نگاهی گذرا به تاریخ مسائل مسلمانان در شمال اوراسیا (بخش اول)

داستان تصرف کازان

۱۲ دی ۱۴۰۴ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۳۶۹۸۷ اخبار اصلی اروپا
دمیر نظروف در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: امروز، اوراسیای شمالی بار دیگر در مرکز رویدادهای سیاسی قرار گرفته است. جنگ در اوکراین به دروازه‌ای به سوی دنیای جدیدی تبدیل شده، جایی که فعالیت سیاسی قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای از منطقه بین نیل و فرات به سرزمین‌هایی از «والدای تا آلتای» منتقل شده است.
داستان تصرف کازان

نویسنده: دمیر نظروف، روزنامه‌نگار و کارشناس علوم سیاسی از غرب سیبری – روسیه

دیپلماسی ایرانی: در اوایل اکتبر، تاتارها و باشقیرها تاریخ به یاد ماندنی فاجعه ملی خود را گرامی داشتند: اشغال کازان توسط نیروهای مسکو و نابودی متعاقب آن خانات کازان.

تاریخ آن سال‌ها، و به طور کلی‌تر، تاریخ کشورهای مسلمانِ اردوی طلایی سابق، هنوز برای کارشناسان ساکن خاورمیانه چندان شناخته شده نیست. این شکاف، درک روسیه مدرن و نقش آن در مبارزه جهانی کفار علیه امت اسلامی را برای بسیاری از چهره‌های سیاسی اسلامی پیچیده می‌کند. 

امروز، اوراسیای شمالی بار دیگر در مرکز رویدادهای سیاسی قرار گرفته است. جنگ در اوکراین به دروازه‌ای به سوی دنیای جدیدی تبدیل شده، جایی که فعالیت سیاسی قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای از منطقه بین نیل و فرات به سرزمین‌هایی از «والدای تا آلتای» منتقل شده است. این توضیح می‌دهد که چرا صهیونیسم با تمام توان خود تلاش می‌کند تا خاورمیانه جدیدی را به دست آمریکایی‌ها شکل دهد. به این ترتیب، آنها می‌خواهند زمان بخرند و از فروپاشی جلوگیری کنند. اما در اعماق وجودشان، «اسرائیلی‌ها» به خوبی می‌دانند که زمان اشغال فلسطین و همسایگانش به پایان رسیده است و با پایان پروژه صهیونیستی، قرنی از شکوفایی در جهان اسلام طلوع خواهد کرد. صهیونیسم و متحدانش به گذشته تبدیل خواهند شد و بردار سیاست جهانی به اوراسیای شمالی تغییر خواهد کرد که در حال حاضر روسیه نامیده می‌شود.

در حالی که در حال تأمل در تاریخ سقوط خانات قازان بودم، به طور اتفاقی مصاحبه‌ای با پروفسور لیپسیتز پیدا کردم. او به خاطر کار به عنوان اقتصاددان در اتحاد جماهیر شوروی و یکی از اولین کسانی که فروپاشی امپراتوری شوروی را پیش‌بینی کرد، شناخته می‌شود. او سپس در طول پرسترویکا به مقامات روسی توصیه‌هایی کرد، اما آنها او را نادیده گرفتند. در نهایت، این استاد کشور را ترک کرد و تابعیت روسیه خود را لغو کرد. پروفسور لیپسیتز داستان شگفت‌انگیزی تعریف کرد که دروغ‌های تبلیغاتی چند صد ساله کرملین درباره وحدت ملت‌ها را آشکار می‌کند، و هم‌زمان ماهیت امپریالیستی کرملین را نیز تصدیق می‌کند. لیپسیتس به سخنان یک مقام سابق شوروی که مسئول تدوین کتاب‌های درسی جدید برای مدارس و دانشگاه‌ها در فدراسیون جوان روسیه بود، استناد می‌کند. وظیفه این مقام، گذار آرام از آموزش شوروی به آموزش روسی بود. این مقام در جلسه‌ای با همکارانش خاطرنشان کرد که وحشتناک‌ترین تاریخ مردم روسیه در روز «تسخیر کازان» رخ داده است. به گفته این مقام، پس از اشغال خانات کازان بود که روس‌ها مسیر گسترش امپراتوری مسکو را به قیمت سرزمین‌های مسلمان ترک و شرق و جنوب بیشتر آغاز کردند. بنابراین، مردم روسیه مجبور شدند به نام تقویت امپراتوری خود، جنگ‌های چند صد ساله علیه مردم بومی شمال اوراسیا را آغاز کنند. گسترش امپراتوری روسیه، مرکزیت مسکو را ایجاد کرد و مردم روسیه را از هر نوع خودگردانی که می‌توانست به عنوان پلی به سوی قانون مدنی و دموکراسی باشد، محروم کرد. این مقام رسمی در ادامه توضیح می‌دهد که پیش از اشغال خانات قازان، روس‌ها به طور فشرده در زیستگاه سنتی خود (بین مسکو و نووگورود) زندگی می‌کردند. با این حال، گسترش مرزهای آنها به سمت منطقه ولگا، اورال و سیبری، روس‌ها را به مهاجرت برای فتح سرزمین‌های سنتی ترک‌نشین مجبور کرد. شهرهایی مانند اورنبورگ و یکاترینبورگ نمادهای امپراتوری مسکو هستند، زیرا آنها به عنوان دژهای نظامی برای مبارزه با باشقیرها، تاتارها و قزاق‌ها تأسیس شدند. اگر روس‌ها در قلمرو خود باقی می‌ماندند، در نهایت بخشی از اروپا می‌شدند، اما در عوض، آنها به گوشت دم توپ امپراتوری مسکو تبدیل شدند که آنها را فقط به عنوان سرباز و رعیت می‌دید.

برای یک مقام سابق شوروی، ایجاد امپراتوری روسیه در سرزمین‌های اردوی طلایی سابق، مظهر تمام مشکلات بعدی برای مردم روسیه شد، زیرا آنها به مدت ۶۰۰ سال گروگان جاه‌طلبی‌های امپراتوری شدند و از فرصت مشارکت در ساخت یک اروپای دموکراتیک محروم شدند. اما برای ما، برای مسلمانان منطقه ولگا، اورال، سیبری، قفقاز و کریمه، سیاست‌های امپراتوری مسکو به یک نسل‌کشی واقعی تبدیل شد که تا به امروز به نابودی مردمان بومی آسیایی شمال اوراسیا ادامه می‌دهد.

در اینجا فقط می‌توانم اضافه کنم که به دلیل نقش ویژه ارتدکس کی‌یف که الهام‌بخش امپراتوری بیزانس است، مسکو که قبلاً غسل تعمید داده شده بود، ابتدا از درگیری‌های داخلی در اردوی طلایی برای تقویت قدرت خود در میان گروه قومی روس استفاده کرد و سپس از انفعال عثمانی‌ها برای تصرف سرزمین‌های مسلمان منطقه ولگا، اورال، سیبری و قفقاز بهره برد.

ادامه دارد...

کلید واژه ها: روسیه اوراسیا روسیه و اسرائیل رژیم صهیونیستی مسلمانان حوزه قفقاز قفقاز کازان دمیر نظروف


( ۳ )

نظر شما :