتواند در مناقشه های آتی با آمریکا از آنها برای بازی در حالت «زوگزوانگ» استفاده کند.

کلید واژه ها: بازگشت امریکا به برجام ایران و امریکا برجام جو بایدن لغو تحریم ها شطرنج


( ۲۳ )

نظر شما :

ناراضی وضع موجود ۰۷ اسفند ۱۳۹۹ | ۰۶:۰۵
به نظر من ما خودمون باعث آچمزی خودمون شدیم. اگر نعل به نعل به اسلام انقلابی و رویکرد خمینی کبیر عمل کنیم ما آمریکایی ها را جا گذاشته و در برابر شرایط و کار انجام شده قرار می دهیم. پیش زمینه اینکار اجماع انقلابی نخبگانی, خروج از روزمرگی و تعلل و مهمتر از همه بازسازی سرمایه اجتماعی اسلامی مردم با عدالت طلبی و نفی اشرافی گری است. نتیجه این حرکت خارج از شطرنج فرض شده میتواند اینها باشد: شکوفایی اقتصادی و خروج از سلطه دلار , افزایش برد موشک ها تا ۶۰۰۰ کیلومتر, افزایش غنی سازی تا ۹۰ درصد و آمادگی برای آزمایش اتمی,افزایش هر چه بیشتر و قویتر تحرک در کشورهای محور مقاومت و شاید ایجاد جبهه های جدیدتر منطقه ای. جنگ , جنگ اراده ها و عزم هاست!!! ً
Espand ۰۷ اسفند ۱۳۹۹ | ۰۶:۵۲
مقاله بسیار ضعیف بود که تخمین درستی از شرایط ایران و آمریکا نداشت و گزاره‌های غلطی را پیش‌فرض گرفته بود
مهدی ۰۷ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۲:۱۷
از مثال و تشبیه ابزار تحلیل هستند نه محور تحلیل.
حسین ۰۷ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۴:۴۲
کاملا با شما موافقم. بعضی ها نادانسته مساله رو به بدی ترامپ و خوبی بایدن نسبت میدن. ژیوپولیتیک به این یا آن آدم خاص بسته نیست. ما باید با آمریکا درگفتگو باشیم و بازیگر قدری دراین شطرنج.این نکته را هم اضافه کنم که بازی آمریکا با ایران کپی بازی گذشته آنها با فلسطینی هاست که از ۶ مارس ۱۹۹۱ تاکنون ادامه دارد. یکی ازراه های ایران برای رهایی ازین حالت آچمزی را در مقالهٔ های زیر می توانید مطالعه کنید( شاید هم خوانده باشید). موفق باشید. https://foreignpolicy.com/2020/01/24/iran-bitcoin-strategy-cryptocurrency-blockchain-sanctions/ https://www.google.com/amp/s/www.nytimes.com/2019/01/29/world/middleeast/bitcoin-iran-sanctions.amp.html
ms ۱۰ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۰:۱۹
آقای " ناراضی از وضع موجود" سیاست کاموای مامان بزرگ نیست برای خودت می بافی