پنجشنبه 23 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 6 آبان 1396      9:35
توافق با فتح مانع از نابودبی آرمان فلسطین خواهد بود

تهران ترغیب کننده آشتی ملی فلسطینیان

صالح عاروری به دیپلماسی ایرانی می گوید : با توجه وضعیت فلسطین ایران از پایان دادن به جدایی ها و توافق فلسطینی و پایان دادن به اختلافات حمایت می کنند. برای همین آشتی ما تاثیری بر روابط ما با تهران نمی گذارد. در مقابل همه از ملت ما برای مقاومت در برابر اشغالگران حمایت می کنند.

عبدالرحمن فتح الهی - جنبش های فتح و حماس در حالی روز ۱۲ اکتبر ۲۰۱۷ به توافق نامه ای تحت نظارت مصر در قاهره دست یافتند که طی ۱۰ سال گذشته نیز چندین توافق نامه را امضا کرده بودند؛ از توافق 8 فوریه 2007 مکه با نظارت ملک عبدالله بن عبدالعزیز تا سند سپتامبر 2009 مصر، توافق نامه 4 می 2011 قاهره، توافق نامه 6 فوریه 2012 دوحه، توافق نامه 23 آوریل 2014 الشاطی و نهایتا توافق نامه اخیر در قاهره؛ این توافق نامه بر اعطای تمامی مسئولیت های نوار غزه به دولت وفاق ملی به نخست وزیری "رامی حمدالله" و نظارت گارد ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین بر گذرگاه ها به خصوص گذرگاه مرزی رفح تأکید دارد. این توافق نامه پس از چندین جلسه گفت وگوی بین هیأت های فتح و حماس امضا شد و سخنگوهای دو جنبش تأکید کردند که عزم خود را برای پیچیدن طومار دو دستگی ها و اختلافات جزم کرده اند. اکنون که جنبش حماس انحلال کمیته اداره نوار غزه را اعلام و از دولت توافق ملی برای تحویل مسئولیت های نوار غزه دعوت و با برگزاری انتخابات سراسری فلسطینیان موافقت کرده و همچنین توافق نامه آشتی نیز در قاهره امضا شده، سوال این است که آیا این توافقنامه به رؤیای ملت فلسطین برای اتحاد دوباره و پایان دادن به دودستگی ها و اختلافات داخلی فلسطینیان جهت رسیدن به اهداف اصلی و آرمان این ملت که همان آزادی سرزمین فلسطین از اشغال صهیونیست ها است، تحقق خواهد بخشید یا این که این توافق نامه نیز همانند توافق های قبلی تنها روی کاغذ باقی خواهد ماند؟ دیپلماسی ایرانی در گفت وگویی با "صالح عاروری"، معاون رئیس دفتر سیاسی حماس به ابعاد این توافق نامه پرداخته است که در ادامه می خوانید:

ما اخیرا شاهد تغییراتی در بدنه و ساختار سیاسی حماس بودیم. از زمان برگزاری انتخاباتِ درونی حماس تا کنون شاهدیم که حماس تغییراتی را در دستور کار خود قرار داده است. ظاهرا این تغییرات ریشه تاکتیکی ندارد بلکه ریشه استراتژیک دارد. الآن می بینیم که سیر این تغییرات به توافق فتح و حماس رسیده است. آیا این توافق را باید در راستای همین تغییرات حماس دید؟ آیا قرار است سیر این تغییرات به همین ترتیب ادامه یابد؟

این موضوع را «تغییرات» ننامیم، بگوییم «تحولات» در حماس. در ارکان استراتژیک حماس تغییری صورت نگرفته است. حماس به عنوان یک جنبش اسلامی در چارچوب مقاومت علیه اشغال اسرائیلی تشکیل شد. جنبش حماس به هیچ عنوان تحت هیچ شرایطی پروژه اشغالگران را به رسمیت نمی شناسد. جنبش حماس به وحدت ملت فلسطین و تفاهمات و گفت وگو میان تمامی گروه های فلسطینی معتقد است و به امتداد عربی و اسلامی خود اعتقاد دارد و آن را امتدادی واقعی برای قضیه فلسطین می داند و معتقد است که در قبال فلسطین مسئول است و مسئولیت دارد. همه این موضوعات نزد حماس تغییر نکرده است. سندی که ما صادر کردیم برای پوشش دادن آن بخش از زوایایی است که در میثاق اول حماس دیده نشده بود. اما این سند به هیچ وجه با اصول اولیه میثاق تناقض ندارد. ما در سندمان آورده ایم که حماس همچنان جنبشی اسلامی است، همچنان در آن بر مقاومت در برابر اشغال تاکید شده، و همچنان به کار گروهی با همه ارکان ملت فلسطین و گروه های فلسطینی معتقدیم. همچنین در سند گفته ایم که به امتداد عربی و اسلامی خود معتقد هستیم. این چیزی است که برای همه جهان اعلام کرده ایم و تا این لحظه همچنان به آن پایبند و معتقد هستیم. اصول ما همچنان همان چیزی است که همیشه گفته ایم. بنابراین ما تحولاتی را در خود به وجود آوردیم، نه تغییراتی که با اصول اولیه حماس تناقض داشته باشد. آشتی ما با فتح هیچ ربطی نه به میثاقمان دارد نه به تغیرات استراتژیک. آشتی ما ضرورتی ملی است که باید به انجام آن اصرار داشته باشیم و باید آن را محقق کنیم. این چیزی است که همه ملت فلسطین به آن معتقد است و از ما می خواهد که به تقسیم بندی ها و اختلافات داخلی خود پایان دهیم، برای این که وحدت ملت فلسطین، همیشه به ما خدمت کرده و به نفع ما به عنوان ملت فلسطین بوده است. جدایی افتادن در میان ملت فلسطین خدمتی به اشغالگران است. برای همین ما همیشه آماده بوده ایم که به سمت تحقق آشتی فلسطینی در هر وقتی که نیاز باشد، برویم.

به صراحت در غزه می گویم ما هیچ قدرتی نمی تواند برای خلع سلاح مقاومت و فروپاشی تشکیلاتش و تحمیل وقایعی شبیه آن چه در کرانه باختری جریان دارد، اقدام کند. ما روی تحول میهنمان کار می کنیم. ما روی کرانه باختری کار می کنیم تا در جهت تقویت مقاومت باشد. اما مقاومت در غزه توافقی همگانی است که آسیب و گزندی به آن وارد نمی شود.

به این ترتیب بنا به آن چه شما گفتید که آشتی ملی نیاز استراتژیک برای خود غزه است، آینده غزه را چگونه ارزیابی می کنید؟ به ویژه که گفته می شود با توافقی که با فتح صورت گرفته است غزه از لحاظ اقتصادی و معیشتی می تواند به یک آرامش و رفاه نسبی برسد. اما از آن طرف، منتقدین این توافق می گویند که این آرامش و رفاه نسبی وجه المصالحه آرمان فلسطین قرار گرفته است. به این ترتیب می گویند احتمال دارد با این توافق آرمان فلسطین به نوعی به حاشیه رانده شود؟

اولا ما امیدواریم و انتظار داریم که بهبودی در وضعیت مردم غزه به وجود بیاید. یکی از اهداف ما از این آشتی کاهش محاصره و فشار علیه ملت فلسطین در غزه است. اما در عین حال کمک به مردم فلسطین در کرانه باختری برای رویارویی با اشغال و شهرک سازی ها و بی احترامی به مقدسات نیز هست. این از یک زاویه است که به سطح معیشت مردم باز می گردد. اما این که آشتی برای یک وجه المصالحه یا فدا شدن برای یک توافق یا ساخت و پاختی بزرگ تر برای حل قضیه فلسطینی است، این طور نیست، ما معتقدیم که توافق و همکاری داخلی فلسطینی ها خود قوی ترین وسیله برای ممانعت یا جلوگیری از نابوی مساله فلسطین یا ساخت و پاخت های منطقه ای یا بین المللی علیه ملت فلسطین است. توافق ما جلوی چنین اتفاقات یا هر تحرکی علیه منافع ملت ما را می گیرد.

با این وجود نمی توان منکر شد که در توافق آشتی حماس با فتح، حماس باید بحث تونل ها، گذرگاه های امنیتی و حتی بحث حقوق کارمندان را به فتح واگذار کند. آیا این باعث نمی شود که فتح به نوعی بر غزه مسلط شود و غزه به نوعی دچار سرنوشت کرانه باختری شود؟

اولا توافق اجازه نمی دهد یکی بر دیگری مسلط شود. توافق شراکت را تضمین می کند. به گونه ای که ما و تمامی گروه ها شرکای یکدیگر در اداره وضعیت فلسطین در تمامی زمینه ها می شویم. چه در کرانه باختری چه در غزه. به صراحت در غزه می گویم ما هیچ قدرتی نمی تواند برای خلع سلاح مقاومت و فروپاشی تشکیلاتش و تحمیل وقایعی شبیه آن چه در کرانه باختری جریان دارد، اقدام کند. ما روی تحول میهنمان کار می کنیم. ما روی کرانه باختری کار می کنیم تا در جهت تقویت مقاومت باشد. اما مقاومت در غزه توافقی همگانی است که آسیب و گزندی به آن وارد نمی شود.

با توجه به شرایط آیا احتمال دارد فاصله ای میان حماس با گروه های مقاومت دیگر مثل جنبش جهاد اسلامی، حزب الله لبنان یا حتی با تهران به وجود آید؟

موضع جمهوری اسلامی و قطعا موضع حزب الله ترغیب کننده و حامی آشتی فلسطینی بوده است. موضع آنها روشن است. با توجه وضعیت فلسطین آنها از پایان دادن به جدایی ها و توافق فلسطینی و پایان دادن به اختلافات را حمایت می کنند. برای همین آشتی ما تاثیری بر روابط ما با آنها نمی گذارد. در مقابل همه از ملت ما برای مقاومت در برابر اشغالگران حمایت می کنند. ما بر عکس، تحقق آشتی را در جهت همان هدفی می بینیم که ایران و حزب الله دنبال می کنند که همان پایان دادن به اختلافات و دودستگی های گروه های فلسطینی است.  

انتشار اولیه: سه شنبه 2 آبان 1396 / انتشار مجدد: شنبه 6 آبان 1396



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>