به مناسبت یکصدمین سالگرد امضای پیمان دوستی

جایگاه ایران و افغانستان در فرهنگ کهن اسلامی

۰۸ تیر ۱۴۰۰ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۰۳۶۱۸ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
عزیزالله حسن زاده هروی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: در این سال های اخیر که افغانستان دستخوش تجاوز قدرت های شرق و غرب شده، دولت و ملت ایران اسلامی همچون یک پرستار دلسوز و صادق، زخم های جانکاه ملت افغانستان را درمان کرده و بدون کدام چشم داشتی، وظیفه ای انسانی الهی خود را انجام داده است، هرچند که دشمنان دو ملت همیشه مانع از تعاملات و تبادلات علمی فرهنگی و اقتصادی میان دو کشور بوده اند و نگذاشتند این دو کشور از ظرفیت های وسیع خود به طور همه جانبه و موثر بهره برداری نمایند.
جایگاه ایران و افغانستان در فرهنگ کهن اسلامی

نویسنده: عزیز الله حسن زاده هروی، مدیر دارالعلوم امام صادق (ع) و استاد دانشگاه اشراق در هرات

دیپلماسی ایرانی: وحدت و عمق حوزه تمدنی ایران و افغانستان برای مردم این دو کشور و منطقه که از دیرباز تاریخ و فرهنگ و جغرافیایی مشترک و زیستگاه و روحیات و استعداد همسان داشته، پوشیده نیست. اهمیت این مردم و فرهنگ به حدی است که رسولخدا(ص) در زمان بعثت، مژده ایمان و دینداری و دانش طلبی آنها را برای اصحابش داد فرمود: «لَوْ کَانَ الدِّینُ عِنْدَ الثُّرَیَّا، لَذَهَبَ رِجَالٌ‏ مِنْ فَارِسَ أَوْ أَبْنَاءِ فَارِسَ حَتَّى یَتَنَاوَلُوهُ‏؛ هرگاه دین نزد ثریا باشد، مردانی یا فرزندان فارس سفر می کنند و آنها را بدست می آوردند» (احمد حنبل،1416ق. ج‏13، ص445). و نیز از ابوهریره روایت شده که نزد رسولخدا(ص) نشسته بودیم که سوره جمعه نازل شد، حضرت آن را برما قرائت کرد زمانیکه رسید به «آخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ؛ گروهی از مومنان پسین که به مومنان پیشین ملحق می شوند» (جمعة/3). از حضرت پرسیدند که آنها کیانند؟ و این پرسش سه مرتبه تکرار شد، در مرتبه سوم حضرت دست روی شانه سلمان گذاشتند، فرمودند:«لَوْ کَانَ الْإِیمَانُ عِنْدَ الثُّرَیَّا، لَنَالَهُ رِجَالٌ مِنْ هَؤُلَاءِ؛ اگر ایمان نزد ثریا باشد مردانی از قوم سلمان آن را به چنگ می گیرند» (احمد حنبل،1416ق، ج‏5، 238)، (بخاری،1410، ج ‏8، ص 47). اینکه رسولخدا(ص) اهل فارس را جوینده دین و ایمان معرفی می کند حکایت از یک تشنگی و گیرایی و استعداد خاص از مردم این مرز و بوم دارد، مردمی که ساختار ذهنی باز و عطش علم و معرفت و آگاهی دارند، مردمی که از یک تمدن و فلسفه و عرفان کهن برخوردارند و شناخت اشراقی به حضرت حق دارند، شناختی که حضور خدا را در همه جا و همه چیز نظاره می کند و آفتاب او را در دل هر ذره آشکار می بیند، برخلاف بسیاری از تمدن ها که خدا را در عدد و جسم و ماده می جویند، از دل همین فرهنگ است که خداوندگار، مولانا جلال الدین بلخی تربیت شده ای اسلام و مفسر قرآن در وصف حضرت حق می گوید:

تو بهارى ما چو باغ سـبز خوش    او نهان و آشـکارا بخشش اش
تو چو جانى ما مثال دسـت و پـا    قبض و بسط دست از جان شد روا
تو چو عقلى مـا مثـال ایـن زبـان    این زبان از عقل دارد این بیان‏
تو مثال شـادى و مـا خنـده‏ایـم    که نتیـجه‏ى شادى فرخنـده‏ایـم
جنبش ما هر دمى خود اشهد است    که گواه ذوالجلال سرمد است‏
گردش سـنگ آسـیا در اضـطراب    اشـهد آمد بر وجود جوى آب
اى برون از وهم و قال و قیـل من    خاک بر فرق من و تمثیل من

(مولانا، دفتر پنجم، ابیات3312-3318)

هاتف اصفهانی می گوید:

دل هر ذره ای که بشــکافی    آفتابـش در میــان بیـنی

«اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (نور/35). «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ» (حدید/3).

زمانی که اسلام عزیز بر ایرانیان عرضه شد، آن را با عقل و جان پذیرفتند، چون هماهنگ با فطرت و عقلانیت یافتند. از این رو ایمان آنها همانند ایمان سلمان از سر تحقیق بود نه تقلید و از روی میل و اختیار بود نه اجبار؛ زیرا پذیرش دین از روی اجبار ممکن نیست و شان دین اسلام اجل از آن است که دینداری را بر افراد تحمیل کند «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» (البقرة / 256)زشخصیت های بزرگی همچون ابن سینای بلخی، ابوحامد غزالی، حکیم سنایی عزنوی، مولانا جلال الدین بلخی، فارابی، ابوریحان بیرونی، ملاصدرای شیرازی، شیخ اجل سعدی و لسان الغیب حافظ شیرازی حکیم و مفسر بزرگ قرن، علامه طباطبایی و ده ها و صدها شخصیت دیگر از همین مرز و بوم سر بلند کردند و این فرزانگان نمونه ای از خرمن رجال علم و معارف الهی اند که بر تارک جهان می درخشند. 

پس مهمترین عنصر مشترک افغانستان و ایران را باید در پیشینه و دستاوردها و محصولات مشترک سرمایه های علمی و فرهنگی و انسانی گذشته و حال جستجو کرد. در طول تاریخ، دشمنان و رقیبان کوشیدند دو ملت را از هم جدا کنند و میانشان مرزهای اعتباری و واهی کشیدند، ولی آنها چون در دامان یک مادر پرورش یافته و هم زاد و هم نژاد و هم دینند، همیشه خود را در سیمایی یکدیگر دیدند. آنها هم قافله تمدن بزرگ و هم سفر علم و کمال در دریای دانایی و معرفتند. 

در این سال های اخیر که افغانستان دستخوش تجاوز قدرت های شرق و غرب شده، دولت و ملت ایران اسلامی همچون یک پرستار دلسوز و صادق، زخم های جانکاه ملت افغانستان را درمان کرده و بدون کدام چشم داشتی، وظیفه ای انسانی الهی خود را انجام داده است، هرچند که دشمنان دو ملت همیشه مانع از تعاملات و تبادلات علمی فرهنگی و اقتصادی میان دو کشور بوده اند و نگذاشتند این دو کشور از ظرفیت های وسیع خود به طور همه جانبه و موثر بهره برداری نمایند.

امروزه جای خوشحالی و مسرت است که شخصیت های دلسوز علمی فرهنگی از دو کشور برای ازدیاد و شکوفا شدن ارتباطات موثر و تبادلات علمی فرهنگی و تقویت و احیایی بنیان های اصیل علمی، فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی و منطقوی تلاش می نمایند و بنده به نوبه خودم از تلاش بی وقفه ای مدیران و استادان دانشگاه علامه طباطبایی به ویژه بخش بین الملل این دانشگاه که در ثمر رساندن این اهداف تلاش می نمایند، تشکر و قدردانی می نمایم.
پی نوشت ها
1. قرآن کریم.
2. احمد حنبل، (1416ق)، مسند بیروت، چاپ اول.
3. بخاری، محمد بن اسماعیل، (1410 ق)،‏ بیروت، چاپ دوم.
4. مولانا، جلال الدین محمد بلخی، (1373ش) مثنوی معنوی، تصحیح نیکلسون، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم.

کلید واژه ها: ایران و افغانستان جمهوری اسلامی ایران افغانستان پیمان دوستی ایران و افغانستان


( ۲ )

نظر شما :

خسرو ۰۸ تیر ۱۴۰۰ | ۱۵:۰۳
بیشتر چیزهایی که نوشتید صحیح است ولی برای وضعیت امروز راه حلی دادید؟ تاکید بر آن گذشته ها وقتی اختلاف نظر هست چقدر تاثیر دارد؟ امروز سرانه مطالعه ایرانیان و افغانها کمتر از روزی ده دقیقه است ، چه امیدی در اقناع اجتماعی مردم دو کشور و حاکمان وجود دارد؟
امیر ۰۹ تیر ۱۴۰۰ | ۲۰:۰۰
خسرو جان سرانه مطالعه چه صیغه ای است ،همان افغانستانی‌ها میداند مولانا و ابن سینا قدمتشان از پیدایش عثمانی‌ها و ترکیه امروزی بیشتر و ترک نیستند ،اما شما و الباقی متفکران دنبال رو بلافاصله موضوع میراث مشترک پیش میکشید ( مقصر نیستید خاصیت مهاجران است ) ،مگر ترکیه عثمانی و امروزی خود را اروپایی و غربی میداند تا شرقی و اسلامی ،اسلام فقط پوسته و پوشش و توجیه اقدامات آنهاست ،
محمدی ۱۰ تیر ۱۴۰۰ | ۰۷:۳۳
طیب الله انفاسک احسنت