از مواضع نسبتا شدید رهبران برخی کشورها تا تحرکات اخیر مرزی علیه ایران

استراتژی هزار ضربۀ کارد!

۰۷ مهر ۱۴۰۰ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۰۶۴۴۱ اخبار اصلی اخبار داخلی خاورمیانه
احمد زیدآبادی در یادداشتی می نویسد: موضع‌گیری‌های به نسبت شدید رهبران برخی کشورها در مورد عدم همکاری لازم بین ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در کنار آنچه در مرزهای ایران بخصوص در مرزهای شمال غربی به صورتی مرموز در جریان است، همه گواهی از ظهور ارادۀ تازه‌ای برای اعمال فشار سنگین علیه جمهوری اسلامی است.
استراتژی هزار ضربۀ کارد!

نویسنده: احمد زیدآبادی، روزنامه نگار

دیپلماسی ایرانی: پس از سفر حسین امیرعبدالهیان به مقر سازمان ملل، فضای بین‌المللی شاهد تغییر محسوسی علیه ایران است. 

گرچه مشخص نیست بین آقای امیرعبدالهیان و طرف‌های مذاکره‌اش در نیویورک دقیقاً چه مسائلی رد و بدل شده است، اما ظاهراً کشورهای مقابل، نه فقط از سخنان و وعده‌های او دلگرم نشده‌اند، بلکه نسبت به نیات واقعی دولت جدید ایران سطحی از نگرانی و سرخوردگی از خود نشان می‌دهند.

نتیجۀ این ماجرا، تحرک تازه‌ای از سوی قدرت‌های جهانی و متحدان منطقه‌ای آنها برای تشدید فشارها علیه جمهوری اسلامی است که به تدریج در حال نمایان شدن است.

موضع‌گیری‌های به نسبت شدید رهبران برخی کشورها در مورد عدم همکاری لازم بین ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در کنار آنچه در مرزهای ایران بخصوص در مرزهای شمال غربی به صورتی مرموز در جریان است، همه گواهی از ظهور ارادۀ تازه‌ای برای اعمال فشار سنگین علیه جمهوری اسلامی است.

نفتالی بنت نخست وزیر اسرائیل پنهان نکرده است که استراتژی کشورش در برابر جمهوری اسلامی "مرگ با هزار ضربۀ چاقوست". منظور از این عبارت این است که اسرائیل به جای یک جنگ فراگیر و تمام عیار با ایران، برنامه‌اش این است که با کمک متحدان جهانی و منطقه‌ای خود، ایران را با ضربات محدود اما بی‌شمار زخمی و دچار مرگ تدریجی کند.

این نوع برنامه‌ها معمولاً چندان عیان و سرراست عملی نمی‌شود و با انواع عملیات فریب و جاسوسی و نفوذ و گمراه‌سازی و توطئه همراه است. بدبختانه بسیاری از کشورهای منطقه هم سودی برای مشارکت خود در این ماجرا می‌بینند و هر کدام با شیوۀ خاص خود در آن سهیم می‌شوند.

راه مقابله با این برنامه و خنثی‌سازی آن، رجزخوانی‌های هر روزه نیست، بلکه نیاز به بازاندیشی عمیق دارد.

متأسفانه جمهوری اسلامی در غیابِ متحدان منطقه‌ای وفادار و روراست، نقطۀ اتکای سیاست خارجی خود را بر گروه‌های نیابتی و جمعیت‌های شیعی از یک سو و نزدیکی به روسیه و چین از سوی دیگر قرار داده است. گروه‌های نیابتی گر چه اهرم فشار به حساب می‌آیند اما امکانات یک دولت مستقر را ندارند و به همین جهت از توانایی محدودی آن هم صرفاً برای تهدیدِ طرف مقابل برخوردارند. روسیه و چین هم بیش از آنکه نگران سرنوشت ایران و مدافع سیاست‌های آن باشند، در پی حفظ منافع خود از طریق تعامل و چانه‌زنی با دیگر قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای هستند و در شرایط بحرانی نفعی در اتحاد نزدیک با ایران برای خود نمی‌بینند.

با چنین وضعیتی، سیاست‌های جاری نیازمند بازنگری کامل است، اما روندهای گذشته برای محافل بخصوصی، منافعی را رقم زده است که کار بازنگری را با مشکل روبه رو می‌کنند و حتی اجازۀ طرح نظری آن را در سطح جامعه نمی‌دهند.

برخی محافل اصطلاحاً دانشگاهی هم بدبختانه در این داستان به اندازۀ خود سهیم‌اند. آنها با ادعای واقع‌گرایی و کمک به قدرت دفاعی و استقلال کشور اما در واقع، به دلیل پاره‌ای بدفهمی‌ها از شرایط داخلی و بین‌المللی و یا بعضاً با انگیزۀ منافع محدود شخصی، مدافع و مشوق برنامه‌ها و سیاست‌هایی می‌شوند که راه آنها را برای ارائۀ مشورت به نهادهای تصمیم‌گیر می‌گشاید. مشورت آنها اما به جای آنکه نگاه تصمیم‌گیران را نسبت به شرایط کشور روشن کند، تنها ادبیات تئوریک ناقصی را برای پیشبرد سیاست‌های گذشته در اختیار آنان می‌گذارد و عملاً سبب گمراهی‌شان می‌شود.

در هر صورت برای عبور از وضعیتی که روز به روز بغرنج‌تر می‌شود، کشور نیازمند یک گفت وگوی صریح در بارۀ رویکردهای کلان جاری در سطح ملی بین صاحب نظران است که شرط نخست آن نیز گذشتن از منافع شخصی و گروهی و جناحی به قصد کمک به حفظ کشور است.

کلید واژه ها: جمهوری اسلامی ایران ایران و اسرائیل ایران و امریکا تهدید علیه ایران تحرکات مرزی نفتالی بنت


( ۲۴ )

نظر شما :

خسرو ۰۷ مهر ۱۴۰۰ | ۱۲:۳۱
کلی گویی دردی را دوا نمی کند -- محور نوشته انتقاد از دولت و وزیری است که یک ماه است کارش را شروع کرده است در حالی که منطقی و منصفانه بود که هشت سال گذشته ارزیابی و بررسی میشد
محمد ۰۷ مهر ۱۴۰۰ | ۱۲:۳۶
تا شما منافع گروه حاکم را به رسمیت نشناسید این داستان ادامه دارد ، به نظر من با توجه به غیر ممکن بودن پیداه سازی دموکراسی امریکایی یا فرانسوی در ایران ، باید الگوی چینی را اجرا کنیم ، یعنی وجود یک طبقه حاکم و برتر و به اصطلاح شهروند درجه یک به رسمیت شناخته شود ولی همین طبقه حاکم باید درون خود یک شایسته سالاری آهنین داشته باشد ، ما مشکلی با انحصار حاکمیت نداریم ، اشکال در بی کفایتی بسیاری از کارگزاران است که نه بر اساس لیاقت که طبق رابطه وارد دایره قدرت می شوند ، در این راه می توان حاکمان ترکیه و امارات را نیز الگو قرار داد که در عین دیکتاتوری ، به فکر توسعه اقتصادی کشور نیز هستند
صالحی ۰۷ مهر ۱۴۰۰ | ۱۳:۰۴
نقد شما قابل استفاده بود ای کاش راه حل مناسب خود را نیز ارائه می دادید! به نظر تمام راه حل های منصفانه (که البته همگی گذشتن از حق خود بود) امتحان شده و جوابی گرفته نشد جز زیاده طلبی طرف مقابل! دیگه چه راهی مونده که نرفته باشیم! شک نکنید اگر اسرائیل رو هم به رسمیت بشناسیم باز باید موشک هامون رو تحویل بدیم و هسته ای موند جمع کنیم؛ دلیلش هم فضای تنفسی محدود اسرائیل بوده و با هر وسیله ای خواستار تضعیف کشورهای خاورمیانه می باشد. حالا بنا بر دلایل زیاد از جمله هسته ای و موشکی و ... الان نوبت ایران شد؛ دور نیست همین فشار علیه ترکیه و مصر و اردن هم بیاد و اونها باید فشار تحریم و شکست رو بچشند منتها با بهانه های دیگه از جمله حقوق بشر، نقض حقوق اقلیت ها و ...
فدوی ۰۷ مهر ۱۴۰۰ | ۱۳:۵۲
سیستمهای حکومتی در تمام خارمیانه از نوع گفتگو محور و شایسه سالار نیستند . برخی با هضم شدن در آمریکا ، در سایه ی این غول نظامی و اقتصادی اندکی اوضاعشان را سروسامان دادند بدون انکه مجبور باشند مدنیت واقعی را در کشورشان گسترش دهند مانند ترکیه امارات قطر اما کشوری چون ایران از یک سو سیستمی شایسته سالار و کارشناس محور ندارد و از سوی دیگر علاقه ای هم به قیم خارجی ندارد . این اوضاع آشفته دوام آور نیست .
ناشناس ۰۷ مهر ۱۴۰۰ | ۱۹:۰۵
اتفاقا در این مقاله جناب زیدآبادی یک راهکار خیلی روشن برای حاکمیت اراعه دادن حالا اوناییکه متهم میکنن و میگن کلی گویی شده و راهکار اراعه نشده قدرت فهمش رو ندارن منتها من روی سخنم با جناب آقای زیدآبادی هستش جناب نه جامعه ایران به اصطلاح قشر روشنفکر ایران و نه خود حاکمیت نه توان و نه اراده اعمال اصلاحات و سیاستهایی که مدنظر شماست و در این مقاله از سر دلسوزی بصورت سربسته و خیلی خلاصه به اونها اشاره کردین رو مطلقا به هیچ وجه ندارن
موحد ۱۰ مهر ۱۴۰۰ | ۲۲:۱۹
نویسنده محترم نکته مهمی را اشاره کرد که مسئولان عامدانه یا طامعانه یا ناشیانه از آن غافلند. انزوای استراتژیک ایران مدتهاست مطرح و عملی شده. امیر عبداللهیان نیز سابقه بدی در دیپلماسی دارد زیرا به عنوان معاون کشورهای عربی وزارتخارجه ایران، بیشتر چوب لای چرخ دیپلماسی می گذاشت تا چرخ میدان (به تعبیر ظریف) در عرصه کشورهای منطقه بچرخد!