سه شنبه 21 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 10 مهر 1395      16:31
نباید دلخوش به عدم استحکام نظام عربستان بود

ضرورت دیپلماسی صلح در روابط تهران - ریاض

صادق ملکی، کارشناس و تحلیلگر ارشد سیاسی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: نه ایران و نه عربستان نمی‌توانند جغرافیا و ماهیت غالب شیعی و وهابی خود را تغییر دهند ولی ترمیم روابط یک ضرورت دو‌طرفه است.

نویسنده: صادق ملکی، کارشناس و تحلیلگر ارشد سیاسی
دیپلماسی ایرانی:
جنگ ها به یکباره آغاز نمی گردد. در دنیایی که برای کنترل بحران ها و... تلاش می شود نظامیان صدای سیاسی نداشته باشند، زبان دیپلماسی زبان تهدید می گردد. وزیر خارجه دولتی که تدبیر، نقطه امید آن است، با زبانی سخن می گوید که بیش از امید، بیم را در ذهن ها متبادر می نماید. دو ادبیات بکار گرفته شده توسط ظریف در بیانیه سالگرد منا و مقاله نیویورک تایمز چندان با رسالت وزارت خارجه و مضاعف بر آن در راستای تنش زدایی دولت تدبیر و امید نبوده و نیست.
 با وجود انقلاب اسلامی و هزینه های پرداختی ایران برای وحدت میان مسلمانمان، شیعه کماکان از یک تنهایی و غربت تاریخی رنج برده و می برد. اندیشه وهابی اگرچه اندیشه غالب جهان اهل تسنن نیست، اما هنگامی که در تقابل با ایران شیعی می ایستاد، حتی ترکیه سکولار نیز در کنار آن قرار می گیرد. ما نمی توانیم دنیا را با عینک خود و یا منطبق با آرزوهای خویش تحلیل و قضاوت نمایم. نباید دلخوش به عدم استحکام نظام عربستان بود. رژیم آل سعود در حال حاضر قدیمی ترین نظام سیاسی منطقه بوده و در نگاه کلان پیوندهای قوی با غرب به ویژه آمریکا بر مبنای و ملاحطات متقابل داشته و در عین حال روابطی عمیق با دنیای اسلام داشته و دارد. نگاه ما به این نظام چهره ای ارتجاعی را به تصویر می کشد و نگاه سعودی از ایران نیز نظامی را به تصویر می کشد که تلاش دارد با نفوذ سیاسی عرصه را بر اسلام تسنن تنگ نماید.
تصویرهای ذهنی حاصل برداشت هایی است که ما کار چندانی در تغییر آن نمی توانیم انجام دهیم. با این وجود باید از جایی شروع کرد و اگر زمینه ای نیست، بستری برای تغییر ذهنیت ها فراهم ساخت. بحران ها فرصتی است که هنر سیاست و سیاستمداران به هنگام آن، باید تبلور یابد. فضای روابط میان تهران و ریاض به اندازه ای بحرانی است که سخن گفتن از ضرورت کاهش بحران با سعودی سخت و شاید برای طراح آن هزینه داشته باشد. اما هر کس که دغدغه اسلامی و ملی دارد باید راهکار کاستن از این دغدغه ها را از نگاه خود بیان نماید تا راهنمایی برای انتخاب باشد.
نه ایران و نه عربستان نمی توانند جغرافیا و ماهیت غالب شیعی و وهابی خود  را تغییر دهند. از این منظر و با توجه به همسایگی و الزامات فراوان ناشی از آن، ترمیم روابط تهران و ریاض یک ضرورت دو طرفه بوده و  باید از دغدغه های عرصه سیاست خارجی ایران و عربستان باشد. در سخت ترین شرایط نیز، باید برای شروع، نقطه آغازی ساخت. توجه داشته باشیم بذر پایان جنگ سرد میان مسکو و واشنگتن در اوج جنگ سرد و لفاظی های آن پاشیده شد.
یادمان نرود ضرورت های مترتب بر منافع ملی با وجود آنکه امام (ره) گفته بود اگر از صدام بگذرم، از آل سعود نخواهم گذشت، با اعمال مدیریت مبتنی بر حل بحران، توانست روابط ایران و عربستان را نه تنها  ترمیم کرده بلکه آن را نماد دو بال اسلام بنماید. امروز هرچند شرایط تغییر کرده و سخت تر شده است، اما باید تلاش کرد ایران و عربستان نه دو بال اسلام، بلکه دو خصم درون اسلامی نشوند.
ایران و عربستان دو واقعیت ژئوپلیتیک و تاثیرگذار منطقه و به تعبیر کلان، جهان اسلام هستند و خواهند بود. تغییر ساختاری این معادله در دست هیچ یک از این دو نیست اما می توان از نیروی هر یک برای تضعیف دیگری و در نگاه وسیع تر جهان اسلام سود جست. اگر این درک را بتوان درد مشترک کرد و به این نتیجه رسید که با گفت وگو می توان به راه حل های بهتر رسید، آن گاه می توان به استقرار آرامش در منطقه کمک کرده و صلح را جایگزین جنگ ویرانگر در منطقه کرد. ادبیات سلحشورانه جایی در صحنه سیاست و خصوصا در سیاست خارجی ندارد. در عرصه سیاست، توان و مساعی را باید در تبدیل دشمن به رقیب و رقیب را به همکار به کار گرفت. تخریب، کاری ساده و کم هزینه است. سازندگی و به کارگیری سیاست ایجابی، صبر و تدبیر می خواهد. میدان عمل دولت تدبیر و امید تنها حوزه سیاست داخلی نیست و در سیاست خارجی نیز منحصر به موضوع هسته ای نمی شود. ایران در ارتباط با همسایگان، جدی ترین مشکل را با عربستان دارد. این مشکلی است که قابلیت گسترش درون و برون مرزی دارد. اگر توانستیم با آمریکا مذاکره کنیم، در تکمیل آن می توان در منطقه نیز با عربستان گفت وگو کرد. نباید اجازه داد در سرزمین مسلمانان، بیگانگان مدیریت جنگ کنند. ذهنیت مبتنی بر مذهب، اگر تحریک برای جنگ مذهبی نباشد، نهادینه نمودن صف بندی ها و سیاست گذاریها بر مبنای مذهب می باشد. ضروری است بدانیم بعضا هدف ایجاد درگیری های کوچک، مقدمه سازی برای درگیری های بزرگ و تغییرات وسیع است. جنگ امروز در خاورمیانه یک جنگ داخلی است و هر کس روایت خاص خود از جنگ را دارد. جنگ ها به طور کلی کمتر پیروز دارند و جنگ داخلی هیچ پیروزی ندارد. در جنگ های درون تمدنی و در نگاه دو طرف جنگ، کشته های تشییع شده در تابوت ها همه شهیدند و ... در حالی که سخت است بتوان عنوان کشته های درون تابوت را نام شهید داد. شاید همین نکته کافی باشد برای آنکه به جای فریاد جنگ، سرود صلح سر داد. برای رسیدن به صلح، باید روایت ها را به هم نزدیک کرد. احترام به حقوق متقابل در تعریف منافع و حوزه های نفوذ، هموارکننده دور شدن از سیاست تقابلی و نزدیک شدن به نگاه تعاملی است. برای تغییر میدان جنگ به صحنه صلح، باید نگاه ها و ذهنیت ها را تغییر داد و به نقطه تعادل رسید. با نگاه های متخاصمی که یکی ظهور داعش را حاصل وهابیت و دیگری حاصل بی توجهی به سنی ها می داند، نمی تواند پل صلح ساخت.
 در حال حاضر که رویه و صف بندی فعلی در روابط ایران و عربستان،  چشم انداز تیره و تاری را نشان می دهد، باید با دوراندیشی راهی یافت و اگر راهی نیست، راهی ساخت. نباید به گزینه جنگ فرصت ظهور داده و به نقطه بدون بازگشت رسید. جنگ و صلح مسیر دوطرفه است. همان گونه که هیچ جنگی به یکباره آغاز نمی شود، صلح نیز به یکباره آغاز نمی شود. در روزهایی که زبان تهدید و جنگ زبان مسلط شده است، هر چند سخن گفتن از صلح دشوار باشد باز برای دور شدن از سایه شوم جنگ باید از صلح گفت و نباید میدان سیاست را آلوده به رجز و حماسه کرد. بزرگی و غرور ملی ایرانیان، حاصل فداکاری های طولانی  بوده و باید با بکارگیری سه عنصر عزت، مصلحت و حکمت، آن را پاسداری کرد.

انتشار اولیه: سه شنبه 30 شهریور 1395 / انتشار مجدد: شنبه 10 مهر 1395



نظرات کاربران
مجید فتحی
سه شنبه 30 شهريور 1395      17:35

بهتره که هر چه زودتر زمینه برای گفتگوی تهران و ریاض فراهم بشود.چون با گفتگوهای دوسویه می توان جنگ در یمن و سوریه و همچنین شرایط سیاسی موجود در بحرین را تغییر داد. این گفتگوها در نهایت به سود هر دو طرف بوده و هم میتوان امیدوار بود که آرامش به منطقه بازگردد.
علی
سه شنبه 30 شهريور 1395      18:26

هرچند اصل موضوع مدیریت تنش و کاهش تنش با سعودی درست است. اما این مقاله قدری هم ساده نگر است. طرف مقابل ایران را نامسلمان میخواند که این تبعات بسیار سنگین امنیتی برای ایران ایجاد میکند و ایران باید سعی کند بین اسلام وهابیت و سنی شکاف ایجاد کند و این از طریق مرزبندی است که اتفاقا ظریف بدرستی انجام داد. ایراد دیگر این مقاله انحصارانتقاد آن به دستگاه سیاست خارجی است در حالی که در بخش ایرانی بحران وزارت خارجه در اخر صف است. اما وزارت خارجه سعودی در اول صف مبارزه با ایران ایستاده اند. وقتی ایرانی ها رافضی خوانده میشوند نقطه مقابل آن شجره ملعونه شده سعودی است. اگر الجبیر برای جبران خارج از خانواده سلطنتی بودن خود با فحاشی به ایران میخواهد خود را اثبات کند وزارت خارجه ما مستقل از دلیل این فحاشی ها مجبور است حداقل واکنشهای دیپللماتیک را نشان دهد. و آن آن نقطه شروع که شما در اوج جنگ سرد برای کاهش تنش میگردید در تریبونها ظهور نخواهد کرد. بلکه نتایج آن را در تریبونها خواهیم دید.
اسی
سه شنبه 30 شهريور 1395      20:10

صلح با آل سعود قاتل همانند صلح با صهیونیست است
علی
سه شنبه 30 شهريور 1395      22:56

حرفی منطقی است .سیاست رهبری نیز در رابطه با عربستان مبتنی بر خویشتنداری و عدم تنش در روابط بود . لیکن با تغییر ساختار حکومت در عربستان و روی کارآمدن جنگ طلبان تقابل را به جائی رساندند که رهبری مجبور به موضع گیری های صریح در رابطه با عربستان شدند . وقتی سعودیها خواستار براندازی نظام جمهوری اسلامی میشوند و به دست به دامن ورشکستگان منافق میشوند نمیتوان انتظار داشت جمهوری اسلامی ایران سیاست خویشتنداری سابق را ادامه دهد .
اکبر
چهارشنبه 31 شهريور 1395      10:26

دکترین حزم و جزم ملک سلمان مبتنی بر تغییر سیاست های ایران در منطقه است و در این موضع هیچ خلل وارد نخواهد شد
لسان الدین
جمعه 2 مهر 1395      9:27

نویسنده محترم مقاله در عین اینکه نکات آرمانگرایانه و ایده آل خوبی را مطرح کرده اند؛ ولی متاسفانه به هردلیل (ازجمله ضعف یا جهت دار بودن مطالعات تاریخی و یا حتی قبول نداشتن برخی تقابلات تاریخی و مذهبی) توجه ندارند که در مقابل چه کسی و با چه دیدگاهی نشسته اند؟؟ در مقابل ایران کسانی نشسته اند که اساسا با ایرانیت تاریخی ما مشکل دارند و در صدد تجزیه و تلاشی کشور و ملتی بنام ایران هستند و در این راه هزینه های فراوان کرده اند! از تشویق و تحریک صد ها میلیارد دلاری صدام به اشغال و جنگ با ایران، تا تحریک امریکا و غرب بر علیه ایران و تحریم های سخت تا استحمار برخی جناح های داخلی برای تندروی نامعقول و درست کردن چماق برای جوسازی و دشمنی های بین المللی و تا به مزدوری گرفتن خودفروشان بین المللی امثال منافقین و وهابیان داخلی .... و همه اینها در درجه اول بدلیل عداوت ذاتی و تعصب و لجاجت جاهلی عربی و عقب ماندگی تاریخی فکری و تمدنی آنها از ایران و ایرانیان است!! و البته دشمنی دومی نیز با ایرانیان دارند و آن دشمنی تاریخی با تشیع است که البته آنها تشیع ایرانیان را نیز ناشی از غیرت و حمیت ایرانی شان میدانند که وقتی مجبور به پذیرش اسلام شدند ؛ باز نسخه رسمی عربی حاکم آن را نپذیرفتند و با مراجعه به تاریخ سیاه اسلام رسمی عربی ؛ آن را کنار زده و از درون اسلام نسخه اصیل و محکوم و مظلوم در سایه ای را یافته و به آن گرویده اند! آقای استاد ملکی عزیز برای یافتن راه مصالحه نخست باید ریشه های تاریخی دشمنی های موجود را شناخت و بعد دنبال ریشه های سیاسی و عملکرد های سیاسی و سپس راه حل های سیاسی پرداخت! البته که بدون تشخیص ریشه های تاریخی همه چیز ایده آل و همه روش های سیاسی جواب میدهد ... و محکوم کردن مقاله بسیار متین و منطقی آقای ظریف و امثال ایشان هم آسان ترین راه است ، اما ....
سجاد
شنبه 3 مهر 1395      13:44

"تحلیلگر ارشد" ما چطور می تواند دو مقاله بنویسد با دو منطق کاملا متفاوت با فاصله 3 روز؟ همین نویسنده با فاصله 3 روز مطلبی نوشته با عنوان "تداوم نقش تخریبی ترکیه در خاورمیانه" که دعوت به تقابل (و حتی اشاره به جنگ) با ترکیه است!!! (آیا حرفهای خوب نویسنده در اینجا صرفا لقلقه زبان هستش؟) شخصا موافق تقابل با عربستان نیستم ولی آیا نویسنده دعوت به کاهش تقابل با عربستان می کنه که امکان تشدید تقابل با ترکیه فراهم بشه؟ آیا ما حتما باس بخاطر منافع گروهها و کشورهای خارجی با همسایگان خودمون در تقابل باشیم؟
احمد
شنبه 3 مهر 1395      16:39

واقعیت این است که نظام ارتجاعی سعودی در برابری جمهوری اسلامی و حزب الله احساس حقارت و قباحت نموده و حملا ت اش به خاطری ترس است. بااتحاد داخلی شیعیان و تقرب با برادران سنی، سعودی منزوی خواهد شد. این تقرب فعلی دو مجموعه بی سابقه بوده و سعودی را عصبانی ساخته است.
محمد ایرانی
يکشنبه 11 مهر 1395      14:28

جناب اقای ملکی ، نکنه باید انتظار داشته باشیم ، عربستان جنگی رو همچون صدام روانی اغاز کنه تا بفهمیم عزت مصلحت حکمت لزوما راجع به تمامیه عناصر منطقه ای و جهانی جواب نمیده . اقای ملکی گویی طومار دست اندازی های سعودی ها از گذشته تا پهلوی و از اغاز پیروزی انقلاب ایران تا به امروز رو فراموش کردید ؟ در رابطه با عربستان پا از خطوط قرمز فراتر رفته و عربستان در موضوعاتی دخالت میکنه که هم وزن قدرتش نیست و این کم وزنی رو با دخالت در امور طبیعیه حاکمیتیه منطقه ای ایران جستجو میکنه ، اقای ملکی حتما باید مثل صدام چک اول رو بخوریم ، خرمشهری رو اشغال شده ببینیم تا بفهمیم گاهی سپردن پرونده های سیاسی از دیپلماتها به نظامیان نه تنها کار درستیه بلکه در مورد عربستان بسیار شبیه عزت حکمت و مصلحت هست . چیزی که مشخصه اصطکاک کنونی ایران و عربستان (سعودی) از فاز سیاسی خارج و ریل گذاری اینده ای ایران در مورد عربستان تنها باید نظامی باشه و شکست کامل این عنصر مخرب منطقه ای و جهانی و خطرناک برای امنیت ملی ایران باید ابتدا توسط نظامیان به سرانجام برسه و توسط دیپلماتها تثبیت بشه و در دستور کار جدی مسیولین ایرانی قرار بگیره . اقای ملکی شما به عنوان کارشناسی که پس وند ارشد رو دارید ، ایا با یک مرور کوتاه بر اتفاقات فقط 3 دهه اخیر باز هم به مذاکره سیاسی با عربستان امید دارید ؟ ایا حتی میشه به این موضوع فکر کرد که اینده فرزندان این مملکت ، امنیت ملی حفظ میراث تاریخی و اینده سازی برای ایران در کنار همسایه ای چون سعودی اتفاق بیوفته و امکان پذیر باشه ؟ ختم کلام که استفاده از واژه های عزت حکمت و مصلحت در رابطه با عربستان سعودی تنها شبیه کبکی میمونه که سر خود را زیر برف کرده تا توسط شکارچی شکار شه . اما من مطمینم که همه ی تحلیلگرانه سیاسی ما مثل کارشناس محترم اقای ملکی فکر نمیکنن و بیش از 90 درصد شهروندان ایران متوجه این موضوع شدن که در این مرحله تنها چیزی که عربستان رو سر جاش مینشونه یک تهاجم گسترده منطقه ای سیاسی فرهنگی و نظامی با تمام قوا از سوی کل ملت ایران به کانون های قدرت تروریستی و مخرب عربستان در منطقه و سراسر جهان خواهد بود و راهی جز این تلف کردن منابع و زمان این کشور بزرگ و ملتش خواهد بود ... زنان مردان فرهنگیان دانشمندان سیاسیون و بخصوص و بخصوص در مرحله کنونی نظامیان باید یدی واحد بشن و این عنصر نا مطلوب در مقابل بلند پروازی های ایران رو یکبار برای همیشه به خاطرات تاریخ بسپارن . اقای ملکی گاهی نگاه صلح طلبانه افراطی مثل نظر شما میتونه از بمب اتم هم برای ملت ما خطرناک باشه جایی که در مقابل گستاخی های عربستان به جای تقابل را تعامل رو در پیش بگیریم که این با خصوصیات ذاتی ملت ایران در طول تاریخش منافات داره و در تضاد هست .
محمدی
دوشنبه 12 مهر 1395      19:28

بخدا خیلی شجاع هستید آقای ملکی. کم هست انسان های شریف و عمیقی چون شما.تحلیلی قوی و در عین حال منطبق بر واقعیت است. پیشنهاد هم داده است. امید دارم مقامات توجه کنند. تلخی جنگ ، جام زهر و نومش قهرمانانه محل درس است و..
مودی
چهارشنبه 14 مهر 1395      14:14

مقاله ی نوشته شده از حرف درستی سخن میگوید اما به مبناهای نادرستی اشاره میکند. واقعیت این است که جنگ بین ایران و آل سعود سناریوی بسیار بدی ست. چون این جنگ بیشتر از اینکه به سود برنده احتمالی این جنگ باشد به سود رژیم صهیونیستی و غربی ها بویژه کمپانی های اسلحه سازی آنهاست و از آن گذشته همانند جنگ ایران و عراق و جنگ نیابتی کنونی در سوریه باعث هزینه شدن امکانات مسلمین در تقابل و جنگ با یکدیگر است ؛ یک لحظه تصور کنیم اگر صدام دیوانه به ایران حمله نمیکرد و دو کشور بزرگ و قدرتمند مسلمان این همه ظرفیت و انرژی و سرمایه انسانی خود را از دست نداده بودند و اگر لشکر کشی تروریست های اجاره ای به سوریه نبود ؛ چه وضعیت متفاوتی داشتیم.... ولی یک نکته در این گفتار مغفول مانده است و آن اینکه شاید بتوان جنگ را یکطرفه تحمیل کرد اما صلح یکطرفه نه معنایی دارد و نه هم امکان پذیر است. باید از جایی شروع کرد اما آن جا بر طبق همان اصل عزت حکمت و مصلحت باید به گونه ای باشد که عزت و حکمت فدای بعضی مصلحت ها نشوند .... به نظر بنده باید حداکثر تلاش برای دروی جستن از جنگ مستقیم بین ایران و عربستان بعمل آید و سیاست جمهوری اسلامی ایران هم تاکنون و حتی در همین وضعیت فعلی که تنش ها اوج گرفته ؛ بر همین اصل استوار بوده است ؛ اما باید به یاد داشت که چنگ و دندان نشان دادن و رجز خواندن هم میتواند برای جلوگیری از جنگ اتفاق بیفتد؛ جناب ملکی اگر این روزها می بینید که نظامیان در حال رجز خوانی هستند مطمئن باشید که این رجزخوانی تکمیل کننده فعالیتهای سیاسی و دیپلماتیک هست و چنانچه رجزها و تشر ها نباشد فعالیتهای دیپلماتیک ابتر و ناقص خواهند ماند و چه بسا در ذهن عقیم و ناقص تازه به دوران رسیدگان حکومت فعلی آل سعود توهم ضعف و ناتوانی ایران را ایجاد کند که این توهم میتواند خطرناک باشد ؛ همانگونه که صدام دیوانه احمق با همین توهم آمد که ایران را یک هفته ای بگیرد اما جنگی هشت ساله و ویرانگر را بر ایران و منطفه تحمیل کرد ..... مسئله بسیار دقیق و حساس است ؛ از یکسو تا امکان دارد باید جلوی جنگ گرفته شود از سوی دیگر ؛ طرف مقابل بخصوص حاکمان جدیدش نشان داده اند که به هیچ عنوان از درایت و هوش سیاسی و بین المللی برخوردار نیستند و در برآورد کردن توان خود و رقبای منطقه ای شان بسیار ضعیف هستند( حمله به یمن اثبات کننده این موضوع هست).به همین جهت باز هم بهتر است به همان سه گانه عزتحکمت و مصلحت برگردیم و بدانیم که در هر زمان و مکانی کدام یک از این سه گانه درست و هوشمندانه چگونه استفاده کنیم..... عذزخواهم از طولانی شدن مطلب ...
خسرو
جمعه 16 مهر 1395      14:19

تئوری عربستان سعودی درمورد ایران مبتنی برافکاروهابیت درمورد کافربودن شیعه هاست فقط چون قدرت کافی ندارد نمی تواند وارد جنگ شود ومدارا را ترجیح میدهد تا به قدرت ومتحدین قدرتمند درجهان اسلام دست یابد بنابراین ایران باید همبستگی ونزدیکی با کشورهای اسلامی را سیاست حیاتی خود قراردهد تا عربستان سعودی در دنیای اسلام منزوی شود مثلا باید درموضوع کشمیر باپاکستان وقره باغ با آذربایجان وقبرس باترکیه وتیمر شرقی بااندونزی وفلسطین بادیگرکشورهای اسلامی همبستگی واقعی وعملی داشته باشد مثلا معلوم نسیت چرا ایران استقلال کشورمسلمان کوزوو رابرسمیت نمی شناسد وکشتار مسلمانان درچین رامحکوم نمی کند یادرمورد کشتار مسلمانان درمیانمار عکس العملی نشان نمی دهد
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>