چرا آنکارا بُرد و تهران جا ماند؟

ایران و ترکیه در آزمون قره باغ

۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۱۱:۰۰ کد : ۱۹۹۷۳۶۳ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: سید علی موسوی خلخالی
صادق ملکی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی درباره بحران قره باغ می گوید: دقت کنید خودکرده را پشیمانی نیست. برنده و بازنده بودن در یک بحران امری آنی نبوده و زنجیروار به سیاست های کلان و خُرد کشورها ارتباط دارد. وقتی ما به عنوان ایران مشغول بازی بزرگتر از ظرفیت خود باشیم، از بازی های منطقه ای در اندازه قامت خویش باز می مانیم. 
ایران و ترکیه در آزمون قره باغ

دیپلماسی ایرانی: بحران قفقاز و جنگ پیرامون آن به یک آتش بس خونین ختم شده است. آذربایجان و ارمنستان بعد از اینکه سه بار آتش بس را نقض کردند و به جنگ با یکدیگر ادامه دادند سرانجام در روز 9 نوامبر 2020 به یک توافق آتش بس تن دادند که در آن عملا ارمنستان با وجود خودداری از پذیرفتن لفظ شکست، تن به شکست داد. در این میان شاهد اعمال نفوذ روزافزون ترکیه به عنوان مدافع تمام قد آذربایجان و بازی متفاوت روسیه به عنوان متحد سنتی ارمنستان در این کش مکش بودیم. ایران نیز تلاش می کرد از یک سو مدافع آذربایجان باشد در عین حالی که تلاش داشت از وخیم تر شدن اوضاع خودداری و موضع بی طرفی خود را حفظ کند. برای بررسی بیشتر این موضوع  گفت وگویی را با صادق ملکی، کارشناس مسائل سیاسی و استراتژیک انجام دادیم که سالها روی منطقه قفقاز و حوزه ترکیه کار مداوم کرده است که در ادامه می خوانید:

بحران قفقاز را چگونه ارزیابی می کنید؟

بحران قره باغ، بحرانی  منجمد  بود که دیر یا زود بخاطر شکست تلاش های صلح و از آن مهمتر تغییر  شرایط آذربایجان و ارمنستان به جنگ کشیده می شد. سرانجام این بحران پس از سه دهه منجر به جنگ  شده و آذربایجان توانست در این جنگ به پیروزی قابل قبولی  دست یابد. فارغ از تاثیرگذاری ظرفیت سرزمینی و جمعیتی آذربایجان در نبرد،  شکوفایی و توسعه اقتصادی این کشور عامل اصلی این پیروزی بود‌. البته باید به  تعاملات متوازن  برقرار شده با آنکارا ‌، مسکو و... و تاثیرات آن در این   پیروزی نیز توجه داشت. 

آیا بحران قفقاز با تحریک عوامل خارجی از جمله اسرائیل، ترکیه و روسیه به این سطح از وخامت رسید؟

بیش از تحریکات، عدم حل بحران از کانال مذاکرات و تدوام اشغالگری سرزمین های آذربایجان عامل اصلی جنگ بود.‌ طبیعی است که در روند بحران کشورهای نام برده نیز به عنوان محرک نقش های پیچیده و چند وجهی داشته اند‌.

آیا می توان گفت در این جنگ ارمنستان عملا شکست خورد و با بازپس گیری سرزمین های آذربایجان که حمایت قطعنامه های سازمان ملل را دارد، جنگ برای همیشه به پایان رسید؟

بحران قره باغ که ظاهرا با ورود روسیه پایان یافته است، هنوز فاصله ای زیاد برای حل شدن دارد. جنگ های ژئوپلتیکی متاثر از عوامل داخلی و خارجی، اگر نتواند عامل رسیدن به نقطه تعادل باشند، آبستن جنگی دیگر خواهند بود. با این وجود در مسیر فراز و نشیب های بحران  توجه به نقش کلیدی اقتصاد در بازی طرفین درگیری برای همه و در این میان ایران جای تعمق عمیق دارد. دقت کنیم درگیری رخ داده میان آذربایجان و ارمنستان دارای ابعادی چند لایه و در عین حال پیچیده با بازیگران متعدد است که  چگونگی مواضع و نقش آنها  خود از ابعاد مهم این پیچیدگی هاست. فروکاستن تمامی ابعاد این درگیری ها به موضوع اشغال قره باغ، دور شدن از سیاست های کلان تهران، آنکارا و مسکو است. با مدنطر قرار دادن این نکات در صورتی که شرایط امروز نتواند عامل برقراری نوعی توازن میان همه بازیگران باشد، در آینده می تواند دوباره بستر بحرانی دیگر شود. این نکته را توجه کنید در آینده در صورت تثبیت روند صلح، شاید ارمنستان نیز بتواند به دستاوردهای بیشتری از جنگ دست یابد.

در این بحران شاهد حضور دو بازیگر مهم منطقه ای، روسیه و ترکیه بودیم که این بار ترکیه تمام قد از آذربایجان حمایت کرد. اهداف و دورنمای این بازیگری را چگونه تفسیر می کنید؟

 مقامات باکو و آنکارا بارها اعلام کرده اند که آذربایجان و ترکیه یک ملت در دو دولت هستند. آذربایجان در نگاه استراتژیکی ترکیه، مهمترین متحد راهبردی این کشور تعریف شده است. جنگ قره باغ فرصت اثبات این راهبرد را فراهم کرد‌‌‌. با تضعیف تشیع به عنوان مهمترین مولفه آذربایجان به علت سیاست های کمونیستی بلند مدت روس ها در گذشته‌، همخوانی رویکردهای سکولار باکو – آنکارا، ایران هراسی ناشی از رویکردها و... پیوندها میان باکو و آنکارا هر روز قویتر کرد. ملاحظات اقتصادی دو طرف و سیاست بنیادین ترکیه مبتنی بر کسب جایگاه اصلی انتقال انرژی منطقه قفقاز، آسیای میانه‌ و روسیه و حمایت غرب از این جایگاه و از همه مهمتر نگاه پراگماتیسمی ترکیه به روابط منطقه ای و بین المللی که منافع محور بوده است سبب شد ترکیه‌، بازیگر پیروز این بحران باشد. در آینده بیشتر با  تبعات مثبت این تحول بر ترکیه و آثار منفی آن بر ایران آشنا خواهیم شد‌‌‌. در این سخن تنها حذف ایران از مسیر ترانزیتی مدنظر نیست، بلکه این تحول بر امنیت ملی ما هم تاثیرات منفی در بعد تحریکات قومی خواهد داشت‌. توجه کنید در جنگ قره باغ در پیروزی باکو بر ایروان‌، بیش از عامل مذهبی عامل قومی بخوانید ترکیسم تاثیر داشته است. در به وجود آمدن این روند فارغ از سیاست های باکو و آنکارا‌،‌ سیاست های کلان و اشتباه ایران نیز موثر بوده است. دقت کنید خودکرده را پشیمانی نیست. برنده و بازنده بودن در یک بحران امری آنی نبوده و زنجیروار به سیاست های کلان و خُرد کشورها ارتباط دارد. وقتی ما به عنوان ایران مشغول بازی بزرگتر از ظرفیت خود باشیم، از بازی های منطقه ای در اندازه قامت خویش باز می مانیم. 

آیا می توان گفت ترکیه به عنوان یک بازیگری که تلاش دارد نقشی فراتر از یک کشور عادی منطقه ایفا کند و وارد بازی های بزرگ منطقه ای شده و درصدد پیگیری پروژه نوعثمانی گری است، پیروز اصلی جنگ قره باغ شده است؟

در سیاست خارجی ترکیه چون غالب کشورها، دشمن و دوست ابدی وجود ندارد. آنکارا در سال های اخیر  نشان داده در جای که درک می کند پیروز نیست با چرخش های آنی  تغییر رویه می دهد. ترکیه نشان داده استاد فرصت شناسی  بوده و قادر است تهدید را تبدیل به فرصت کند. ترکیه کشوری است که می تواند با مد نظر قرار دادن منافع خود در عین عضویت در ناتو، با مسکو به ماه عسل رفته و این خود نشان از بلوغ سیاست گذران این کشور دارد. شما نظری به اقتصاد بدون منابع طبیعی این کشور کنید و آن را با ایران و منابعش مقایسه کنید. ترکیه امروز کجا ایستاده و ما کجا ایستاده ایم. بله، اقتصاد قوی و رویکردها و رفتارهای نرمال سبب شده ترکیه در قواره ای بزرگتر از یک دهه پیش نه در قره باغ بلکه تا گستره لیبی حضور یابد. امروز ترکیه قوی برای خود در حوزه‌های تاریخی عثمانی حق تقدم قائل شده و سیاست نوعثمانگرایی را تعقیب می کند. دقت کنید هدف نوعثمانگرایی آنکارا چون عثمانیان غرب نبوده و نیست. نوعثمانگرایی امروز ترکیه درگیر عراق‌، سوریه، قره باغ بوده و رو به شرقی دارد که مهترین چالش آن ایران است‌‌. مانع و  نقطه برخورد نهایی نوعثمانگرایی ترکیه از نظر داوود اوغلو در کتاب عمق استراتژیک، ایران است.‌ ترکیه نه تنها تمایل به ورود ایران به هیچ پیمان یا همکاری منطقه ای ندارد، بلکه مانع آن نیز می شود‌. سه جانبه آستانه نیز در نهایت خود، دو جانبه شد. ترکیه با ایجاد ناامنی و تغییر شرایط عراق و سوریه امروز نه تنها پروژه مسیر ترانزیت انرژی ایران، عراق و سوریه به مدیترانه را به محاق برده بلکه بر مسیر ترانزیت شمال و جنوب نیز با دستاورد قره باغ سایه انداخته است. البته ترکیه رقیب ماست و از رقیب انتظار بیشتری نمی رود و ما به جای اینکه تقصیرات را متوجه دیگران کنیم، باید به سیاست های کلان خود و  نتایج آن توجه کنیم تا دلایل رسیدن به وضعیت امروز را دریابیم‌‌. با این نگاه باید قره باغ را در کنار تمامی تحولات منطقه تحلیل کنیم و به چرایی پیروزی ها و شکست ها برسیم. توجه کنیم در بحبوحه استقلال آذربایجان آقای ولایتی هنگام ورود به باکو اعلام کرد ما از دروازه مسکو وارد آذربایجان شده ایم و اوزال نیز در قبال تحولات آذربایجان گفت آنان شیعی اند و ما را با آنان کاری نیست. در طول زمان و در فراز و نشیب های تحولات، ما همچنان از دروازه مسکو به باکو نگریستم و اما ترکیه در صبوری استراتژیک با تغییر زاویه دید از نگاه مذهبی به نگاه قومی و با اقتصاد قوی به جایی رسید که امروز رسیده است.

اما شما در یادداشت اخیرتان که در دیپلماسی ایرانی کار کردیم، کارنامه ایران در قره باغ موفق ارزیابی کردید‌؟

 بله این ارزیابی با توجه به شرایط و قابلیت هاست. این رویکرد درستی بود که ما در حالی که قدرت و بضاعت سیاسی نداریم، در بحران قره باغ وارد یک ماجراجویی جدید و خطرناک نشدیم. این سخنی بس تلخ و آزاردهنده است، اما نگاهی به تحولات پیرامونی‌ و روندها نشان می دهد سیاست های کلان ما در بسیاری از  حوزه ها، به گونه ای بوده که در نهایت به خود تحقیری منجر شده است. مشخص بود که آذربایجان پیروز قره باغ است. سیاست استخوان لای زخم جواب نمی داد‌. این مایه خرسندی بود که  طرف بازنده چون گذشته نبودیم. البته همه این اظهارات ملاحظات و حاشیه های خود را دارد‌. ما در بحران قره باغ همین که وارد تور پان ایرانیست ها و پان ترکیسم ها نیفتاد یم و جبهه دیگری باز نکردیم جای شکر داشته و کارنامه ای قابل قبول است. ترکیه مترصد فرصتی بوده و است که بر باد پان ترکیسم بدمد. ترکیه چرا مرزهای ایران را چند سال پیش دیوار کشی کرد؟ آیا قرار بود و یا قرار است بحرانی پیش بیاید؟ ترکیه قبل از بحران سوریه مرزهای خود با این کشور را مین روبی کرد و علیرغم امضای معاهده استراتژیک با دمشق‌، با سیاست های حمایت از داعش سبب نابودی جبهه مقاومت و کلنگی شدن سوریه شد‌‌. اگر روزی چالش میان ایران و امریکا منجر به جنگ شود آیا آنکارا با منطق و نگاه غلط و فریب دهنده مبتنی بر حمایت از پان ترکیسم به خاک ایران ورود نخواهد کرد؟ البته این خیال خام را برخی از افراطیون در ترکیه به گور خواهند برد، اما هوشیاری لازمه کشورداری است‌‌. باز هم با توجه به شرایط سختی که در داخل و خارج داریم، اذعان می کنم کارنامه ما در قره باغ خوب بوده است.

 آیا می توان این پیروزی را در قالبی بزرگتر، در سطح رقابت های ترکیه با قدرت های جهانی چون فرانسه در معادلات بین المللی بدانیم؟

از بعدی این سخن درست است‌. پاریس همیشه در کنار ایروان بوده و اقلیت قدرتمند ارامنه در فرانسه با لابی هایی که انجام دادند توانستند لایحه قتل عام ارامنه توسط عثمانی را سال ها پیش در پارلمان این کشور تصویب کنند. در مدیترانه شرقی نیز رقابت جدی میان پاریس و آنکارا وجود دارد. در قره باغ معادلات به زیان فرانسه و به سود ترکیه رقم خورد. 

دستاوردهای روسیه را از جنگ چه می دانید؟

تردید نکنید بازیگر دیروز، امروز و فردای قفقاز، روسیه است‌. بله روس ها پیروز بحران بودند. در بحران قره باغ فرصتی ایجاد شد که روس ها ضمن تنبیه رئیس جمهور غرب‌گرای ارمنستان، توانستند با توافق طرفین منازعه بطور قانونی به قفقاز جنوبی بازگردند و پس از این بیش از گذشته بر معادلات فعلی و آینده تاثیرگذار خواهند بود.

با توجه به حساسیت های قومی در داخل ایران، بازیگری ایران را در این میان چگونه تفسیر می کنید؟

در بروز این حساسیت ها به لایه های و سطوح مختلف باید توجه کرد. در اینکه ترکیه و آذربایجان در سیاست های غیر اعلامی خود از پان ترکیسم حمایت می کنند تردیدی وجود ندارد. اما حساسیت های ایرانیان آذری نسبت به بحران قره‌باغ را نباید تماما به پان ترکسیم ربط داد. مگر جدایی مناطق قفقاز درد و حسرت مشترک ایرانیان نیست‌. این حسرت و اندوه برای آذری های ایرانی مضاعف است. اشغال قره باغ و مناطقی از خاک آذربایجان برای آذری ایرانی درد و آزادی آن مایه خوشحالی بود. نگران نباشید،  آذربایجان مهد ظهور ایران معاصر با صفویه بوده و آذربایجانی‌ها نقش بی بدیل در حفظ و اعتلای ایران داشته و دارند. در کشورداری توجه به روانشناسی قومی از اهمیت بسزایی برخوردار است. نقل است که مظفر الدین شاه می گفته ما تبریز را پایتخت دوم ایران کردیم اما همیشه از تبریز و تبریز یان در هراس بودیم و مشروطیت  نشان داد که شاه قاجار حق داشته نگران باشد. در سیاست باید بگونه ای زمامداری کرد که  نگرانی ها از بین برود.

روزنامه نگار، مترجم و سردبیر دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: بحران قره باغ ایران و ارمنستان جمهوری آذربایجان ایران و آذربایجان جنگ آذربایجان و ارمنستان ترکیه روسیه نوعثمانی گری روسیه و ترکیه روسیه و آذربایجان ترکیه و آذربایجان ترکیه و ارمنستان


( ۱۳ )

نظر شما :

محمد ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۱۱:۲۲
البته اگر باشند کسانی که درس بگیرند ، بحران قره باغ زنگ هشداری بود برای ما که سالهاست در پیله خود بی خبر از جهان اطراف به سر می بریم ، چنان درگیر مشکلات معیشتی و فساد ساختاری هستیم که کارهای اصلی را فراموش کرده ایم ، فقط امیدوارم مسئولان زنگ خطر حضور اردوغان در مرزهای ما راشنیده باشند و خود را برای سخت ترین رقیب منطقه ای آماده کنند
پرور ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۱۳:۰۰
دشمن ورقیب اصلی ایران ترکیه عقمانی واخوانی است عربها در شناخت تهدیدها هوشیار تر ازما هستند ما بایددر سیاست گذاری خود تجدید نظر کنیم علاوه بر جغرافیای اربعین به جغرافیای نوروز نیاز داریم از گروها واقوام ایرانی مثل کردها وطالشی ها و....حمایت کنیم ایران خانه امن اقوام ایرانی باشد.غرب دوست ما نیست ولی دشمنی با غرب ما رو تز دشمن اصلی غافل کرده اهمیت اسرایل رو برای غرب درک کرده واقتصاد وفرهنگ وقدرت نظامی خود را قوی کنیم بدون شک اگرعملا قوی باشیم روسیه وغرب به ما احترام خواهند گذاشت
كامران ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۱۳:۳۷
جناب پرور حرف شما تکرار همان حرفهای پان ایرانیستی است که منجر به وضعیت کنونی شده است شما در پی مداخله در مناطق قومی کشورها هستید پس باید انتظار عمل متقابل از انها را نیز داشته باشید ضمن انکه همبستگی قومی و زبانی و دینی ان مناطق با ایران حداقلی است .
کمال ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۱۴:۲۵
در مدت جنگ دوم قره‌باغ تحلیل‌های مختلف با آبشخورهای سیاسی- امنیتی متفاوت در منابع ایرانی ارائه شده‌اند. از جناحهای مختلف حاکمیتی تا اپوزیسیون خارج نشین و داخلی و نیز منابع ارمنی در میان نوشته‌ها مشاهده و قابل دسته‌بندی می‌باشند. تحلیل حاضر یکی از کم نقص‌ترین و واقع بینانه‌ترین نوشتجات در این مورد قابل ارزیابی است. نویسنده ضمن برآورد واقعی از قدرت تأثیرگذاری کشور بر محیط پیرامونی، از ورود به مباحث ژورنالیستی زرد مثل اعزام گروه‌های تکفیری (که بیشتر زائیده دستگاه امنیتی ارمنستان بود)، خودداری کرده است. البته لازم است در خصوص توان تأثیرگذاری و یا احتمال هماهنگی قبلی با کرملین و نیز نحوه پایان جنگ و نقش یا ضرب‌الاجل روسیه در این خصوص کند و کاو بیشتری صورت گیرد. در خصوص حساسیت آذربایجانیهای ایران حق مطلب ادا شده است. همچنین در خصوص نگرانی‌های هیات حاکمه و اتاقهای فکر جمهوری اسلامی ایران در مورد آینده نباید در دام هیچیک از پان‌های یاد شده در متن مصاحبه گرفتار شد. آنگونه که بر همگان پیداست در تاریخ معاصر ایران، آذربایجان و تبریز نقش بی‌بدیل داشته‌اند. ورای حس تعلق تاریخی آذربایجانیان به ممالک محروسه ایران، در هم تنیدگی خونی و اقتصادی آنها با سایر ایرانیان نقش تبلیغات مرکز گریزی را حداقل در برهه حاضر کم رنگ می‌سازد. در این بین شایسته و بایسته است در برابر تفکر پان‌ایرانیستی (ایرانشهری، آریایی‌گری، پان فارسیستی) مکتب تبریز بعنوان جایگزین تاریخی که قادر به برآورد حداکثری خواست ساکنان ممالک محروسه ایران و حاکمان است در مرکز دقت کنشگران و اندیشمندان علاقمند به پایداری این مرز و بوم قرار گیرد.
ایرانی ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۱۴:۴۸
به کامران اونوقت نزدیکی قومی ترکیه به اذربایجانات ایران زیاده ؟ نوروز برای ما و کردا کافیه اگر به عنوان جاسوس ترکیه عثمانی تو ایران ادامه بدین بد میشه براتون خیلی بهتره از کشور من رو ترک کنید
تورک ایرانی ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۱۵:۲۱
بالاخره هیجانات دو ماه اخیر کاسته شده و کم کم وارد فضای عقلانی میشیم. ما در کشورمان متاسفانه علی رغم ادعاهای زیادی که داریم و در هر کجا خود را اولین می نامیم تحلیل درستی از دنیای پیرامون خود نداریم. کشور ترکیه و آذربایجان هر چه می کنند در راستای منافع ملی خودشان هست و چون در برخی موارد با کشور ما تضاد منافع دارند متاسفانه در ادبیات رسانه ای فارس زبان به جای ارائه تحلیل های عمیق و اینکه چه باید کرد صرفا شاهد ادبیات ترک ستیزانه، حسادت و فحاشی هستیم. به راحتی مشاهده می شود که به ملت های ترک توهین می شود ولی هموطنان من چاره کار این ها نیست ما در ایران به انقلاب فکری نیازمندیم به تولید محتوا نیازمندیم با چهارتا فحش به ما ترک ها نه تنها دردی از کشور عزیزمان حل نمی شود بلکه ما ترک های هموطن را آزرده خاطر تر و مرکز گریز تر می کنید که اگر این خیانت نباشد قطعا حماقت است. بهتر است کمی تاریخ بخوانید و نقش ترک های ایران در حکومت داری و عمران و آبادانی این مملکت را دوباره مرور کنید شاید اندکی توانستید از نگاه انسانی به قضایا بنگرید. آذربایجان سر ایران است نگذارید ایران بی سر شود. متاسفانه در مدیای فارسی علنا به ترک ها توهین می شود و با طرح موهوماتی مثل آذری و ... مستقیما به هویت ما ترک ها حمله می کنند. روزی که ایران را معادل فارس و آریایی ندانستیم آنگاه می توان دم از هموطن بودن زد.
پناه ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۱۵:۳۵
روزهای فروپاشی شوروی،وباز شدن مرزهای ج.اذربایجان ورود هزاران اذربایجانی،از گنجه،باکو،نخجوان،شیروان...و استقبال مردم وبردن آنها به منزل،وصحبت از حسرت ۲۰۰ ساله،که در هر دو طرف رود ارس پایان این حسرت ودوری را جشن میگرفتن،ورفت آمدهای تکراری دو طرفه،،بعد از مدتی جای خود را به یاس وسرابی در بین اهالی ج.اذربایجان تبدیل کرد،،،در صحبتهایی که میکردند،گویا در نظرشان ایران همان بهشت موعودشان بوده،ورسیدن به آن یک آرزو ویک خیال بر همه اهالی ج.اذربایجان بعد از ۲۰۰ سال که باورش هم سخت بوده،. ولی دیری نپاید که باز حسرت دوران شوروی سابق را آرزو میکردند،ومی گفتند ،ما فکر میکردیم در ایران برابری،برادری،صمیمیت،ودین و ایمان واقعی حکم فرماست،ولی درست با برعکس آنچه خیال میکردیم مواجه شدیم، وکاش دوباره رژیم شوروی سابق که برابری و برادری واقعی هم در آن دوران بود،برگردد. البته میگفتند ما آرزو داشتم دوباره با جنوب و ایران یکی باشیم ولی با دیدن اینهمه نابرابری،وتبعیض که بر جامعه حاکم است،هر گز چنین کاری را به خیال خود هم نمی آوریم.،،،لذا اول بایستی از خودمان سوال کنیم که در کجای کار خطا کردیم، آیا تفاوتی با رژیم سابق به وجود امد،ایا جامعه بی طبقه توحیدی که در واقع انقلاب را برای تحقق آن به ثمر رسانده بودیم،تحقق یافت،ایا لا اقل آنچه در قانون اساسی که در اول انقلاب تدوین شده اجرایش کردیم،ایا حقوق مدنی،فرهنگی ۴۰ در صد جامعه ترک زبان را که اولین خواستشان،برابری فرهنگی،وتدریس زبان مادریشان بود،اجرا کردیم،. نتنها،که نکردیم درست برعکس به نابودیش تلاش کردیم،،ودرست به این دلیل بود که اهالی .اذربایجان هم رویش را به ترکیه گرداند،وما حالاهم دنبال علت هستیم،ونتنها،علت را میدانیم،بلکه دنبال صغرا،کبرا،وبهانه تراشیهای ابوجهلی،هستیم،،،،تازه بعد از گذشت ۴۱ سال درست بر همان تزها وتیوریهای رژیم سابق ،که همانا نژاد پرستی وباستان گرایی،وتمامیت خواهیست،واز بین بردن اقوام ایرانی مخصوصا ترکزبانها،که نهایتا نتیجه اش این شده که درست جامعه. بر دوقطب متضاد تقسیم شده، که هیچ چاره ای جز....نیست، لذا خود کرده را تدبیر نیست،هر چه بر ماست از ماست،دیگران را مقصر ندانیم،
یاشار ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۱۹:۴۲
این جنگ نشان داد قومیت بر مذهب برتری دارد اما عده‌ای از هموطنانم و ایران دنبال آرمانهای مذهبی و دینی هستند
محمد ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۲۰:۲۴
متاسفم برای افرادی که تفکر ایرانشهری را برابر با پان ایرانیسم می دانند ، اصولا مشخصه ایرانی بودن این است که وطن را بالاتر از قوم و زبان خود بدانیم ، فارس و آذری و کرد و عرب وبلوچ و گلیک و ترکمن همه جزئی از یک کل بزرگتر به نام ایران هستند ، اصل اول احترام به این ایرانشهری است
سامان ۰۱ آذر ۱۳۹۹ | ۲۲:۰۱
آیا می دانید زبان ترکی از ریشه زبان های مغولی است که ترکان با نابود کردن زبان آذری زبان مردم آذربایجان را به ترکی تغییر داده اند؟ آیا می دانید حدود 70 در صد واژه های زبان ترکی برگرفته از زبان فارسی و عربی بوده و زبان ترکی بخشی از دستور زبان خود را از زبان فارسی برداشته است؟آیا می دانید فقط حدود7درصد از مردم ترکیه از نژاد ترک هستند و بقیه مردم آنجا از نژاد ایرانی و یونانی و ارمنی می باشند؟(رجوع شود به آزمایش تبار شناسی کشور ترکیه) آیا می دانید زبان فارسی زبان دوم جهان از نظر آموزش بوده و بیشترین تاثیر را بر روی قرآن عربی گذاشته است با بیش از 50 واژه فارسی در قرآن(رجوع شود به سخنرانی سید محمد حسینی وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی پیشین در روز زبان فارسی)
علی امیری ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۰۰:۰۷
این نوشتار مصداق "تمام عمر قفس میبافت، ولی به فکر پریدن بود". بدون بازنگری در مبانی، این اندیشه ورزیهای مبتنی بر فهم ناقص از ماجراهای پیرامونی ره به جایی نخواهد برد. ژئوپلیتیک هر کشوری در امتداد مناسبتهای داخلی اش شکل میگیرد. با ترکهای ایران چه رفتاری داریم و به توسعه آنها اندیشیده ایم که توقع نفوذ ژئوکاچر و ژئوپلیتیک در ج. آذربایجان را داشته باشیم؟ به جای توسعه گرایی و همکاریهای منطقه ای، دونکیشوت وار با ترکیه ای رقابت میکنیم که فراتر از ایران مناسبات سیاسی و اقتصادی اش را تعریف کرده است. شب خوش!
به سامان ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۰۰:۰۹
ایا میدانستی فارسی لهجه 33 زبان عربیه ایا میدانستی زبان ایران باستان عیلامی و بابلی و سومری بود که کووروش یهودی از بین برد ایا میتوانی بگی در این زبان اذری باستانی شما چگونه اعداد رو میشمردندمثلا به یک بیر میگفتند این اذری باستانی شما چرا در کتابهای هیچ کدوم از شاعرانتان مثل سعدی و شاهنامه و مولوی و نظامی مورخان تاریخ دنیامثل هرودوت و ..چرا موجود نیست
رادمرد ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۰۰:۱۶
فروردین سال ۱۳۶۹ بود،اهالی ج. آذربایجان برای آمدن به ایران ،تمام موانع مرزی را (( سیم های خاردار،وجریان برق قوی که به سیمها وصل بود،وتله های انفجاری)) را تخریب،واز رود خروشان ارس به بهای جان گذشته و وارد خاک ایران شدند،وخاک ایران را تبرکا موقع برگشتن باخود در جیب هایشان میبردند،وخیلیها بزیارت امام رضا به مشهد میرفتند،،ومیگفتند تنها آرزویمان این بود که راها باز شود،تا بتوانیم به ایران بیاییم، وایران را بهشت روی زمین حساب میکردند،. ولی،واما،،،بعد از مدتی سرخورده ومایوس شدند و گفتند امیدهایمان به یاس تبدیل شد،وارزوهامان سرابی بیش نشد،. دوباره حسرت رژیم شوروی را میکشیدند،ومیگفتند قدر آن رژیم را ندانستیم،،،،،،. وتبعیض طبقاتی،قومی،فرهنگی،ایران برایشان دور از انتظار بود،وحتی بعد از مدتی دیگر به ایران نمی امدند،مگر بعضی بیماران،،چون میگفتند،کاش راه باز نمیشد وما با همان خیال وارزوها عمرمان را تمام میکردیم،،،،،،،،بلی دوستان،زمانی که میدیدند،هم زبانهای آنها در ایران از تحصیل زبان خود محروم هستند،و کودکان ۶ ساله بایستی به زبان غیر از زبان مادریشان،تحصیل کنند،وزبان مادریشان را بایستی فراموش کنند،وهر نوع آداب و فرهنگ تاریخ محلی فراموش شده، ومجبورا بایستی به یک فرهنگ نا اشنا عادت کنند،وداشته های خود را دور بریزند،،،،و علاوه بر این بایستی خود را انکار کنی،وبگویی من ترک نیستم بلکه مرا موغولها با زور ترک کرده اند،،،واگر غیر از این فکر کنی ،پانترک هستی،،،،لذا،داستان ما دراز است ولی گوشه ای جهت رفع شک و ابهام عرض کردم،شاید بعضی ها از سخنانم خوششان نیاید، ولی واقعیت داستان همین است.! حالا چرا ترکیه جای ایران را گرفت، دلیلش روشنه ،زمانی که ما هیچ حق و حقوقی ،حتی طبق آنچه در قانون اساسی قید گردیده عمل نمیکنیم، و به هر کسی که صحبت از زبان مادری بکند فورا پانترک مینامیم،وشاید هم موغولزاده،....مینامیم،چطور انتظار داشته باشیم ،مردم ج.اذربایجان،هم مثل جنوبی ها سر تعظیم فرود اورند،وزبان خود را انکار کنند ،وخود را هم موغولزاده بنامند،،تا ما ازشان خوشمان بیاید. لازم است بگویم این همه تبعیض ها باعث شده اعتقادات دینی،وباورهای مذهبی مردم هم نتنها،ضعیف بلکه رو به نابودیست.،واگر چنین رود بعد از چند سالی نماز خوانی هم پیدا نخواهید کرد.
در پاسخ به سامان ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۰۰:۱۶
خسته نشدید از این همه خیالبافی و بدون دلایل علمی حرف زدن؟؟؟ تا زمانی که دست از این موهومات برندارید هر روز این مملکت بد تر از روز قبل خواهد بود. تاریخ ترکان با تحریف های شما نه تنها تضعیف نمی شود بلکه برعکس با تحریک احساسات جوانان تورک باعث بیداری بیشتر آنها میشوید. ایران را برابر فارس دانستن بزرگترین خیانت به ایران است
ایرانی ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۰۰:۲۳
به تورک ایرانی ( نمیدونم مثل اعربا نوشتن تورک چی عایدتون میشه مهمم نیست) حسادت اونم به عثمانی !!!!!!!!! بزرگوار من به هیچ کشور تو دنیا حسادت نمیکنم به قول ساسانیان ایران ما را بس حتی اگر تلی از خاکستر باشه ایران یعنی محل زندگی اریایی ها و اریایی ها یعنی همه اونهایی که در ایران زندگی میکنن میفهمین برای من مهم نیست بعضی با سطح عقل کم و معلوم الحال از هند تا المان رو اریایی میدونن من به سبک نیاکانم اریایی رو نزاد نمیدونم یک هویت میدونم یعنی هر فرد با هر اسم با هر زبان با هر فکر که در پهنای ایران زندگی میکنه اریایی هست این یعنی ایرانشهر یعنی مردمان یک منطقه بنام ایران یعنی ملت میفهمین نه نزاد ، حالا برعکس من که نه از اسم اریایی هوا برمیداره که همه رو به ایران وصل کنم با همه مشترکاتی که باهام دارند یا اینکه بخوام دیگر پنداری داشته باشم ، این شمایین که به هویت فارسی حمله میکنید خود رو ترک و یک ملت میدونید دارید به تجزیه ایران فکر میکنید از پیروزی جمهوری باکو خوشحال میشید در حالیکه منافع ایران در خطره چطور تفسیر کنم این رفتارو ؟ فحاشی ؟؟؟؟ توهین به هویت باستانی ایرانی که شما کمتر از چند صد ساله باهاش همراه شدین و یکی شدین نشانه چی هست ؟ نشانه ایران پرستی ؟ عزیز من همین اصرار به ترک خطاب کردند خودتون همراهی با ترکیه است چون ترک بودن شما من رو یاد عثمانی میندازه یاد وحشی هایی که شاه اسماعیل عزیزم قلع و قمعشون کرد .... ملت های ترک !! یه سوال دارم ازتون فرض کنید ایران در خطره و ترکیه و باکو بهش حمله میکنند اونوقت شما تورررررکککککک ایرانی مثل اونا به اصفهان حمله میکنی درسته نقشه جهان رو تخریب میکنی و تهران رو ویران میکنی درسته تا جهان ترکی مسخره ترکیه متحد بشه ارهههه ؟ میبینین این احساس منه من از ترکیه سنی و توحششش میترسم از سربریدنای داعشی و چچننی از عثمانی از سنگدل بودنشون اره ههه و این ترس باعث میشه قوی باشم تا ترکیه ایی که عقده خاک داره و تقریبا یک سومه ایرانه از حسرت همیشگیش به ایرانم حمله نکنه با وحشیا که نمیشه جنگید مطمئنا به بچه های تو گهواره هم رحم نمیکنن
سعید ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۰۰:۳۲
نویسنده محترم که مغرضانه یا از سر ناآگاهی از اطلاق نام تُرک بر هموطنانمان در شمال غرب کشور امتناع می‌کند و لفظ جعلی و توهین آمیز آذری را بر آنان اطلاق می‌کند، روشن است که هیچ اطلاعی از تاریخ و نه جغرافیای آذربایجان ندارد و یقینا این غرض‌ورزی‌ها و توهین چیزی جز دمیدن بر آتش زیر خاکستر نیست .
ایرانی ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۰۰:۳۴
به پناه خانم عزیز ایران که عراق و لبنان نیست قومیتی ادره بشه ایران جاییکه یه عرب عالی ترین مقام امتیتیش رو داره هیچ کسم نمیگه چرا عجیبه برام سهم خواهی هدف انقلاب بود تدریس به زبان مادری !!!!! خانم اون قانون میگه تدریس زبان مادری نه تدریس به زبان مادری فرقش از زمین تا اسمونه بحث تجزیه ایرانم اصلا محتمل نیست شما هم اذیت هستین و اموزش به زبانی غیر فترسی رو میخواین میتونید برید ترکیه یا باکو خدا نگهدار
احمد ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۰۱:۲۱
رویای " ممالک محروسه ایران" را به گور خواهید برد. فقط " ایران"
حسین ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۰۱:۲۵
تا حدی نظرات ایشان جامع و به حق است ولی نکاتی که دیده نشده این است که اولا ملت آذری زبان ایران به تمامیت ایران اعتقاد دارند و بازیچه یک عده مزدور پان ترک نمیشوند و همانطور که با حضورشان در جنگ ۸ ساله ثابت کردند تمام ایران خاک آنها به حساب میآید و جانشان را فدای ایران میکنند و من به عنوان یک آذری زبان افتخار میکنم که در زمان دفاع مقدس در خدمت به مملکتم حضور داشتم.و ثانیا ما هیچ انفعالی در مقابل ترکیه در آذربایجان نداشتیم و موضع ما کاملا عاقلانه بود و با عقلانیت از مواضع باکو در آزاد سازی شهرهای اشغال شده اش دفاع کردیم و البته نظر بنده در مورد مطلبی که ایشان در مورد نفوذ ترکیه در آذربایجان مطرح نمودند و برنده شدن اردوغان اذهار میکنند مخالف هستم و البته در کوتاه مدت به نفع اردوغان خواهد بود ولی در دراز مدت که آذربایجان متوجه اهداف شوم اردوغان برای بپا نمودن امپراطوری خواهد شد و آذربایجان جزو آن امپراطوری به حساب خواهد آمد اختلافات شروع خواهد شد. درخواست ایجاد پایگاه های نظامی از طرف ترکیه در باکو نقشه اشغال باکو در آینده خواه بود و احیانا تهدید امنیتی ایران و مهار ایران در ادلب سوریه و این نیت شیطانی در سوریه و عراق پیاده شده و کلام آخر اردوغان و اسراییل بدنبال تجزیه خاور میانه بین خودشان هستند که البته قبلاً قرار بود که این نقشه با حضور عربستان و امارات و قطر و ترکیه و آمریکا صورت بگیرد که با عقب نشینی قطر و شکست داعش این معادلات به هم خورد و در نتیجه این طرح توسط اسراییل و ترکیه در حال اجرا می‌باشد و مطمئنا در آینده دولت باکو و ملت آذر بایجان متوجه این اهداف شوم خواهند شد و به سمت ایران خواهند آمد مثل ملت عراق و سوریه و یمن و البته ما دچار هزینه‌هایی خواهیم شد.
حسین ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۰۱:۵۱
مطلبی که در نظرات این سایت از جناب پناه مطرح شد مغرضانه و فتنه گرانه است و ظاهراً بوی مزدوران پان‌ترکیسم اردوغانی و الیفی دارد و با هدف شوم تجزیه طلبی به بهانه ممانعت از تدریس زبان ترکی در مدارس آذربایجان ایران از طرف این افراد پیگیری میشود.اگر تبعیض و اجحاف و ظلمی در ایران است مختص قوم و قبیله ای نیست و این ظلم و تبعیض مخصوصا به طبقه فرودست شامل تمام اقوام است پس نمیتوان گفت به قوم ترک ظلم میشود و بقیه اقوام گل و بلبل هستند.من به عنوان یک آذری زبان از این مزدوران گمراه تبری می‌جویم و یقین دارم ملت غیور ترک زبان ایران در دام این مزدوران نخواهند افتاد و تو دهن این خائنین خواهند زد و ایرانی یکپارچه خواهیم داشت.با تشکر از سایت دیپلماسی.
سیف الله ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۰۲:۴۰
در جواب پررو۱۳/۰۰ که پیام دو ستی با شیطان بزرگ آمریکا ودشمنی وجنگ با ترکیه را دوای درد پان پارسیسم ونژاد پرستی دانسته،وحتی توصیه میکند دین اسلام را رها کنیم و فرهنگ اربعین را فراموش کنیم و به فرهنگ مجوسییت و اریا پرستی وباستانگرایی،روی آوریم و به نوروز پرستی، و اتحاد با ۱۲۰ هزار تالشی اذربایجان،و۲ میلیون کرد یزیدپرست،سوریه را تنها راه نجات کشور میداند،ودشمنی وجنگ با ترکیه را یگانه را ه پیشرفت و تمامیت میداند،،،،،،این بیمار عقلی هیچ فکر نمیکند،که ۴۰ در صد ملت ترک هستند،وهر گز بخاطر رضایت پررو با ترکیه،جنگ نمیکنند،،،،،واگر لازم باشد با خود پررو و همفکرانش جنگ میکنند.،، جالب اینکه دوستی با اسراییل واعراب هم برای یار گیری در جنگ با ترکها ضروری است،. این کرد پررو که آرزوهایش را در pkk,pjk,pyd,نیافته وضربه اردوغان به تروریستها کردی را میخواهد به حساب ایرانیان جبران کند،وبا شگرد ایراندوستی کینه تروریستها را ازاردوغان تصفیه کند،. در صورتیکه ،در ارمنستان هم با نیروهای اشغالگر ارمنی بر علیه ترکها جنگیدند و مثل مور و ملخ نابود شدند،،،در عفرین و عین العرب هم نابود شدند،در قندیل وسینجار هم نابود شدند،والان در دامبات مخفی شدهاند،ولی بدانند،در خاورمیانه مملکتی کردی ایجاد نخواهد شد، چون منطقه کشش اسراییل دیگر را ندارد.
كامران ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۰۹:۳۷
اقای ایرانی با گذاشتن اسم ایرانی بر خودت ایرانی تر از دیگران نمیشوی!! اصولا افرادی که ایدی های اینگونه دارند بیشتر از ان جهت پوشش برای نیات دیگر هستند .هوچی گری اولین نمونه بارز ان است، الان از دید شما ایرانی ها فقط با کردها نوروز مشترک دارند!! و ایا صرفا نوروز مشترک نشان از عمق اشتراکات و تفاهم دو ملت یا دو قومیت است؟؟ چشمان خود را بیشتر باز کنید و کمی به دور و بر خود نگاه کنید ، کسی را بیشتر از ترکهای اذربایجانی مشترک تر با خود نمیبینی در همه زمینه ها در تعامل و تساهل با دیگران هستند و امتداد ان در جمهوری اذربایجان قرار دارد هر چند یک فاصله ۲۰۰ ساله ایجاد شد اما همچنان ادامه داشته و دارد.
علی ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۱۰:۳۰
منطقی که برخی دوستان نظر دهنده در مورد تغییر زبان به تورکی آن هم فقط تغییر زبان مردم در جغرافیای آذربایجان دارند چیست؟ چرامغولان فقط اراده ی تغییر زبان مردم آذربایجان را داشتندو نه زبان فارسی نه عربی و نه زبانهای دیگز رایج در ممالک محروسه را . چه دلیلی برای انتخاب آذربایجان داشتند که این هدف خود را اجرا کنند؟ حتی فرهنگستان زبان فارسی نیز ادعای شماها را درمورد زبان تورکی ندارد وزبان تورکی را یک زبان بیگانه می داند اگر ریشه ی زبان تورکی از فارسی گرفته شده است چرا این قدر نگرانید که ما تورکها تورکی بنویسیم وبخوانیم چرا که به گفته ی شما بخشی از فارسی است. زبان فارسی نه تنها هیچ برتری خاصی نسبت به زبانهای دیگر ندارد بلکه در بسیار ی از موارد جوابگوی ابهامات موجود در خود نیست .
به سامان ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۱۵:۱۳
چرت ترین حرفهای که تا حالا شنیدم و خوندم
حمید ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۱۶:۳۹
ترکیه بالا بره پایین بیاد مستقل نیست ایران مستقله این خیمه شب بازیهای تخم مغولها در نهایت مثل خود مغولها از بین میره و ایران مثل همیشه تاریخ باقی میمونه
سورنا تبریزی ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۱۸:۵۶
آقای صادق ملکی لطفا این سخنان دقیق و سنجیده تان را با مقامات نیز بگویید. بگویید که اسرائیل چند سال است دیگر تهدید نیست. زیرا گلویش را با ایجاد هلال دقیق شیعی و تظاهرات جهانی روز قدس می فشاریم . مصر دیگر تهدید نیست زیرا پس از کمپ دیوید به محاق تاریخ رفت. عربستان دیگر تهدید نیست زیرا پس از شکست مفتضحانه در سوریه و یمن و ماجرای خاشقچی و رفتن ترامپ دیگر هیچ کس برایش تره خورد نمیکند. رقیب امروز و فردای ما در منطقه فقط ترکیه است. ممکن است اردوغان در ۲۰۲۳ از مسند قدرت کنار زده شود و مثلا اکرم امام اوغلو جایش را بگیرد ولی اتفاقا امام اوغلو ها هم برای ایران رقیب و تهدید هستند. راه مقابله با این رقیب جدید در چند موضوع خلاصه میشود : اول ایجاد بستر مناسب تر با دنیای غرب از طریق درک نفوذ جامعه ی یهودی بر سیاست های غربی ها و ایجاد فضای مناسب تر اقتصادی و اعتماد در داخل . دوم توجه به حوزه ی جغرافیایی نوروز یعنی کرد های عراق و سوریه و ترکیه , تاجیک های افغانستان و تاجیکستان , هزاره های شیعه افغانستان , دویست میلیون اردو زبان شیعه ی پاکستان و هند , آذری ها و تالش ها و تات ها و ارمنی های قفقاز , حتی مردم ایران دوست اوستیا . سوم البته تثبیت جایگاه جغرافیای اربعین یعنی حشدالشعبی , حزب الله , انصارالله , دفاع الوطنی سوریه و تیپ های زینبیون و حیدریون با نگاه عدم رویارویی مستقیم با اسرائیل . پنجم همکاری های محدود و مناسب با کشورهایی نظیر عربستان و امارات برای مهار کردن این رقیب جدید و خوش اشتها . مثل شاه طهاسب غرق بی خیالی نشوید که عثمانی ها اشتهای خوردن ایران را دارند . مثل نادر شاه شمشیر به دست دنبالشان کنید که توان رویارویی با ایرانی ها را نخواهند داشت.
ایرانی ۰۲ آذر ۱۳۹۹ | ۲۳:۵۲
آخرش هم یک روز ترکیه موفق میشه به نوعی مشکلی که با کردها داره حل کنه و دیگه شمال عراق و شرق سوریه را هم از آن خود خواهد کرد.
خسرو ۰۶ آذر ۱۳۹۹ | ۱۳:۵۹
چرا آنکاربرد و تهران جاماند؟ چون تهران بر خلاف اصول قانون اساسی ( حمایت از مسلمانان ) خودش ، در جنگ بین حق (مردم مظلوم شیعه آذربایجان ) و باطل ( نژادپرستان ارمنی ) بی طرف ماند و در دل آروزی منجمد ماندن مشکل را داشت و میخواست وضعیت اشغالگری ارمنستان تداوم یابد ، در حالی که یک میلیون آواره آذربایجانی ، سی سال از خانه و کاشانه شان رانده شده بودند ، ولی ایران جا نماند چون رهبر و مردم مسلمان ایران حمایت معنوی خود را ابراز داشتند