روسیه و تنگه هرمز
در حالی که وضعیت هنوز بی ثبات است، به نظر میرسد پایان دادن به بحران برای پرزیدنت ترامپ یک اولویت است و یک راه حل بالقوه احتمال احیای یکی از بزرگترین تلفات درگیری را به همراه خواهد داشت: فشار بینالمللی بر روسیه.
ادامه مطلب
در حالی که وضعیت هنوز بی ثبات است، به نظر میرسد پایان دادن به بحران برای پرزیدنت ترامپ یک اولویت است و یک راه حل بالقوه احتمال احیای یکی از بزرگترین تلفات درگیری را به همراه خواهد داشت: فشار بینالمللی بر روسیه.
ادامه مطلب
محمدجواد ظریف در مقالهای در نشریه فارن افرز نوشت: ایالات متحده بار دیگر حملات علیه ایران را آغاز کرده است. یادداشت تفاهمی که تهران و واشنگتن ماه گذشته در سوئیس به آن دست یافتند، پس از هفتهها که به مویی بند بود، سرانجام فروپاشید. دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده در ۱۷ تیرماه گفت: «فکر میکنم تمام شد. من دیگر نمیخواهم با [ایران] سروکار داشته باشم.»
ادامه مطلب
دنیس راس در یادداشتی مینویسد: برای باز نگه داشتن دوباره تنگه هرمز پس از آخرین پیچ و خم بحران ایران، دولت ترامپ باید از یک سو تلاشهای خود برای اعمال محاصره را از سر بگیرد و از سوی دیگر، آن را با رویکردی دیپلماتیکتر و مبتنی بر اجماع و همکاری بینالمللی همراه سازد.
ادامه مطلب
روح الله سوری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: در مجموع گمانهزنی که از کنار هم قرار دادن مجموعه رخدادهای روزهای اخیر و موضع گیریهای مقامات دو طرف میتوان داشت این است که باید طی روزهای آینده یک تغییر اساسی در اهداف راهبردی طرفین درگیری را شاهد باشیم.
ادامه مطلب
کوروش احمدی نوشت: همانطور که از اسفند گذشته محتمل بود، در نهایت مسئله تنگه هرمز عملا به مشکل اصلی در روابط ایران و آمریکا تبدیل شده و مشکل بیستوچندساله غنیسازی به حاشیه رفته است.همانطور که از اسفند گذشته محتمل بود، در نهایت مسئله تنگه هرمز عملا به مشکل اصلی در روابط ایران و آمریکا تبدیل شده و مشکل بیستوچندساله غنیسازی به حاشیه رفته است.
ادامه مطلب
صادق ملکی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: ملتها و نظامهای سیاسی اگر از تاریخ بهجای پل، اهرم انتقام بسازند، جنگها دائمی و پایانناپذیر خواهد بود. آلمان، ژاپن، ویتنام و.... در تاریخ نمانده و با تغییر نگاه برای ملت و کشور به روایتی تن دادند که نه جنگ، بلکه زندگی و توسعه را برای آنان به ارمغان آورده است.
ادامه مطلب
دیدن اینکه اروپاییها در خاورمیانه در یک دنیای خیالی زندگی میکنند، ناراحتکننده است. پیشنهاد بریتانیا و فرانسه برای اعزام یک عملیات نظامی جهت مینزدایی تنگه هرمز، از یک انگیزه سالم برای ایفای نقش ناشی میشود، اما در عمل توهمآمیز است. اروپا به حاشیه رانده شده است. بازیگران منطقهای مانند ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان و مصر، و همچنین بازیگران جهانی دیگری مانند چین، بسیار پررنگتر شدهاند.
ادامه مطلب
فرزاد احمدی دوازده امامی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: کارکرد راهبردی تنگه هرمز برای ایران را نباید صرفاً در قابلیتهای بازدارنده یا نظامی آن جستوجو کرد، بلکه اهمیت اصلی این ژنوم ژئوپلیتیکی در ظرفیت آن برای خلق شبکهای از وابستگیهای متقابل نهفته است. هرچه ایران موفقتر شود کدهای ژئوپلیتیکی خود را برای تبدیل این مزیت جغرافیایی به یک دارایی مشترک برای اقتصاد جهانی سامان دهد، احتمال تبدیل آن به منبعی پایدار برای قدرت، نفوذ و امنیت ملی نیز افزایش خواهد یافت.
ادامه مطلب
رسول عبدالهیان در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: ترامپ همچنان رویای بازگرداندن آمریکا به موقعیت «ابرقدرت بلامنازع» را دنبال میکند، اما واقعیت این است که جهان جدید، دیگر به سادگی تسلیم اراده یک قدرت واحد نمیشود.
ادامه مطلب
محمدحسین عمادی نوشت: به اعتراف بسیاری از کارشناسان بینالمللی، مهمترین پدیده نوظهور در تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، نه صرفا توان عظیم موشکی، نه موازنههای نظامی متعارف و نه حتی تحولات دیپلماتیک منطقه، بلکه «تنگه هرمز» بوده است.
ادامه مطلب
علی اکبر رضایی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: در نظام بینالملل، قدرت صرفاً با شاخصهای نظامی اندازهگیری نمیشود. قدرت واقعی زمانی شکل میگیرد که دیگر بازیگران ناچار باشند منافع، ظرفیتها و خطوط قرمز یک کشور را در تمامی محاسبات خود لحاظ کنند. از این منظر، مهمترین نتیجه جنگ ایران و آمریکا نه در میدان نبرد، بلکه در تغییر جایگاه ژئوپلیتیکی ایران قابل مشاهده است.
ادامه مطلب
محسن راجیاسدآبادی نوشت: تنگه هرمز، بهعنوان یکی از حیاتیترین شاهراههای انرژی جهان، جایگاهی بیبدیل در اقتصاد و امنیت بینالملل دارد. بر پایه دادههای موجود، عرض این تنگه در باریکترین نقاط خود به ۲۱ تا ۲۴ مایل دریایی میرسد. مطابق کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها، هر کشور ساحلی از ۱۲ مایل آب سرزمینی برخوردار است، در نتیجه تمامی عرض تنگه عملا در محدوده آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار میگیرد و گذرگاهی با عنوان «آب آزاد» در آن باقی نمیماند.
ادامه مطلب
فاطمه خادم شیرازی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: یکی از این سناریوها که در برخی تحلیلهای اروپایی – بهویژه در محافل پژوهشی فرانسه – با عنوان «مسئله سه دریا» مطرح شده، ایجاد کریدوری انرژی و ترانزیتی است که خلیج فارس را از طریق عراق و سوریه به دریای مدیترانه متصل کند. هدف اصلی چنین طرحی تنوعبخشی به مسیرهای انتقال انرژی است تا بخشی از صادرات انرژی منطقه بتواند بدون عبور از تنگه هرمز به بازارهای جهانی برسد.
ادامه مطلب
همزمان با بازگشت تنگه هرمز به مرکز سیاست خلیج فارس، دیپلماسی محتاطانه مسقط با تهران به آزمونی برای این موضوع تبدیل شده است که آیا امنیت منطقهای توسط کشورهای خلیج فارس مدیریت خواهد شد یا از خارج دیکته میشود.
ادامه مطلب
امیر بیپروا در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: نکته اساسی آن است که جمهوری اسلامی ایران عضو کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها، موسوم به کنوانسیون مونتهگو بی، نیست و از همین رو، رژیم «عبور ترانزیت» را که در آن کنوانسیون پیشبینی شده، به عنوان یک تعهد قراردادی برای خود نمیپذیرد.
ادامه مطلب
امیرحسین عسگری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: منطق راهبردی ایجاب میکند که تهران به جای مدیریت صرف بحران، به دنبال طراحی ابتکاری دیپلماتیک باشد که بتواند از موقعیت دشوار کنونی، فرصتی برای بازتعریف روابط با غرب و کاهش هزینههای تقابل بسازد.
ادامه مطلب
علی رحیمیپور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: در این میان، آنچه معادلات را به نفع ایران تغییر داده، «سیاست پلنگسواری» تهران است. ایران به جای رویارویی مستقیم در نقطـه قوت دشمن (جنگ هوایی)، میدان نبرد را به نقطه ضعف او منتقل کرده است. بستن تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را در رکود و تورم فروبرده، والاستریت از شعار معروف «تاکو» (ترامپ عقب مینشیند) به «ناچو» (هیچ شانسی برای باز شدن تنگه هرمز وجود ندارد) رو آورده، و مهمتر از همه، ترامپ مجبور شده برای خروج از باتلاق، دست نیاز به سوی چین دراز کند.
ادامه مطلب
نیروانا مهرآیین در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: اکنون خاورمیانه بیش از هر زمان دیگری به دریایی شباهت دارد که سطح آن آرام به نظر میرسد، اما در عمق آن جریانهای قدرتمندی در حرکت هستند. از لیطانی تا هرمز، از اتاقهای فرماندهی نظامی تا تریبونهای سیاسی، همه نشانهها حکایت از آن دارند که منطقه وارد مرحلهای تازه از رقابتها و تنشهای راهبردی شده است.
ادامه مطلب
کوروش احمدی نوشت: در شرایطی که مذاکرات جاری بین ایران و آمریکا و سرنوشت پیشنویس موجود مهمترین تحول جاری است، همزمان از اخبار مربوط به احتمال تصویب قانونی در مورد تنگه هرمز در مجلس نیز نباید غافل بود. چنین قانونی اگر بدون بررسیها و مشورتهای لازم و ملاحظه همه جوانب حقوقی و بینالمللی مربوطه تصویب شود، میتواند برای سالها کشور را درگیر مشکل جدیدی مشابه مشکل قبلی (رویارویی بر سر غنیسازی) کند.
ادامه مطلب
نادیا ملانسب در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: تهران نشان داد چگونه یک نقطه گلوگاه جغرافیایی مانند تنگه هرمز میتواند نه فقط جریان نفت که جریان عناصر حیاتی عصر دیجیتال را مختل کند. از این زاویه، این جنگ صرفاً یک درگیری نظامی نبود، بلکه نمایشی از قدرت بازدارندگی نامتقارن ایران در برابر قلب وابستگیهای تکنولوژیک غرب بود.
ادامه مطلب
سید محمد شفیعی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: در فضای رسانهای، گاه چنین القا شد که اهمیت هرمز در حال کاهش است و کشورهای عربی خلیج فارس طی سالهای اخیر خود را برای «جهانِ پساهرمز» آماده کردهاند. اما بررسی دقیق ظرفیتها، محدودیتهای فنی، جغرافیایی، امنیتی و اقتصادی این پروژهها نشان میدهد که فاصلهای جدی میان «کاهش نسبی وابستگی به هرمز» و «جایگزینی واقعی هرمز» وجود دارد.
ادامه مطلب
علی محرابی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: گلوگاه هرمز در اقتصاد سیاسی بینالملل، یک «نقطه تراکم آسیبپذیری» است؛ گلوگاهی که در آن انرژی، تجارت، بیمه، حملونقل، امنیت غذایی، بازار ارز، نرخ بهره و رشد اقتصادی به هم متصل میشوند.
ادامه مطلب
امیرحسام اسحاقی نوشت: شاید جهان هنوز صدای انفجارهای دور دوم جنگ را نشنیده باشد، اما بازارها، دولتها و اتاقهای فکر، از هماکنون در حال شمارش هزینههای آن هستند. خاورمیانه پس از جنگ ۴۰روزه، وارد مرحلهای شده که در آن آتشبس دیگر به معنای صلح نیست؛ بلکه تنها وقفهای کوتاه میان دو موج بحران است. این منطقه بار دیگر بر لبه پرتگاه و میان آتشبس شکننده و احتمال آغاز دور دوم جنگ ایستاده! جایی که تنگه هرمز، دیگر فقط یک آبراه نیست بلکه به اهرم فشار ژئوپلیتیکی و «سلاح اقتصادی» تبدیل شده که میتواند همزمان بازار نفت، امنیت غذایی و ثبات اقتصاد جهانی را دگرگون کند. از فروپاشی مدل اقتصادی خلیج فارس تا زخم عمیق اقتصاد دیجیتال ایران، منطقه وارد مرحلهای شده که در آن جنگها دیگر فقط با موشک و پهپاد تعیین نمیشود؛ بلکه با انرژی، زنجیره تأمین، اینترنت، سرمایه و دیپلماسیِ فرسایشی ادامه مییابد. پرسش اصلی اکنون این نیست که بحران پایان مییابد یا نه؛ بلکه این است که جهان تا چه اندازه توان تحمل موج بعدی آن را دارد؟
ادامه مطلب
برخی از تحلیلگران میگویند ادعاهای مکرر او مبنی بر پیروزی کامل، توخالی به نظر میرسد، زیرا دو طرف بین دیپلماسی نامطمئن و تهدیدهای مکرر او برای از سرگیری حملات، که مطمئناً انتقام ایران را در سراسر منطقه به دنبال خواهد داشت، در نوسان هستند.
ادامه مطلب
غفور کریمی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: اکنون که ایران توانسته تسلط خود بر تنگه هرمز را به منصه ظهور رسانده و به مراحل نهایی نزدیک کرده با این اقدام، که در چهارچوب حقوق بینالملل دریایی و اصول شناختهشده حاکمیت سرزمینی انجام شده، سبب شده است جامعه جهانی بهتدریج نقش این دولت در مدیریت ایمن و منظم این گذرگاه حیاتی را به رسمیت بشناسد.
ادامه مطلب
محمدحسین عمادی نوشت: در حالی که دیدار ترامپ و شی جینپینگ با محوریت «معامله بزرگ» در حال انجام بود، موضوع بازگشایی محدود هرمز مورد توجه رسانهها قرار داشت؛ گزارشها از آغاز عبور کشتیهای چینی از این تنگه تحت پروتکلهای مدیریتشده ایران حکایت میکرد.
ادامه مطلب
در حالی که طی روزها و هفتههای اخیر، بخش عمده تمرکزها و تحلیلها در قبال جنگ ایران، بیش از هر چیز بر سیاستها و مواضع دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و همچنین رویکرد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس متمرکز شده، اروپا نیز به تدریج در حال تبدیلشدن به یکی از اضلاع مؤثر و البته کمصداتر این معادله پیچیده ژئوپلیتیکی است؛
ادامه مطلب
محمدحسین عمادی نوشت: شناخت و تحلیل تأثیرات و روند سریع بحران کنونی و تداوم انسداد تنگه هرمز، دیگر با برآوردهای ساده و تکعاملی امکانپذیر نیست. تحولات جاری بهگونهای در هم تنیده شدهاند که تحلیل دقیق آن نیازمند شناخت عوامل متعدد و اثرات متقابل آنها در سطوح ملی، منطقهای و جهانی است.
ادامه مطلب
سید محمدمهدی سیدناصری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: این مقاله بر آن است که در پرتو نظامیسازی ساختاری منطقه و استفاده فعال از تنگه بهعنوان ابزار لجستیکی در یک کارزار نظامی، مفهوم «عبور ترانزیتی نامشروط» دیگر قابل دوام نیست. این مفهوم باید در قالب چارچوبی جدید و مبتنی بر اصول ضرورت، تناسب و منع سوءاستفاده از حق بازتعریف شود. در چنین چارچوبی، حتی تصمیم ایران برای تنظیم یا محدودسازی عبور برخی شناورها نیز نباید بهمنزله «بستن تنگه» تلقی شود، بلکه باید در پرتو حق ذاتی دفاع مشروع مندرج در ماده ۵۱ منشور ملل متحد و صلاحیتهای حاکمیتی دولت ساحلی در دریای سرزمینی خود ارزیابی شود.
ادامه مطلب
رابرت کیگان با لحنی ناامیدانه نتیجهگیری کرد: «هیچ بازگشتی به وضع موجود قبل از جنگ وجود نخواهد داشت، هیچ پیروزی نهایی آمریکایی که بتواند آسیبهای وارده را جبران یا بر آنها غلبه کند، وجود نخواهد داشت.»
ادامه مطلب