گزارش جدید جامعه اطلاعاتی آمریکا در خصوص ایران

۰۳ خرداد ۱۳۹۲ | ۱۶:۱۶ کد : ۱۹۱۶۵۴۲ سرخط اخبار

 در وهله اول بسیاری از ناظران احساس کرده بودند که نتانیاهو و اوباما درجریان سفر رییس جمهور آمریکا به اسراییل حاضر بودند ایران را در آغوش گرم خود «خفه» کنند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) و به نوشته سایت ایران رو از روسیه به قلم ایگور پانکراتنکو معلوم شد که بحث درباره یکی از موضوعات برای واشنگتن و تل آویو که با سوال «ایران را چکار کنیم؟» تبیین می شود، به تبادل یکی دو جمله ختم شد (البته این طور به ما تلقین می کنند). باراک اوباما گفت که ایران هنوز به «خط قرمز» نرسیده است ولی نتانیاهو به نوبه خود اعتراف کرد که با شتاب ناروا گفته بود که ایران در بهار یا تابستان سال جاری صاحب سلاح های هسته یی خواهد شد و حالا حاضر است زمان برخورداری ایران از این سلاح ها را تا یک سال دیگر تمدید کند. بهتر است این «معجزه» را مورد تحلیل انتقادی قرار دهیم.

چند روز قبل از سفر باراک اوباما به خاورمیانه، جمیز کلپر، مدیر سازمان اطلاعات ملی ایالات متحده گزارش سالانه جامعه اطلاعاتی را که شامل ارزیابی خطرات و چالش ها برای امنیت ایالات متحده است، تسلیم کمیسیون کنگره کرد. ایران در این سند 34 صفحه ای 49 بار، خیلی بیش تر از هر کشور دیگر جهان، ذکر شد. برداشت جامعه اطلاعاتی ایالات متحده از خطرات ناشی از جمهوری اسلامی ایران به قدری معتدل و محدود است که این خطرات را حتی نمی توان خطر واقعی دانست. درباره متجاوز بودن جمهوری اسلامی ایران آمد است: «ما مانند سابق معتقدیم که ایران ترجیح می دهد از رویارویی مستقیم با ایالات متحده اجتناب کند».

درباره جنبه نظامی برنامه هسته یی ایران آمده است: «ما نمی دانیم ایران در نهایت امر درباره آغاز ساخت سلاح های هسته یی تصمیم خواهد گرفت یاخیر؟» به عبارت دیگر، برآورد سرویس های ویژه آمریکا این است که برنامه هسته یی ایران فعلا هیچ جنبه نظامی ندارد.

درباره طراحی محرمانه سلاح های کشتار جمعی (که بعضی کارشناسان آژانس بین المللی انرژی اتمی کنایتا به این امر اشاره می کنند) گفته شد: ما معتقدیم که ایران اورانیوم تسلیحاتی تولید نمی کند و نمی تواند این کار را به گونه ای انجام دهد که بر ملا نشود». این جمله دور «نگرانی های» آژانس به خاطر فعالیت های محرمانه در تاسیسات محرمانه ایران خط می کشد و باعث تفکر و تامل درباره غرض جویی و بی کفایتی حرفه یی «کارشناسان بین المللی» می شود.

و بالاخره درباره حس مسوولیت، موضع گیری سنجیده و سالم اندیشی مسوولان ایرانی گفته شد: «رهبران ایران برای حفظ اعتبار و نفوذ خود در صحنه بین المللی تلاش کرده و رفتار خود در زمینه برنامه هسته یی را با روحیات جامعه بین المللی می سنجند و سعی می کنند تعادل منافع را برقرار کنند. رهبران ایران ضمن اتخاذ تصمیمات خود سعی می کنند از تحریک ضربه نظامی یا تحریم های جدید خودداری کنند.» این چهره «تهدید هسته یی ایرانی» از زبان جامعه اطلاعاتی ایالات متحده است. ایران به مناقشه علاقمند نیست و حتی در سطح تصمیم سیاسی قصد ندارد سلاح های هسته یی را تولید کند و مشغول کارهای محرمانه در زمینه سا خت بمب نیست. از گزارش از جلسه کیمسیون اطلاعاتی کنگره می توان نتیجه گرفت که مدیر سازمان اطلاعات ملی در آن جلسه بیش تر از احتمال حملات سایبری ایران و نه برنامه هسته یی آن اظهار نگرانی کرد. و این سال اول نیست که همین گونه اغماض و آسودگی خاطر در حق خطر هسته یی ایران در دفاتر سازمان هایی چون DNI، CIA، آژانس امنیت ملی و 13 سازمان اطلاعاتی دیگر ایالات متحده مشاهده می شود.

درگزارش Worldwide Threat Assessment of the u.s.Intelligence Community-2007 و در اسناد سال 2008 و سال های بعد همیشه مشاهده می شود که سازمان اطلاعات آمریکا وجود خطر هسته یی حقیقی از سوی جمهوری اسلامی ایران را جدی نمی گیرد.

گفتنی است که بین جامعه اطلاعاتی ایالات متحده و دولت فعلی کاخ سفید حسن تفاهم کامل وجود دارد که وضعیت بودجه اطلاعاتی از سال 2008 به بعد این واقعیت را به خوبی منعکس می کند. بدیهی است که گزارش جیمز کلپر و از جمله بخش ایرانی آن که تسلیم کنگره شد، با دولت هماهنگ شده است. در سال 2013 هزینه های اطلاعاتی به میزان 5 درصد کاهش خواهد یافت که در این شرایط وسوسه دراماتیک تر جلوه دادن اوضاع ایران برای حفظ بودجه قبلی وجود داشت ولی سازمان اطلاعات خوشتنداری از خود نشان داد که از این جا می توان درباره توافق در مورد ایران بین کاخ سفید، پنتاگون و جامعه اطلاعاتی استنباط کرد. کنه این توافق از قرار ذیل است:

اولا به هنگام «بحران تنگه هرمز» (دسامبر سال 2011) روشن شده بود که ایالات متحده از گزینه زورگویانه حل و فصل مساله ایرانی خودداری کرده است در حالی که بیانات رسمی که عکس این موضوع را می رسانند، مخصوص اعمال فشار روانی بر تهران و جامعه بین المللی است.

ثانیا کاخ سفید به منظور حل و فصل مساله راهبردی خود در حق ایران روش «تحریم های فلج کننده» و «فاسد کردن رژیم از درون» از طریق تشکیل ستون پنجم در میان نخبگان سیاسی ایران و جبهه واحد مخالفان رژیم فعلی ایرانی در همه اقشار جامعه را انتخاب کرد تا شاید سیاست تهران بعد از انتخابات ریاست جمهوری امسال تغییر یابد.

ثالثا یک سال پیش رییس پنتاگون به صراحت به همه متحدان آمریکا در منطقه (هم به اسراییل و هم عربستان سعودی) فهمانده بود که حملات جنگی به ایران فقط با تایید و موافقت ایالات متحده آمریکا امکان پذیر است. هیچ رفتار خودسرانه ای جایز نیست بلکه همه مسائل و طرح های نظامی باید از طریق USSTRATCOM واقع در افوت ایالت نبراسکا، هماهنگ شوند. لئون پانتا را بعد از آن چیزی شبیه به دشمن اسراییل اعلام کردند ولی او تا آخر به این خطر سیاست ایرانی کاخ سفید پایبند ماند. چاک هاگل با وجود جمهوری خواه بودن، در مقام وزیر دفاع به صورت محکم بر همین موضع گیری تاکید می کند.

بنابراین مساله عملیات جنگی آمریکا علیه ایران در آینده نزدیک مطرح نمی شود و واشنگتن مساله خطر هسته یی ایرانی را جدی نمی گیرد. اسراییل در شرایط بی تفاوتی آمریکا باید چکار کند؟ ورود باراک اوباما به کاخ سفید با تجدید نظر نخبگان سیاسی آمریکا درباره اهمیت اسراییل برای ایالات متحده مصادف شد. این یک نوع «اشراق» ناگهانی نبود بلکه چیزی شبیه به غلبه بر نیروی جبر تفکر سیاسی و بازنگری در وضعیت جا افتاده امور بود. در دوران جنگ سرد بین آمریکا و شوروی، مشارکت راهبردی با اسراییل برای واشنگتن آشکارا ضروری بود. بعد از توافقات کمپ دیوید و فروپاشی اتحاد شوروی، نقش اسراییل در راهبرد خاورمیانه یی ایالات متحده رو به تنزل گذاشت. بعد از آن که اسراییل و لابی اسراییلی در ایالات متحده نهایت تلاش های خود را به عمل آوردند تا آمریکا در سال 2003 به عراق تجاوز کند، تحلیلگران آمریکایی به تدریج به بیان این اندیشه پرداختند که «وقتی چنین متحدی هست، احتیاجی به دشمنان دیگر نیست».

در نظریه «خاورمیانه بزرگ» که هم اکنون اجرا می شود، مشکل بتوان نقش اسراییل را به عنوان شریک راهبردی ایالات متحده تشخیص داد. اسراییل فقط همراه با ایالات متحده از بین خواهد رفت ولی اسراییل تغییر خواهد کرد. آمریکا از این اسراییل جدید به عنوان نه شریک راهبردی و عروسک باز اساسی منطقه یی بلکه به عنوان جزیره دموکراسی غربی، جامعه غربی، ارزش های غربی و «تکه قلب آمریکا در خاورمیانه» پشتیبانی خواهد کرد. بدیهی است که نخبگان سیاسی اسراییل از این نقش راضی نیستند. آن ها به خصوص «خطر ایرانی» را بزرگ نمایی می کنند تا اهمیت خود را برای واشنگتن به اثبات رسانده و حالت شریک راهردی را حفظ کنند. نتانیاهو و محافلی که او را مبین منافع خود کردند، همدستی کاخ سفید در مقابله با ایران را ضمانت ادامه شراکت و تزریقات مالی در دولت اسراییل و واگذاری «ضمانت های امنیت» به رژیم فعلی تل آویو می داند. ولی در این جا هم بین بیانات جنگجویانه و آمادگی برای عملیات جنگی فاصله عظمی وجود دارد. نتانیاهو فریاد می زند و جنگ را وعده می دهد و بر وجود بمب ایرانی تاکید می کند ولی این فقط یک حرکت تظاهری است که هدف آن نگه داشتن همه در حالت تنش دائمی است.

طرف اسراییلی مطابق با شیوه عمل «تشدید ترس و ارعاب» خود مرتبا اطلاعات درباره تدارک عملیات جنگی علیه ایران را به گردش رسانه یی انداخته و می اندازد و خواهد انداخت. هدف آشکار این کار، ایجاد پرده دود پیرامون برنامه های واقعی اسراییل و ایالات متحده در رابطه با ایران است. یکی از اطلاعات اخیر از این قبیل «برنامه محرمانه جنگ با ایران» است که «روبرت سیلورستاین» درباره آن مطلبی نوشت. این طرح از ابعاد و زیبای ای که خواننده را شیفته آن می کرد، برخوردار بود ولی بیش تر به داستان «تام کلنسی» شباهت داشت تا به یک سند فرماندهی نظامی.

نیروهای مسلح و جامعه اطلاعاتی اسراییل به صورت پایدار با توسل به روش های جنگی علیه ایران مخالفت می کنند. متخصصان حرفه یی اطلاعاتی و ارتشی به خوبی می فهمند که در شرایط جاری برخورد مستقیم با جمهوری اسلامی ایران به فاجعه حماسی برای اسراییل تبدیل خواهد شد. این محافل خوب می فهمند که در حال حاضر نه بمب هسته یی تخیلی ایران بلکه مسائل واقعی تل آویو را تهدید می کنند؟

در گزارش های پیرامون سفر باراک اوباما به اسراییل به طور معنی دار گفته شد که سران دوکشور با اصل «پلیس خوب – پلیس بد» در رابطه با ایران موافقت کردند. همین امر کفایت می کند تا روشن شود که فرشته مذکور نتوانست از طریق «گنبد آهنین» وارد اسراییل شود تا پیام صلح را برساند. ما شاهد نمایشنامه ای شدیم که مخصوصا کارگردانی شد تا به ما اطمینان داده شود که ایران مورد تجاوز مستقیم نظامی قرار نخواهدگرفت. ولی کسی در این مورد شک و تردید نداشت. بر همه روشن است که در شرایط فعلی عملیات جنگی مستقیم علیه جمهوری اسلامی ایران امکان پذیر نیست.

اختلاف نظرهای آن ها بیش تر تاکتیکی و کاربردی است و با تقسیم کار بین آمریکایی ها و اسراییلی ها در جنگ اعلام نشده آن ها علیه ایران ارتباط دارد که حتی برای یک روز قطع نمی شود. ایالات متحده در این ائتلاف نقش شریک بزرگ تری را که مسائل سطح راهبردی را حل می کند (مانند گسترش تحریم های فلج کننده، جلب تعداد هر چه بیش تر کشورها به رژیم تحریم ها، نظارت بر رعایت تحریم ها و مجازات مخالفان، تشکیل اکثریت مطیع در سازمان ملل، هماهنگی و هدایت فعالیت آژانس بین المللی انرژی اتمی و حفظ هیستری ضد ایرانی در رسانه های گروهی)، عهده دار شده است.

ظاهرا کمابیش «شایسته» این فعالیت نبایدکسی را گمراه کند. در صورت لزوم، این ظاهر نیک زود برداشته شده و اصل پیش پا افتاده «هدف هر وسیله دستیابی به آن را توجیه می کند» عیان می شود. در همین شرایط سازمان «مجاهدین خلق» از فهرست سازمان های تروریستی حذف شده و حساب های این سازمان «دفریز» می شود. (برای «مجاهدین» نقش پیشگامان ستون پنجم مبارزان در راه دموکراسی در ایران در نظر گرفته شده است.) شرکت های جعلی که توسط سرویس های ویژه ساخته شدند، رایانه هایی با محتویات مضر به ایران صادر می کنند (در جنگ سایبری پیش دستی در وارد کردن ضربات، شرط موفقیت است). پهبادهای آمریکا به پروازهای تجسسی بر فراز خاک ایران مبادرت می ورزند و درکشورهای دیگر «آمریکایی های ساکت» از سرویس های ویژه سعی می کنند ایرانیانی را که برای استراحت به آن جا رفته باشند، به خدمت بگمارند. این برداشت باراک اوباما از رفتار «پلیس خوب» است.

ولی «پلیس بد» می تواند بدون رودربایستی رفتار کند. سرویس های ویژه اسراییل در چارچوب «راهبرد داگان» از اواخر سال گذشته به تشکیل گروه های مورد استفاده ویژه پرداختند که هدف آن ها، ترتیب دادن کارشکنی، اجرای عملیات تخریبی و ترور در تاسیسات و واحدهای برنامه های هسته یی و موشکی ایران با استفاده از ماموران محلی است. در گذشته نیز در واحد «کیدون» تقریبا همین نوع گروه ها تشکیل می شدند ولی اکنون تربیت این گونه متخصصان ابعاد گسترده تری کسب کرده است. دوباره کار با اقلیت های قومی فعال تر شده و تلاشی برای احیای گروه های «پژاک»، جندالله و الاهواز و تحریک مناقشه بین شیعیان و سنی ها به عمل می آید.

جام کلام، هیچ معجزه ای اتفاق نیفتاده است. هم آغوشی اوباما و نتانیاهو برای جمهوری اسلامی ایران چیزی جز توسعه جنگ اعلام نشده به ارمغان نخواهد آورد.

کلید واژه ها: اسراییلییهسته ییآمریکاجامعهاوباماجامعه اطلاعاتیجمهوری اسلامیجنگیجمهوری اسلامی ایرانخطرباراک اوباماسلاحعملیاتمحرمانهنتانیاهوباراکسیاسیبین المللیراهبردیبیش تر


نظر شما :