اجماع درونی لازمه مذاکره با آمریکا

جدال لفظی روحانی و ترامپ، طوفان قبل از آرامش است؟

۰۳ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۷۸۰۱۸ آمریکا انتخاب سردبیر
امیرعلی ابوالفتح در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است که تهران با یک دیپلماسی هوشمند و فعال باید باب گفت وگو را با کنگره آمریکا یعنی قوه مقننه باز کند. در این صورت می توان در زمان مشخص و در یک چارچوب مخصوص به خود که با زمان اوباما تفاوت دارد، می توان با ترامپ هم وارد مذاکره شد.
جدال لفظی روحانی و ترامپ، طوفان قبل از آرامش است؟

عبدالرحمن فتح الهی – 6 نوامبر سال جاری میلادی تاریخ برگزاری انتخابات میان دوره ای کنگره ایالات متحده آمریکا است. انتخاباتی که تکلیف همه ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان ایالات متحده و ۳۴ کرسی از ۱۰۰ کرسی مجلس سنای این کشور را مشخص می کند. نکته اینجا است که سنت سیاسی در آمریکا نشان می دهد عموما حزب رئیس جمهوری در نخستین انتخابات میان دوره ای شکست می خورد و بعضا کنترل کنگره را به حزب رقیب واگذار می کند. در این صورت قدرت قوه مقننه از دست هم حزبی های ترامپ خارج می شود. تهران نیز با درک قدرت تصمیم گیری کنگره به عنوان قوه مقننه در ساختار سیاسی آمریکا اندک امیدی را در ذهن خود کاشته تا شاید با به قدرت رسیدن دموکرات‌ها در کنگره ترمز دونالد ترامپ در تخریب برجام کشیده شود. این امید زمانی نمایان‌تر می‌شود که روحانی در مراسم افطاری سال گذشته خود در بین روحانیون از اهمیت این اتنخابات گفت. وی تصریح کرد شرایطی که امروز در آمریکا وجود دارد دائمی نیست و معلوم نیست که در انتخابات میان دوره‌ای کنگره و دیگر انتخابات پیش رو در این کشور چه اتفاقی بیفتد. اما در سایه این نکات به واقع امکان توازن قدرت در کنگره آمریکا در انتخابات پیش رو در صورت فرض گرفتن حمایت صد درصدی دموکرات ها برای بازگشت آمریکا به برجام وجود دارد یا خیر؟ آیا می توان شرایط را برای عدم اعمال فشارهای کاخ سفید در دوران بازگشت تحریم ها انتطار داشت؟ در صورت پیروزی جمهوریخواهان پرونده ایران به کجا خواهد رسید؟ دیپلماسی ایرانی پاسخ به این سوالات را در گفت وگویی با امیرعلی ابوالفتح، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل آمریکا پی گرفته است که در ادامه می خوانید:

در شرایطی که ایالات متحده تنها 4 ماه دیگر تا برگزاری انتخابات میان دوره ای کنگره فرصت دارد برخی از گمانهزنیها در داخل سبب شده تا اهمیت این انتخابات علاوه بر خود آمریکا برای ایران هم حساسیتهایی را داشته باشد. چرا که در این راستا برخی معتقدند در صورت پیروزی دموکراتها و به دست آوردن اکثریت در سنا و مجلس نمایندگان توان تاثیر بر قوه مجریه و شخص ترامپ برای بازگشت کاخ سفید به برجام وجود دارد. از دید شما این مساله تا چه اندازه مطابق با واقعیتهای میدانی در صحنه سیاسی داخلی آمریکا است؟

در رابطه با این سوال باید چند نکته مهم را در نظر داشت. اول این که اصولا دیپلماسی آمریکا و سیاست خارجی ایالات متحده توسط قوه مجریه اداره و مدیریت می شود نه قوه مقننه. البته منکر نقش و نفوذ قوه مقننه در سیاست گذاری آمریکا نیستم. اما این بدان معنا نیست که اگر ساختار و بافت سیاسی در کنگره تغییر کند الزاما به معنای تغییر در سیاست قوه مقننه و به تبعش سیاست خارجی آمریکا باشد. در این شرایط هم با نگاهی خوشبینانه ممکن است در صورت برتری دموکرات ها این جناح تنها در سیاست خارجی ترامپ موانعی را ایجاد کند و یا در بهترین حالت باعث کاهش سیاست فشار بر تهران شود. اما این احتمال که کنگره بستری را برای التزام مجدد ترامپ به برجام ایجاد کند و یا شرایطی را برای عدم بازگرداندن تحریم ها فراهم آورد، وجود ندارد. لذا این دیدگاه داخلی در خصوص جایگاه انتخابات میان دورهای مجلس سنا و نمایندگان بر توافق هستهای محل چندانی از اعراب ندارد.

اما می توان در سایه نتایج مطلوب نظر، حداقل دور اختلافات و تنشهای دموکراتها با جمهوریخواهان کنگره را در آینده محتمل دانست. در این صورت دو سال پایانی ترامپ در مسند ریاست جمهوریش می تواند محل چالشهای ریز و درشتی باشد که شرایط را برای قدرت عمل بیشتر از او بگیرد؟

 خوب این مساله که وجود دارد. اما تنها در حوزه سیاست داخلی میتوان نتایج این تنشها را دید، نه در سیاست خارجی آمریکا. قوانین در ایالات متحده به گونه ای است که قدرت بی شماری را در اختیار شخص رئیس جمهوری به ویژه در حوزه سیاست خارجی قرار داده است. مساله دیگر هم ناظر بر این است که تهران با جناح دموکرات در آمریکا تنها بر سر یک موضوع مشخص یعنی اجرای برجام توافق نظر دارد. این بدان معنا نیست که آنها (دموکرات ها) در خصوص توان موشکی، حقوق بشر و یا مساله دیپلماسی ایران در خاورمیانه مشکلی ندارند. لذا کنگره هم در زمینه سیاست خارجی به خصوص تقابل با ایران کمترین تنش و اختلاف نظر را با دولت ترامپ دارد. از این رو در صورت پیروزی احتمالی دموکرات ها باز مشکلات عدیده تهران با واشنگتن بر روال سابق خواهد بود. من معتقدم حتی اگر در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 هم هیلاری کلینتون پیروز می شد باز شرایط برای ایران تغییر پیدا نمی کرد. البته نه به اندازه دامنه تنش کنونی ایران با دولت ترامپ. اما یقینا وضعیت تهران - واشنگتن به ثبات نمی رسید. پس کاهش سیاسی فشار و تخاصم در صورت پیروزی دموکرات ها وجود ندارد.

قدرت وتوی قوه مقننه نمی تواند در قالب ترمز سیاست های ترامپ عمل کند؟

وتو زمانی انجام می گیرد که یک قانون در کنگره تصویب شود، اما رئیس جمهوری از امضاء و انجام آن خودداری کند. در این صورت کنگره مجددا رای گیری خود را در همان زمینه خواهد داشت و در صورت کسب دو سوم آرای موافق در هر دو مجلس دولت ملزم به امضاء و اجرای آن قانون خواهد شد. اکنون در خصوص هیچ کدام از مسائل ایران چنین وضعیتی در آمریکا وجود ندارد. با قدرت عمل بالایی که رئیس جمهوری آمریکا دارد وی می تواند از توافقات و قراردادهای چندجانبه خارج شود. لذا ذیل قوانین داخلی ایالات متحده خروج ترامپ از برجام منافاتی با مقررات نداشته و فراتر از قدرت عمل رئیس جمهوری نیست. مضافا این که تحریم های وضع شده ضد ایران مصوبه خود کنگره آمریکا است. پس وتوی قوانین مصوب کنگره توسط خودش امکان ندارد. اگر کنگره به دنبال چنین مساله ای هم باشد اختیار و قدرت عمل آن را ندارد. قدرت عمل در این خصوص تنها در دست رئیس جمهوری آمریکا است. پس در شرایط کنونی مساله وتو امکان تحقق ندارد. مگر این که قوه مقننه بخواهد قانون جدیدی را در این خصوص و ضد سیاست های ترامپ تصویب کند که در ادامه با مخالفت و عدم امضای ترامپ روبه رو شود. البته چنین چیزی در دنیای واقعی هم محال به نظر می رسد. پس اگر دموکرات ها هم پیروز میدان انتخابات شوند، نمی توانند دولت را ملزم به رعایت تعهدات خود در توافق هسته ای کنند. ضمن این که در زمان اوباما برخی از نمایندگان دموکرات کنگره با مخالفت با برجام و نیز برخی از سیاست های رئیس جمهوری آمریکا در قبال ایران مخالفت جدی خود را نشان دادند. کسانی چون چاک شومر که اکنون رهبری اقلیت سنا را بر عهده دارد.  

اگر در بدترین حالت جمهوری خواهان روی کار آیند، همسویی دو قوه مجریه و مقننه می تواند چه شرایطی را در آینده برای کشور به خصوص در زمینه تحریم ها علیه تهران فراهم کند؟

اساسا در قطع همکاری واشنگتن با ایران و دیگر طرف های 1+5 در خصوص اجرای برجام کنگره هیچ نقشی نداشته است. البته کنگره در زمان دولت اوباما تلاش بسیاری را برای عدم حصول این توافق انجام داد که در نهایت هم موفق به این کار نشد.

اما نهایتا برجام در کنگره به صورت قانون داخلی آمریکا تصویب نشد که همین مساله امروز سبب قطع همکاری واشنگتن در زمینه توافق هسته ای شد؟

بله این تنها حربه قانونی کنگره بود. ضمن این که مشابه این رفتار در ایران هم روی داد. اما در سایه همان قدرت بالای رئیس جمهوری آمریکا اوباما فارغ از نظر کنگره توافق هسته ای را به مرحله اجرا در آورد.  

آیا در این خصوص می توان به پروسه لابی امید داشت؟

 متاسفانه قدرت لابی گری ایران در این خصوص تقریبا صفر است. نباید ایران را با قدرت لابی گری یهودیان، کوبایی ها، ارمنستانی ها و یا عربستان یکی دانست. ایران نه تنها قدرت لابی و ولابی گری ندارد، بلکه حتی تماس هایی هم در این خصوص با نمایندگان کنگره هم ندارد. پس اگر چه خروج از برجام مورد نظر کنگره نبود، اما زمانی که پای لابی عربستان و یا اسرائیل به میان می آید، نمی توان امیدی به تغییر شرایط در سایه نبود ارتباط ایران با این بخش را داشت. شاید تنشهایی میان دولت و کنگره وجود داشته باشد، اما زمانی که پای این لابی های قدرتمند به میان می آید کمتر سناتور و نمایندهای حاضر به مخالفت علنی با سیاستهای ضد ایرانی واشنگتن خواهد بود؛ مگر کسانی چون سندرز. لذا من معتقدم که تهران با یک دیپلماسی هوشمند و فعال باید باب گفتوگو را با کنگره آمریکا یعنی قوه مقننه باز کند. در این صورت میتوان در زمان مشخص و در یک چارچوب مخصوص به خود که با زمان اوباما تفاوت دارد، با ترامپ هم وارد مذاکره شد.

 یعنی شما این توان را در دولت میبینید؟

من ایده آقای آشنا را در خصوص باز کردن باب مذاکره با آمریکای غیر ترامپی را چندان قبول ندارم و آن را هم به سود نمیدانم. تهران چه دوست داشته باشد و چه دوست نداشته باشد اکنون رئیس جمهوری آمریکا و رئیس قوه مجریه ایالات متحده شخصی به نام دونالد ترامپ است که در سایه قدرت فراوان و البته قانونیش می تواند نتایج مذاکرات ایران با هر بخش از آمریکا را ناکام بگذارد. لذا باید هر پروسه گفتوگویی باب و بستر ایجاد مذاکره با ترامپ را فراهم کند. یقینا نمیتوان با دور زدن برخی مسائل صورت مساله را پاک کرد. پس باید مساله خود به نام دونالد ترامپ را با دونالد ترامپ حل کرد. سیاست خارجی و روابط بین کشورها به شکل بسیار گستردهای در اختیار رئیس جمهوری قرار دارد. از این رو نمیتوان با مذاکره با کنگره شرایط را برای کاهش تنش، فشار و تحریم فراهم آورد. شاید قدرت سنگ اندازی کنگره هم در این بین وجود داشته باشد. اما در مقابل سیاست های عملی رئیس جمهوری تقریبا هیچ به حساب می آید. لذا اگر دولت به دنبال گفتوگو است، نمی تواند ترامپ را از معادلاتش حذف کند. البته مطلوب این است که با هر دو بازوی هیات حاکمه آمریکا وارد مذاکره و گفت وگو شد.

اگر ایده آشنا را قبول ندارید. سوال اینجا است در این شرایط مدل شما تا چه اندازه‌ای با واقعیات تطابق دارد و تا چه میزان می توان آن را پیش برد. چرا که ما در روزهای اخیر شاهد جدال تند لفظی روحانی و ترامپ بودیم؛ ضمن این که پمپئو هم در سخنرانی خود حملات تند و کم سابقهای را علیه تهران داشت؟

اتفاقا این تنش های و جدال تند لفظی را می توان الگوی رفتاری خاص ترامپ چه در دوران تجارتش و چه در دوان ریاست جمهوریش تلقی کرد. او همواره الگوی تصاعد بحران را برای رسیدن به بهترین توافق در پیش گرفته است. به عبارت دیگر ترامپ طرف مقابل را در معرض یک تهدید و خطر جدی قرار می دهد تا در نهایت بستر را برای مذاکره ایجاد کند. این الگو در خصوص کره شمالی جواب داد. در صورتی که بسیاری معتقد بودند که جدال تند لفظی ترامپ و اون به جنگ هستهای خواهد کشید. در آن دوران ما شاهد بودیم که سران دو کشور در پیامهای خود چه الفاظ و جملاتی را به کار می بردند. اما جدال لفظی روحانی و ترامپ نه نسبت به آن جدال آن قدر تند است و نه قرار به جنگ هسته ای است. ما در جدال ترامپ و اون شاهد بودیم که واشنگتن قول جنگ اتمی در منطقه شبه جزیره کره و منطقه آسیای جنوب شرقی را مطرح می کرد. پیونگ یانگ هم تهدید کرده بود کالیفرنیا را با موشکهای اتمی خود هدف قرار می دهد. اما در نهایت این جدال به دیدار اون و ترامپ انجامید. اگر چه تا کنون این دیدار دستاوردی را در بر نداشته است. اما ترامپ اکنون ادعا دارد اولین رئیس جمهوری تاریخ ایالات متحده است که توانسته پرونده کره شمالی را به پایان برساند. پس این توئیت های تند ترامپ و یا سخنرانیهای آتشین پمپئو بستر ساز کشاندن ایران پای میز مذاکره است. در صورتی که از آن سو ترامپ بر خلاف تمام قوانین سیاست خارجی و مغایر با عرف دیپلماتیک به کرات اعلام می کند که ایران نهایتا پای میز مذاکره با آمریکا خواهد آمد؛ یا این که کار به جایی می رسد که تهران با من تماس می گیرد و درخواست مذاکره می کند. کاخ سفید هم در مقابل آماده مذاکره است. پس می بینید ترامپ هیچ ابایی از ابراز این جملات ندارد. در تاریخ آمریکا حداقل در 40 سال اخیر هیچ کدام از روسای جمهوری آمریکا به این صراحت از علاقه برای مذاکره با ایران سخن نگفته بودند. پس جنگ لفظی روحانی و ترامپ از نگاه واشنگتن طوفان قبل از آرامش است.

اما از دید ایران هم این جدال لفظی هم طوفان قبل از آرامش است؟

در این خصوص اکنون نمی توان با قاطعیت سخن گفت و باید منتظر تحولات آتی بود.

با در نظر داشتن تفاوت های اساسی و بنیادین میان ساختار قدرت سیاسی تهران و پیونگ یانگ و این که روحانی نمی تواند در خصوص مذاکره با آمریکا شخصا تصمیم بگیرد، اجازه تعمیم مدل دیپلماسی در نقطه جوش کره شمالی را در خصوص ایران می دهید. آیا به واقع می توان با مدل دیپلماسی که ترامپ در خصوص کره شمالی سامان داد به تقابل با ایران رفت؟

من معتقدم که در خصوص برجام، توان موشکی، دیپلماسی منطقهای و حقوق بشر و رابطه با آمریکا اجماعی صورت خواهد گرفت که تمام نهادهای تصمیمگیر و تصمیمساز در آن اجماع دخیل خواهند بود. این اجماع هم در شورای عالی امنیت ملی کشور که نمایندگی تمام این نهادها در آن حضور دارند، روی می دهد که مصوباتش به تایید رهبر معظم انقلاب اسلامی می رسد. لذا اگر آن اجماع روی دهد خود را در صحنه عمل و در میدان سیاست خارجی و دیپلماسی نشان خواهد داد. در آینده توافقات و مذاکراتی میان ایران و آمریکا انجام خواهد گرفت. این اولین بار نیست که در جمهوری اسلامی ایران بحث مذاکره با آمریکا مطرح شده است و آخرین بار هم نخواهد بود. ما حتی در پارهای از تحولات هم که ربطی به ایران نداشته پای میز مذاکره با آمریکا رفته ایم. مسائلی از قبیل عراق و افغانستان. ما تجربه نه چندان دور، اما موفق برجام را هم در خصوص پرونده سخت و سنگین هستهای ایران با آمریکا داریم. پس می توان به مذاکره با آمریکا در آینده امید داشت. باید آن اجماعی که به آن اشاره داشتم روی دهد. بله، چنان که گفتید روحانی تنها شخص تصمیم گیر در ایران نیست. بلکه بخشی از یک فرآیند بزرگ تر است. من بر خلاف نظر شما معتقدم در کره شمالی هم تصمیمگیر تنها شخص اون نبوده است، بلکه ساختار حاکمیتی کره شمالی در سایه برخی تغییر مواضع خود پای میز مذاکره با آمریکا رفت. لذا در ایران هم یک شخص خاص تصمیم گیر نیست، چنان که در کره شمالی هم اون تصمیم گیر نبود. اگر این چنین بود این حکومت 50 سال دوام نداشت. در کره شمالی هم اختلاف نظرهایی وجود داشت، اما در نهایت با جمعبندی ساختار حاکمه، تصمیم نهایی را رهبر کره شمالی گرفت. پس باید در داخل کشور هم اول اجماع صورت بگیرد، بعد رهبری انقلاب تصمیم نهایی را در این خصوص خواهند گرفت. چنانی که دستور انجام مذاکرات پیچیده و حساس برجام در خصوص پرونده سنگین هسته ای ایران از توان رئیس جمهوری به تنهایی خارج بود. یقینا مجموعه کل نظام به این نتیجه رسیده بود که باید مذاکراتی در این رابطه صورت گیرد.

کلید واژه ها: حزب جمهوری خواهدموکراتکنگره امریکابرجامترامپامیرعلی ابوالفتح


( ۴ )

نظر شما :