افتتاح سفارت آمریکا در بیت المقدس نماد ظاهری معامله بزرگ قرن

نتانیاهو روی خشم مردم فلسطین قمار کرده است

۰۱ خرداد ۱۳۹۷ | ۱۵:۰۵ کد : ۱۹۷۶۶۱۶ گفتگو خاورمیانه
جعفر قنادباشی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که یقینا افتتاح سفارت آمریکا در بیت المقدس و نیز به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی بخش ظاهری و نماد معامله بزرگ قرن است. چرا که در این طرح آمریکا سعی دارد تا تمامی اراضی موجود در مرزهای اشغالی 1948 و1967 را به مناطق تثیبت شده ای برای صهیونیست ها بدل کند.
نتانیاهو روی خشم مردم فلسطین قمار کرده است

دیپلماسی ایرانی  - بالاخره ساعت 5 و30 دقیقه عصر امروز (دوشنبه) تصمیم دسامبر سال گذشته میلادی ترامپ در به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل و طرح انتقال سفارت آمریکا به آن عملیاتی و سفارت ایالات متحده در بیت المقدس افتتاح خواهد شد. هر چند که بسیاری از کشورهای جهان نگران هستند که این اقدام آمریکا باعث افزایش تنش ها در کرانه باختری و نوار غزه شود اما تل آویو در کنار واشنگتن در روزهای منتهی به افتتاح تلاش های جدی را برای  انجام آن داشته اند؛ به خصوص که این اقدام در آستانه آغاز تشکیل رژیم صهیونیستی موسوم به روز نکبت هم می تواند حاوی پیام های معناداری باشد. این مساله زمانی جالب تر می شود که برخی اخبار از مطرح شدن طرح معامله بزرگ قرن حکایت دارد. اما اهداف و برنامه های کاخ سفید و شخص ترامپ از این اقدام در شرایط کنونی و تاثیر آن بر تحولات جاری فلسطین و کشورهای منطقه موضوع گفت وگوی دیپلماسی ایرانی با جعفر قناد باشی، کارشناس مسائل خاورمیانه شمال آفریقا است که در ادامه می خوانید:

بعد از تصمیم جنجالی ترامپ در سال گذشته میلادی مبنی بر انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به بیت المقدس امروز (دوشنبه) طی مراسمی این تصمیم عملیاتی می شود. هرچند که خود ترامپ برای انجام این کار به اسرائیل نیامد و دخترش ایوانکا وظیفه افتتاح سفارت را بر عهده گرفت. اما در کابینه او هم مخالفان جدی با این اقدام وجود دارد. در سایه این مساله اهداف و برنامه های انجام این اقدام در چنین شرایط ملتهبی برای واشنگتن و تل آویو چیست و دلیل مخالفت برخی از اعضای کاخ سفید و نیز برخی از نمایندگان با این اقدام ترامپ را در چه پارامترهایی می دانید؟

ابتدا به ساکن باید گفت که این مساله از همان ابتدا تا به امروز که منجر به افتتاح سفارت آمریکا در بیت المقدس خواهد شد، خبر از اشتباه به شدت راهبردی کاخ سفید و شخص ترامپ در خصوص خاورمیانه و تحولات این منطقه دارد که یقینا به دلیل عدم آگاهی او از دنیای سیاست است که دلیل مخالفت برخی از آمریکایی ها با این اقدام ترامپ هم ناشی از این عامل است. اما در خصوص اهداف این اقدام باید گفت که اکنون با توجه به تحولات سوریه و عدم حضور پررنگ آمریکا ترامپ به دنبال پر کردن این خلاء در جای دیگر است. لذا این تصمیم ترامپ علاوه بر نوعی حمایت از رژیم صهیونیستی می تواند نوعی حضور مجدد در منطقه را برای آمریکا به دنبال داشته باشد. از طرف دیگر این مساله می تواند نوعی فضا را برای صهیونیست ها در شرایط کنونی فرهم آورد به خصوص که این رژیم اکنون از درون با چالش های متعددی روبه رو است.  

اما ریسک و خطر این اقدام در این شرایط چیست؟

 ما در 7 هفته منتهی به روز نکبت شاهد خروش مردم فلسطین بوده ایم که کماکان ادامه دارد. یقینا در این وضع ملتهب، افتتاح سفارت می تواند آتش اعتراضات به شدت جدی تر ودر عین حال گسترده تر مردم فلسطین را در پی داشته باشد. لذا به نظر می آید در روزهای آتی وضعیت امنیتی اسرائیل به شدت تهدید شود. از سوی دیگر هم یقینا این اقدام به شدت اشتباه آمریکایی ها سبب خشم کل جامعه اسلامی خواهد شد، خشمی که می تواند در روزهای آتی به عنوان یک خظر بزرگ شرکت ها، سفارت خانه ها و حتی جان تابعین آمریکا در سایر نقاط جهان و به ویژه مناطق و کشورهای اسلامی را تهدید کند. به هر حال قدس قبله اول مسلمانان بوده و برای اسلام از اهمیت ویژه و خاصی برخوردار است. دست درازی و تعدی به این آرمان مسلمانان مطمئنا بی پاسخ نخواهد بود. افزون بر این ما حتی در روزهای آینده می توانیم شاهد باشیم که خطر خشم جامعه مسلمان دامن کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را که با این طرح همراهی خود را نشان داده اند هم بگیرد.

اتفاقا در این پرونده افتتاح سفارت می توان نتانیاهو را قربانی دانست. به این معنا که اگر مساله سفارت آمریکا در بین المقدس شکست خورد همه عواقب آن دامن خود نتانیاهو را خواهد گرفت. لذا اگر چه که می توان تصمیم ترامپ را نوعی کاش فشار دانست اما می تواند به عنوان یک چاقوی دو لبه هم عمل کرده و در صورت شکست طرح ترامپ و بحرانی شدن وضعیت در فلسطین اشغالی سقوط دولت و برکناری نتانیاهو را در پی داشته باشد.

در برخی از تحلیل ها کارشناسان امر معتقدند که تصمیم ترامپ برای انتقال سفارت در سال گذشته میلادی و همچنین افتتاح آن انحراف افکار عمومی و کاهش فشار بر تل آویو است، چرا که به دلیل فساد مالی و اداری فشارهای افکار عمومی سرزمین های 1948 بر نتانیاهو به شدت افزایش یافته و علاوه بر خودش دامنه این فشارها حتی به همسر و پسرش هم که پرونده های مفتوح فساد دارند کشیده شده است؟

در پاسخ به این سوال باید گفت که از همان زمان اعلام تصمیم ترامپ تا به امروز که این تصمیم عملیاتی شده در جامعه جهانی و افکار عمومی نوعی انحراف شکل گرفته است. چرا که تلاش ها و کوشش هایی در کار است که بنا دارد تصمیم ترامپ به انتقال سفارت در سال گذشته میلادی و افتتاح آن را منحصر به نتانیاهو و حزب او کند. حال آن که نه تنها نتانیاهو بلکه تمامی سران رژیم صهیوینستی و صهیونیست های مقیم آمریکا و اروپا به شدت تلاش دارند که بیت المقدس پایتخت رسمی اسرائیل شود. این باور و اعتقادی جدی برای صهیونیست ها است. اتفاقا در این پرونده افتتاح سفارت می توان نتانیاهو را قربانی دانست. به این معنا که اگر مساله سفارت آمریکا در بین المقدس شکست بخورد همه عواقب آن دامن خود نتانیاهو را خواهد گرفت. لذا اگر چه که می توان تصمیم ترامپ را نوعی کاهش فشار دانست اما می تواند به عنوان یک چاقوی دو لبه هم عمل کرده و در صورت شکست طرح ترامپ و بحرانی شدن وضعیت در فلسطین اشغالی سقوط دولت و برکناری نتانیاهو را در پی داشته باشد.

شما به ریسک و خطرات افتتاح سفارت آمریکا در بیت المقدس اشاره داشتید؛ در این راستا دامنه واکنش ها می تواند چگونه باشد؟

واکنش هایی که این خطرات و ریسک ها را در پی دارد در سه دسته واکنش های سریع و کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت دیده می شود. در واکنش های کوتاه مدت اکنون مردم فلسطین امروز در تمامی مناطق آماده برگزاری راهپیمایی میلیونی در اعتراض به انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به قدس اشغالی و افتتاح آن هستند، به گونه ای که می توان گفت این راهپیمایی کم سابقه ترین و حتی بی سابقه ترین راهپیمایی تاریخ فلسطین است. هر چند که عقبه این واکنش ها بیش از 7 هفته است که شروع شده است و در طول این مدت بیش از یک صد فلسطینی به شهادت رسیده و قریب به ده هزار نفر هم مجروح شده اند، اما از امروز این اعتراضات رنگ جدی تری به خود می گیرد. علاوه بر این رژیم صهیونیستی برای آماده کردن شرایط افتتاح سفارت در شب های منتهی به امروز مناطقی از غزه را هم بمباران کرده اند. با این اقدامات ارتش رژیم صهیونیستی دست به کشتار و سرکوب گسترده برای کاهش اعتراضات و واکنش های ملت فلسطین دارد. اما یقینا این کشتار در جهت عکس به شدت گرفتن اعتراضات کمک خواهد کرد. همچنان که پیشتر هم گفتم احتمالا این واکنش های کوتاه مدت حتی به کشورهای مسلمان هم کشیده شود و روزهای آتی روزهای بسیار سختی برای صهیونیست ها باشد. در این مدت هم منافع آمریکا در منطقه به شدت تهدید خواهد شد. اما در واکنش های میان مدت یقینا آمریکا جایگاه خود را در سال های آتی در میان کشورهای اسلامی از دست خواهد داد. به بیان دیگر اکنون این رفتارهای ترامپ نه تنها به نفوذ بیشتر آمریکا کمکی نمی کند که حی دایره منافع واشنگتن را در خاورمیانه و سایر مناطق جهان با چالش های جدی روبه رو می کند. لذا در میان مدت یک هم افزایی نفرت در خصوص آمریکا و رژیم صهیونیستی در جهان اسلام شکل خواهد گرفت. در نتیجه ترامپ در یک کوته اندیشی که ناشی از عدم شناخت او از دنیای سیاست و دیپلماسی است منافع آمریکا را فدای برخی نمایش های اسرائیل دوستی خود می کند. هر چند که منافع اسرائیل از اولویت های دیپلماتیک آمریکا است اما روش حفط منافع هم می تواند موثر باشد که در این خصوص ترامپ به شدت ناشیانه عمل کرده و می کند. چون که نباید این را فراموش کرد که اهانت به مقدسات دین مبین اسلام حال به هر نام و عنوانی ابلهانه ترین کاری است که می تواند منجر به نابودی مسببانش شود، کاری که ترامپ اکنون آن را انجام داده است لذا دامنه نابودی حتی می تواند به پایگاه های نظامی آمریکا در کشورهای اسلامی خاورمیانه، غرب آسیا و شمال آفریقا هم کشیده شود. در طولانی مدت هم اکنون شرایط برای یک بسیج عمومی در فلسطین و جهان اسلام شکل گرفته تا موجودیت رژیم صهیونیستی را برچیند. در این راستا اگر در طول چند سال اخیر شاهد نوعی انفعال و حتی همراهی فتح و سارمان آزادیبخش فلسطین با اسرائیلی ها بودیم اکنون محمود عباس هم در واکنش های های اخیرش نوعی رجعت به دوران مبارزاتی دارد. به موازاتش هم امکان دارد در آینده این جریانات به سمت آغاز مبارزات خود با رژیم صهیونیستی گام بردارند. شاید برای عملی کردن این کار سازمان آزادیبخش فلسطین اقدام به عضو گیری در تمامی کشورهایی کند که در آنجا حضور دارد.

همزمان با افتتاح سفارت آمریکا در بیت المقدس و یا طی روزهای آینده زمزمه های مطرح شدن "معامله بزرگ قرن" به عنوان نقشه راه و طرح صلح ترامپ در فلسطین هم مطرح است. در این وضعیتی که متحد سنتی آمریکا و اسرائیل در فلسطین هم اکنون به منتقد جدی آنها بدل شده است، این برنامه می تواند کانون چه تحولاتی در آینده باشد؟

همان طوری که از اسم معامله بزرگ قرن بر می آید باید همه طرف ها در این طرح رضایت داشته باشند. معامله زمانی معامله خواهد بود که همه طرف های آن سود خود را ببرند، در غیر این صورت نمی تواند اسم معامله را یدک بکشد. نکته بعدی هم خود اقدام به افتتاح سفارت در بیت المقدس است. در این راستا باید گفت که یقینا افتتاح سفارت آمریکا در بیت المقدس و نیز به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی بخش ظاهری و نماد معامله بزرگ قرن است. چرا که در این طرح آمریکا سعی دارد تا تمامی اراضی اشغالی 1948 و1967 را به مناطق تثیبت شده ای برای صهیونیست ها بدل کند. هر چند که جزئیات دقیق و کاملی از این طرح هنوز به بیرون درز نیافته و تنها شمایل کلی از آن در محافل سیاسی و بین المللی مطرح است اما به نظر می رسد در سایه اجرای این طرح، فلسطینی های مناطق اشغالی ۱۹۴۸ مجبور به ترک سرزمین های خود می شوند تا دولت یهودی مورد نظر اسرائیل در این مناطق استقرار کاملی پیدا کنند. در این راستا هم موضوع بازگشت پناهدگان فلسطینی به این مناطق و حضور در این سرزمین که طبق معاهدات جهانی یک حق مسلم برای فلسطینی ها است و حتی در مذاکرات با طرف های صهیونیست هم اقرار به این حق شده، منتفی خواهد بود. افزون بر اینها چشم طمع اسرائیل به بخش های زیادی از سرزمین های اشغالی ۱۹۶۷ هم خواهد بود که سیاست شهرک سازی به همین منظور انجام گرفته است. حتی کرانه باختری و اشاره به بیت المقدس به عنوان پایتخت فلسطین به فراموشی سپرده شده است. لذا در کل معامله بزرگ قرن تمامی قطعنامه های بین المللی را نادیده گرفته است. از همنی رو نیز به نظر می رسد که آمریکا در روزها و هفته های آتی فعالیت های دیپلماتیک معناداری را در فلسطین آغاز خواهد کرد تا بتواند به اصطلاح خود معامله بزرگ قرنش را عملی کند. ترامپ سعی دارد تا بعد گذشت 70 سال از تاسیس رژیم منحوس صهیونیستی استقرار کامل و شکل گیری دولت را برای صهیونیست ها تمام شده تلقی کند. اما بر خلاف این باور رئیس جمهوری ایالات متحده علی رغم افتتاح سفارت خود در بیت المقدس هیچ کدام از ابزارها، بستر و شرایط این مساله (انجا مهامله بزرگ قرن) را در فلسطین مهیا نکرده اند و حتی اقداماتش باعث ملتهب تر شدن مساله فلسطین هم شده است. لذا امکان دارد که فلسطین در سایه این بی برنامگی ترامپ دوباره کانون توجهات جهانی شود. روی کار آمدن ترامپی که توجهی به قوانین و مقررات بین المللی ندارد سبب شده تا مساله فلسطین با تنش ها و تحولات جدیدی روبه رو شود و این اشتباه محاسباتی کاخ سفید است، چرا که اگر واشنگتن به دنبال حل مساله فلسطین حتی به نفع خود بود، باید از مجرای یک سیاستمدار کار کشته و با سیاست چراغ خاموش این کار صورت می گرفت، اما ترامپ با اقدامات بدون فکر همه منافع آمریکا و اسرائیل را در معرض تهدیدی جدی قرار داده است که خوشبختانه به نفع زنده نگه داشتن آرمان فلسطین خواهد بود.

واکنش کشورهای جهانی را چگونه ارزیابی می کنید؟

چنان که در زمان اعلام تصمیم ترامپ در به رسمیت شناحتن بیت المقدس به عنوان پایتخت رسمی اسرائیل کشورهای مهم جهانی با او همراهی نکردند، یقینا در پروسه افتتاح و انتقال سفارت هم کشورها نظر مثبتی ندارند. اتفاقا اروپایی ها این اقدام ترامپ را تنش زا و بحران آفرین تلقی کرده و از ادامه آن ابزار ناخرسندی و نگرانی کرده اند. در طول این مدت تنها چند کشور کم اهمیت آمریکای لاتین و اروپایی مشابه اقدام ترامپ، بیت المقدس را پایتخت رژیم صهیونیستی دانسته اند که حتی تا کنون در راستای این اقدام دیپلماتیک خود سفارتخانه هایشان را از تل آویو به بیت المقدس هم انتقال نداده اند. لذا نمی توان همراهی با این اقدام ترامپ را در جهان مشاهد کرد. حتی متحد منطقه ای او یعنی عربستان هم نمی تواند نظر مثبتی را در این خصوص داشته باشد و این مساله به معنای انزوای آمریکا و اسرائیل در جهان است.

انتشار اولیه: دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 / انتشار مجدد: سه شنبه 1 خرداد 1397

کلید واژه ها: بیت المقدسمعامله بزرگ قرنامریکااسرائیلترامپجعفرقنادباشی


نظر شما :