سیاست منطقه ای ایران؛ دستور کار جدید غرب

تحولاتی که پس از حمله به کشتی اسرائیلی نمی توان نادیده گرفت

۲۴ مرداد ۱۴۰۰ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۰۴۹۸۱ خاورمیانه انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: فاطمه نکولعل آزاد
فاطمه نکولعل آزاد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: به نظر می رسد که در ماه های پیش‌رو، سیاست منطقه ای ایران به شکل جدی تر مورد توجه کشورهای غربی و به‌ویژه آمریکا قرار گیرد و در کنار مسئله برجام، دستور کار سیاست های منطقه ای نیز تعریف و پیگیری شود. زیرا به دنبال حادثه حمله به کشتی «مرسر استریت» تحولاتی اتفاق افتاد که نمی توان به تبعات آن بی توجه بود.
تحولاتی که پس از حمله به کشتی اسرائیلی نمی توان نادیده گرفت

دیپلماسی ایرانی: با آغاز تحولات موسوم به بیداری اسلامی در سال 2011 و فعال شدن سیاست های جمهوری اسلامی ایران، مخالفت های منطقه ای و فرا منطقه‌ای با این سیاست ها آغاز شد. در ابتدا، مخالفت ها در سوریه بسیار شدید بود اما با شکل گیری گروه های تندرو چون داعش و مبارزه ایران با آنها، مخالفت ها تا حدود زیادی تعدیل یافت. با آغاز ریاست جمهوری دونالد ترامپ در ایالات متحده امریکا، بار دیگر مخالفت ها با سیاست‌های منطقه‌ای ایران از سر گرفته شد به‌گونه‌ای که دولت جدید آمریکا، سیاست های منطقه ای ایران را یکی از دلایل اصلی خروج از برجام بیان کرد و مایک پمپئو، وزیر امور خارجه دولت ترامپ نیز در 12 شرط معروف خود به سیاست های منطقه ای ایران نیز پرداخت و هرگونه توافق جامع با ایران را بدون توجه به این سیاست ها منتفی  دانست.

در دوره چهار ساله ترامپ علاوه بر اینکه کشورهایی مانند امارات، بحرین، عربستان و رژیم صهیونیستی با سیاست‌های کاخ سفید همراهی کردند، واشنگتن برخی تحریم ها به بهانه سیاست های منطقه ای علیه ایران وضع کرد و در نهایت در دی‌ ماه 1398، سردار سلیمانی را به شهادت رساند. البته این کشور در خرداد 1398 تلاش های برای تشکیل یک ائتلاف امنیت دریانوردی در دریای عمان و تنگه هرمز آغاز کرد و کشورهایی چون انگلستان و استرالیا نیز به آن پیوستند ولی در نهایت به نتیجه روشنی منجر نشد.

به نظر می رسد که در ماه های پیش‌رو، سیاست منطقه ای ایران به شکل جدی تر مورد توجه کشورهای غربی و به‌ویژه آمریکا قرار گیرد و در کنار مسئله برجام، دستور کار سیاست های منطقه ای نیز تعریف و پیگیری شود. زیرا به دنبال حادثه حمله به کشتی «مرسر استریت» تحولاتی اتفاق افتاد که نمی توان به تبعات آن بی توجه بود:

اول اینکه جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان عامل اصلی حمله معرفی شد و در روزهای بعد اتهام ربایش چند کشتی برای چند ساعت نیز به آن افزوده شد به‌گونه‌ای که در رسانه های آمریکایی برجسته و بازنمایی شد. 

دوم اینکه هم‌راستا با رژیم صهیونیستی، آمریکا و مشخصاً فرماندهی مرکزی (سنتکام) ایران را مسئول حمله معرفی کردند. در موارد مشابه به‌ندرت آمریکا ایران را مسئول حمله معرفی می کرد و تعیین عامل حمله را به انجام تحقیقات موکول می کرد؛ اما این بار آمریکا خیلی زود ایران را مسئول حمله دانست. این بدان معناست که فشارهای داخلی بر دولت بایدن برای توجه به سیاست های منطقه ای ایران افزایش پیدا می کند.

سوم اینکه وزرای امور خارجه گروه جی 7 نیز جمهوری اسلامی ایران را مسئول حمله و اقدام ایران را تهدیدی برای صلح و امنیت بین الملل معرفی کردند. این موضع گیری گویای این نکته است که گروه 7 از سیاست های احتمالی آمریکا حمایت خواهد کرد.

چهارم اینکه اتحادیه اروپا نیز موضع مشابهی اتخاذ کرد که خود بیانگر همراهی آنها با موضع آمریکاست.

پنجم اینکه سفر ویلیام برنز، رئیس سیا به سرزمین‌های اشغالی کاملاً تحت تأثیر این حادثه قرار گرفت. این بدان معناست که تلاش های رژیم صهیونیستی برای وادار کردن آمریکا به‌منظور توجه به سیاست های ایران در سطح منطقه شدت پیدا کرده است.

هرچند ادعای کشورهای غربی درباره سیاست های منطقه ای ایران نتوانست حمایت شورای امنیت سازمان ملل را به دنبال داشته باشد اما باید به این نکته توجه کرد که ایالات ‌متحده و متحدان اروپایی آن به این ارزیابی رسیده اند که باید به سیاست های منطقه ای ایران واکنش نشان دهند. آنتونی بلینکن عدم پاسخ را موجب جسورتر شدن ایران دانسته است. از طرفی در داخل آمریکا و از طرف کنگره فشارها بر کاخ سفید برای پرداختن جدی تر به سیاست های منطقه ای ایران افزایش پیداکرده است که دولت بایدن قادر به نادیده گرفتن آن نیست. لذا می توان گفت کشورهای غربی پرداختن به سیاست های ایران در سطح منطقه را موضوعی مشروع می دانند. به این خاطر می توان انتظار داشت که آنها در کنار برجام یا بعد از احیای احتمالی برجام، خواهان ورود جدی تر به سیاست منطقه ای ایران باشند. در این ‌بین، بدترین احتمال این است که احیای برجام به گفت وگو با ایران درباره سیاست های منطقه ای آن منوط شود که خود شرایط را پیچیده خواهد کرد.

فاطمه نکولعل آزاد

نویسنده خبر

دکترای روابط بین الملل، مدرس دانشگاه و پژوهشگر موسسه مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: حمله به کشتی اسرائیلی ایران و امریکا ایران و اسرائیل سیاست منطقه ای ایران


( ۵ )

نظر شما :

فدوی ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ | ۱۰:۳۱
هر گاه از داخل ایران سیگنال های دال بر آشفتگی ، سردرگمی ، بلاتکلیفی ، هرج و مرج و کلا به هم ریختگی اقتصادی ، سیاسی و امنیتی به خارج از ایران مخابره شود ، طبیعی است که بلافاصله شاهد جمع شدن دشمنان در کنار هم باشیم . غربیها به خوبی متوجه شده اند که میزان محبوبیت نظام بواسطه ی بی کفایتیها در نزد مردم ، افت چشم گیری کرده است و این همان فرصت مغتنمی است که غربیها برای صربه زدن به هر کشوری منتطر آن هستند . اگر بساط بی سامانی داخل جمع و جور نشود ، از این سناریوها غربیها بسیار در آستین دارند تا بالاخره یکی از آنها کارگر بیافتد .