مسکو و آنکارا منافع متضاد دارند

سایه رقابت امنیتی روسیه و ترکیه در بحران قره باغ

۱۲ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۳:۰۰ کد : ۲۰۰۰۴۳۸ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
عارف بیژن در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: مطابق با توافق میان آنکارا و مسکو، نظامیان ترک نیز در یک مرکز مشترک بر چگونگی اجرای موافقنامه پایان مخاصمه در این منطقه نظارت خواهند کرد. طرف روسی اعلام کرده که حضور ترکیه در این مرکز ارتباطی با عملیات صلح بانی ندارد و این تنها مسکو است که قرار است در این زمینه نقش اصلی ایفا کند؛ امری که ترکیه با آن مخالف است و خواهان مشارکت حداکثری در این منطقه است. جدای از نقش آفرینی روسیه و ترکیه در ایجاد صلح پایدار در قره باغ باید به نیات این دو کشور در دستیابی به منافع امنیتی خود در منطقه استراتژیکی قفقاز جنوبی توجه داشت.
سایه رقابت امنیتی روسیه و ترکیه در بحران قره باغ

نویسنده: عارف بیژن، کاندیدای دکتری مطالعات منطقه¬ای دانشگاه دولتی سن پترزبورگ و پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه

دیپلماسی ایرانی: بحران قره باغ که آتش زیر خاکستری است که دوباره طی ماه¬های گذشته شعله¬ور شده اکنون با میانجی¬گری روسیه و نقش غیر مستقیم ترکیه به صلح موقت رسیده است. بدین معنا که با وجود آنکه در توافق آتش‌بس جمهوری آذربایجان و ارمنستان نامی از ترکیه به عنوان صلح‌بان برده نشده اما آنکارا همانگونه که باکو بر آن اصرار می-ورزید، با مسکو به توافق رسید که در عملیات نظارت بر چگونگی اجرای توافق پایان مخاصمه قره‌باغ همکاری داشته باشد. مطابق با توافق میان آنکارا و مسکو، نظامیان ترک نیز در یک مرکز مشترک بر چگونگی اجرای موافقنامه پایان مخاصمه در این منطقه نظارت خواهند کرد. طرف روسی اعلام کرده که حضور ترکیه در این مرکز ارتباطی با عملیات صلح بانی ندارد و این تنها مسکو است که قرار است در این زمینه نقش اصلی ایفا کند؛ امری که ترکیه با آن مخالف است و خواهان مشارکت حداکثری در این منطقه است. جدای از نقش آفرینی روسیه و ترکیه در ایجاد صلح پایدار در قره باغ باید به نیات این دو کشور در دستیابی به منافع امنیتی خود در منطقه استراتژیکی قفقاز جنوبی توجه داشت.

درگیری ها و مناقشات تنش برانگیز در منطقه قفقاز جنوبی، به ویژه منازعات قره باغ بین ارمنستان و آذربایجان، پی ریزی یک محیط امنیتی متزلزل و تداوم بی ثباتی و تقابلات نظامی منطقه ای را موجب شده است. بدین ترتیب آنچه آشکارا برای همگان عیان است دو مورد است: 1-پایداری تحولاتی از این دست در منطقه و برهم خوردن نظم و امنیت محیط(معضل اساسی)، 2- فقدان وجود راه حلی صلح آمیز پایدار و خلاء دیپلماتیک در زدن مهر پایان بر تنش های موجود (نادیده گرفتن معضل). 

با شروع جنگ و درگیری ها در قره باغ از تاریخ 27 سپتامبر 2020 شاهد سربرآوردن گدازه های این آتش فشان همیشه بیدار بودیم، آتش فشانی که تقریبا سه دهه از درون خود نارضایتی ها و کشمکش های بی نتیجه ای را فوران می کرد. در جریان تحولات اخیر در این منطقه و با آتش¬بس اعلام شده برای فرونشاندن آتش منازعات با میانجی گری روسیه، طرفین آتش¬بس اعلام شده را به صورت موقت پذیرفتند و قرار بر این است ارمنستان بخشی از مناطق تحت کنترل خود را به جمهوری آذربایجان تحویل دهد. گرچه در این میان شاهد ورود و مداخله و همچنین همکاری هایی با مذاکرات دیپلماتیک از جانب کشورهای مختلف و گروه مینسک برای پایان بخشیدن به این تنش تاریخی و معضل دیرین قره باغ بودیم، لیکن در کنار آن نیز نمی توان ناکامی و بی ثمر بودن اقدامات اتخاذ شده کشورها برای آتش بس انسانی و دفاع از حقوق غیرنظامیان، و همچنین رقابت آنها برای دست یابی به منافع ملی و منطقه ای خود را فراموش کرد؛ امری که خود موجب فراموشی مشکل اصلی و یا به عبارتی پاک کردن صورت مسئله به جای حل آن شده است. 

به گونه ای می توان گفت سیاست سکوت، انکار و سکون تعمدی کشورهای دیگر گویای رویکردی است که همانند چتری بر مسئله قره باغ سایه انداخته و حل و فصل آن را به چالش می کشد. در این میان شاهد مشارکت و حمایت هایی برخی کشورهای منطقه از یکی از طرفین به صورت آشکار و پنهان بودیم. چنانچه ترکیه به صورت علنی به حمایت از آذربایجان برخواسته است. دریغ از اینکه آنچه در این میان اهمیت دارد، راه حلی برای پایان وضعیت همیشگی است و نه دفاع و جانبداری از یکی از طرفین درگیر در منازعه؛ چراکه این کار تنها می تواند چوب در آتش این جنگ دیرین ریخته و همواره آتشی در زیر خاکستر آن روشن نگاه دارد. اما چرا این مناقشات برای کشورهایی چون روسیه و ترکیه اهمیت دارد. نباید فراموش کرد که روسیه و ترکیه در خاورمیانه و به ویژه در کشور سوریه نیز مداخله و مشارکت دارند و طی چند سال گذشته روسیه و ترکیه هر دو در مهمترین میادین جنگی جهان نقش فعالی ایفا کرده اند. 

به نظر می رسد مناقشات در حوزه نفوذ روسیه و از جمله قره باغ برای مسکو از دو جهت در آینده اهمیت دارد: در وهله اول مسکو درصدد دور نگاه داشتن غرب از این منطقه و اعمال نفوذ خاص خود (privileged influence) در فضای پساشوروی است. اگرچه به باور برخی ناظران سیاسی در میان تحولات این منطقه، نفوذ مسکو در قفقاز جنوبی محدود است؛ لیکن نمی توان منکر شد مسکو نسبت به کشوری چون ترکیه، این قدرت را دارد که با همه بازیگران منطقه ای مناسباتی داشته و همکاری کند. چنانچه به لحاظ تاریخی می توان گفت روسیه هم برای ارمنستان و هم آذربایجان تسلیحات تامین می کرد. از دیگر سو ارمنستان که یک پایه از این نزاع است نیز بر روسیه به عنوان یک ضامن و فراهم کننده امنیت تکیه می کند. از سوی دیگر مسکو بزرگترین شریک تجاری آذربایجان در کشورهای مستقل مشترک المنافع (CIS) و خزر است. بنابراین آذربایجان دربردارنده منابع انرژی فراوان است و این سیاست امنیت انرژی مسکو را تضمین می کند. در نتیجه در تحولات اخیر قره باغ پوتین با احتیاط پیش می رود تا هیچ یک از طرفین مناقشه را از دست ندهد. بنابراین پوتین قصد آن را ندارد که دیگ منازعات بیش از حد بجوشد، اما در این میان آنچه اوضاع را پیچیده تر می کند، مداخله ترکیه به میدان نبرد است. 

قطعا ترکیه نیز خود آنچنان هم برای رویارویی با روسیه علاقمند نباشد، لیکن این مداخله در قفقاز جنوبی و رقابت ترکیه و روسیه هماوری آنها را در سایر صحنه های سیاسی در حال تغییر و تحول، چون سوریه به حالت موازنه نگه می دارد. قابل انکار نیست که ترکیه درصدد است با به چالش کشاندن مسکو و انحصارگرایی امنیتی روسیه در خارج نزدیک و خاورمیانه، برای خود اعتبار منطقه ای به دست آورد تا در مناطق دیگری چون قفقاز نیز سرآمد و پیشرو باشد. اردوغان درصدد واقعیت بخشی به آرمان ها و بلند پروازی های خود بوده و برای طرح ریزی قدرت ترکیه، از بحران های منطقه از سوریه و لیبی گرفته تا یونان و قبرس و قره باغ بهره برداری می کند. اما آنچه در این میان به وضوح به چشم می خورد، به نوعی چشم پوشی تعمدی بازیگران دخیل در این مسئله همچون ایالات متحده و نه تنها روسیه است. 

به نظر می رسد روسیه در رابطه با منطقه قره باغ سیاستی ترکیبی را در پیش گرفته است. بدین معنا که گرچه رویکرد مسکو برقراری یک محیط امنیتی متناسب با منافع ملی و امنیتی خود است اما قصد ورود هیجانی و جنجال برانگیز و تحریک دیگر بازیگران را ندارد. به عبارتی قدرت نرم روسیه نقش آن در منطقه قفقاز و آسیای مرکزی را تداوم می¬بخشد، پس مسکو چندان هم از بابت مناقشات همیشگی قره باغ نگرانی نخواهد داشت لیکن به دنبال آن است که حواسش از فعال گرایی بازیگران دیگر و مداخلات آنها پرت نشود. 

از دیدگاه روسیه، ترکیه از آب گل آلود مناقشات منطقه ای قصد گرفتن ماهی دارد. چرا که با ورود به بازی قره باغ ترکیه می تواند با تغییر وضع موجود، بازی را به سمتی برد که در آن آذربایجان، متحد دیرین آن، موفق و پیروز بیرون آید. از دیگر قصد ترکیه، سو نشان دادن خود به عنوان میانجی و واسطه ای مهم و فعال و کارآمد در بیشتر مناقشات منطقه ای است. برای ترکیه، جنگ قره‌باغ نمایشی بود از نقش فزاینده آنکارا در منطقه استراتژیک مهم قفقاز جنوبی. 

اگرچه توافق صلح فقط برای مدت پنج سال به صلح بانان روس اجازه فعالیت می‌دهد، و بعد از آن ارمنستان و جمهوری آذربایجان می‌توانند خواهان خروج آنها از منطقه شوند، اما می توان پیش بینی کرد که روسیه برای تثبیت جایگاه خود در این منطقه این توافق را برای یک دوره 5 ساله دیگر تمدید کند. بنابراین به نظر می رسد که در تحولات اخیر قره باغ و تحولات بعد از آن بین دو کشور روسیه و ترکیه هماوردی هایی برای عرض اندام خود صورت گرفته که در این جریان ترکیه درصدد به چالش کشاندن انحصارگرایی امنیتی روسیه، و روسیه نیز در پی اعمال بازی بزرگ و رهبری منطقه است. در نهایت می توان گفت آنچه حل مناقشه قره باغ به آن نیاز دارد «اتحادی امنیتی» با اولویت صلح سازی در منطقه قفقاز جنوبی با حضور تمامی بازیگران دخیل در آن و نه رقابت بر سر رهبری امنیتی این منطقه است.

کلید واژه ها: بحران قره باغ روسیه ترکیه جمهوری آذربایجان ارمنستان روسیه و ترکیه ارمنستان و جمهوری آذربایجان


( ۱۰ )

نظر شما :

صهیب بابایی توسکی ۱۲ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۳:۲۹
ترکیه دنبال گره زدن مسائل سوریه با قره باغ است.
ایرانی ۱۲ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۵:۵۰
درهر جلوی ترکها را باید گرفت. هر جا وارد شوند حضورشان به معنای خونریزی و فساد است.
علی ۱۲ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۷:۳۸
در ابتدا باید گفت توافق آتش بس به سبب شکست ارمنستان در جنگ به کشور آذربایجان تحمیل شدوگرنه ارتش آذربایجان توانایی آزاد کردن تمامی مناطق اشغال شده خود را داشت . وروسها مثل همیشه با توسل به قدرت نظامی خود این کار راکرد که ارمنستان آشغالگر از هم نپاشیده و به عنوان جای پای مسکو در قافقاز باقی بماند که منشاناامنی از هم نپاشد و روسیه برای مقاصد بعدی خود از آن استفاده کند. جای سوال اینجاست که چرا نویسنده از روسیه عضو کشورهای صلیبی به عنوان کشوری که در طول تاریخ حتی به ایران خود ما ضربه ها زده و آذربایجان ماراهم اشغال کرده و در حال حاضر نیز کریمه اوکراین را با زور ضمیمه خاک خود کرده انتقاد نمی کندولی از ترکیه مسلمان و حامی آذربایجان در جنگ قره باغ ، طوری صحبت می کند که انگار ترکیه برای تصاحب سرزمین آذربایجان اقدام کرده است. به قطع یقین در صورت نبودن نقش ترکیه در این جنگ ، باز روسیه به نفع ارمنستان مداخله نظامی کرده و سرنوشت جنگ را عوض می کرد. وباز مطمئن باشید حضور ترکیه قوی و مسلمان در قفقاز به نفع کشورهای اسلامی و در جهت تضعیف نقش روسیه به عنوان کشور همیشه مداخله گر در امورات کشورهای دیگر، خواهد بود و این به نفع کشور ما هم خواهد بود. ضمن اینکه این مسئله باعث خواهد شد چرخه ی برآورده شدن همیشگی منافع کشورهای بزرگ و با قدرت نظامی بزرگتر ، به نفع کشورهای قدرتمند متوسط مانند ایران وترکیه ، قطع شود.
خسرو ۱۲ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۹:۳۳
روسیه به عنوان موسس ارمنستان (کشتار و آواره کردن شیعیان آذربایجانی تبعه ایران در قراردادهای گلستان و ترکمن چای ) و حامی همیشگی آن و دارای اشتراکات فراوان دینی و فرهنگی با ارمنستان ودولت قدرتمند منطقه همیشه طرفدار ارمنستان بوده است و روسای گروه مینسک شامل امریکا و فرانسه نیز طرفدار ارمنستان بوده اند ، در فقدان حمایت اساسی ایران از آذربایجان ( می دانیم که آذربایجان و ارمنستان و گرجستان همیشه قسمتی از ایران بوده اند ) به دلایل نفوذ لابی ارمنی و تئوری های نژاد پرستانه در هم آوایی ایران باستانی با تمدنهای هلنی اورپایی و ترسهای تاریخی و بالاخره اشتباهات دیپلماتیک تهران در جنگ اول قره باغ ، وظیفه حمایت از آذربایجان به ترکیه و پاکستان هدایت شد ، حال به جای گله و شکایت از عملکرد ترکیه و روسیه و... باید بدنبال اصلاح سیاستهای اشتباه گذشته باشیم ، ایران در جایگاهی نیست که بخواهد بی طرف باشد ، بی طرفی یعنی سنگین کردن کفه ترازو به سمت ظالم و ستمگر ، بی طرفی یعنی خنثی و بی تاثیر بودن،و معلوم است که در آن صورت خارج از بازی خواهیم بود و نقشی نخواهیم داشت ، حتی در نوشته حاضر سعی شده است که موضع گیری روشن نباشد و بیشتر از تهدیدات ترکیه و برای خالی نبودن عریضه ، روسیه (با بی میلی )سخن گفته شده است
خاقانی شروانی ۱۲ اسفند ۱۳۹۹ | ۲۰:۱۶
خون مخور،ترکی مکن،تازان مشو
hazhir86 ۱۲ اسفند ۱۳۹۹ | ۲۱:۱۳
اختلاف بیانداز و حکومت کن!
كامران ۱۲ اسفند ۱۳۹۹ | ۲۲:۵۲
جنگ قدرت اخیر در ارمنستان و پیروزی نسبی پاشینیان بر جبهه نظامیان حامی روسیه پیام مهمی دارد و ان احتمال تحریک به جنگ بعدی توسط سفارت خانه بزرگ امریکا در ایروان در زمان مقتضی است.راه حل قطعی مناقشه باقی مانده قره باغ واضح است ، بازگشت شهروندان ارمنی قره باغ به تابعیت اذربایجان و اتمام این تجزیه طلبی حماقت بار و مضر برای منطقه.
ناشناس ۱۲ اسفند ۱۳۹۹ | ۲۳:۵۰
با تبلیغات و سیاه نمایی وسیع جریان ایران شهری، عده ای به دنبال دشمنی دائم با ترکیه هستند این در حالیست که ترکیه طی چندین دهه در منازعات بین ایران وغرب ، طرف ایران را گرفته است .
موحدابطحی ۱۳ اسفند ۱۳۹۹ | ۰۳:۰۷
ایران باید از فرصت بایدن بیشترین استفاده را برای جبران عقب ماندگی در بحران قره باغ و تجدید حیات استراتژیک پس از تحریم داشته باشد: بایدن سعی در مهار روسیه و ترکیه دارد. پیشنهادهای زیر مطرح است: 1) تقویت همکاری نظامی با گرجستان و ارمنستان. این دو کشور در رتبه بندی توان نظامی در منطقه بسیار ضعیف محسوب می شوند. ایران باید توان نظامی خود را نه به عنوان تهدید بلکه منبع اتکا معرفی نماید تا در معادلات منطقه ای سهم داشته باشد. 2) اتصال خلیج فارس و دریای سیاه از طریق ترانزیتی و حمل نقل با اولویت خط آهن ایران-آذربایجان-گرجستان (که قرار است در بهار 1400 افتتاح شود)، و سپس خط آهن ایران-ارمنستان-گرجستان (تا آلترناتیوی باشد برای خط قارص ترکیه به تفلیس و باکو). ایران نباید عجله ای برای تقویت محور پاکستان-ایران-ترکیه داشته باشد بلکه در عوض شبکه ریلی با همسایه های شرقی خود را گسترش دهد. 3) برجسته نمودن زمینه های تاریخی و فرهنگی و مذهبی بین ایران و گرجستان و ارمنستان و آذربایجان به طور غیر مستقیم: منظورم این نیست که المصطفی العالمیه از این کشورهای دانشجو بگیرد یا هزینه کنیم برای مناسبتهای مذهبی و فرهنگی در این کشورها. افرادی با علایق ایرانی در این کشورها را باید شناسایی کرد و فرصت رفت و آمد به ایران و تعامل آنها با مراکز فرهنگی و علمی و مذهبی ایران را زیاد کنیم.
کوروش ۱۳ اسفند ۱۳۹۹ | ۰۹:۵۴
خدا خیرش بده اردوغان را که تکه ای از جهان اسلام را آزاد کرد. با آزادی قره باغ دسیسه های برخی در مورد کمک ایران به ارمنستان موضوعیتی ندارد و ایران و آذربایجان من بعد غنی از ثروت بهترین روابط را خواهند داشت.
ایرانی ۱۳ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۱:۲۷
ما مسلمانان باید خاک تاریخی قره باغ را برای همیشه و به طور کامل در اختیار آذربایجان شیعه قرار بدیم و از ارمنی های خونخوار که به مقدسات ما توهین کردند حمایت نکنیم و آنها را در مناسبات خود کنار بگذاریم در مورد ترکیه حضور ترکیه برای حفظ موازنه در منطقه که بیشتر به نفع مسلمانان است لازم و ضروری است باید از ترکیه در این مسئله کشورمان حمایت کند تا جلو نفوذ روس ها در منطقه گرفته شود.
کوروش ۱۳ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۵:۳۱
ترکیه کشور فاسد و دورویی هست. هرجا مداخله کردن گروه های تروریستی تشکیل دادن و اونجا رو به ویرونه تبدیل کردن. سوریه و لیبی دو مثال خوب این موضوع هستن که گروه های تکفیری و سلفی با حمایت ترکها مردم رو سر بریدن. حتی با جنگ هم شده باید پای ترکها رو از قره باغ قطع کرد.
علی ۱۴ اسفند ۱۳۹۹ | ۰۰:۲۸
نظر دهنده ای فرموده اند ،باید پای ترکها رو از قره باغ قطع کرد، قره باغ ذاتاٌ خاک تورکهای مسلمان آذربایجانی است و سرزمین هزاران ساله و مادری آنهااست اگر قراربه قطع کردن باشد باید پای ارمنی های نژاد پرست و روسهای پست فطرت و البته نژاد پرست از هر نوعی را قطع کردتا دیگر هوس اشغال به سرشان نزند.
خسرو ۱۴ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۳:۱۸
در نبود استراتژی مشخص از طرف ایران در مورد قفقاز و بخصوص آذربایجان ، به علت ترسهای تاریخی و آموزه های شجره باستانگرایی و ایرانشهری در ترجیحات نژادپرستانه و نفوذ لابی ارمنی و تلقین ، تاثیر آن در مسائل جهانی به نفع ایران (که هرگز سودی به منافع ایران نداشته است ) و بالاخره القا تفکر ، انطباق فرهنگ ایرانی با تمدن هلنی غرب ، که بیشتر به جهت ایجاد نفاق در جهان اسلام کاربرد دارد ، سیاست خارجی دولت روحانی با زاویه معنی داری از نظام اسلامی و مردم مسلمان ایران (مردم و نمایندگان ولی فقیه از مردم مسلمان آذربایجان حمایت کردند ) ، در جنگ دوم قره باغ بسمت ارمنستان غلتید و بجای حمایت قاطع از مردم مظلوم آذربایجان ، بی طرفی را برگزید ، که نتیجه عملی آن بیرون ماندن از محفل تصمیمات منطقه قفقاز است ، با گله و شکایت از روسیه و ترکیه و بازی ندادن ایران راه بجایی نمی بریم باید صریح و آشکار طرفمان را مشخص کنیم که با توجه به قانون اساسی جمهوری اسلامی و وجود دهها میلیون نفر آذربایجانی در ترکیب ملت ایران ، انتخاب ایران -- حمایت از کشور مسلمان و شیعه و مظلوم آذربایجان خواهد بود هرگونه گندم نشان دادن و جو فروختن در سیاست خارجی راجع به قره باغ با توجه به حساسیت باالای مردم ایران در این مورد ، از اعتماد مردم خواهد کاست ، با نوشته های مبهم و چند لایه مانند مقاله فوق ، تحلیل صحیحی از واقعیت موجود و منافع ملی ایران بدست نمی اید
كامران ۱۴ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۸:۱۵
جناب موحد ابطحی!! اولا خطوط ارتباطی شمال و جنوب و شرق و غرب با هم متفاوت است و همین کوته فکری منجر به تاسیس خط اهن بندرشاپور به بندر ترکمن در زمان رضا خان پالانی شد. حال انکه ، جریان خطوط از قدیم و بر اساس بازارها . مطابق با راه ابریشم شرقی غربی است و همچنان ادامه دارد و دولت چین پیگیر ان است. در ثانی شما به دنبال پالان کردن خر مرده هستید!!!! همکاری با ارمنستانی متلاشی که سالیان دراز دیاسپورا و کشورهای غربی هم نمیتوانند انرا سرپا نگه دارند. اگر عقلانیت و عرق ملی در شما وجود میداشت پیگیر اتصال راه اهن نخجوان با کشورهای منطقه و همکاری در جهت توافیک شرق به غرب که قطعا منافع کشور ایران را تامیین میکرد میبودید . دست اخر اینکه هر چه بکاری انرا درو میکنی اگر در سودای جلب توجه دیاسپورای ارمنی هستی در نهایت صاحب همین دستاورد کنونی هستی!!
ایرانی ۱۷ اسفند ۱۳۹۹ | ۰۱:۳۸
مقاله خوبی بود ممنون ، فرصت تغییر سیاست ها در سایه انتخابات 1400 فراهم شده و خود این موضوع بسیار جای شادمانی داره ، حضور در قفقاز و سایر مناطق پیرامونی صرفا باید بر مبنای منافع اقتصادی مطرح باشه ، قفقاز نیاز به بلند پروازی ما نداره بپذیریم که قفقاز دیگه مال ما نیست و امروز مستقل از ایران اداره میشه دردناکه اما هنوزم روسیه قویترین کشور این منطقه است و دخالت بی مورد در قفقاز فقط اتلاف توان کشور عزیزمون هست ، طرحای مربوط به راه اهن که در نوشته های اقای ابطحی بودند کاملا درسته اتصال اقیانوس هند به روسیه و دریای سیاه و حضور در طرح شرقی غربی جاده ابریشم هر دو توامان لازم هست ، فقط هرگز نباید فراموش کنیم که همه کشورها باید از حضور ما سود ببرند در غیر اینصورت حضور ما مقطعی و گذرا خواهد بود ، حتما دخیل کردن ترکیه در راه اهن های شمال جنوب و پاکستان به ترکیه بهترین گزینه است البته که شخصا ترجیحم اینه که همیشه سود به جمهوری اذربایجان برسه نه ترکیه اما باید سود ترکیه رو هم در نظر گرفت بعد از عراق و روسیه میشه گفت ترکیه و عربستان مهمترین همسایه های ما هستند ، و اما نکته بعد، فراموش نکنیم وقتی در مورد جمهوری اذربایجان صحبت میکنیم و حتی تا حدودی ترکیه دقت کنیم که طبیعی هست منافع هر دو رو تا اونجاییکه میشه باید ایران لحاظ کنه به خاطر شهروندانش که اشتراکاتی با اونطرف مرز دارند و همین حق رو بهشون میده که از دولت مرکزی توقع اولویت روابط با این کشورها رو داشته باشند ، طبیعی که هر دو کشور این محدودیت ایران رو ندارند و خیلی راحت در سختی ایران رو دور میزنن اما نیازی به تلافی ایران یا عصبانیت نیست چون نهایتا اقدامات ایران در جهت تامین رضایت و نظر شهروندان محترمش هست هر جای این خاک زرین که باشند ،، اما بپذیریم اقای موحد ابطحی که حتی اگر روابط نظامی با گرجستان و ارمنستان به نفع صد در صد ایرانم باشه اصلا امکان پذیر نیست چون شهروندان ایران بخش قابل ملاحظه ایشون ناراحت خواهند شد به همین دلیل هم در جنگ اخیر ایران با وجود عدم تمایل برای میدان دادن به ترکیه در قفقاز سیاست سکوت با طرفداری ملموس از جمهوری اذربایجان رو در پیش گرفت ، ایران کشور کثرت در عین وحدت و وحدت در عین کثرت هست ایران متنوع رو بپذیریم و به سرزمین نیاکانیمون افتخار کنیم ، قطعا اقای بایدن فرصت خوبی هستند البته نه در قفقاز بلکه در تنش زدایی روابط خارجی سرزمینمون ، قطعا اولویت در قفقاز با راه اهن هند ایران جمهوری اذربایجان و روسیه هست سایر موارد تماما در اولویت دوم یا چندم هستند به نظرم اگر شهروندان از تهران راضی باشند از همه دستاوردها در خارج از مرزهای ایران زمین مهمتر هست ، پاینده ایران