سختترین تاکتیک ایران
الگوی گفتگو و تفاهم با دشمنی که قاتل است
دیپلماسی ایرانی: جنگ و مذاکره به عنوان دو الگوی یا گزینه روابط میان بازیگران نظام جهانی چنان با یکدیگر همسازی دیرین دارند که برخی از سیاستگذاران و کارشناسان، جهان را با دوگانه جنگ و مذاکره توصیف و برسازی میکنند.
در پیشینه تاریخی همسازی جنگ و مذاکره – جنگ و صلح – همواره جنگ از برتری برخوردار بوده است که گاه از خدای جنگ یا خدایان جنگ در تفسیر اهمیت جنگ بهره گرفتند. هزاران خدای جنگ را میتوان در انگارههای پیشین از دوران اساطیری، باستانی تاکنون ردیابی و نقش آنان در شکلگیری تاریخ را پایش کرد.
واقعیت روابط بینالملل و مناسبات قدرت در نظام جهانی، خدای جنگ را به گونهای دیگر برمیسازد، خدای جنگ واقعی را میتوان همان "مذاکره" دانست که همساز دیرپای جنگ بوده است. مذاکره دارای صدها الگو، رویکرد و روند است که سختترین و تلخترین آنها را میتوان مذاکره با قاتل خود، برشمرد.
تلاش برای تفاهم با دشمن سرسخت و خونریز همزمان با گردنکشی آن دشمن یا پس از ضربه بسیار سخت دشمن، رویکردی تاکتیکی در رهیافت دیپلماسی است که در چارچوب "الگوی مذاکره با قاتل خود" قابل بررسی است. الگویی تاکتیکی و بسیار چالش آفرین در سپهر سیاسی و اجتماعی یک بازیگر که گاه سببساز سستی و فروپاشی یک دولت سازگارجو نیز میشود.
اکنون که خدایان جنگ بر سر نظام جهانی پرسه میزنند و تمام جهان در آشوب قدرتطلبی و قدرتنمایی بازیگران ستیزهجوی جهان بهویژه روسیه، اسرائیل، ایالات متحده امریکا و دهها بازیگر منطقهای و محلی در چارچوب کودتاهای نظامی، بهسر میبرد، برخی بازیگران برای برسازی هژمونی و بلکه بقای خود در این آنارشی، با دشوارترین انتخاب روبهرو شدهاند و به مذاکره با قاتل خود تصمیم میگیرند.
الگوی مذاکره با قاتل خود در تاریخ دیپلماسی و جنگ، دارای نمونههای بارز است که آخرین جلوه آن را میتوان در مذاکرات ایران با دو دولت متجاوز اسرائیل و امریکا پساتهاجم اسفند ۱۴۰۴ و شهادت رهبر بزرگ ایران، حضرت آیت الله خامنهای، بهخوبی دید.
فرایند مذاکره و تفاهم ایران و امریکا پس از جنگ اسفند ۱۴۰۴ در چارچوب الگوی مذاکره با قاتل خود، که سختترین تاکتیک بقای ایران در نظام جهانی است را در محورهای زیر میتوان به عنوان تنها گزینه دیپلماسی مورد بررسی قرار داد:
یکم – مذاکره با قاتل رهبر: جایگاه امام و رهبر در دین اسلام و مذهب تشیع از چنان اهمیتی برخوردار بوده که شیوه زندگی، گفتار و رفتار ایشان زیربنای سیاستگذاری و حکمرانی دولت اسلامی است. امام و رهبر در جهان تشیع دارای مؤلفههای الهی هستند و جلوههایی فراتر از قدیس در ادیان دیگر را برساختهاند. در چنین بستری از الهی و قدسی بودن رهبر که توهینکنندگان به رهبر و امام با مجازات بسیار سنگین تا مرز ارتداد نیز روبهرو میشوند، قاتلان امام و رهبر با سختترین واکنشها مواجه بودهاند و هر گونه سازش با قاتلان آنان به منزله خیانت دانسته میشود، مذاکره ایران با قاتلان امام سید علی خامنهای واکنش سخت بخش مهمی از شهروندان را سبب شد.
اسرائیل و امریکا به عنوان قاتلان حضرت آیت الله سید علی خامنهای، در انگاره مذهبی تشیع باید با مجازات سنگین ارتداد و مرگ روبهرو شوند. اما نمونههایی از مذاکره با قاتل خود را در پیشینه تشیع میتوان برشمرد که جلوههای آن:
- مذاکره امام علی (ع) با خوارج که حکم به ارتداد امام دادند و قاتل امام شدند.
- مذاکره امام حسن (ع) با معاویه و قاتلان خود که به صلح معروف میان آنان منجر شد.
- مذاکره خاندان امام حسین (ع) با قاتلان امام حسین (ع) و خاندانش.
و... که فرایند کنونی مذاکره و تفاهم ایران با قاتلان رهبر شهید خود را مشروع و در چارچوب اصل مصلحت نظام، ممکن ساخته است.
دوم – انتخاب دشوار: تاریج دیپلماسی و جهان سیاست خارجی، کارزار انتخابها و تصمیمهای دشوار است. انتخاب دشوار که میتواند هر سیاستگذار یا سیاستی را در باتلاق ننگ و بیزاری فرو برد.
مذاکره با قاتل خود یا همان دشمن خونریز در میانه جنگ، انتخابی بسیار دشوار و راهی بسیار سخت به سوی بازآفرینی قدرت، بقا و ادامه نبرد با دشمن است. انتخابی که اصل بقا یا فنای حکمرانی را دربرمیگیرد و سیاستگذاران ارشد را با سختترین تصمیم گیری خود مواجه میکند.
تصمیم سختی که هیرو هیتو، امپراتور ژاپن در ۱۵ اوت ۱۹۴۵ پس از تهاجم اتمی ایالات متحده امریکا به ژاپن از آن نام برده شده و میگویند: «ما با تحمل آنچه تحملناپذیر است و کشیدن آنچه رنجش، ناکشیدنی است، راه صلحی بزرگ برای تمام نسلهای آتی را هموار ساختیم.»1
سوم – ابزار تاکتیکی: الگوی مذاکره با دشمن خونریز یا مذاکره با قاتل خود با هدف پایان ستیز و صلح نهایی نیست. مذاکره با قاتل خود را میتوان سختترین تاکتیک بقای بازیگر در تنگنای مناسبات قدرت و کاهش منابع قدرت دانست. مذاکره با قاتل خود، ابزاری تاکتیکی برشمرده میشود که بازیگر آسیبدیده برای ادامه بقا، بازپروری توان و پاسخ محکم به قاتل، طرحریزی و اجرا میکند. مذاکره با قاتل خود، تاکتیکی است که در جهان سیاستگذاری خارجی از سوی بازیگران زیرک و در تنگنای راهبردی، انتخاب میشود. مذاکره و سازگاری با قاتل خود به عنوان یک تاکتیک، در چارچوب اصل مصلحت نظام قابل تفسیر است.
چهارم – تنها گزینه دیپلماسی: جهان کنونی در چشم انداز آنارشی نهادی با عنوان نظم نوین جهانی، چنان برآشفته شده است که بیشتر بازیگران از انگارههای ایدهالیسم ناامید شده و به رئالیسم قدرت رو آوردهاند. رویگردانی از آرمانگرایی پیامد برقراری قانون قدرت یا قانون جنگل در روابط بینالملل و در چارچوب نظم نوین جهانی با راهبری ایالات متحده امریکا و درندگی اسرائیل در پهنه جغرافیایی بزرگ آسیای جنوب غربی است.
در جهانی که قانون قدرت بر روابط آن چیره شده، گزینههای سیاست خارجی در مسیر دیپلماسی، بسیار محدود شده است و سیاستگذاران خارجی با منابع محدود قدرت خود باید نگاهبان منافع راهبردی باشند و مهمتر آنکه بقای نظام را تضمین کنند. در چنین شرایطی تنها گزینه دیپلماسی همان مذاکره و سازگاری موقت با قاتل خود است.
*
جنگ و صلح که دو بنیان نظام جهانی هستند، خدای جنگ را در افکار عمومی جهانی برساخته است. اما در جهان آنارشیک کنونی، مذاکره با قدرتهای بزرگ یا دشمنان و سازگاری با آنها به مؤلفههای خدای مذاکره و قدرتهای جدید تبدیل شده است.
برسازی خدای مذاکره مقابل خدای جنگ در عصر برقراری قانون قدرت یا قانون جنگل، گزینه بسیار دشواری است که در چارچوب اصل مصلحت نظام و ابزار تاکتیکی قابل توصیف است. مذاکره و تفاهم ایران با ایالات متحده امریکا که بخش مهمی از چالشهای منطقهای و جهانی را دربرگرفته در چارچوب همین برسازی خدای مذاکره و "الگوی مذاکره با قاتل خود" قابل پیگیری است.
فرایند کنونی مذاکره و تفاهم با ایالات متحده امریکا که اگر مفاد ۱۴ گانه آن بهدرستی اجرا شود، مؤلفه برسازی نظم نوین جهانی بر پایه هندسه قدرت نوین در آسیای جنوب غربی است که دو قدرت بزرگ ایران و امریکا آنرا طرحریزی و شکل دادهاند. تقسیم قدرت جهانی امریکا با ایران در آسیای جنوب غربی به منزله واگذاری منابع هژمونی این هارتلند جهانی به ایران است.
ایران پساجنگ اسفند ۱۴۰۴ در وضعیتی از آنارشی منطقهای و ازهم گسیختگی نظم جهانی قرار گرفت که هیچیک از اصول روابط بینالملل و سازمانهای بینالمللی، توان و اراده حمایت از حقوق ایران را نداشتند. در چنین بستری از قانون قدرت، ایران با انتخاب دشوار "مذاکره با قاتل رهبر بزرگ" در چارچوب سختترین تاکتیک بقا و بازآفرینی قدرت بر اساس اصل مصلحت نظام، روبهرو شده است.
کنش تاکتیکی ایران در مذاکره و سازگاری موقت با ایالات متحده امریکا با تفاهمنامه ۱۴ مادهای آنهم پس از شهات رهبر بزرگ ایران به دست دولت ترامپ، مؤلفهای از تابآوری ایران و حکمرانی آن در مناسبات قدرت است که برتری رئالیسم ژئوپلیتیک را بر آرمانگرایی مشخص میسازد.
منابع:
۱- شافریتز، جیام و کریستوفر پیبریک. سیاستگذاری عمومی در ایالات متحده امریکا. ترجمه حمیدرضا ملکمحمدی. تهران. 1390. دانشگاه امام صادق. چاپ اول. ص 226.



نظر شما :