آرمان های "انقلاب کردستان" کجاست؟

خروش سلیمانیه

۰۵ آذر ۱۴۰۰ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۰۷۸۸۴ خاورمیانه انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: صلاح الدین خدیو
صلاح الدین خدیو در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: شورش دانشجویان در کنار پرونده آوارگان بلاروس که بخش اعظم آنها را کردهای گریزان از اقلیم کردستان تشکیل می دهند، دو موضوعی هستند که آشکارا کفایت و اقتدار حکمروایی حکومت اقلیم کردستان را زیر سوال برده اند. :
خروش سلیمانیه

دیپلماسی ایرانی: تظاهرات دامنه دار دانشجویان سلیمانیه و خشونت بی سابقه نیروهای امنیتی، زلزله سیاسی بزرگی در اقلیم کردستان ایجاد کرده است. 

موج همدردی با این دانشجویان که با مطالبات اقتصادی و اعتراض علیه فساد و تبعیض و ناکارامدی به خیابان آمده اند، در حال بالا گرفتن است و حکومت به وضوح در موقعیت دشواری قرار گرفته است.

شورش دانشجویان در کنار پرونده آوارگان بلاروس که بخش اعظم آنها را کردهای گریزان از اقلیم کردستان تشکیل می دهند، دو موضوعی هستند که آشکارا کفایت و اقتدار حکمروایی حکومت اقلیم کردستان را زیر سوال برده اند.

پرسش اصلی این است، منطقه ای که در دو دهه گذشته درآمدهای هنگفتی از بودجه عراق و فروش مستقل نفت و گمرکات مرزی کسب کرده، چرا باید در فراهم کردن حداقل های یک زندگی آسوده و کسب رضایت شهروندانش ناکام بماند؟

کاهش مشارکت شدید در انتخابات های اخیر، زنگ خطر بزرگی را به صدا در آورده است: آمال ابتدای سده مبنی بر تبدیل کردستان به یک مرکز سرمایه گذاری جدید در خاورمیانه نظیر دوبی به باد رفته به لحاظ سیاسی هم آرمان استقلال با برگزاری رفراندوم ناکام عملا به قهقرا رفت.

این تحولات منفی عمدتا پیامدهای تحولی بزرگترند: شخصی شدن مداوم و فزاینده سیاست و اقتصاد و ناکامی در ساختن نهادهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی که بتواند گنجایش نیازها و مطالبات طبقه متوسط رو به رشد را داشته باشد.

رهبران چریکی دیروز به سرمایه داران بزرگی تبدیل شده و شکاف طبقاتی عظیمی آنها و خانواده ها و ملازمانشان را از عامه مردم جدا می کند.

انحصارات اقتصادی به انحصارات سیاسی انجامیده و احزاب عمده مانند شرکت های اقتصادی روز به روز شخصی تر و خانوادگی تر می شوند. آخرین نسخه این روند، خانوادگی و انحصاری کردن نهادهای امنیتی است که در کردستان در قالب دو سرویس اطلاعاتی وجود دارند.

اعتراضات اخیر سلیمانیه درست پس از یک پوست اندازی از این دست در ساختار قدرت اتحادیه میهنی رخ داده است. پسران طالبانی در یک سودای سیاسی با حزب دمکرات، ابتدا با خشونت دست پسر عموهای قدرتمندشان از دستگاه امنیتی کوتاه و سپس آنها را از حزب اخراج کردند.

هم اعتراضات اخیر و هم خشونت های نسبتا بی سابقه نیروهای امنیتی، یحتمل نمی تواند بی ارتباط با جراحی فوق در سلسله مراتب قدرت باشد.

یعنی جدای از وجود زمینه کلی برای نارضایتی ها،  بخشی از منازعه قدرت با ابتکار محذوفان اتحادیه میهنی به کف خیابان آمده است. حمله معترضان به دفتر جنبش تغییر و ممانعت از شرکت رهبر جنبش نسل نو از سویی مبین گذار معترضان از اپوزیسیون کنونی در هر شکلی است و از سوی دیگر می تواند نشانه ورود جریان محذوف اتحادیه میهنی به سیاست خیابانی و اقدام به تشکیل جریان سیاسی دیگری است.

در این صورت ممکن است لاهور شیخ جنگی که در صفوف اتحادیه میهنی از قسمی محبوبیت هم برخوردار است با تشکیل یک جریان اپوزیسیون، مواضع سرسختانه تری نسبت به احزاب حاکم اتخاذ و در انتخابات آینده، رقبایش را در استان سلیمانیه پشت سر بگذارد.
در صورت تحقق این فرضیه، جمع کردن حزب آشفته اتحادیه میهنی و دشواره تمرکز قدرت در سلیمانیه بیش از پیش دور از دسترس می شود و معضل دوپارگی حاکمیت در اقلیم هم ادامه می یابد.

در حالی بازی ها و دوئل های سیاسی بر سر قدرت و ثروت میان حاکمان و متمولان ادامه دارد، زیر پوست جامعه هم شاهد رخدادها و تحولات ویژه خود است. 

سناریوی "مسموم شدن" آخرین پرده این بازی ها بود که با بی اعتنایی مطلق افکار عمومی روبه رو شد و در عوض چند روز پس از آن موج اعتراضات مردمی تازه فضای سیاسی را در نوردید.

همین مقایسه خود بیانگر شکاف عمیق میان دنیای سیاستمداران و واقعیت های اجتماعی است. رهبران بدون آنکه بمیرند، "مسموم" می شوند و مردم هم بدون آنکه نتیجه ای بگیرند، تظاهرات می کنند.

بدون بازگشت سیاست و اقتصاد به توده مردم و رفع انحصارات موجود، نمی توان بهبودی کارساز در اوضاع و خروج از این چرخه معیوب را انتظار داشت.

گذشت زمان بیرحم ترین بازیگر میدان تحولات است. خیلی زود دیر می شود و فرصت ها مثل برق و باد از دست می روند. اتحادیه میهنی حزبی است که در بدایت کار برای گرفتن مجوز از افکار عمومی و نمایش برندی جدید، ناچار بود خود را آلترناتیو انقلابی خانواده گرایی حاکم بر جنبش بارزانی بخواند، در حالیکه امروز خود به ورطه مبتذل ترین نسخه خانواده سالاری افتاده است. این طنز تاریح است که "انقلاب نوین مردم کردستان" که قرار بود بدیلی مترقی و سوسیال دمکرات عرضه کند، اکنون در مرحله تاریخی "جنگ تاج و تخت میان پسر عموها" قرار گرفته است!

صلاح الدین خدیو

نویسنده خبر

کارشناس مسائل بین الملل و پژوهشگر مسائل کردی

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: کردستان اقلیم کردستان مسعود بارزانی تظاهرات کردستان تظاهرات در اقلیم کردستان عراق عراق پناهندگان عراقی پناهندگان کرد صلاح الدین خدیو لاهور شیخ جنگی


( ۳ )

نظر شما :

ناشناس ۰۵ آذر ۱۴۰۰ | ۱۴:۳۴
از این اتفاقات چه کسی خوشحاله جز ترکیه که آرزوی اشغال سلیمانیه رو داره ؟
اقدام ۰۵ آذر ۱۴۰۰ | ۱۸:۵۸
خوش به حال ترکیه شد البته برای ایران آذرباییجان بو میکشه تا جنگ و دعوا بشه و حمله کنه ولی اینکه بخاطر بحثهای سیاسی و معیشتی مردم شورش کنن از ناکارآمدی دولتها و احزاب هست اما وقتی همسایه ای مثل ترکیه دارن باید از سوریه و دخالتهای ترکیه عبرت بگیرن این شامل حال ما هم هست ما که از بدشانسی مثل ارمنستان هم همسایه ترکیه هستیم هم آذرباییجان خوشبختانه ترکیه درگیر ریزش لیرشه وگرنه داستان داشت کردستان عراق
مسعود ۰۵ آذر ۱۴۰۰ | ۱۹:۰۳
چه خروشی ؟ جماعتی دانشجو کمک هزینه ی تحصیلی می خواستند دولت منطقه ای اقلیم کردستان با آن موافقت کرد ! اما گروهی از افراد وابسته به سرکرده ی مخلوع اتحادیه ی میهنی بنام لاهور جنگی که افرادش در ترور شهید والامقام " حاج قاسم سلیمانی" قدس سره شرکت داشتند با همکاری و مساعدت هواداران پ.ک.ک از این حرکت دانشجویی سؤ استفاده نموده و سوار موج آن شدند و آن را به انحراف کشیدند همان گونه که می خواهند در ایران اسلامی از مسئله ی " آب " سؤ استفاده کنند!؟ برای من جای سوال بود که چگونه یک شخصیت تحصیلکرده و اهل قلم و آگاه به مسایل کردستان با چنین غرض ورزی و بی ادبی ؛یک واقعه در انطرف مرزهارا باکینه توزی و غیر واقعی تحلیل نموده است !؟ تا اینکه شخصی مطلع و آگاه از وابستگی فکری این اهل قلم به جریان سیاسی مشکوک غیر ایرانی و ..سخن گفت !؟ به هر حال باید با مردمصادق بود و برای منافع شخصی و حزبی از دروغ و تشویش افکارعمومی دوری جست چون جناب خدیو بسیاری از کردها هم دیپلماسی ایران را مطالعه نموده و از شما گله مند و شما هم در پیشگاه مردم ......
خسرو ۰۵ آذر ۱۴۰۰ | ۱۹:۴۱
آفرین خوب خواندی یعنی - اطلاق مفهوم ملت بر دو یا سه عشیره ، اشتباه بزرگی است بدان جهت است که اگر دولت محلی اقلیم مثل بقیه عراق و یا استانهای ایران بود مردم عادی وضعیت بهتری داشتند بنابر این تحت هیچ شرایطی تجزیه طلبی منجر به خوشبختی اقوام کرد نمیشود در هر چهار کشور -- از تغییر فکر خدیو خوشحال شدم
کریم ۰۶ آذر ۱۴۰۰ | ۰۰:۱۰
یک عده تروریست به جان هم افتادن، حیف اون همه پول نفت که تو جیب این بی فرهنگ ها رفت.
سامان ۰۷ آذر ۱۴۰۰ | ۲۱:۲۷
درود بر خدیو عزیز
حامد ۰۹ آذر ۱۴۰۰ | ۱۵:۱۶
فرق خدیو با خیلی از تحلیلگران این هست که این فرد بیشترین نقد را به اقلیم کردستان وارد می‌کند درحالیکه خودش کرد است. و بسیاری از تحلیلگران به خاطر تعلقات قومی صبح تا شب مدح و ثنای ترکیه و باکو را میگویند! و افتضاحات آنها در قبال منطقه را ماله میکشند.
به کریم ۱۰ آذر ۱۴۰۰ | ۲۲:۰۷
اینا شهروندان عادی هستن و تروریست کسانی بودن که اول 2 تکه و بعد 4 تکه شون کردن و امروز هم در نقشه جهان ترک شهرهاشون و میارن و به خاکشون طمع دارن حامد این نوع تحلیل درسته من مدتهاست مقالات خدیو و میخونم تحیلیها و انتقاداتش از کردستان عراق و اختلافات ایران و آمریکا و اینکه ایران باید با آمریکا دوست باشه و همینطور انتقاداتش از ترکیه درسته اتفاقا پیشرفت در انتقاد صحیح هست نه جماعتی که مدام مدح و ثنای ترکیه و باکو رو میکنن و از هر جنایت و توطئه ای که ترکیه و باکو میکنن حمایت میکنن