راه برقراری روابط بلندمدت با مسکو

روسیه بزرگ‌تر از پوتین است

۱۴ خرداد ۱۳۹۶ | ۲۲:۳۰ کد : ۱۹۶۹۳۰۵ اخبار اصلی اروپا
روسیه آن قدر بزرگ است که پیدا کردن آن روی نقشه کار بسیار آسانی است و این وسعت آنها را قادر خواهد کرد تا خودکفایی خود را حفظ کنند.
روسیه بزرگ‌تر از پوتین است

نویسنده: لئونید برژینسکی

دیپلماسی ایرانی: دونالد تاسک، رئیس شورای اروپا پس از دیدار با دونالد ترامپ در روز پنجشنبه گفت که دو طرف دیدگاه های متفاوتی در قبال روسیه دارند. اگرچه جزئیات این تفاوت فاش نشده است اما می توان با خیال راحت فرض کرد که ترامپ با وجود تمام مشکلات رسوایی اش در خانه در رابطه با روسیه، مواضعی نزدیک تر به مسکو نسبت به تاسک داشته باشد. برای برخی شایعات موجود در آمریکا به این معنی است که روسیه اهرمی علیه ترامپ برای ایجاد فشار دارد اما برای من این مفهموم به معنای تلاش ترامپ برای برقراری رابطه ای عملی با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه است.

شکل چنین رابطه ای اگرچه آشکار نیست اما بسیار پیچیده تر از یک دوراهی ساده ایدئولوژیک میان مماشات با یک رژیم سرکش و درک بدبینانه از منافع نظامی و اقتصادی آمریکا است. موضوع اساسی این است که ایالات متحده خواهان رابطه ای طولانی مدت با روسیه است که برقراری آن فراتر از قدرت ترامپ و ولادیمیر پوتین خواهد بود.

برخی از سرسخت ترین دشمنان پوتین به خصوص در اوکراین، امیدوارند که فساد و رژیم وابسته به نفت روسیه، آنها را به سمت فروپاشی ای مانند آنچه در اتحاد جماهیر شوری رخ داد، بکشاند. اگر این پیش بینی شما باشد پس یک رابطه طولانی مدت لازم نیست و تنها چیز مورد نیاز صبر استراتژیک کافی برای دیدن پیشامدهایی است که به ارمغان می آید. تحریم های شدید اقتصادی و ادامه فشار بر قیمت نفت ترفندی است که در نهایت عواقبی خوش یمن خواهد داشت. به هرحال رهبران غربی مع فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به عنوان تهدیدی برای ثبات جهانی می ترسیدند مشاهده کردند که این ترس تنها احتیاطی بیش از اندازه بود: سلاح های هسته ای روس ها به دست مافیا نیفتاد و جنگ به سبک یوگسلاوی در فضای پس از شوروی شکست. هرچند انتظار برای فروپاشی روسیه، تاکتیکی ابلهانه به نظر می رسد.

بنابراین تلاش برای رابطه ای طولانی مدت با روسیه براساس این تشخیص که این کشور همچنان با ثبات باقی خواهد ماند احتمالا ایده ای بهتر است. روسیه آن قدر بزرگ است که پیدا کردن آن روی نقشه کار بسیار آسان خواهد بود و این وسعت آنها را قادر خواهد کرد تا خودکفایی خود را حفظ کنند. آنها برای قرن هاست که قدرتی نظامی به حساب می آیند. پوتین قدرت را رها کند یا این که بمیرد، این کشور همچنان به راهش ادامه خواهد داد چرا که از شخصیتی قوی برخوردار است.

ایالات متحده می تواند انتخاب کند که با روسیه به عنوان رقیب بلند مدت ژئوپلیتیک، وزنه ای خطرناک در برابر ارزش های غربی و اثری فاسد کننده جهانی در انتخابات و باقی مسایل، برخورد کند. به هرحال، سنت بیزانسی پوتین را به یکی از قوی ترین رهبران روسی که در قرون اخیر زندگی کرده، تبدیل کرده است و این قدرت با حذف او نیز از بین نخواهد رفت. تمام آنچه ایالات متحده باید انجام دهد این است که تا حدی متقاعد کننده اما با دقت از زور استفاده کند تا روسیه و در راس آن پوتین عقب نشینی کنند. مشخص نیست که آیا ایالات متحده توانایی اجرای چنین پروژه ای داشته باشد آن هم در هر زمانی که روسیه دست به اقدامی بزند. آیا دولت آمریکا محبویت خود را با حضور سوریه و تلاش برای حذف بشار اسد از دست داده است؟ آیا رای دهندگان آمریکایی با ماجراجویی نظامی در اوکراین موافق هستند؟ مشخصا رفتار غیرمصمم امریکا از نگاه مسکو قدرتمند دیده نمی شود. پوتین همواره مابل به برداشتن گام هایی اضافی بوده است چرا که با پشتوانه ای دموکراتیک رهبری نمی کند و داشتن افق هایی بلند مدت به نگه داشتن محبوبیت او کمک خواهد کرد.

از سوی دیگر شتاب ارضی روسیه در اوکراین کاملا غیرغربی است. ایالات متحده حق دارد تا برای تقویت اقتصادی و ساختاری اوکراین اقدام کند. هرچند اشتباه در انتخاب نیروهای سیاسی گامی رو به عقب است که به همراهی فساد دولتی در اوکراین به خطر بی اعتبار شدن ارزش های غربی منجر می شود. تصمیم ایالات متحده در خودداری از ارسال سلاح های کشنده به رژیم کیف باعث شد که خطر بالقوه به آسیب رسیدن بیشتر به ارزش های غربی برطرف شود.

بنادر روسیه، از عوامل تمایل اساسی غرب برای تجارت آزاد با این کشور است. همیشه تلاشی در روسیه برای ایجاد اتحادیه گمرکی آزاد با کشورهای شوروی سابق وجود داشه است که بخشی از علاقه آنها برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی باوجود تمام موانع سیاسی را نشان می دهد. تحریم اقتصادی مساله ای است که بی درنگ دولت پوتین را برای تلافی به اشتباه می اندازد: هدایت کشور به جهتی مخالف یعنی مسیر غیرغربی. درحالی که تحریم شخصیت ها آن چیزی است که لازم است: تحریم شخصیت هایی که سیاست های بیزانسی را به راه انداخته و ضدغربی رفتار می کنند، تحریم کسانی که تجاوز به اوکراین را به راه انداخته اند، تحریم کسانی که حقوق بشر را نقض کرده و اقلیت یا مخالفان را آزار و اذیت می کنند. غرب و ایالات متحده به طور خاص باید به ممنوعیت رسانه های دولتی روسیه توجه کنند: دستگاهی تبلیغاتی که به ایده های غربی و مطبوعات آزاد توهین می کنند.

ایجاد معامله ای در سوریه، تسهیل رفت و آمد در شخصیت های روسی طرفدار غرب در اوکراین، حفط تحریم شخصی علیه مقامات ورسی و مبارزه با تبلیغات دولتی روسیه از نظر بسیاری در غرب سیاستی متناقض است. درحالی که این طور نیست. این یعنی معامله با رهبر فعلی روسیه تنها تا جایی که برای حفظ روابط بلندمدت با روسیه لازم است. روسیه خود بیشتر از غرب نگران مسئله تغییر رژیم است. آونگ زمان جلو و عقب می رود، رژیم ها می آیند و می روند اما این کشور و مردم هستند که باقی می مانند. باز نگه داشتن درها برای روسیه و روس ها، نه فقط بازکردن درها در شرایطی خاص، ترفندی است که روابطی درست و طولانی مدت را برآورده می کند.

ترامپ و دولت او به نظر افکاری بلندمدت ندارند. درحالی که به طور غریزی در آغوش سیاست هایی قرار گرفته اند به طوری متناقض از بازی ایجاد روابط طولانی مدت حمایت می کند. تاسک به وضوح مواضعی علیه کرملین دارد درحالی که ترامپ به سمت همکاری با روسیه در سوریه گام برمی دارد. سوریه نقطه ای خوب برای شروع همکاری است اما برای این که این استدلال فکری درست ادامه پیدا کند باید این مسیر را عاقلانه ادامه داد نه غریزی.

منبع: بلومبرگ/ مترجم: روزبه آرش

کلید واژه ها: اوکراینروسیهایالات متحده امریکاولادیمیر پوتیندونالد ترامپ


نظر شما :