لزوم انجام اقدامات ویژه
سفر آقای قالیباف به چین میتواند نقطه عطف باشد اگر ...
دیپلماسی ایرانی: با بیانیه مشترک دولت عمان و IMO و سنت کام در مورد اعلام یک مسیر جدید در تنگه هرمز در آبهای عمان درست دو روز بعد از سفر هیئت ایرانی به ریاست آقای قالیباف به آن کشور و صدور بیانیه مشترکی که از آن بوی همکاری مثبت عمان با ایران در بحران جاری می آمد مشخص شد که تقریبا تک و تنها وارد یک بازی بزرگ و در مقیاس جهانی، با ابزارهای ناکافی و ناکارآمد اطلاعاتی و دیپلماتیک شدهایم. باید بتوانیم حتی با امتیاز دادن شریک و همکار پیدا کنیم.
جناب آقای قالیباف ریاست فعلی مجلس شورای اسلامی از ۲۷ اردیبهشت ۴۰۵ بنا به ٬٬پیشنهاد رئیس جمهور و تایید رهبری٬٬ بهعنوان نماینده ویژه ایران در امور چین منصوب شدند.
قبلا این نمایندگی ویژه را آقای لاریجانی در زمانی که هیچ اشتغال دیگری نداشتند و سپس سفیر فعلی ایران در چین، آقای رحمانی فضلی بهعهده گرفته بودند. البته در این بین آقایان مخبر و عارف بهعنوان معاون اول رئیس جمهوری در همان سمت این مهم را بهعهده داشتند.
به هر حال، رابطه با چین از اهمیت و پیچیدگیهایی برخوردار است که باید نماینده ویژه بر آن گماشت تا جایی که حتی خود سفیر که نماینده تامالاختیار کشور بر اساس استوارنامه است، میتواند نماینده ویژه هم باشد! از این بههم ریختگی تشکیلاتی باید گذشت و به چین یا هرکشور دیگر نشان داد که کشور بلوغ سیاسی دارد.
اما بعد، جناب آقای قالیباف،
به هر صورت در اولین سفر خود به پکن جنابعالی دو ماموریت بزرگ پیش رو دارید:
۱. تغییر جایگاه ایران در منظومه سیاستهای چین از وضعیت فعلی به نقطه مورد نظر حاکمیت ایران که حتما برایش تعریفی وجود دارد.
۲. تغییر جایگاه چین در مجموعه تصمیمگیری در نظام سیاسی ایران از وضعیت فعلی به نقطه دیگری که تا کنون نبوده است.
حتما مشاوران زیادی هماکنون در کنار شما بهدنبال تعریف جایگاه مطلوب ایران در برنامهها و سیاستهای چین و تعریف گشایشهایی برای چین در ساحت سیاسی و اقتصادی فعلی کشور مشغول هستند که برایشان آرزوی موفقیت دارم.
این قلم نیز با توجه به علاقه به بهبود شرایط کشور و استفاده از فرصتهای بینالمللی برای ارتقاء آن پیشنهاد دارد که به این سطور توجه شود.
از سفر جنابعالی به چین چه انتظاراتی متصور است؟
۱- در حوزه اقتصادی و تجاری، چین در سقف پتانسیل معمول همکاریها عمل کرده و میکند. بنابراین حرف از پروژههای بلند مدت فاقد پشتوانه معتبر مالی یا پروژههای مطالعه نشده جدید میتواند شان سفر را به سطوح نازلی بکشاند.
مهمترین معضل رابطه با چین در بخش اقتصاد عدم حضور ظرفیتهای اقتصادی ایران در هیچیک از زنجیرههای ارزش اقتصادی و تولیدی آن کشور است که البته تا حدودی هم به دخالتهای آمریکا مربوط است.
۲- شاید بتوان از چینیها در خواست وام بلند مدت با نرخ ترجیحی برای بازسازی صنایع آسیبدیده در جنگ کرد.
در همین زمینه پیشنهاد میشود در مورد صندوق به «اصطلاح ۳۰۰ میلیارد دلاری» موضوع مذاکرات فعلی ایران و آمریکا موضع مشخصی تنظیم کنید که در آن آینده روابط ایران و چین بهخوبی دیده شده باشد. چین اگر اراده کند بهتنهایی میتواند همین ظرفیت را برای ایران تولید کند.
۳- در حوزه دفاع و صنایع دفاعی، که بالاخره چین یکی از شرکای قابل اعتماد کشور محسوب میشود اگرچه منافع مالی همیشه برای آنها اولویت دارد.
۴- موضوعات راهبردی، مهمترین مشکل سیاست خارجی ایران در حال حاضر حل چالش رابطه با آمریکا و اسرائیل است. ادعای آمریکا هم موضوع فعالیتهای اتمی ایران و تضمینی برای جلوگیری از انحراف آن بهطرف تسلیحاتی شدن است. این موضوع تنها مطلبی است که سیاستگذاری در آن میتواند روابط ایران و چین را از وضعیت فعلی به نقطه مطلوب برساند.
اگر در دوران رهبری سوم کشور، قرار باشد تجدید نظری روی برخی از سیاستها و تصمیمات گذشته صورت پذیرد، بیشک بررسی سیاستها، تنظیمات و برنامه کشور و حساب سود و زیان روی پروژه اتمی از اولویت بالایی بر خوردار خواهد بود.
این پروژه از آغاز با هزینه زیاد و سود ناچیز در داخل و تلاطمهای بینالملل برای کشور روبهرو بوده است. موافقین این پروژه صرف نظر از افزایش ظرفیت علمی کشور و تولید رادیو ایزوتوپها و مواردی در همین سطح از قدرت ذاتی بازدارندگی امنیتی آن داستانهای زیادی به رشته تحریر در آوردند که در عمل مشخص شد چنین قابلیت و ظرفیتی از برنامه تعریف شده برای کشورنمیتوان انتظار داشت. (تاکتیک) و سیاست توسل به غنی سازی بالا که از حمایت مجلس نیز برخوردار بود در عمل به افزایش تهدیدها و نهایتا به جنگهای ۱۲ روزه و رمضان برای کشور منجر شد و ملت هزینه سنگین مادی و معنوی و علمی برای مردودی این نظریه داد.
بر اساس آنچه من درک میکنم، چین در صورتیکه ایران از آن کشور بخواهد، این ظرفیت را دارد که در مورد فعالیت اتمی ایران که از یکطرف موضوع امنیت اسرائیل است و از طرف دیگر سیاست ایران برای حفاظت از مرزها و تمامیت ارضی لبنان، به یک مذاکره سیاسی در نظام بینالملل وارد شود که نتیجه آن از مذاکره دو جانبه ایران و آمریکا در خصوص برنامه اتمی ایران ارزشمند تر باشد.
برای روشن شدن موضوع با استفاده از تاریخ روابط اشاره میشود که چین با ساخت مترو تهران وارد جرگه متروسازان جهان شد. همچنین چین با ساخت ۷ کشتی غول پیکر نفتکش برای شرکت ملی نفتکش ایران به جرگه کشتی سازان بزرگ پیوست و نهایتا ناو هواپیما بر خود را ساخت.
در وضعیت فعلی اگر ایران قدرت چانهزنی بینالمللی در داراییهای اتمی خود را به چین وا گذار کند چین به جرگه امنیت سازان جهانی در منطقه خلیج فارس وارد خواهد شد.
• چین ظرفیت دارد که اسراییل را وادار کند تا به NPT بپیوندد. این اقدام میتواند تسلیحات اسرائیل را در کنترل نگه دارد.
• ایران به چین ابزاری میدهد که چین بتواند سیاستهای توسعهطلبانه اسرائیل در لبنان را متوقف و خود تضمینی بشود برای آرامش در آن مرزها.
• چین میتواند بهعنوان پشتوانه نظام امنیتی در خلیج فارس قرار گیرد. این اقدام میتواند به کاهش ارزش امنیتسازی آمریکا در منطقه منجر شود.
• نهایتا رابطه ایران و کشورهای منطقه از یک نظم و نسقی برخوردار خواهد شد.
بهنظر میرسد تنها و تنها ورود به این موضوع راهبردی میتواند روابط ایران و چین و حتی منطقه را دگرگون کند، برای ایران مشارکت راهبردی واقعی درست کند و راه حل بسیار طولانیتر و مقرون به صرفهتری از آنچه در حال حاضر مورد مذاکره قرار گرفته برای کشور بهوجود آورد.



نظر شما :