ضرورت عبور از روایت جنگ به روایت صلح
پلی برای صلح بسازیم
دیپلماسی ایرانی: صحنه سیاست، عرصه غلبه عقلانیت بر هیجانات و هدف آن تحقق منافع بوده است. در میدان سیاست، حرف مرد یکی نیست. در این عرصه گذشتهی تاریخی راهنمای ذهنی فردایی بهتر از دیروز و امروز است. محاسبات آن پیچیده، چند وجهی، دقیق و حاصل خرد و کیاست قائل به پیروزی مبتنی بر ماندگاری در صحنه است، لذا شطرنج سیاست برد و باخت آنی ندارد.
ملتها و نظامهای سیاسی اگر از تاریخ بهجای پل، اهرم انتقام بسازند، جنگها دائمی و پایانناپذیر خواهد بود. آلمان، ژاپن، ویتنام و.... در تاریخ نمانده و با تغییر نگاه برای ملت و کشور به روایتی تن دادند که نه جنگ، بلکه زندگی و توسعه را برای آنان به ارمغان آورده است.
در جنگها، هرکس میتواند روایت خویش را داشته باشد، اما در صلح روایتها اگر یکی یا نزدیک به هم نباشد، نه تنها صلح ممکن نخواهد شد بلکه بسترساز جنگ دیگری خواهد شد.
تفاهمنامه میان ایران و آمریکا امروز درگیر تناقض روایتها و تفاسیر است. بدون رفع این تنقاضات و نزدیک شدن به روایت مشترک یا نزدیک به هم، رسیدن به صلح در بحران میان ایران و آمریکا اگر ممکن هم باشد، پایدار نخواهد بود.
روایت دوگانه از ترتیبات امنیتی حاکم بر تنگه هرمز مهمترین عامل شکست یا نقض آتشبسی شده است که اگر مدیریت نشود، میتواند عامل شعلهور شدن جنگی شود که دو جنگ گذشته، در قیاس با آن بازی جنگ تلقی شود.
اگرچه در ساز و کار حاکم بر روابط بینالملل، قدرت مهمترین عنصر تعیینکننده در معادلات بوده است ولی در دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان به واسطه آنکه آمریکا و اسرائیل آغازگر جنگ و تجاوز به ایران بودند، حمله آنها در افکار عمومی جهان و نزد همپیمانانش فاقد مشروعیت و از حمایت برخوردار نشد.
با بروز اختلاف نظر در نحوه مدیریت تنگه هرمز و گشوده شدن آتش به روی کشتیها و نفتکشهای عبوری، ترامپ پایان آتشبس و تفاهم نامه را اعلام و در پاسخ، مناطقی از خاک ایران و عمدتاً در سواحل جنوبی را بمباران کرده است. این جدیترین نقض آتشبسی است که اگر تداوم یابد و از کنترل خارج شود، پیشدرآمد جنگی ویرانگرتر از دو جنگ خواهد بود، با این تفاوت که در این شروع جدید جنگ، آمریکا در موضع حق و عملکرد ما از مشروعیت برخورد نخواهد بود.
اینکه ایران برای تنگه هرمز پس از جنگ میخواهد ترتیبات جدید تعریف کند، نه با حقوق بینالمللی حاکم بر آبراههای بینالمللی همخوانی دارد و نه عمان به عنوان کشور جنوبی این تنگه، با آن موافق است. بستن تنگه هرمز میتواند ایران را از یک بازیگر منطقی، به یک بازیگر غیر منطقی و عامل بیثباتی تبدیل کند و این اهرم ژئوپلیتیک را از فرصت به تهدید تبدیل کند. تداوم وضعیت فعلی در تنگه هرمز نه تنها عمان را بهسوی مقابله سوق میدهد، بلکه ائتلاف جهانی را مقابل ایران به صف خواهد کرد.
در ایران اگر تندروها ابزار مانور و امتیازگیری باشند، قابل قبول خواهند بود، ولی اگر نقش آنها تعیینکننده مسیر باشد، باید بیش از صلح به جنگ سلام داد. سلامی که نه سلامتی، بلکه مرگ و ویرانی به ارمغان خواهد آورد.
آنانی که مراسم با شکوه تشییع رهبر شهید را ابزاری برای قدرتنمایی تلقی میکنند، شناختی از معادلات قدرت و ساز و کارهای آن ندارند
در نظامهای اقتدارگرای آلمان و ژاپن خیابانها مملو از جمعیتی حامی بود که فریاد جنگ سر میداند و آتش جنگ را شعلهور میکردند، اما در روند جنگ در کنار تنبیه دولتها، ملتها نیز مجازات میشوند و در نهایت در ویرانیهای حاصل از توهمات، به صلحی تحقیرآمیز تن دادند. سران آلمان و ژاپن دلخوش به شعارها، نمایشها و تجمعات خیابانی بودند که نه همه ملت را نمایندگی میکردند و نه میتوانستند در معادلات قدرت نظامی، مؤثر و عامل تغییرات در روند و نتایج نهایی جنگ باشند.
جنگها ظرفیت و لجستیک پایدار میخواهد. ایران با توجه به ناطرازیهای مختلف و گسترده و... در قیاس با آمریکا به شکست واشینگتن قادر نخواهد بود. درک این نکته راهبردی باید عامل جلوگیری از فجایعی شود که اگر دیر شود، رخ دادن آن دور نخواهد بود.
ما به عنوان ایران نباید حاکمیت ملی عمان را خدشهدار کنیم. ما به عنوان ایران نباید ناقض تفاهم نامه شویم. ما به عنوان ایران باید مشروعیت حمله به ایران را از دست آمریکا خارج کنیم و با رویکرد ایجابی و تعاملی با کشورهای پیرامونی، مسیر صلح و توافقات را دنبال و هموار کنیم.
راهی جز این، میتواند ایران را در جنگی فرسایشی چون غزه کلنکی کند و پس از دور کردن لبنان از ایران، نه تنها عراق و عمان را از ایران جدا، بلکه ترکیه، پاکستان و عربستان را در ائتلافی مقابل ایران قرار دهد و در جنگ احتمالی آینده همراه علنی آمریکا و اسرائیل کند.
عقلانیت راهبردی ایجاب میکند از شکلگیری این روند جلوگیری شود، در غیر اینصورت با یک دندگی و لجبازی و ایستادن در موضعی که رسیدن بدان دور است، بیش از انتظار پیروزی، باید انتظار شکست داشت.
هنوز دیپلماسی توان تبدیل بحران از تهدید به فرصت را دارد. به دیپلماسی، دیپلماتها و عراقچی و... که پل دیپلماسی و میدان بوده و هستند فرصت دهیم و بگذاریم این کشتی را به ساحل صلح برسانند.



نظر شما :