مروری بر ابعاد مختلف رویکردهای جدید در مناسبات تهران - لندن

بریتانیا به لزوم رابطه با ایران پی برد

۱۹ مهر ۱۳۹۲ | ۲۰:۱۴ کد : ۱۹۲۲۷۲۴ اخبار اصلی اروپا خاورمیانه
دکتر مجید تفرشی، پژوهشگر و تحلیلگر مسائل بریتانیا در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی به بررسی رابطه ایران-بریتانیا در سایه تحولات جدید سیاسی در ایران پرداخته است
بریتانیا به لزوم رابطه با ایران پی برد

دیپلماسی ایرانی: اظهارات اخیر ویلیام هیگ وزیر خارجه بریتانیا در مجلس عوام، در اعلام سیاست جدید بهبود گام به گام مناسبات دیپلماتیک آن کشور با ایران را باید از ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار داد:سیاست بریتانیا در سی و چهار سال اخیر در قبال ایران، به شدت مورد انتقاد دولت و مردم ایران بوده است. سوای دیدگاه دخالت همیشگی بریتانیا در امور داخلی ایران طی دست کم دو سده اخیر و بارها تعرض و تجاوز نظامی و مداخله سیاسی در ایران، به باور بسیاری از ایرانیان، برخی از این موارد مداخله در امور ایران در سی و پنج سال اخیر عبارتند از:
حمایت جدی از حکومت پادشاهی در ایران تا آخرین مراحل حیات آن، جهت گیری آشکار به سود همسایگان ایران در مقابله با انقلاب اسلامی ایران، عدم تعهد به قراردادهای مختلف اقتصادی و نظامی و مسدود کردن اموال، دارایی ها و نقدینگی های ایران پس از انقلاب به بهانه های مختلف، اعمال محدودیت ها و تحریم های مختلف سیاسی و اقتصادی در مراحل گوناگون علیه ایران، سکوت و حمایت آشکار و نهان از حکومت صدام حسین در عراق و هشت سال پشتیبانی اقتصادی، سیاسی و نظامی از عراق در موضوع تجاوز نظامی به ایران، برخورد دوگانه و تبعیض آمیز با ایران و عراق در طول جنگ، حمایت های هر از گاهی و بعضا نهادینه از گروه های مسلح تروریست، برانداز و جدایی طلب ضدایرانی، فعالیت های تبلیغی و رسانه ای موسسات دولتی بریتانیایی علیه ایران، تلاش برای ممانعت از بهبود روابط تهران و واشنگتن و پیشگامی در جامعه بین المللی علیه برنامه هسته ای ایران و تلاش برای ایجاد اجماع جهانی در جهت اعمال محدویت و تحریم های همه جانبه علیه ایران، به خصوص در هشت سال اخیر.
در مقابل بریتانیا نیز از ایران در موارد متعددی گله مند است. برخی از این موارد عبارتند از: کاهش شدید روابط با بریتانیا، سوء ظن علیه سیاست های لندن در موارد مختلف، تعرض مکرر به مراکز دیپلماتیک، کنسولی، فرهنگی و اقتصادی بریتانیا در ایران در سال های مختلف، ماجرای سلمان رشدی و کتاب آیه های شیطانی او، ادعای حمایت ایران از تروریسم، سیاست ضداسراییلی ایران در موضوع صلح خاورمیانه، اعتراض به رفتار و سیاست های حقوق بشری ایران، مخالفت با برنامه هسته ای ایران و ایجاد تردید در صلح آمیز بودن آن، پیشگاهی کشورهای غربی در اعمال محدودیت و تحریم علیه ایران و نهایتا مساله اشغال و تخریب سفارت و رزیدانس بریتانیا در تهران و قطع روابط دو کشور در اعتراض به این اقدام.
طی دوازده سال در دوره دوم دولت اکبر هاشمی رفسنجانی و هشت سال دولت محمد خاتمی، به طور نسبی، روابط متعادل و منطقی مبتنی بر تفاهم و احترام متقابل بین تهران و لندن برقرار بود. در هشت سال اخیر و دولت محمود احمدی نژاد، سیاست خارجی نادرست و فاقد نگاه دراز مدت عمیق و گسترده ایران موجب سردی و التهاب تدریجی روابط دو کشور شد. برخلاف تلاش های دولت های قبلی درجهت جدایی انداختن بین سیاست های اروپا و آمریکا علیه ایران و بهره بردن از این موقعیت به سود ایران، دولت احمدی نژاد با سوء سیاست نابخردانه و گفتار و رفتار تنش آفرین خود موفق شد تا برای نخستین بار، کشورهای غربی شامل اروپا و آمریکا را علیه ایران متحد و یک صدا کند. نتیجه این اقدام، اعمال سخت ترین فشارهای سیاسی و اقتصادی بین المللی به ایران در سی و چهار سال اخیر بوده است. در این جریانات بریتانیا پرچم دار اصلی سیاست اعمال فشار بیشتر به ایران در غرب بود.
ایران در دو برهه جنگ آمریکا و متحدانش در افغانستان و عراق، کمک های جدی برای سقوط حکومت های طالبان و صدام حسین کرد. علاوه بر آن، در موضوع مبارزه با قاچاق مواد مخدر از افغانستان به اروپا، به اعتراف مقامات لندن، سهم ایران بسیار زیاد بود و این اقدام ضمن آن که در مواردی با تعمل ماموران غربی نیز صورت گرفت برای ایران هزینه جانی پرسنل انتظامی و مرزبانی و خسارت مالی هنگفتی داشته است. به گفته جک استراو وزیر پیشین کشور و امور خارجه بریتانیا، اگر ماموران ایرانی جان خود را در معرض خطر نیاندازند، اروپا به وضع ناگوارتری در موضوع مواد مخدر دچار می شود. چرا که نود درصد هرویین مصرفی در بازار زیرزمینی لندن از افغانستان تامین می شود و اگر ایران با صرف هزینه زیاد و از دست دادن ماموران خود مانع فعالیت این چرخه قاچاق مواد مخدر نشود، بخش عمده این مواد از طریق ایران به اروپا و بریتانیا حمل خواهد شد.
حمله حدود دو سال قبل به سفارت و غارت رزیدانس هیات دیپلماتیک بریتانیا در تهران ضربه شدیدی به روابط قبلا شکننده تهران و لندن وارد کرد. اگرچه بریتانیا از این حادثه به سخت ترین شیوه ممکن علیه خود بهره برداری و روابط دو کشور را به طور کامل تعلیق کرد، ولی این اقدام با هیچ منطقی قابل توجیه نبود. تندروان ایرانی در ابتدا این اقدام را ستودند و آن را اقدامی انقلابی و ضداستعماری ارزیابی کردند. سپس لحن های آنان تغییر کرد و گفتند که این اقدام چندان بخردانه نبوده، ولی مسلما براساس نیتی خیر صورت گرفته، بعد هم ناگهان به کلی تغییر موضع داده و گفتند اساسا این مساله مشکوک بوده و براساس توطئه خود انگلیسی ها و در جهت ضربه زدن به ایران انجام شده است.
این که دولت ایران اساسا پشت این ماجرا بوده یا قلبا با آن موافق بوده و یا این که دولت مخالف چنین اقدامی بوده در ارزیابی و بررسی تبعات خسارت بار این حادثه تغییری ایجاد نمی کند. اکنون بر همه آشکار است که این حادثه با هیچ منطقی قابل توجیه نبوده و جز خسارت و دردسر بسیار زیاد برای ایران نداشته است. چه دست دولت گذشته ایران در این ماجرا مشاهده شود و چه نه، مسئولیت آن به عهده دولت گذاشته شد و نتیجه آشکار آن هم انزوای بیشتر ایران و دراز شدن دست و زبان جنگ طلبان ضدایرانی و قدرت گرفتن کسانی بود که ایران را غیرقابل اعتماد و مذاکره ناپذیر قلمداد می کردند. تعطیل شدن سفارت بریتانیا و قطع منتسبات دیپلماتیک با ایران، فی نفسه اقدامی خسارت بار بود و علاوه بر آن، روابط ایران و اروپا و بیشتر از آن، ایران با کل جامعه غرب را به یکی از سردترین و بدترین دوران در تاریخ خود رساند.
پس از چند ماه توفانی ناشی از حادثه حمله به سفارت بریتانیا، در دو سال گذشته تلاش هایی برای بهبود و ترمیم روابط دوجانبه صورت گرفته، ولی برخلاف موارد قبلی، لندن تمایل جدی برای بهبود روابط نشان نداد. به یاد بیاوریم در زمانی که در آستانه آغاز تجاوز نظامی ارتش عراق به ایران، بریتانیا به دلایلی ضعیف و مشکوکی، سفارت خود در تهران را تعطیل و روابط دیپلماتیک خود با ایران را به حالت تعلیق درآورد. مدت نسبتا کوتاهی پس از این اقدام، بریتانیا به شدت درپی جبران این اشتباه (به تعبیر سر جان گراهام سفیر وقت بریتانیا در تهران) برآمد و این ایران بود که تا مدت ها حاضر به بهبود روابط نبود.
با این همه در تنش اخیر بین دو کشور، ایران علاقمند به بهبود روابط و بازگشت تدریجی آن به وضع عادی بود و بریتانیا حاضر به چنین اقدامی نبود. در فاصله حدود یک سال و نیم بین نوامبر 2011 تا ژوئن 2013، نه دولت ائتلافی دیوید کامرون، نه متحدان سیاسی بریتانیا و نه دیگر چالش گران و دشمنان ایران در منطقه و جامعه بین المللی متمایل به چنین اقدامی نبودند و شرایط را برای تغییر موضع لندن مهیا نمی دیدند. البته در همین مدت هم ایران به آهستگی و در سکوت فعالیت های محدود کنسولی خود و ارایه خدمات به ایرانیان مقیم بریتانیا را تحت عنوان دفتر حفاظت منافع ایران در سفارت عمان راه اندازی کرد و اکنون در اغلب موارد به اتباع ایرانی سرویس می دهد.
به دنبال انتخاب تاریخی حسن روحانی به ریاست جمهوری و تغییر رویکرد و وجهه ایران در جامعه بین المللی، بریتانیا به سرعت و به طور جدی به تغییر مواضع و لحن خود در قبال ایران پرداخته و خواستار بهبود روابط خود با تهران شده است. این تغییر موضع در درجه اول به تغییر رفتار و لحن ایران بستگی دارد. در مرحله بعد، بریتانیا به این نتیجه رسیده که کوشش های ضدایرانی در هشت سال گذشته و مهم تر از آن، پیشگامی لندن در کارزار غرب علیه ایران، اگرچه به ایران لطمه زیادی وارد آورده، ولی برای بریتانیا نیز مطلقا سودآور و مفید نبوده است.
از این جهت دولت کامرون مترصد آن است که با بهبود تدریجی روابط با تهران، بتواند در شرایط جدید مناسبات جامعه جهانی با ایران، روابط پرثمری ایجاد کرده و از نظر سیاسی و اقتصادی با ایران تعامل مطلوبی داشته باشد. بریتانیا به درستی به این نکته واقف است که اولا ، حل و فصل مشکلات منطقه ای بدون مشارکت و حمایت ایران بسیار دشوار و حتی ناممکن است، ثانیا بریتانیا طی دست کم یک دهه اخیر ازرقبای اقتصادی خود مانند ایتالیا و آلمان در بازار ایران عقب افتاده و ایجاد و گسترش مناسبات همه جانبه اقتصادی با ایران امکان مطلوب مشارکت اقتصادی و بازرگانی برای هر دو طرف در زمانه بحران اقتصادی جدی برای تهران و لندن فراهم خواهد کرد.
افکار عمومی، لابی گروه های تندرو دست راستی و حامی اسرائیل و گروه های مخالف ایران در اروپا، خواستار بهبود روابط ایران و غرب به طور کلی و به خصوص روابط تهران و لندن نیستند. آنان مدعی هستند که ماهیت حکومت ایران پس از انتخاب روحانی تغییری نکرده است و ضمنا از نظر ایمنی و شرایط مطلوب لازم، اوضاع برای بازگشایی سفارت بریتانیا در تهران و بهبود مناسبات دوجانبه مطلوب نیست. از این جهت، وزارت خارجه بریتانیا قصد دارد تا با اعمال سیاست گام به گام، ضمن ارزیابی تدریجی وضعیت ایران، از شوک ناگهانی بازگشایی سفارت پس از اشغال دو سال قبل و تبعات سیاسی و تبلیغاتی آن کاسته و به مرور زمان بستر مناسبی برای بهبود کامل روابط مهیا کند. این البته تاحدی به ادامه حرکت ایران در جهت تنش زدایی و مذاکرات با غرب در موضوعات مختلف، به خصوص برنامه هسته ای کشورمان نیز بستگی خواهد داشت.
ایران از مدت ها قبل و حتی قبل از انتخابات اعلام کرده که در موضوع بازگشایی سفارت خانه های دو کشور و بهبود روابط جدی است. مساله مصوبه مجلس شورای اسلامی درباره کاهش سطح مناسبات دو کشور نیز در شرایط فعلی موضوعیت ندارد، چرا که پس از مدت ها قطع عملی روابط، اکنون نیز قرار است روابط در حد کاردار غیرمقیم برقار شود که پاینن تر از حد مورد نظر مجلس است. طبیعی است که اگر فضای مناسب بین دو کشور برای بهبود و ارتقای سطح روابط منصفانه و محترمانه دوجانبه ایجاد شود، قانون گذاران ایران نیز نباید مخالفتی با ارتقای سطح روابط در موقعیت جدید داشته باشند.
طبیعی است که گروه های مختلف تندرو در ایران و بریتانیا تلاش کنند تا از راه های مختلف سیاسی، تبلیغاتی و حتی با انجام اقدامات نامتعارف مانع بهبود روابط دو کشور شوند. این تلاش ها هم می تواند براساس آموزه ها و باورهای سیاسی بوده و هم براساس منافع مادی و علاقه به تداوم انزوا و تحریم ایران و ادامه رواج بازارهای غیرمتعارف به نفع سوداگران پنهان و کشورهای رقیب و دشمن ایران صورت گیرد. با این همه و باوجود موانع و دشواری های مختلف، به نظر می رسد که عزم دو دولت در بهبود روابط و عادی سازی مناسبات در جنبه های مختلف جدی است.‪/14

کلید واژه ها: بریتانیاایراندکتر مجید تفرشی


نظر شما :